بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد |
هیزم تر فروشی مردم کوهدشت کار دستشان داده است.
مژده! مژده ! که راز بدبختی و بیچارگی مردم کوهدشت توسط دانشمندان محلی کشف شد ٬ (هیزم فروشی ! )
بله آقاهیزم فروشی ! تعجب نکنید ٬ این مردم محترم در قدیم الایام هیزم فروش بوده اند٬ اونم چه هیزمی ؟ هیزم تر! ٬ بله ! ٬ حق دارید تعجب کنید ٬حتما شما هم شنیدید که می گن آقا مگه ما چه هیزم تری به شما فروخته ایم ٬ گویا درمانگاه تامین اجتماعی کوهدشت هم یکی از مشتریان مردم هیزم فروش کوهدشت بوده و بعد از خرید هیزم تر ٬ حالا مثل بقیه وارد معرکه شده ( ببخشید وارد مسابقه اذیت و آزار مردم شده ) و در این مسابقه که نامش اذیت و آزار مردم است بعنوان عامل نگرانی بیماران کوهدشتی وارد میدان شده . و الحق هم داره حسابی تلاش می کنه که مقام اول رو کسب کنه ٬ دمشان گرم و قل قل ٬ این مسابقه که سالهاست شروع شده است همچنان ادامه دارد و هنوز افراد به خط پایان نرسیده اند . کی میرسن خدا می داند ٬ احتمالا ْ نیاز به یه معجزه داره .
ماجرای اصلی چیست ؟ متاسفانه برخورد نامناسب و بدور از شان کسانی که بعنوان پیشانی یک محل عمومی به عنوان نگهبان انجام وظیفه می نمایند و همچنین بموقع حاضر نشدن آقایون محترم پزشک در محل کارشان اوضاع نابسامان درمانگاه تامین اجتماعی را دوچندان کرده است و خوب است بدانید بیشتر مراجعه کنندگان بیمارانی هستند که از اقشار آسیب پذیر و کم درآمد و عائله مند هستند که مورد بی مهری آقایان قرار می گیرند ٬ آقای رئیس محترم بدون شک شما بهتر میدانی که برخورد نامناسب کارکنان شما روحیه رنجور بیماران را ویران می کند . شک داری یه بار دیگه برو کتابهای برخورد با بیمار را مطالعه کن .
دعای نیمه شب کوهدشتی ها: خدایا مگر مردم کوهدشت چه گناهی کرده اند ؟ که این همه نعمت در سراسر مملکت هست فقط درد ورنجش باید مال مردم کوهدشت است ٬ مگرمردم کوهدشت چه هیزم تری به این آقایان مسئول کوهدشتی فروخته اند .
اينا رو يه همشهري براي ما نوشته ( درست يا غلطش هم پاي خودش)
شوراي اسلامي شهركوهدشت به شوراي استخدام فاميلي در شهرداري تبديل شد
آنها از اقوام و وابستگاني كه به ايشان راي داده اند خارج از مدرك٬ لياقت و اعتبار مجوز استخدام صادرمي فرمايند ٬ بدبخت كسانيكه پارتي (قوم وخويش شورائي ) ندارند . نقطه سر خط
ماموريت اصلي شوراي شهر كوهدشت اعلام شد در ۱۰۰ دمین شورا اینگونه تصویب شد: رفع بيكاري ازاقوام – دادن وام به اقوام ٬ دادن پروانه ساخت و ساز ساختمان به اقوام ٬ رفع جريمه شهرداري از اقوام ٬ دعوت از اقوام در مراسمات ويژه و اشنو ٬ دادن جواز كسب به اقوام ٬ سركشي به اقوام ٬ ساخت ساختار زندگي آينده اقوام ٬ و... چند تا امتیاز دیگه که در جلسه بعدی تصویب می شود ... اصلاً غريبه ها كي باشند ٬ شهروند هستند كه هستند ٬ خب باشند ٬ به ما چه ؟ ... مگه ما فضولیم ! ( ای بابا چرا پا تو کفش ما می کنی گلم )
دعاي يك شهروند عادي :خدايا در دور بعدي يكي از اقوام ما بشه عضو شورا ٬ الهي آمين

فامیل بزرگان شهر باشی خیلی خوبه٬حالا هر چه میخوای باشی باش مثلا گوشات نشنوه ٬ اصلاْ اشکال نداره ٬ یه پات بلنگه ٬ مشکلی نیست ٬ چشمات هم کم سو باشه ٬ خب باشه به کسی چه ربطي داره آقا ٬ فقط کافیه آقای ایکس سفارش بکنه به آقای ایگرگ و تو بشی نگهبان اداره مخدرات! ( ببخشید مخابرات )٬ بعد اونوقت می گن فضولی نکن ٬ نمی شه آقا ! ٬ نمی شه ! باید فضولی کرد ٬

اسفندیار خدایی
امروز در شرايطي كه لرستان در سخت ترين شرايط خود به سر مي برد و وعده هاي دولت نهم تحقق نيافته است و نشريات و وبلاگهاي لرستان از ياس و افسردگي حكايت مي كنند دو وبلاگ طنز، يكي "گشتل" از اليگودرز و ديگري "فضول" از كوهدشت حرف از اميد و خنده مي زنند و شايد روحيه اميد و زندگي به دلسوزان لرستان بدهند.
مهارت طنزنويسي از پيشرفته ترين مهرتهاي ارتباطي محسوب مي شود. گاهي يك طنز به موقع يا يك كلام خنده دار از يك مقاله يا كتاب تاثيرگذارتر است. ديل كارنگي نويسنده مشهور آمريكايي مي گويد اگر توانستي مخاطبانت را بخنداني يعني توانسته اي قلب آنها را فتح كني واعتمادشان را كسب نمايي. پس به هدفت رسيده اي.
نقل است در جنگ جهاني دوم در شرايطي كه فرانسه و چندين كشور ديگر اروپايي به تسخير آلمان نازي در آمده بود و نيروي دريايي آلمان هر روز حلقه محاصره انگلستان را تنگ تر مي نمود و هر لحظه بيم سقوط لندن مي رفت، چرچيل نخست وزير انگليس در پارلمان اين كشور مشهور ترين نطق خود را انجام مي داد. سخنراني اواز طريق راديو كه رايج ترين رسانه ارتباطي آن روز بود به هم جاي دنيا مخابره مي شد. چرچيل در اين سخنراني با يك طنز تاريخي موفق شد همه اعضاي پارلمان و همه شنوندگان راديو را بخنداند و روحيه زندگي و اميد را به نيروهاي متفقين بدهد. در بررسي روانشناسانه جنگ جهاني دوم لحظه طنز خنده دار چرچيل را لحظه پيروزي رواني نيروهاي انگلستان و البته مهمترين اقدام تاريخي چرچيل مي دانند.
در جريان بازي فوتبال ايران و استراليا حركات آكروباتيك و طنزآميز احمدرضا عابدزاده دروازه بان تيم ملي ايران در شرايطي كه تيمش دو بر صفر از استراليا شكست خورده بود، روحيه و اميد را به تيم ملي ايران بازگرداند. در نتيجه تيم ملي ايران با موفقيت گلهاي خوذدهرا جبران كرد و راهي جام جهاني شد.
شخصيتهايي كه خود را پشت عنوانهايي چون گشتل اليگودرزي ( سيدال) يا فضول كوهدشتي (قوتل) پنهان كرده اند، اگر چه براي ما ناشناخته اند اما بايد آنها را در زمره توانا ترين و دلسوزترين وبلاگ نويسان لرستاني دانست. طنز نويسي مهارت بسيار پيچيده و هنر بسيار ظريفي است كه دقت بسيار و ابتكار و استعدادهاي ناشناخته ديگري را مي طلبد
فضول كوهدشتي : با تشکر از عزیز دلم خدایی عزیز که ما را مورد لطف قرار داده ٬اظهار نظر دوستان ما را در ادامه راهي كه انتخاب نموده ايم مشتاق تر خواهد كرد ٬ هدفي هم نداريم جز ارتقا ء فرهنگي استان و شهرمان ٬ مي خواهيم مصداق اين كلام باشم كه ادب از كه آموختي از بي ادبان ٬ بگذار ما مقداري درشتي كنيم شايد ديگران بنا بر همين درشتي ما مقداري به خود بيايند ٬ بخدا ما هم لياقت زندگي مناسبتري را داريم ٬لياقت داريم امنيت داشته باشيم و خيلي چيزهاي ديگر كه از وجود آنها محروميم ٬بگذار جراحي نمائيم دردهايمان را ٬شايد مدتي از ديدن چركهاي بعد ازعمل حالمان به هم بخورد ولي بقول عربها ( لا اشكال) بعداً برايمان خوب مي شود انشالله ...
آتش سوزی بزرگ در کوهدشت وحومه

بر اثر انتشار عکسهای بالا ( اجرای کنسرت استاد ایرج رحمانپور سلطان آواز محلی ایران در خرم آباد) در کوهدشت سیتی و دیگر سایت ها و وبلاگ های خائن و خطرناک به آرمان بزرگ قوتل که اقدام به این عمل ناجوانمردانه نمودند آتش سوزی بسیار مهیبی در کوهدشت رخ داد !! در اثر این آتش سوزی که هنوز هم ادامه دارد و شعاع آن حتی به فرمانروایی کوهدشت هم رسیده است تعدادی از همشهریان به دردهای عجیبی از قبیل سوء هاضمه ناشی از عصبی شدن ٬ عصبی شدن معده و سکته خفیف و قوی دچار شده اند ٬ از تلفات نهایی این آتش سوزی فرهنگی هنوز اطلاع کاملی دردست نیست ٬ خبرنگاران واحد مرکزی خبر (دایانیوز) با جدیت کامل در حال پیگیری آخرین خبر ها در این زمینه هستند ٬ آنچه مورد تعجب اکثر کارشناسان امور هنری ( بخوانید چونری ) کوهدشت می باشد این است که آتش نشانی در این زمینه هیچ گونه اقدامی را انجام نداده است و خیلی بی خیال است ٬ ( آخر بی خیالی ٬ بابا تو دیگه کی هستی ) ریاست محترم آتش نشانی که خود از شیفتگان ایرج است اعتقاد دارد ٬ ماموریت ما تعریف شده است ٬ دلهای سوخته و آتش سوزی داخلی هیچ گونه ربطی به ما ندارد ٬ این کار در حوزه امور چونری ( بخوانید هنری ) است ٬ خبرنگار کوهدشت سیتی امیدوار است بتواند با دستگاههای ذیربط تماس حاصل و شما را در جریان بگذارد .
فردای امروز : در تماس ریاست امور چونری اداره ارشد فشنگی (...) با کوهدشت سیتی ٬ ایشان که احتمالا٬با همراه دوم و یا سوم ٬ شاید هم چهارم تماس می گرفتند و گویا در محلی بودند که صدای مبارکشان قطع و وصل می شد چنین فرمودند : منظورتون کدوم ایرجه ( قطع صدا ) فکر کردم شاید ایرج غزل رو می گین (قطع صدا) آره بجای فردین می خوند٬(قطع) ما کی هستم ( قطع شد دوباره ) کوهدشت اجرای کنسرت برای چی میخواد ٬ ما نان ندارم ٬ رقص برای چی میخوایم ( ای بابا بازهم قطع شد )الو الو ... ( آها وصل شد ) خب دل مردم سوخته که سوخته می ر فتند خرم آباد کنسرت می دیدند ٬ ما مگه نوکر مردمیم ( بازهم قطع شد) الو الو ... الو ٬ ( وصل شد ) آقا برو فکر نان باش خربزه آبه ٬ شما به فکر مشکلات دیگه باشید اجرای کنسرت ایرج رحمانپور در کوهدشت پیشکش ( و با عصبانیت قطع شد ) و... حالا من می زنم زیر آواز ٬ من مانده ام تنهای تنهای ... چه صدای بدی دارم ... چشم خفه میشم !
نامه یه همشهری دور از کوهدشت
سلام کوهدشت عزیزم٬ کوهدشت غریب و همیشه تنهایم ، کوهدشت بن بستم ٬ سلام برزخم های کهنه ات، دردهای نگفته ات که هیچ وقت مجالی برای گفتن نداشتی ٬ سلام برمردمان دلتنگ و همیشه قانعت که با ۱۰ کیلو برنج و یه پنج کیلویی روغن سرنوشت خودشون رو می فروشن ... کوهدشت گلم حالت چطور است عزیزم ؟ ... چه می کنی... بامریضی هات چطوری؟ ... می دانم مثل همیشه می سازی و می سوزی.. گلو درد چرکینت چطوره ؟ ... هنوز هم تزریقات چی های ناشی بهت پنی سیلین می زنن؟ ... تنگی نفست چطوره گلم ؟ شنیدم داری تلاش می کنی آسم مزمنت رو درمان کنی... ؟
راستی هنوز دنبال دود و دمی یا نه؟! اعتیادت را چکار کردی؟ ... ادامه می دی یا درمان شدی؟... زبونم لال شنیدم مصرفت بیشتر شده ؟ با مرام می گن تازگی ها اکس خور شدی ٬ کراک هم که مصرف می کنی ؟ میدونی خیلی خطر ناکه؟ میگن اگه ادامه بدی کرم میزنه به همه جات ٬ باآرتروز گردنت چه می کنی؟... هنوز درددت می کنه ؟ احتمال میدم دیگه تاحالا باید دیسک کمرت هم عود کرده باشه...؟
بازخم معده چطوری؟... یادمه خیلی اذیتت می کرد ٬ یادته میگفتم اینقدر کم خوری نکن عاقبت زخم معده می گیری! ... این غذاها دیگه با معده ات سازگار نیست .
یادم میاد اون موقع ها بیکار بودی ٬ هنوز هم بیکاری درسته ؟ .. با بیعارای شهر چکار می کنی ؟ با نداری زمان بیکاری بچه هات چکار می کنی؟ ... الهی بمیرم ٬ شنیدم چند تا از بچه هات شام شب ندارن ٬ از درد بیکاری رفتن کرج ٬ یه جایی به اسم حصار ٬ اولش فکر کردم زندانه ٬ ولی بعد که رفتم و دیدم متوجه شدم دست کمی از زندان نداره ٬ ... سن و سالت هم که دیگه بالا رفته ٬ اگه تا حالا کاری گیر نیاوردی بعیده بقیه بذارن کاری گیرت بیاد... !
آه کوهدشت غریبم .... کوهدشت خوب من... می دونم زخم کم لطفی مسئولین غیر کوهدشتی هنوز رو تنته... دردمند همیشه گرفتارم... باوفای همیشه قانع و ماندگارم... تومستحق این همه بی مهری نبودی بخدا ... هزار بار بهت گفتم نذار این همه نسخه های مختلف جور وا جور برات بپیچند... گوش نکردی ٬ هر که رسید یه جور گرفتارت کرد ٬ آخه تو کدوم شهر سیم خار دار می کشن دور چمن بلوار ٬ اما برای تو کشیدن ٬ دیدی از همه اونایی که فقط ادعا داشتند کسی به دردت نخورد و فقط لاف بود و پرستیژ های بی خود اداری ...
کوهدشت من ... کوهدشت دردمند ٬ بیچاره و آرزومند من٬ حالا که به حرف من رسیدی به چند نکته خوب گوش بده اگه پسندیدی عمل کن و الا.... هر چه دیدی از چشم خودت دیدی ٬ بذار حداقل من حرفامو بزنم تا راحت بشم ٬ بخاطر اینکه خودم رو ببخشم
اول اینکه جوان ها و فرزندان لایق و شایسته ای داری٬ قدرشون رو ندونستی ٬ درسته تو به اون ها نرسیدی ٬ اونا رو دربدر و آواره شهرهای دیگه کردی که الحمدالله همه هم خوب رشد کردن ٬ اما اون ها هیچ وقت تو را فراموش نکردن و تنهات نمی ذارن... مثل همیشه کمکت می کنن روی پای خودت بایستی...
دوم اینکه قول بده دیگه داروی که هر آدم ( مدیر ) ناشی و بی سوادی برات تجویز می کنه نخوری ٬ شاید خیلی ها بخوان دارو خورت کنن.. نگران نباش برای همه دردات دوا پیدا میشه فقط ممکنه کمی طول بکشه اما انشاء الله خوب می شی... نگران نباش عزیزم ٬آخه چرا باید بشی طرح کاد مدیران بی تدبیر و بی ترکیب ٬ چرا باید یه عده ای مدیر فله ای صرف طرفداری از یه آدم که در انتخابات پیروز شده بر مستند حساس ترین ادارات جولان بدن ٬ نه علم مدیریت می دونن و نه سوادش رو دارن ٬ بخدا تو خیلی گناه داری کوهدشت من ٬ دلم برات میسوزه ٬
آخر اینکه عزیزم نگران بیکاری خودت و بچه هات نباش٬ می دونم تو کشور مقام اول رو داری ... اصلاْ بابت این مقام اولی که کسب کردی بهت تبریک نمی گم ٬ انشالله و با یاری خدا با همت همین بچه هات یه کار آبرومند پدر مادر دار برات پیدا می کنیم تا از این گرفتاری نجات پیدا کنی .
وحرف بعد از آخرم کوهدشت گلم ... ای کوهدشت خوب و مهربان من، خیلی ها شاید هنوز نمی دونن تو ۵۵۰ شهید از بهترین بچه ها تو تقدیم انقلاب کردی ٬ خیلی جانباز و آزاده داری که همه شون کلکسیون درد ند ٬ خیلی ها نمی دونن تو یه گردان داشتی به اسم محبین که چندین عملیات بزرگ رو انجام داده ٬ خیلی ها نمی دونن تو بیش از صد ها بار بمباران شدی ٬ تو تشیع جنازه های بزرگ رو بیاد داری ٬ آوارگی مردم رو زمان بمباران بیاد داری ٬ خیلی ها نمی دونن بچه های شیمیایی تو یکی یکی دارن ترکت می کنن و غریبانه می رن تا ابدیت .
کوهدشت عزیزم یه کمی هم به داشته هات فکر کن و مطمئن باش میتونی بهتر بشی... از بچه هات که در مهاجرت هستند دعوت کن ٬ نخبه های شهر رو شناسایی کن ٬ یه جلسه برای نخبه های شهر بذار ٬ ازشون بخوا بهت کمک کنن ٬ بهشون بگو دردت چیه ؟ حتماْ کمکت می کنند ٬ ٬هیچ وقت نا امید نباش... کوهدشت خوب من ... با همه مشکلات، دردها و گرفتاریهایت بازهم دوستت داریم و جان ناقبلمان را فدای ماندگاری نامت می کنیم ... شهرمن... کوهدشت عزیزم ... مامن و زادگاهم... دوستت دارم... دوستت دارم ... دوستت دارم ...

توي يه شهر پر از دود و دم و درد و دورغ همه راحت زندگي مي كردند ٬ كسي با كسي كاري نداشت ـ هر که سرش به کار خودش گرم بود٬ دودی دودش رو هوا میکرد ـ دمی برای خودش دم دمی مزاج بود ( الکی خوش بود ) ٬ یه عده ای هم همسایه درد بودند و زندگی خوبی در کنار درد داشتند ٬ آخه به هم نشینی با هم عادت کرده بودند ـ جدایی مردم و درد یه کم بعید بود ٬ سالها بود با هم بودند و نمی شد که درد مردم رو ترک کنه ٬ نامردی بود ٬ يه عد ه ا ی هم که دروغ می گفتند ـ اونوم چه دورغایی شاخداری ارمغان دورغهاشون جوایز متعدد از المپیک های مختلف بود که نصیب می شد ـ البته نه برای مردم ٬ افتخارش برای از ما بهتران بود ٬ سوگلی جایزه هم برای کسی بود که دروغا رو می گفت و کلی هم برای خودش کیف می کرد ٬ هر دورغی که می گفت خیلی ها باهاش حال میکردند ٬ این خیلی ها که میگم پسر خاله و دخترعمه وپسر عموهاش بودند ـ آخه از دروغهاي اون فاميلاش هم سود مي بردند دانشمندان بومی منطقه بعد از سالهای تلاش و ممارست به این راز مهم ( راز دروغ گفتن مرد دروغگو و خوشحالي نزدیکاش پي بردند که البته مجاز به گفتنش نبودند )
الغرض؟ توی این شهر پر از دود و دم و درد و دروغ ٬ یه روز میرزا رحیم باشی كه پيتزا فروشي مدرنی د اشت که بهش می گفتند کافی شاب تو کافی نت دل درد عجیبی گرفت ـ کارمیرزا کافی شاپی به جاهای باریک کشید ٬ تا جایی که حکیم باشی دستور سونو گرافی صادر کرد ـ میرزا رحیم باشی پیتزایی از ترس اینکه نکنه سونو گرافی اطلاعات غلط بده و اونو زبونم لال حامله نشون بده چند روزی با درد که چند وقتی بود مهمانش بود می سوخت و می ساخت ٬ اما مگه می شد طاقت آورد ـ آخرش چند تا از همون پیتزا خورای بومی به حرمت پیتزایی که نوش کرده بودند دست و پای میرزارحیم باشی پیتزایی رو بستند و بردنش سونو گرافی حکیم باشی کنارمیدان بزرگ شهر ـ نتیجه سونو گرافی یه چیز عجیب رو توی شکم میرزا رحیم نشون میداد ٬ یه گردی اندازه یه یک ریالی توی شکمش دیده میشد ٬ خبردر خبر گزاری دایه نیوز توی شهر پیچید که بله میرزا رحیم باشی پیتزا فروش پول خور شده و پول خورده و علت دل دردش هم همینه ٬ تا چند روزی حرف و حدیث پول خوری میرزا حرف همه مردم اهل دود و دم بود ٬ مدتی گذشت ٬ شبی میرزا که فارغ از عیادت ها و دلسوزی های بیجاو باجا به آسمان پر ستاره می نگریست بیاد خبری افتاد که چند روز پیش از دهان آدمهای درد مند مثل خودش شنیده بود ٬ یه فکری کرد ٬ خبر پول خوری خودش رو قاطی کرد با خبری که شنیده بود ٬ ایندفعه سر درد عجيبي اومد سراغش ٬ سر دردی که ديگه اصلاْ خوب نشد ـ و میرزا همچنان سر درد داره ، بعضي موقع ميره تا همدان٬ اما راستی علت دل درد میرزا چه بود ـ حکیم باشی سونگرافی اینگونه تشخیص داد که یه یک ریالی که نمی دونم چطوری و از کجا وارد یه پیتزا میشه و میرزا هم با یه لقمه پیتزا مخصوص اونو هاپولی می کنه ـ علت دل درد میرزا هم همین بود ـ وجود یک ریالی در شکم میرزا٬ اما خبری که میرزا خونده بود و بعدش سر درد گرفت چی بود : اختلاس چند میلیونی در شهر دود و دم و درد و دروغ توسط آقاي ايكس ٬ میرزا رحیم باشی همچنان که چشمش به ستاره ها بود با خودش گفت: اوسا کریم قربونت برم من یه یک ریالي خوردم دلم درد گرفت ـشهر خبر دار شد ٬ تحلیل ها و تفسیرها بر شکم بی صحبم رفت ٬ پس اونا یی که اون همه پول رو بردند ٬ خوردند و یه آبم روش ٬چرا جایشون درد نگرفت و نمی گیره ٬ بعد با خودش گفت : خب حتما پول دارن میرن درد رو یه جورایی درمان می کنن حالا قیمتش هرچه میخواد باشه ٬ مگه من فضولیم ـ يا یکی رو میخرند از اونایی که اسمشون کارچاق کنه تا درد روبراشون تسکین بده ـ كارها رو درست کنه ٬ راس و ریس کنه ٬ یا اصلاْ نمی ذارن کسی بفهمه درد دارند ٬ مهم اینه که اونا درد نمی کشن ٬... نمی کش نمی ک ش ه ن م ی ک ش ... چرا اینروزها همه چیزا نم کشیده ـ چرا؟ راستي اسم این شهرقبلاً قم دوم بود ـ حالا شده درد یکم
این مقام رو به همه دردمندان تبریک می گیم ما بلاخره اول شدیم
هیپیپ هورا ٬ هیپیپ هووا ...
شهداء در انتظارند ؟+ مسئولین با هم درگیر ند = آهای غریبه کاری بکن

در هر شهری بواسطه شهدای گرانقدر ۸ سال دفاع مقدس مزار شهدای آن شهر تقدسی مبارک یافته و مکانی است برای تضرع و دعا و عرض ادب و احترام به مقام آنانی که مردانه عزت امروز را برای ما به ارمغان گذاشتند ٬ نوع معماری و همچنین ایجاد یادمانهای مهندسی که با نظر گرافیست ها و طراحان حجمی ساخته میشود جلوه ای زیبا به گلزارها میدهد ٬ امادر کوهدشت ما با قبرستانی بنام گلزار شهدا مواجه ایم که هیچ گونه جذابیت بصری را برای کسی بوجود نمی آورد ٬ گروهی از خانواده شهدا از ما خواسته اند تا بگویم : بنياد شهيدعزيز ، شهرداري محترم ،فرمانداری که نیک میدانی حمید ابراهیمی عزیزو دلاورت ٬ فرمانده رشید در آنجا آرامیده است ٬ امام جمعه ي عزيز و دلسوز و فرمانده محترم سپاه تازه نفس به داد خانواده داغدار شهداء برسيد ٬ گلزار شهدای کوهدشت وضعیت مناسبی ندارد ٬ این گلزار در شان دلاور مردان عملیات های شاخ شمیران ٬ والفجر۹ ٬ خیبر و ... نیست ٬ معماری آن (که اصلاْ ندارد) در شان شهدای گردان سر فراز محبین نیست ٬ در شان اسماعیل هادیان٬ شهرام عباسی ٬ حسن احمد پور ٬حاج محمد آزادبخت و پرویز پرویز پور نیست ٬ حیف نیست فرمانده بی باک و رشید گردانمان علی مردان آزادبخت در اینجا آرمیده باشد٬ پس گل و گل زارش کو ٬ مروت طرهانی ٬ حاتم آزاد بخت ٬ علی محمد کوشکی و ... مگر نه برای کیان و ناموس ما شهید شدند٬ و ... اکر کسی هست و گوش شنوایی هست دیگر بس است
ای برادر که اکنون بر مستند نشسته ای نیک میدانم که بودجه بهینه سازی گلزار شهدا را گرفته اید٬ اعمال کاری و بی توجهی چرا ؟ آقای حسین دهقان ریاست محترم بنیاد شهید و امورایثار گران کشور اگر صدای یمان را می شنوی ٬ آهای برادری که در بنیاد مرکز هستی ٬ آهای عزیزی که در استان مسئول گلزارها هستی؟ چرا غافلید؟ از آنچه در کوهدشت می گذرد ٬ اگر بیش از این اعمال کنید دعای نگارنده و همه خانواده شهدا این است که خداوند شما را هدایت ٬ و ما را از شر شما خلاص نماید .
با نگاهی به این عکسها ٬ مقایسه کنید با گلزار شهدای کوهدشت ٬
میخواستم چند تا از عکسهای گلزار شهدای کوهدشت هم بذارم که
صلاح نیست آقایون خودشون دیدند و اطلاع دارند ٬ کافیه


اینم یادمان شهدای یکی از شهرها آذربایجان

اینم ورودی گلزار شهدای شهرستان نکاء٬ آدم لذت
میبره

عبرت بگیرید .............................................
حرف های یک همشهری :
کوهدشتی های مسئول از موقعیت خود برای پیشرفت کوهدشت استفاده کنید

جناب محمدزاده از همان زمان نوجواني فردي افتاده ومتين بود٬ اما يك سئوال از اين مرد بزرگ دارم ٬خدا وكيلی الان كه نزديك طيف قدرت هستيد و حاكميت هم همان خواسته مردم در طول سه دهه بود براي شهرت كاري كردي ؟ يا درنظر داري ؟ اگر كردي دمت گرم اگر نه دوتا پيشنهاد برات دارم برادرخوبم ٬ (چه زود اين منصب ها هرچه كوچك ويا بزرگ باشه از آدما گرفته ميشه نمونه اش آقاي ........) تا ديرنشده كاري كن كارستان
1- دنبال سد معشوره باش تا كوهدشت از اين كه هست تشنه تر ونابود تر نشه
2- با اين همه ذخاير نفتي كه زير پاي مردم كوهدشت هست فكر پیگیری پالايشگاهي باش به هرطريق
با كمك نماينده محترم و تازه نفس شهرستان و ديگر عزيزان ٬ به خدا اين همه موارد خلافي كه ديده ميشه فقط و فقط از بيكاري جوانهاي همشهري شماست ٬ يادت نرفته كوهدشت را قم دوم مي گفتند پس شهرمان را دريابيم موفق باشي.
فضول کوهدشتی : البته الان بعضی ها با گنگستر بازی هاشون کوهدشت روتبدیل کردند به ت گ زا س دوم ٬ شاید بشه گفت حق دارند چون بیکاری هزار جور درد بی درمان میاره ۱- هفت تیر کشی ٬ ۲- تریاک کشی ۳-خط و نشان( تهدیدو ارعاب ) کشی ۴-چاقوکشی ۵- پسر کشی ۶- پدر کشی ۷- نامزد کشی ۸- نخبه کشی ۹- قشون کشی ( اونم از کجابه کجا ٬( از کوهدشت به سعادت آباد تهران برای امرار معاش ٬ ریزش ساختمان و ... شیون و درد و رنج) ٬ و مسئولین ما همچنان در خواب تشریف دارند ...

عکس از سعید سروش عکاس خوب هم استانی
آقای فرماندار؟ میشه یه خواهش بکنم ؟ یکی از کارمندات رو بفرستی کرج ٬ شهرک حصار ٬ جاده چالوس ٬ یه بررسی راجع به کوهدشتی مهاجر که از دست بی کسی ( بی مسئولی ) مهاجرت کردند انجام بده ٬ به نتایج جالبی می رسی ... ٬ تا حالا که ما هر چه فرماندار داشتیم وارداتی بوده ٬ نه تعصبی بوده و نه توجهی ٬ انتظار ما از شما خیلی بیشتر از اونایی است که برای روزمرگی و یه فیش حقوقی که عنوان فرماندار هم توش باشه به کوهدشت آمدند و رفتند و هیچ اتفاقی هم نیفتاد ٪
بنز ۱۲۰ میلیون تومان فدای سرت ـ چیز ۱۵۰۰ تومانی را بچسب
یه معتاد رو می شناسم که البته الان معتاد نیست و ترک کرده٬ این آدم به اعتقاد من جز استثنایی ترین معتادهایی است که من تا حالا دیدم آخه خودش میگه : معتادی ترک نداره ولی تعطیلی داره ٬ معتاد که می شی هیچی برات ارزش نداره از جمله زن و زندگی و غیرت و ... ٬ معتاد که می شی فقط به یه چیز فکر می کنی ٬ بقول رضا عطاران اون چیز ٬ بگذریم چی میخوام بگم مهمه در نزد عده ای در کوهدشت مردانگی اینکونه تعریف شده است که اگر کسی نتواند یه لول چیز بکشه مرد نیست ٬ اگه کسی توی عروسی پای بساط کوفت و زهر مار نشینه مرد نیست و بقول اونا بچه ننه است ٬ یادم میاد یکی از اقوام پدرش فوت کرده بود و اون بنده خدا که مدتی از کوهدشت دور بود در مجلس ختم پدرش چند نفری بهش گفتند بره چیز بیاره برای مهمانها تا کوفت کنند ٬ تا آبرو داری بشه ٬ اون بنده خدا که داشت از تعجب بقولی چشاش قیلی ویلی می رفت گفت اگه قراره آبروی اینطوری داشته باشیم نمی خوام و البته گفته های افرادی که به نیت کشیدن زهر مار به مجلس ختم آمده بودن خیلی خنده دار بود ٬ یکی می گفت : یه دی کیه ٬ دیگری می گفت بوهت بورت ٬ و نفر بعدی که داشت آب دماغش را بالا می کشید میگفت چمر وه ای نهاتی مه نیمه ٬ ... ای قور ای مردیه ٬ و حکایت همچنان ادامه داشت . همگی خمار و... که این خماری هم عالمی داره ٬ همان معتادی که حالا سرحال شده و دارای شخصیت اجتماعیه می گفت: یه روز چند تا معتاد بودیم که همه هم مثل روزهای قبل خمار٬ آب بینی رو هر کاری می کردیم جمع نمی شد ٬ به هر بدبختی و فلاکتی بود اندک پولی ( ۱۵۰۰تومان) برای یکبار نئشگی تهیه کردیم ٬ به محلی رفتیم ٬ اولین نفر که در بین ما از همه سر تر بود و به قولی ما نوچه اش و البته خمارتر از همه ما پشت رل نشست و شروع به کشیدن کوفت کرد ٬ از قضا چشمش به پوستر ماشین بنزی افتاد که روی دیوار بود ٬ در همان حال بین خماری و نزدیک به نئشگی پرسید: راستی فلانی قیمت این بنزها چند است؟ و دیگری در عالم خماری گفت فکر کنم ۱۲۰ میلیون تومان ٬ دوست نئشه ما پک دیگری به چیز( کوفت ٬ زهر مار ٬ یرقان ٬ درد ٬ هلاهل ) زد و گفت : وه لا خو ارزونه ٬
نتیجه اخلاقی : برای معتاد زمستان و تابستان ٬ زیبایی بهار معنا ندارد ٬ بهار را به آنان هدیه نمائیم ٬ در هفته نیروی انتظامی همتی بلند و مانوری باید که جارو زده شود جرثومه های فساد٬ دنبال دانه درشت ها باشید که دانه کوچیکا ول معطلند ...برادر چه نشسته ای ٬ که آنان که معتادند را باید از دست رفته پنداشت بیایید آنان که در مرحله ورود هستند نجات دهیم .
کد بنر کوهدشت سیتی
دوستانی که قصد دارند در جهت اشاعه این وبلاگ تلاش نمایند کد بالا را در قسمت تنظیمات وبلاگ خود کپی نمایند ٬ با تشکر / مدیریت کوهدشت سیتی
۱۰ ترفند در مورد وبلاگ نویسی از جایی دیگه برای شما کپی کردم بد نیست بخونید
مقدمه: تصور نميكردم نوشتههای من در مورد «وبلاگنويسي» جذابيتي برای ديگران داشته باشد.اما استقبال خوب خوانندگان نشان داد كه علاقهمندان اين قسمت كم نيستند.به همين دليل از اين به بعد گه گاه مطالب جالبي كه در اين زمينه يافتم را عرضه خواهم كرد.با توجه به اينكه وبلاگنويسي-اساسا- يك پديده غربي است به همين دليل بهتر ديدم كه از راهنماهای آنها-در ابتدا- استفاده شود.پس اكثر نوشتههای موجود در اين دستهبندی ترجمه هستند.شما ميتوانيد تجربيات شخصي خود را در كامنتهای هر مطلب وارد كنيد.
يكي از اهداف اكثر وبلاگنويسان ايجاد ترافيك بيشتر در وبلاگشان است.گاه اين ترافيك ممكن است لحظهای و ناشي از هجوم از طرف گوگل يا سايتهایی چون بالاترين باشد، اما برای بدست آوردن خوانندگان دائمی و در نتيجه افزايش ترافيك وبلاگ بصورت دائمی بايد بر روي خوانندگان (readers) وبلاگتان ، متمركز شويد.مطالب شما بايد برای آنها جذابيت داشته باشند تا هربار وسوسه شوند كه به وبلاگ شما سر زده و آن را بخوانند. اگر هدف خود را تنها خوانده شدن مطلب قرار دهيد، به نتيجه نميرسيد بلكه بايد هدف، جذابيت برای خواننده باشد؛ تنها در اين صورت است كه نوشتههای شما همانند قلاب، هر روز تعداد خواننده بيشتری را برای شما به ارمغان ميآورد.
چگونه؟ by focusing entirely on the reader, all the time. ترجمه كردن اين جمله از زيبايي آن ميكاهد: با فوكوس كردن كامل بر روی خوانندگان خود، برای هميشه.
1- مشكلات خوانندگان: هر مطلبي كه مينويسيد-علاوه بر جذابيت- بايد برای خوانندگان شما مفيد باشد. يعني شما بايد طرح مشكل كنيد و به خوانندگان خود در حل آن كمك نماييد.خوانندگان خود را بشناسيد و سعي كنيد مشكلات احتمالی آنها را حدس بزنيد.مثلا تعداد زيادی از خوانندگان وبلاگ من كاربر گوگل ريدر هستند، پس نوشتن در مورد گوگل ريدر برای بسياری از خوانندگان اين وبلاگ مفيد است.در وبلاگ خود، خيلي در مورد مشكلات خودتان ننويسيد.با اشارهای كوچك بگذاريد خوانندگانتان متوجه شوند كه شما هم همان مشكل را داريد؛ با اينحال تمام سعي خود را بر روی حل مشكل آنها متمركز كنيد.
2- خوانندگان خود را عصباني نكنيد: نويسنده از كلمه annoying استفاده كرده كه معانی گوناگون دارد: دلخور كردن، اذيت كردن، به ستوه آوردن، مزاحم شدن و… مصداقها چيست؟ استفاده از پنجرههای pop-up ، استفاده زياد از «ادامه مطلب را اينجا بخوانيد» ، ارائه فيد ناقص، استفاده از تبليغات فلش بخصوص متحرك ،استفاده زياد از تبليغات ، استفاده از رنگهای زننده ، استفاده از قالبهای شلوغ و درهم برهم و….
3- به كامنتها پاسخ دهيد: اگرچه برای وبلاگهايي با كامنت فراوان، پاسخ به همه آنها مقدور نيست، اما اگر وبلاگی با كامنتهای محدود داريد سعي كنيد به اكثر آنها پاسخ دهيد.تصور كنيد هر كامنتگذار در حكم صميميترين دوست شماست.سعي كنيد در جواب اكثر كامنتها، از كامنت گذار تشكر كنيد و به سوالات آنها دقيق پاسخ دهيد. ممكن است اين كار وقت زيادی از شما بگيرد اما لازم است.چرا؟ چون فلسفه وبلاگ اساسا مربوط به گفتگو(discussion) است نه بر پايه منتشر كردن نوشته(post).اگر با خوانندههای خود گفتگو نكنيد وبلاگ شما مرده است!
4- به ايميلها پاسخ دهيد: از ايميل برای گفتگوهای شخصي و دوطرفه استفاده كنيد.اگر پاسخ دادن به تكتك ايميلها مقدور نيست، تا حد توان خود اين كار را انجام دهيد.حتي اگر شده است، در حد يك خط به ايميلهای خود جواب دهيد.چرا؟ چون وقتي كه كسي برای شما زحمت فرستادن ايميل را به جان ميخرد، بايد به او ثابت كنيد كه متوجه لطف او هست؛ هرچند با نوشتن يك تشكر ساده.
5- از خوانندگان سوال بپرسيد: هر هفته يا دو هفته يكبار من يك پست تحت عنوان Ask the readers مينويسم.سوال سادهای در رابطه با همان مطلب مينويسم.با اين كار نشان ميدهم كه به عقل و درايت خوانندگان خود ايمان دارم.نشان ميدهم كه برای نظرشان احترام قايلم و اجازه صحبت به آنها ميدهم.اين كار كمك ميكند كه شناخت بهتری از خوانندگان خود بدست اورم و در نهايت ميتواند بنوعی مكمل مطلب اول(مشكلات خوانندگان) باشد.پس: از خوانندگان خود بپرسيد!
6- بهترينهای خود را عرضه كنيد: در سايدبار يا هرجاي ديگری سعي كنيد، بهترين مطالب خود را ارائه دهيد تا خوانندگان شما مجبور نباشند انها را در ارشيو شما جستجو كنند.وقتي بهترينهای شما را بخوانند بيشتر لذت ميبرند، بيشتر ميمانند، بيشتر مشتری ميشوند و با رغبت بيشتری مطالب شما را دنبال خواهند كرد.
7- جستجو را آسان كنيد: يكي از مهمترين كارها-بخصوص برای كساني كه ارشيو حجيم دارند- اين است كه امكانات جستجو در آرشيو وبلاگ را به آساني برای خوانندگان خود مهيا كنند.استفاده از آرشيوهای ماهانه،دستهبندیهای مختلف،قرار دادن جعبه جستجو و… همگي مفيدند.
8- به شكايتها گوش دهيد: اگر كسي از وبلاگ شما شكايت كند ممكن است شما در مقام تدافعی قرار بگيريد يا عصباني شويد.اما يك لحظه فكر كنيد: آنها انقدر برای شما ارزش قايل بودند-حتي اگر ناخودآگاه باشد- كه شكايت خود را مطرح كنند به اين اميد كه آن نقص در وبلاگ شما برطرف گردد.به شكايات گوش دهيد و آنها را همچون گنجي با ارزش ببينيد. هيچ الزامی نيست كه با كوچكترين شكايت خوانندگان، در وبلاگ خود تغييرات ايجاد كنيد؛ اما الزام است كه هميشه با دقت شكايات آنها را مطالعه كنيد.از طرفی پس از تغيير دادن ممكن است گروهی از خوانندگان تمايل داشته باشند كه وبلاگ را به سبك قبل از تغييرات برگردانيد. در هر دو صورت خوانندگان شما گنجينه شما هستند. اين را فراموش نكنيد.
9- چيزی كه آنها لازم ندارند اضافه نكنيد: ( مترجم: نويسنده در اينجا mybloglog را مثال ميزند.شما در همين وبلاگ در سمت راست خود در سايدبار ميتوانيد ويجت مایبلاگلاگ را ببينيد.نويسنده معتقد است، اگرچه مایبلاگلاگ موجب آشنايي بيشتر وبلاگنويسان با هم ميشود اما برای عامه خوانندگان هيچ فايدهای ندارد.شخصا پس از خواندن اين بند دچار ترديد شدهام. هدف من از استفاده از مایبلاگلاگ در اين وبلاگ، از همان ابتدا جهت معرفی اين سرويس به خوانندگان بود.بنظر شما بهتر است اين ويجت را حذف كنم يا اينكه همينطور بماند؟ )
10- در مورد چيزهایی كه مورد علاقه خوانندگانتان نيست ننويسيد: اين بند بهتر بود همراه بند 1 ميآمد اما بدليل اهميت ؛ لازم است بر روی آن تاكيد شود. در مورد چيزهایی كه ارتباطی با وبلاگ شما ندارند، زياد ننويسيد.مثلا اگر در مورد ترفندهای وبلاگ نويسي، مينويسيد سعي كند در وبلاگ خود زياد مطالب مرتبط با سياست يا ورزش را وارد نكنيد.همچنين سعي كنيد خيلي در مورد زندگی شخصي خود ننويسيد.خوانندگان شما دوست دارند با كليات زندگی شخصي شما اشنا شوند.گاه از خواندن نكته كوچكي از زندگی شما نيز لذت ميبرند، اما وبلاگ را با كارهاي تكراری روزانه پر نكنيد.
باید نشان بدهد فکر جدیدی آمده است
از اخبار روز و در میان هیاهوی سایت های خبری چشمم به خبري افتاد در خصوص انتصاب جدید فرمانده سپاه کوهدشت٬ سرهنگ بهاورند محترم به کوهدشت خوش آمدی ٬ بار دیگر و به نقل از وبلاگ خبری کوهدشت نیوز توجه شما را به فرموده سردار فرماندهی سپاه ابوالفضل(ع) استان لرستان جلب می کنم که فرمودند :
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يكي از ارگانهاي تاثير گذار در ايجاد نشاط بين مردم ميباشد.
۱- سرهنگ محترم ضمن اینکه توجه شما را جلب می کنم به برخی از محتویات وبلاگ کوهدشت سیتی فرموده امام جمعه محترم در جلسه معارفه شما که این روزها بارقه های امیدی را با بیان حقایق در دلها ی مردم به وجود آورده است بیان می دارم که فرمودند: ازمسووليت درنظام جمهوري اسلامي بعنوان فرصتي درمسير رضاي خداوند استفاده کنید .
سرهنگ محترم هر چند شما نظامی هستید و بطور طبیعی باید به امورات نظامی بپردازید و لی انتظار میرود با توجه به اینکه در ایام دفاع مقدس ارتباط سپاه با مردم بسیار نزدیکتر از حالا بود ٬ همان روحیه را تجدید نموده و به گفته سردار فرماندهی سپاه استان جامعه عمل بپوشانید که فرمودند
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يكي از ارگانهاي تاثير گذار در ايجاد نشاط بين مردم ميباشد.
۲- تا جایی که من خبر دارم در کوهدشت برای شهدا هیچ کار نشده است ٬ منظورم کار اقتصادی نیست که اصلاْ من به این مورد کاری ندارم ٬ کار فرهنگی را می گویم بهاروند عزیز٬ امیدوارم روزی که از کوهدشت خواهید رفت فقط به بیان ارائه گزارش کار روز مره نپردازید ٬ بلکه با افتخار بگوئید ۱۰ یادواره شهدای کوهدشت ( اعم از شهری و روستایی٬ البته با کمک بنیاد شهید ) برگزار کردیم ٬ ۲۰ کتاب از خاطرات رزمندگان کوهدشت چاپ کردیم ٬ چند فیلم در مورد شهداو ایثار گران کوهدشت ساختیم ٬ چند تا یادمان دفاع مقدس زدیم ( ساخت یادمان گردان محبین اولین کاری است که شما می توانید انجام دهید ) و .... خیلی کارهای دیگر که شما را متمایز کند از کسانی که صرفا ْ به صبح سر کارآّمدن و ظهر رفتن اکنفاء کردند و حالا هم همه از رفتنشان خوشحال و مسرورند ٬ موید ٬ پیروز و سر بلند باشید سرهنگ عزیز ...
مدیر آموزش ندیده=با راننده ناشی که خوابش هم میاد ٬ وای به مسافر
اگه خدا به من توان بده و به آقایون مدیر بر نخوره ونگن این دیگه کیه اومده و از کجا اومده میخوام کلاس های مدیریت رو در کوهدشت سیتی راه اندازی کنم٬ چون آنچه من از مدیریت شنیدم و تجربه کردم این نیست که آقایون دارند انجام میدهند ٬ آقای مدیر بی تجربه تازه به مسئولیت رسیده شاید جلوی دیگران بمن بتازی و بگی این فلان فلان شده داره چرت و پرت میگه ولی خدا وکیلی وقتی تنها شدی ٬ اونوقتی که کسی تو اتاقت نیست یواشکی سری به این مطالب بزن باور کن به دردت میخوره ٬ یه آدم پیدا شده میره برای شما تحقیق می کنه چرا استفاده نکنید ٬ بخودتون ظلم میشه و به مردمی که قراره در زیر لوای مدیریت عهد بوقی شما زندگی کنند ٬ خواهش می کنم ٬ خواهش می کنم ٬ بار هم خواهش می کنم هراز چند وقتی به این موضوع کلاس هم سری بزنید .
1- وقتي كاركنان، خوب كار ميكنند، مديران اصلاً توجه نميكنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه ميكنند.
2- مديران ناكارآمد، واقعيتها را براي كاركنان بازگو نميكنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان ميدهند، سعي ميكنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.3- ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه ميكنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.
4- با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد ميكنند. اين برخورد باعث ميشود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بيانگيزه باشند.
5-با اجراي سياست تفرقه بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن ميزنند.
6- كارهاي كوچك را به آدمهاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدمهاي نالايق ميسپارند.
7- با ديكته كردن قدم به قدم فعاليتها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب ميكنند.
8- با عدم انعطافپذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب ميكنند.
9- به دليل عدم تشخيص فرصتها و تهديدها، از انجام به موقع و حركتهاي توام با ريسك معذور است.
10- نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشماندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات ميشود.
۱۶۰ نكته مديريتي كه براي هر مديري لازمه
1- در انجام کارها روی شیوهای خاص تأکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاهتر و بهتری شما را به مقصد برساند.
2- توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب معینی از آنها هوای تنفس ما تأمین میشود، میتوان با آمیختن دانش و تجربه، راهکارهای حیاتی و استثنایی خلق کرد.
3- از هر فرصتی برای استخدام و به کارگیری افراد برجسته استفاده کنید.
4- به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط کار در کارایی کارمندان مؤثر است.
5- با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه کاری آنها را از بین نبرید.
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید ...
فرماندهان مظلوم كوهدشت
و اینم چند تا عکس از فرماندهان شهید کوهدشتی ٬ که متاسفانه بر اثر بی توجهی و اعمال بعصی ها به لحاظ جغرافیایی ٬ معرفی آنها از زانوگه هم فراتر نرفته است و این جای بسی گله مندی دارد ٬ من حتم دارم اکثر جوانان کوهدشتی و بقول نسل سومی هم نامی از آنان نشنیده اند ٬ نمی داننند چه رشادت هایی داشتند اینها ٬ به دقت به چهره آنها نگاه کنید ٬ همه جوان بودن ولی پر مسئولیت و فرمانده ای دلیر ٬ باور کنید ٬ باور کنید جوانانی را در همین سن می شناسم که قنبرک زده و در آستانه خودکشی است وقتی علت را از می پرسی می گوید وقت برای دوست دخترم اس ام اس میدم جواب نمی دهد فکر می کنم با دیگری رفته است و حالا من ناامید تنها راهم خود کشی است ٬ (زودتر) ٬ حالا خدا وکیلی مقایسه کنید زمانی که هر کدام از این شیر مردان در شب های عملیات مسئولیت گردانی را بعهده داشتند و عملیاتی را هدایت می کردند با این جوان امروزی که دغدغه مریض شدن سگ پشمالویش را دارد ٬ وا مصیبتا که مسئولین فرهنگی و مخصوصا ْ بطور مستقیم بنیاد شهید و سپاه کوهدشت در معرفی این شیر مردان به جامعه کوتاهی کرده است و این جرمی است نابخشودنی ٬ حالا هم دیر نشده با ابزار هنری مناسب معرفی کنید این شیر مردان را که نسل آینده شما را متهم به ... نکند ٬ من که براستی از دست شما و کارهایتان گله مندم و خدا را شاهد می گیرم در روز قیامت و همراه با این شهدا جلوی متولیان فرهنگی بی برنامه کوهدشت را خواهم گرفت و انها را مسبب بی توجهی جوانان امروزی به فرهنگ شهید و شهادت می دانم ٪





(بر روی اسم کلیک کنید )
فرمانده شهیدحميدرضا ابراهيمي

(بر روی اسم کلیک کنید )
فرمانده شهید علي مردان آزادبخت

(بر روی اسم کلیک کنید )
فرمانده شهیدفيروز سرتيپ نيا


(بر روی اسم کلیک کنید )
فرمانده شهیداسد مراد بالنگ
مطلب ذیل را در دفاع از برو بچه های وبلاگ طنز الیگودرزی ها که در آستانه تعطیلی است بدون کم و کاست برای شما می گذارم ٬ سری هم به وب آنها بزنید قضاوت با شما .
( فضول کوهدشتی )
ایما اگیم ایسا بخندید تعطیل می شود
این یک مطلب طنز نیست این یک گلایه است
آری تعطیل شد در این مدت تمام تلاش خود را به کار بستیم تا مشکلات مردممان را به زبان طنز بیان کنیم تا اولا شاید این مشکلات به گوش مسئولی برسد و ثانیا خنده ای بر لبهای مردم مظلوم خود بنشانیم اما چه سود ما را متهم به توهین به الیگودرز و الیگودرزی کردند و چه تهمت بزرگی به ما زدند طرف صحبت ما با مردم الیگودرز نیست بلکه تنها با عده ای هستیم که چیزی از طنز نمی دانند ٬ما که با تمام وجود برای مشکلات الیگودرز غصه می خوردیم را متهم به دشمنی با الیگودرزکردند پس دیگر با چه انگیزه ای کار طنز کنیم. برای کسانی که از طنز تنها مفهوم جک و اس ام اس را می فهمند و هر مطلب کوچکی را توهین به مقام بلند خود می دانند با طنز صحبتکردن کاری بی حاصل است زیرا سطح درک آنان در حد همان فیلم ها و صداهای بلوتوثی گوشی های موبایلشان است. کسانی که در گوشی های همراه خود ده ها جک توهین آمیز به مردم شریف غیور و دانای لر دارند ما را متهم به اهانت به این قوم می کنند قابل توجه این افراد که اگر شما طنز را فقط دراس ام اس موبایل می دانید ما 5 سال است که به طور جدی کار طنز می کنیم امروزه در مجلات طنز به راحتی با مقام بلند پایه ای چون رئیس جمهور اسلامی ایران شوخی می شود ولی ایشان نه تنها خم به ابرو نمی آورند بلکه به منتقدان خود هم جایزه اهدا می کنند ولی عدهای آنقدر بی جنبه اند که ....به هر صورت از کسانی که در این مدت مارا تحمل کردند و وبلاگ هایی که با ما همکاری داشتند و عزیزانی که از وبلاگ ما با دید باز و فرهنگ بالا بازدید کردند متشکریم
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل است و شاید این اطلاع ثانوی هیچ وقت صورت نگیردبا تشکر خداوند متعال یار و نگهدارتان
اینم آدرس وبلاگ ایما اگیم ایسا بخندید http://www.gashtal.blogfa.com/
سلام . من گشتل هستم. مدیر همون وبلاگی که به علت بی جنبگی بعضی ها تعطیل شد. ای کاش همه ی آدم های لرستان و ایران و دنیا مثل تو فهمیده و با جنبه بودن . وجود بعضی دوستان مثل شما به آدم روحیه کار میده. دوستت دارم (گشتل)
آخرین خبر از گشتل
سلام . با حمایت شما دوستان گشتل دوباره راه اندازی شد.
شنيدم يه عده اي از همشهريان حس كنجكاوي شون گل كرده و دنبال اين هستند كه بفهمن اين فضول كوهدشتي كيه ؟ به خودتون زحمت ندين چون اصلاً چيز مهمي نيست ٬ چه فرقي مي كنه كي باشه ٬فكر كن خودتي يا همسايه ٬ يا يه همشهري كه شايد ٬شايد يه كم بيشتر از شما دلش بسوزه و يه كم هم جسارت داشته باشه ٬ ولي بدونيد هدفي نداره جز كمك به پيشرفت شهري كه خيلي معضل داره ٬ ما بايد به كمك هم به پيشرفت شهر بیندیشیم ٬ من و تو ما بشويم و ريشه اين همه معضل رو بر داريم ٬دوست عزيز اينكه منتظر باشيم كسي از بيرون بياد و يا نماينده شهر به تنهايي و يا يك مسئول يك تنه مشكلات رو حل كنه انتظاری بيهوده است ٬ تك تك ماهم در اين روند رو به رشد مسئوليم ٬ بايد شهروند خوبي باشيم ٬ بايد رفتارهاي شهروندي را راعايت كنيم ٬بايد منطق داشته باشيم ٬ بايد قانون شكنان را به افرادي كه مجري قانون هستند معرفي كنيم ٬ بايد كساني كه مجري قانون هستند آنرا درست اجرا كنند ٬پسر عمه و دختر خاله بازي نباشه ( كه هست ) به همه بيكاران يه جور نگاه بشه ( كه نمي شه ) به همه شهروندان يه جور سرويس داده بشه ( كه نمي شه ) به همه افراد واجد شرايط وام داده بشه ( كه نمي شه ) اگه با كسی در گير شديم فوري بفكر اسلحه و اسلحه كشي نباشيم( كه عده اي هستند ) متاسفانه اين عده اندک از آدمهاي محترم بهتر ديده ميشن ٬(مصداق بز گر گله را گر مي كند ) فضول كوهدشتي حرفش اينه ٬ حالا اگه ناحقه تا ديگه خفه بشه و بره پي يه له لي ته له لی خودش ٬ما رو به خير شما رو همه به سلامت و گر نه ٬آهاي اونايي كه هنوز شيشه خورده دارين ٬ خدا وليكي يه ساعتي را بشيند با خود و خداي خود خلوت كنيد و بذاريد كنار اخلاقيات مزخرف رو ....
نتيجه اخلاقي : فضول كوهدشت با كمك خوبان كوهدشي كه كم هم نيستند با آن دست از افراد آبرو بر كه عده كمي هستند ولي انعكاس زيادي دارند مي تازد
نتيجه اخلاقي : تا مي توانيد براي اين وبلاگ تبلغ كنيد ٬مخصوصا ً كساني را كه مورد دارند بياوريد و اين مطالب را براي آنها بخوانيد و ... ديگر هيچ
نقل نبات اسلحه + قاتل جان اسلحه + مسئول بخوابه اسلحه
به اعتقاد شما از ملتي كه شادي خود را در انتخابات با تير اندازي نشان ميدهند چه انتظاري بايد داشت ٬ حتماً بايد ترسيد و البته منطقي هم همين است براي آدمهاي معقول ٬ متاسفانه روز نيست نشنويم كه اين رفيق نامرد( اسلحه ) چه فجايعي را بوجود نمي آورد ٬شنيدن صداي تير اندازي در شهري هاي ديگر اگر اتفاق بيفتد مثل فاجعه است ٬همه حدس مي زنند كه نيروي انتظامي در تعقيب كساني است و مجبور به تير اندازي شده است ٬اما در كوهدشت قضيه فرق فوكوله ٬ حتما طايفه اي با طايفه ديگر در گير است و يا فردي رفته نامزدش را بكشد و يا پدري پسرش را كشته و... ٬ آهاي مسئوليني كه اين چيزها به شما ربط داره منتظر نباشيد اتفاق بيفته و بعد شما هم برين و فاتحانه مجرم رو دستگير كنيد و بعد هم هيچ و پوچ ٬ قبل از ماجرا يه كاري بكنيد ٬در يك طرح ضربتي اسلحه هايي كه دست مردم است رو جمع آوري كنيد ٬ براي نگهداري اسلحه غير مجاز به قانون عمل كنيد ( طبق قانون ۱۰ سال فرد بايد به زندان برود ) اين رو پلاكارد كنيد و به در و ديوار بزنيد ٬ بابا يه كم مردم رو بترسانيد ٬ بخدا ديگه آبرو براي شهر نمانده ٬ يه دوست غير بومي دارم كه توي كوهدشت كار مي كنه مي گفت فلاني از بس دز اين شهر شما از اين اتفاقات هست و خبرهاي ناگوار شنيده ميشه زنم بهم فشار آورده كه مگه شهر قحطي بود كه اومدي توي اين خراب شده ٬ من ديگه نمي تونم اينجا بمونم و حالا هم پاشو توي يه كفش كرده يا از اينجا ميرم يا من خودم به تنهايي با بچه هام ميرم ٬ صد افسوس و صد آه و فغان ٬نمي دونم اين حرف هاي من به كي بر مي خوره ٬ ولي هر كه دلش ميسوزه و از اين حرف هاي من ناراحت ميشه ٬اگه كاري از دستش مياد و انجام نميده الهي كه خودش و خانواده ش هم گرفتار يكي از اين گنگسترهاي وطني بشوند تا بدانند خانواده هاي داغ ديده چه مي كشند.
نتيجه اخلاقي : آهاي اونايي كه اسلحه داريد ترا به مقدسات ٬ ترا به هركه دوسش داريد ٬ترا به جان مادرت، خواهرت ٬ برادرت ٬ بندازش دور ٬ مطمئن باش ضرر نمي كني ٬ براي دفاع از خودت از سلاح و صلاح منطق استفاده كن .
نتيجه غير اخلاقي : من نمي دونم مسئول مستقيم اين كار كيه ٬ احتمالا ًبا اين اوضاع كسي مسئول نيست ٬ ولي هر كه هست تقاضا دارم از خوا ب بيدار بشه ٬ بابا بخدا قباحت داره اين همه خبر قتل و در گيري و تير اندازي ٬ كاري كنيد كارستان ٬ بخدا نام شما تا ابد خواهد ماند كه بعدها بگويند فلان شخص مسئول باعث شد براي هميشه اسلحه و اسلحه كشي از كوهدشت برچيده شود ٬ همچنان که بعد از سالها نام زيباي شهرداري چون دليجاني بر تارك كوهدشت مي درخشد .
پیام یک همشهری...
این هم منطق زور و اسلحه : متاسفانه چهار روز پیش اسلحه بازهم در دستان جوانی معتاد و بیکار فاجعه آفرید او بعد از کتک کاری نامزد جوانش که منجر به نابودی یک کلیه وطحالش شد با گلوله های آتشین اورا به رگبار می بندد که یکی از گلوله ها در کمر او مانده است و در بیمارستان امام خمینی کوهدشت بخش سی سی یو بستری است راستی تا کی باید در اضطراب وحیرت باشیم ؟
فضول کوهدشی : اطلاع دارم ٬ من هم بر اساس همين حادثه این مطلب رو نوشتم . اما متاسفانه مسئولین كوهدشت همچنان خواب مديريتي تشریف دارند ٬ کی بیدار بشن خدا می داند .
انتقاد واقعی + پیشنهاد مناسب + رشد واقعی
انتقاد و پیشنهاد یکی از راههای پیشرفت هر جامعه ای است ٬ دوستی می گفت ای کاش من کسی را داشتم که همیشه مواظبم بود و عیبهایم را به من گوشزد می کرد تا حداقل فقط او ايراداتم را می دید و دیگران نمی دیدند ٬ این بخش صرفاْ در جهت تقویت مدیریت مسئولین و بر اساس کلام معصوم ( ع) طرا حی گردیده است که می فرماید :
(((دوست من کسی است که عیبهایم را بمن هدیه نماید)))
پس بیائیم آینه همدیگر باشیم تا به تعالی برسیم ٬ همشهری گرامی بدور از حب و بغض های عوامانه انتقاد نمائیم و پیشنهاد هم بدهیم ٬ نظرات شما بنام خودتان و در صورت عدم تمایل بی نام درج خواهد شد .
تذکر مهم : بیاد داشته باشید حفظ حرمت افراد از اصول اولیه کوهدشت سیتی است .
قابل توجه آقای شهردار ...
جناب آقای شهردار سلام شما٬ برای بازسازی بافتهای فرسوده چه کرده اید ؟ خدا وکیل این همه ویرانی خانه های قدیمی را نمی بینی ٬ داخل کوچه محل خانه قدیم خودتان بافت فرسوده مشاهده نمی کنی چرا به فکر کوهدشت مفلوک نیستی ؟ جداول پر از لجن خیابانها وکوچه هارا نمی بینی؟ آشغالهای داخل پارکها وسدمعبر خیابانها را چگونه ارزیابی می کنی؟ مزاحمت دست فروشها که عامل مزاحمت زن وبچه مردم هستند را چاره اندیشی کرده ای؟ این پست ومقام ماندنی نیست ٬ به فکر خدمت باش تا مثل مرحوم دلیجانی برات دل بسوزانند واز تو به نیکی یادکنند .
امروز(۱۹/۷/۷۸) امام جمعه ی شجاع فهیم و بزرگوار بازهم برپیکر مشتی نزولخوار ازخدا بیخبر وبی دین ولامذهب تاختند واز بانکها به خاطر غرق شدن در دامن نزولخواری به شدت انتقاد کردند ایشان گفتند گرفتن دیر کرد از مشتریهای بانک نزول است ایشان به بانکها اخطار دادند که از اقتصاد ورشکسته آمریکا که به علت غرق شدن بانکها وسرمایه دارانش در بازار نزول ورشکسته شدند عبرت بگیرند ودرکشور اسلامی این روش غلط نزولخواری را کارشناسان وعلما دین درحوزه ها برطرف کنند واقعا حیف نیست درکشوری که نام اسلام را درجهان باخود به یدک می کشد وهزاران شهید ؟ این کلمه نزولخواری رونق داشته باشد ؟
جناب آقای شهردار تا باران نیامده چهار کار مهم انجام بده به نفع شهر است 1- لایروبی جداول وملزم کردن دکانداران هر خیابان برای جلوگیری از ریختن زباله ها 2-مشخص کردن دونفر از رفتگران زبده وجوان برای نظارت بر این کار برای هر خیابان 3- جلوگیری از سد معبر برای تندتر کردن مانور ماموران در حین سیلاب گرفتگی خیابانها 4- سرکشی روزانه خودشما در بعداز ظهرها به خیابانها ومعبر عمومی ...
دیشب (۱۷/۷/۸۷)برای کوهدشت سیتی و فضول کوهدشتی شب ویژه و خوبی بود چرا که مهمان ویژه ای داشت ٬ مدیر مسئول محترم نشریه وزین سیمره ٬ مهمانی که همه شما با نام وچهره او آشنایی دارید ٬ به بهانه این حضور فرخنده وبرای تکریم چنین افرادی که شاید بعضی از ماها هنوز با نوع کار آنها و تاثیر گذاریشان در جامعه آشنایی کامل نداریم حرفاهایی دارم ٬ مطبوعات رکن اساسی یک جامعه است و تردیدی نیست که یک مطبوعه پویا و کارآمد می تواند در رشد و اعتلای جامعه تاثیر فراوانی داشته باشد ٬ به اعتقاد بنده با توجه به اینکه کوهدشت با اطلاعی که من دارم تا قبل از سمیره نشریه ای نداشته است ( اگر داشته بمن بگوئید ) انتشار سیمره به نوعی می شود گفت یک بدعت و تا حدودی یک ریسک بوده است چرا که با جوی که در کوهدشت وجود دارد و بعضا ْ مسئولین عزیز و نورچشمی انتظارات عجیب و غریب از یک مطبوعه محلی دارند میشود گفت کیانوش رستمی در ابتدا کمی دیوانگی کرد ( ببخشید آقا کیانوش این عبارت را از خودت شنیده ام) ولی ایستادگی کرد ٬ داستان فیلم و زینگ و چاپ یارمحمدی کرمانشاه ٬ آمد رفت خرم آباد وارشاد و سر کله زدن با خبرنگاران بعضاْ نا وارد و پرورش آنان ٬ کنترل نهایی برای چاپ و استرسهای خاص قبل از چاپ و... در مقاطعی او را نا امید از ادامه راه می کرد ٬ ولی با توجه به اینکه پوست کلفتی و تلاش یکی از پارامترهای مهم انتشار نشریه است ایستاد و تا کنون نیز ادامه داده است ٬ آگهی از اموری است که یک نشریه برای ادامه به آن نیاز دارد ٬ اما مگر کوهدشت چقدر آگهی دارد و متاسفانه هنوز هم این امرجا نیفتاده است ٬ به همه اینها اضافه کنید که در کوهدشت همه با هم پسر عمه و پسر عمو و دختر خاله هستیم و پولش می ماند برای بعداْ که اونهم هاپالی میشود ٬ بگذریم ٬ کیانوشها را در یابیم ٬ او برای رشد شهرمان ایثار کرده است ٬ به کمک ما احتیاج دارد میشود با سیمره رشد کرد فرهنگ ساخت ٬ بالنده شد و افتخار کرد ٬ ما چه بخواهیم و چه نخواهیم سیمره در جریان است ٬ ما هم در راه اعتلایش بیدار ٬ هشیار و پایدار باشیم ٬ مجددا ْ خوشحالی خود را از حضور دوست عزیز و فرهیخته ام کیانوش خان رستمی در كوهدشت سيتي اعلام ميدارم .
تربیت بدنی و روز مهم + مهم تر مي شود + مسئول داخل گود
یادم می آید دوست مسئولی در جلسه تودیع خود که رئیس جدیدی به جای او آمده بود نکته جالبی را مطرح کرد و آن نكته این بود که از چند وقت قبل به من گفتند که باید جایت را به کس دیگری بدهی و منهم چون از قبل می دانستم قراره بر مسند صدارت من شخص دیگری جلوس نماید شروع به تسویه حساب امورات نمودم وکارها راسرو و سامان دادم تا رئیس جدید آمد ٬ نتیجه اینکه من فرصت داشتم ٬ یعنی این فرصت را بمن دادند که خود را آماده نمائیم مسئولیت را ترک نمایم ٬ ولی آیا وقتی جناب عزرائیل می خواهد جان ما را بگیرد این فرصت ها را بما می دهد ٬ بدون تردید نه ٬ امروز هم شاهد تودیع و معارفه ای در کوهدشت بودیم مسئولی آمد و مسئولی رفت ٬ آیا او که رفت حسابش پاک است ٬ خود میداند و خدایش ٬ از موقعیتی که برای خدمت داشت استفاده کرد یا نه ٬ و ... حالا فردی آمده که تازه نفس است٬امروز مراسم معارفه آقای نعمت رشیدیان به عنوان رئیس اداره تربیت بدنی کوهدشت بود جوانی مومن و با اصالت - محبوب وصاف وساده که برای خدمت آمده است وما هم با تمام توان برای کمک به او آماده ایم و از ایشان انتظار شکستن طلسم را داریم
چند تا پیشنهاد به آقای رشیدیان تازه كار با انرزي
۱- به این فکر کن وقتی همچین روزی برسه و تو هم تودیع بشی حداقل یه گزارش کار ۱۰۰ صفحه ای مفید داشته باشی ۲- بالاتر از انگشتان دستت از کوهدشت قهرمان تحویل داده باشی ۳- به تشكيل يه تیم فوتبال با کمک کارخانجات توليدي فكر كن تا در لیگ دو یا یک نماينده داشته باشیم و انشالله لیگ برتری بشیم ۴- مشورت با پیشکسوتان را فراموش نکن موفق ٬ منصور و پیروز باشی
نتیجه اخلاقی : یادت باشه کی هستی ٬ برای چه آمدی ٬ آمدنت بر چه بود و بعداً که میروی با چه کوله باری میروی ٬ تا بی وطن نشوی گلم
شما هم می توانید برای نماینده شهرمان همراه و همیار باشید٬ او نیاز به این همفکری دارد ٬ دوستانی که با ایشان ارتباط دارند اطلاع دهند تا نماینده شهرمان این مطالب که از سوی شهروندان فرهیخته بیان می گردد را بخواند٬ آقای قبادی بدون تردید شهروندان دلسوزی وجود دارند که می توانند بدون چشم داشت و فقط در جهت ارتقاء شهرشان به عنوان مشاوری امین در کنار شما باشند ٬ در سال نو آوری و شکوفایی این موقیعیت را غنیمت دان و جدی تر به پیشنهادات همشهریان فکر کن ٬ ...
امید از کوهدشت ... مدتهاست دیر می خوابم وزود بیدار میشوم یعنی شاید در شبانه روز سه یا جهارساعت نمی رسد ؟ فکر می کنم اگر الان عزارائیل بیاید وطلب جانم کند چه دارم باخودم ببرم ؟ بر استی دوستان - اولاد - ثروت مقام - ایل وطایفه چاره ای برای من می اندیشند یا خیلی زود در زیر خروارها خاک وسنگ مدفونم می کنند وفاتحه وتمام ؟ بیائید تا جانمان را نگرفته اند صالحات وباقیاتی به جای بگذاریم ؟ مثلا فرزندان خوبی - مدرسه ای - مکانی مناسب برای استراحت عامه مردم نه پارکها که محل بلانسبت خوبها جای ارازذل واوباش ومعتادان و... است برادرمسئول تا عزلت نکرده اند خدمتی به عنوان یادگار به جای بگذار یاد مرحوم دلیجانی شهردارخدمتگزار بخیر حاج آقا قبادی خدافرصتی به شما داده استفاده کن برای دنیا وآخرتت ؟
همشهري كوهدشتي
تصوير بالا لوگو وب سايت نماينده محترم شهر كوهدشت در مجلس شوراي اسلامي است كه متاسفانه بجز يك تشكر هيچ گونه اطلاعاتي در آن وجود ندارد ٬ جناب آقاي قبادي اگر امكان دارد افرادي را مامور رسيدگي به وب سايت نمائيد و در غير اين صورت نسبت به بر داشتن آن از روي نت اقدام نمائيد . با تشكر
استاد رحمانپور بايد بخواند ... كوهدشت ضرر مي كند
ایرج رحمانپور را همه می شناسیم ٬ او هم همه ما را می شناسد ٬ در ترانه ای میخواند که ترا می شناسم ترا می شناسم ٬ همه ما کامکارها را هم می شناسیم ٬ همانانی که آوازه هنرشان ایران و جهان را فراگرفته و کنسرت های متعدد آنان در اروپا و امریکا و اصفهان و شیراز و همه ایران اسلامی گوش نواز دوستداران هنر است ٬ بدون تردید سنندجی ها ( مردم و مسئولین ) به وجود چنین هنر مندانی افتخار می کنند٬ آنان را نکو میدارند و البته از وجود با برکت این هنر مندان استفاده هم می کنند ٬ کامکارها هر جا میروند با افتخار می گویند ما کردستانی هستیم ٬ اما صد افسوس و فغان که ما قدر آنچه را داریم نمی دانیم ٬ ایرج رحمانپور هنر مند گرانبهایی که میتواند به تنهایی برای کوهدشت معروفیت بیارود ٬ (مگر نه اینکه قیصر امین پور گتوند فکسنی که یکی از بخشهای دور افتاده خوزستان است را به عرش معروفیت و مقبولیت رساند ) ایرج به اعتقاد من هنرمند بزرگی است اما دریغ از صاحبان فرهنگ و اندیشه که او را مدیریت نمایند و او را برای شهر نگه دارند ٬ او باید با فراق بال درست بیندیشد و موسیقی اش را هوشمندانه بخواند٬ او باید قدر خودش را بداند تا قدرش را بدانند ٬ سالها از تاریخ شهرمان می گذرد ٬ آیا تا کنون همچون ایرجی داشته ایم ٬ به خود بیائیم٬ ایرج را احیا کنیم ٬ مدیریتش نمائیم ٬ هدایتش نمائیم تا شهر و بلکه استان لرستان از وجود او به کشور معرفی شود ٬ او می تواند این کار را برای كوهدشت انجام دهد ٬ من هنر نمايي فوق العاده او را بارها شاهد بوده ام ٬ ما باید از او بخواهیم تا هنر مندی بزرگ در عرصه جهانی باشد .
نتیجه اخلاقی : ایرج خود باید بخواهد ٬ ما باید بخواهیم ٬ تا شهر او را گرامی دارد ٬ ایران او را سپاس گوید ٬ جهان او را تکریم نماید .
لس آنجلس : به نقل از مطبوعات فارسي زبان امريكا : خانم فائقه آتشين معروف به گوگوش براي عمل جراحي پلاستيك صورت خود مبلغ ۴۰۰ ميليون تومان هزينه كرد ، به گواه كساني كه تازگي ها او را ديده اند اين عمل جراحي باعث شده است دوران طلايي شاه ماهي هنر ايران دوباره شكوفا شود .
كره شمالي : چند سال قبل ٬دوستي تعريف ميكرد براي انجام ماموريتي دولتي گذرمان به موزه جنگ كره شمالي افتاد ٬خيلي چيزهاي جذاب و جالبي را ديدم ٬ اما آنچه باعث تعجبم شد و با خود عهد كردم هرجا ميروم آنرا براي خلق خدا تعريف كنم دو مورد خيلي مهم بود .
۱- وارد سالني شديم كه در بدو ورود توجهم به اتاقي بزرگ كه با شيشه هاي بزرگي محصور شده بود افتاد ٬ درون اتاق چيزي كه جلب توجه ميكرد درختي بود كه با نورپردازي خاصي جلوه اي زيبا به آن داده بودند ٬ وقتي از راهنماي كره اي موزه در مورد آن درخت پرسيديم او چنين پاسخ داد :اين درخت براي ما كره اي ها تقدس فراواني دارد چرا كه در جنگ سربازان ما از آن استفاده كرده و در سايه اش به استراحت پرداخته اند .
۲- بعد از آن وارد سالن ديگري شديم و اينبار هم چيزي را ديدم كه باعث تعجب من و همراهانم شد ٬ اين تعجب با توضيحي كه همان راهنما ي كره اي موزه داد بر طرف شد ٬ و بعد از آن آه و افسوس همراهان من بود كه شايد همگي در دل حسرت مي خورديم كه آرزو مي كرديم ما هم چون اين سگ ارزش داشيتم ٬ اصل ماجرا اين بود كه درون اتاقكي شيشه اي سگي را ديديم كه فاتحانه به ما مي نگريست ٬انگار فاتح جهان است ٫راهنماي كره اي در مورد اين سگ چنين گفت : متخصيصين تاكسي درمي موزه به پاس خدمات اين سگ بزرگوار كه درجنگ وظيفه نامه رساني از جبهه اي به جبهه اي ديگر را به عهده داشته چنين آماده كرده و در موزه قرار داده اند تا با اين كار به مردم و نسل آينده بگوئيم : در دفاع از كيان مملكت حتي حيوانات هم سهم دارند و ما هم براي اين زحمات آنان ارزش قائليم ٬خوش بحال سگ كره اي
۳- كوهدشت ٬چند روز پيش : عبدالحسين مظاهري جانباز دفاع مقدس در بي خبري رسانه اي به همرزمان شهيدش پيوست ٬ او كه بر اثر نا ملايمات شيميايي سالها بود به شيمي درماني روي آورد ه بود در آخرين روزهاي حياتش بسيار رنجور بود و بارها شاهد بوديم كه از خدا ميخواست زودتر راحت شود ٬ وقتي بياد رشادتهاي اين مرد بزرگ مي افتيم بايد غبطه خورد كه چرا براي مرداني چون عبدالحسين مظاهري كه مردانه برا ي احيا ء نهضت زيباي محمدي جانفشاني كردند خدمات بهتري ارائه نميشود تا شاهد پرپر شدن آنها نباشيم ٬خيلي ها را مي شناسيم كه همچون مظاهري روزگار را به سختي مي گذرانند ٬ آنان را در يابيم ٬ آنان برگردن همه ما حق دارند ٬ شب عمليات آنها برا ما بودند حالا ما براي آنها باشيم .
نتيجه اخلاقي : برادر مسئول بدون ترديد نيك ميداني اين مسئوليت امروز تو حاصل خون شهدا ٬ دلاوري جانبازان و اسارت آزادگان است ٬با ندانم كار ٬ اهمال كاري ٬ با ناراضي تراشي خون آنان را پايمال نكن كه زياد ديده ايم كه انجام شده است .
نتيجه غير اخلاقي : باز هم نيك مي داني كه مسئوليت شما نيزبا توجه به فرهنگي كه در كوهدشت هست در پايان اين دوره از مجلس تمام ميشود ٬ كسي ديگر مي آيد و افراد خودش را مي آورد ٬ مي خوام بگويم آنچه برا ي شما باقيات و صالحات مي ماند سر زدن و دلجويي از خانواده شهدا و جانبازان و آزادگان است ٬ البته نه در قالب ماموريت اداري ٬ خودت تنها برو ٬ بخدا ثوابش بيشتر است .
حرف آخر : گوگوش كسي را دارد برايش خرج كند ٬ موزه كره شمالي هم صاحب دارد ٬ اما امثال دلاور مردان جبهه هاي حق عليه باطل كه كم هم نيستند و به درد و رنج مبتلايند .
عبدالحسين مظاهري ... سكوت ... درد ... رنج ... و بازهم سكوت ...
با تشکر از شما که به یاد بچه های جبهه هستید .من اورا می شناختم عبدالحسین را میگویم مردی بی تکلف وبی ادعا مردی به صداقت باران - به صلابت کوها وبه لطافت گلهای بهاری اورفت تا اندوه هایش را برای همیشه باخودببرد یادش گرامی باد
پنجشنبه (۱۸/۷/۸۷)چهلمین روز از پرواز پرستوی عاشقی است که در فراق یار پرپر می زد ودیگر صدای بالهای خسته اش نمی آید اوخاموش شد تا مابیدارشویم
آری شهید عبدالحسین مظاهری هم چهل روز است به خیل یارانش پیوست و بدا به حال ما که ماندیم ودر این وادی غریب دست وپا می زنیم
امااین رسم همسفری نبود که تنها پرواز کنی و........یادش گرامی
یک توضیح ضروری در باره این بخش ٬ فضول کوهدشتی یک انسان اجتماعیه ٬ اصلاْ هم از سیاست و سیاسی کاری خوشش نمی آید ٬ چرا اینا روگفتم ٬ میخوام بدور از گرایش های سیاسی افراد در حال حاضر ٬ عکسهای خاطره انگیزی رو از بچه های کوهدشت كه در جبهه بوده اند براتون بذارم ٬ حالا کی کجاست و چکاره است اصلاْ بمن ربط نداره کی از کی بدش مياد و میگه اینو من مي شناسم فلان است و بهمان اصلاْ برای من مهم نیست ٬ ربطی هم بمن نداره ٬ مهم اینه که اینها یه زمانی جانفشانی کردند ٬ براي اين مملكت زحمت كشيدند ، به اعتقاد من حتي اگر پشت جبهه هم بودندارزش داره ازشون تجلیل بشه ٬ در ضمن از وبلاگ محترم مردان کوهستان ٬ شیران لرستان برای در اختیار گذاشتن بخشی از عکسها ممنونم .
شادروان محمد تقي امرايي كه مدتها در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل بود و در اثر حادثه اي كه در رودخانه سيمره رخ داد دارفاني را وداع گفت و بحق او را هم بايد يكي از شهداي اين خطه ناميد چرا كه عليرغم سن كمش زحمات فراواني در منطقه كشيد . روحش شاد و يادش تا ابد گرامي باد .

دو عكس از شهيد محمود رضايي ٬ شهيد كه اخلاق نيكو و رفتار آرامش هر كسي را بسوي او جذب ميكرد .


اينم يه عكس از دلاور كردستان و جبهه هاي جنوب اسماعيل امرايي ٬ بعد از سالها رشادت حق اسماعيل اين نبود كه با تصادف از دنيا برود ٬ولي خداي اسماعيل خوب مي داند او چه زحمت ها براي امنيت در كردستان كشيد و بدون ترديد مزد زحمتش را مي دهد .
رضا عاقل ، از فرماندهان اوليه سپاه كوهدشت ،خيلي وقته ازش بي خبريم ٬ آرام بود و متين و كاردان ٬
يونس آزادبخت ٬حاج محمد آزاد بخت و ... تيموري( بقيه رو نمي شناسم )
اين يه عكس از محسن خالوندي كه فكر كنم الان كرمانشاه زندگي مي كنه ...

حسين علي آزادگان ، آزادبخت ، نمي شناسم
هوشنگ پرواره در حين خنثي سازي مين٬ هوشنگ رو خيلي نمي شناسن در پرونده اش يه چيز مهم هست و اونم اينه كه توسط ايشان يه هواپيماي عراقي ساقط ميشه ٬ حالا خيلي شايد بهش برسن فكر كنن يه آدم جبهه اي نبوده ... ولي بوده خوبش هم بوده ....
با زهم ... شادروان اسماعيل امرايي ٬ شادروان محمد تقي امرايي ...
سعيد قاسمي ، نصرت اله قلندري ٬ شيخ حيدر بازوند ٬اصغر ميرزايي منطقه عملياتي هور الهويزه
حاج حسن باقري ، زماني كه فرمانده سپاه بوكان بود ٬ لبخند مليح يكي از ويژه گي هاي چهره حاج حسن بود ٬ كه البته الان هم هست ٬ نمي دونم كجاست ...

جوان ناكام محمد تقي امرايي .... عزيز علي ذوالفقاري .....
محمد جعفر محمد زاده (هزار ماشالله الان در مجموعه رياست جمهوري مشغوله ٬ لياقتش رو داره ( رزمندگان كوهدشتي)
سعيد قاسمي ٬شهيد صادق يار محمدي ٬ تقوي
بچه هاي گردان محبين ( فكر كنم بيشتر رومشگاني هستند )منطقه عملياتي سايت ۴ ٬قبل از عمليات والفجر مقدماتي٬ اون موقعي كه رضامند فرمانده گردان محبين بود و دولت شاهي فرمانده گردان فتح ٬يادش بخير ...
لرد انگلیسی+ پسر عموی ايكس - اوفيش بیمه رئیس اداره په پو
در انگلستان وقتی می خواهند کسی را به مسئولیتی بگمارند ٬ ابتدا به اصالت خانوادگی او توجه میشود ٬ جنتلمن بودن ٬ وجود بزرگی در خون و وجود او و دید وسیع از خصیصه هایی است که باید یک مسئول داشته باشد
در دانمارک وقتی قرار است فردی مسئول شود دو سال باید برای آن مسئولیت آموزش بیبیند حتی اگر مسئولیت فروشندگی در یک فروشگاه پوشاک باشد
اما در کوهدشت این ماجرا به گونه ای دیگر است باید پسر عموی آقای .... باشی تا مسئولیت را دو دستی تقدیمت کنند ٬ تخصص نداشته باشی اشکال ندارد ٬ از اصول مدیریت هیچ نمی دانی مشکلی نیست ٬ کافیست چند تا بله قربان ٬ شما درست می فرمائید بگوئید و حکم مسئولیت را بگیری و بعد از آن خودت هم باور کنی که مسئول شده ای ٬ البته اروای ... ات ٬ و شروع کنی به قلع و قمع افراد متخصص ٬ چون نمی توانی بالاتر و متخصص تر از خودت را تحمل کنی ٬ آخه خطر ناکه و شاید برایت بزنن ٬ آنوقت در اداره متبوعت میشوی همه کاره و آقای رئیس ٬ ... و وقتی کسی در اتاق نیست بقول خودمان لوه خنه ای می کنی و می گویی : اوفیش یه مه بیم ٬ گینم اربچو ای میزه ول نیمکم
نتیجه غیر اخلاقی : ما مردم کم توقعی هستیم به همین راضی هستم و بلافاصله هم دور او را می گیرم و همگی متحد و یکصدا می گوئیم : قربان تو راسه مین قربان تو راسه مین
نتیجه اخلاقی : یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ٬ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ٬ اگر چشمهايمان را باز كنيم
خان زند + نیروی انتظامی + تهران کوچک کوهدشت بزرگ را بلعید ( چاوارشه )
مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا كريمخان را ملاقات كند... سربازان مانع ورودش مي شوند ! خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند... مرد به حضور خان زند مي رسد و کریم خان از وي مي پرسد : چه شده است چنين ناله و فرياد مي كني؟ مرد با درشتي مي گويد دزد ، همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم ! خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟! مرد مي گويد من خوابيده بودم!!! خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟ مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد كه استدلالش در تاريخ ماندگار مي شود و سرمشق آزادي خواهان مي شود ... مرد مي گويد : من خوابيده بودم ، چون فكر مي كردم تو بيداري...! خان بزرگ زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند و در آخر مي گويد : اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم...
چند روز دیگر هفته نیروی انتظامی آغاز میشود ٬ نیروی انتظامی زحمات فراوانی می کشد ٬ ولی باور کنید کافی نیست ٬ اشتباه نکنید منظور من نیروی انتظامی کوهدشت نیست ٬ سخنم با نیروی انتظامی کرج و تهران بزرگ است ٬ اگه این مردان سبز پوش به قول کریم خان کاملاْبیدار باشنددزدان نابخرد دیگر جرئت نمی کنند سارق اموال مردم باشند که متاسفاته بعضی از این افراد که بعضاْ درحومه کوهدشت زندگی می کنند و به شغل ناشریف دزدی مشغولند وقتی گرفتار میشوند در بازجویی ها اعلام میدارند ما کوهدشتی هستم که ما بدبختانه همچنان باید شاهد شنیدن جملاتی چون کوهدشت کوچک تهران بزرگ را بلعید باشیم .
نتیجه غیر اخلاقی : آقای دزد محترم اولا به دزدی نروید ٬ اگر هم می روید خدا وکیلی نگوئید کوهدشتی هستیم ٬ بگوئید ما آدمهای بی خانواده و بی کس و کار ی هستیم که از زیر بوته بعمل آمده ایم که نه غیرت داریم و نه تعصب شهرمان را می کشیم ٬ شرافتاْ بگذارید ما داغ این ننگ را تا ابد بر پیشانی نداشته باشیم .
نتیجه اخلاقی : راستی تا کنون یکی از مسئولین شهر به خود زحمت داده است ساعتی را با دزدی بنشیند و علت این اعمال را از او بپرسد ؟
عقلهاي کوچک کارهای بزرگ
ماهی سیاه کوچلو صمد بهرنگی ٬ کوهدشت عقب مانده
نمی دونم حکایت اون حاکمی که شکست خورد و علت شکست رو ازش پرسیدند شنیدید یانه ٬ اونایی که میدونن جهت یاد آوری و اونایی که نمی دونن بدونن که وقتی از اون حاکم پرسیدند چرا شکست خوردی ُبه یک دلیل اساسی اشاره کرد واونم این بود که کارهای کوچک رو دادم به آدمهای بزرگ و کارهای بزرگ رو دادم به آدمهای کوچک ٬ خب منظور...حکایت ما در کوهدشت هم همینه عزیزم ٬ یه عده آدم در راس کارن که الحق نماد کاملی از آدم های خنگ دوران ما هستند ٬ کوتوله هایی که بر مسند کارهای بزرگ نشسته اند و صد افسوس ...علت عقب ماندگی کوهدشت هم همینه ٬ بمن من حق بدین که بعد از سالها وقتی وارد کوهدشت میشم کوهدشت را همچنان مثل دهه شصت بیبینم و صد افسوس که باید بر این اوضاع نابسامان ا فسوس خورد و لعنت فرستاد بر بانیان این عقب ماندگی ها ... نمی دانم داستان ماهی سیاه کوچلو صمد بهرنگی را خوانده اید یا نه ٬ پیدا کنید و بخوانید ٬ حکایت من و ماهی سیاه صمد یکی است ٬ منهم چون شما که در کوهدشت زندگی می کنید تا قبل از خروج از کوهدشت فکر می کردم کوهدشت قبله آمال است و به میدانهای کوهدشت می گفتم این بهترین میدان جهان است و وقتی از این شهر خارج شدم دیدم نه بابا علی آباد شهری نیست و من علت این عقب ماندگی را مسئولین بی لیاقت ٬ بی سواد ٬ قومیت گرا ٬ و احساسی می دانم و بس ٬ با اسم بردن نمی خوام به کسی توهین بکنم ولی همه سر و ته یه کرباسند
نتيجه اخلاقي : كوتوله هاي فكري اقوام گرا را كنار بزنيم
امام جمعه برای شهدا به شهرداری می تازد
روز دوشنبه امام جمعه كوهدشت گفت : اجرانشدن طرح ساماندهي گلزار شهداي اين شهرستان توسط شهرداري موجب مشكلات و نارضايتي خانواده هاي معظم شهدا شده است . وي با اشاره به نقش والاي شهدا درپيروزي هشت سال دفاع مقدس اظهار داشت : بايد با گرامیداشت یاد و خاطره شهداي انقلاب وتكريم خانواده هاي معظم آنان ، فرهنگ جهاد و شهادت را در جامعه نهادينه كرد. در ادامه گفت : امروز كشور ايران اسلامي مستقل و سربلند است و اين مهم به علت وجود روحيه شهادت طلبي ٬جهاد رزمندگان و از خود گذشتگي شهدا مي باشد ٬ در صورتي كه جهاد و شهادت از فرهنگ ملتي حذف شود آن ملت به طور قطع ذلت پذير خواهد شد و تحت سيطره زورمندان قرار مي گيرد.
سه چهار روز قبل٬ رئیس بنیاد شهید کوهدشت گفت : درسال 85 سه ميليارد ريال براي ساماندهي گلزار شهداي اين شهرستان در اختيار شهرداري قرار گرفته است ٬ متاسفانه مسوولان شهرداري اين اعتبار را براي ساماندهي گلزار شهداي اين شهر هزينه نكردند٬ در صورتي كه شهرداري اين اعتبار را به بنياد شهيد بازگرداند، عمليات ساماندهي گلزار شهداي اين شهر در مدت كوتاهي اجرايي خواهد شد.
روز جمعه امام جمعه کوهدشت (خطبه دوم) با حمله اي جانانه به برخي مسئولين٬ مخصوصأ رئيس آموزش وپرورش به خاطر عزل ونصب هاي بي پايه واساس و رحم نكردن به صغير و كبير ٬ از مديركل آموزش وپرورش خواست در انتخاب وانتصاب افراد ملاك ها و راهكارهائي ارائه داده و عدله خداپسندانه اي درنظر بگيرند و از باند بازي كه عامل ركود وپيشرفت شهر شده جلوگيري كنند .
نتیجه اخلاقی : امام جمعه حرف های حقش را می زند ٬ فرقی نمی کند ٬ دوشنبه باشد یا جمعه ٬ آهاي عموی تازه به مسئولیت رسیده ٬ تو هم روزی پنجر میشوی ٬ یه کم به عاقبت خود فکر کن ٬ چرا استرس بجان خلق خدا انداخته ای
20 هزار تومان + 20 ليتري نفت + مجلس ختم ۵ ميليوني
يادم مياد چند وقت پيش يكي از دوستان کوهدشتی ام خواهرش سوخته بود ٬يعني به عبارتي بهتر خودش رو آتش زده بود ٬ حكايت بيمارستان و دارو و درمان براي همه تكراريه و نيازي نيست من بگم ٬ خرج هاي آنچناني و دردسرهاي بي شمار ٬كه البته اگر مريض بخت بر گشته شانس بياره نميره و زنده بمونه كلي بايد براي خودش ذوق بكنه كه در مورد خواهر اين دوست ما اينگونه نشد ودنيا رو با تما م بدي ها و خوبي هاش گذاشت و رفت ٬ تا اينجاي قضيه كه همه چيز عاديه و اما بعد از اين ... خانواده متوفي نشسته اند ودارند در مورد خرج كرد و بقول خودمان پرسانه چك مي زنند و چانه و البته همه هم بدون منطق و هر كدام ساز خود را مي نوازند و كسي گوشش به حرفهاي ديگري بدهكار نيست ٬من ترسم از اين بود كه دو تا از برادران بواسطه نوع يورشي كه به هم مي بردند باعث بروز حادثه اي شوند كه خداي نكرده يك مجلس ختم ديگري را تدارك بيبينيم ٬اما چيزي كه براي من مهمتر از اينهاست واز بين حرفهاي آنها من به كشف بسيار مهمي رسيدم اين بود كه آن بنده خداي تازه از دست رفته بخاطر ۲۰ هزار تومان دست به خود كشي زده است و حالا آنها بر سر رقمي در حدود ۴ تا ۵ ميليون تومان خرجي كه در مجلس ختم شده بود بحث مي كردند و گاهي هم اين جمله شنيده مي شد كه الحمدالله مجلس ختم را آبرومند برگزار كرديم ٬و اما ماجراي ۲۰ هزار تومان چه بوده است ٬دختر بخت برگشته ۲۰ ساله مبلغ بيست هزار تومان را خواسته بود تا مانتوي جديدي كه تازه به بازار آمده بود و دوستان او پوشيده بودند را بخرد و آن مبلغ را به او نداده بودند ٬او را توجيه نكرده بودند كه چرا نمي دهيم و الا آخر ... نفت + كبريت + كم عقلي = سوختن در جهل و ناداني.
نتيجه اخلاقي : مرگ بر اين ملت زنده كش مرده پرست
سرمایه داران بی عقل+ماکارانی مرصاد و ده تن آجر قم = حاجی سقط شد
شما هم حتما شنیده اید که فلان تاجر با حمایت فلان تیم فوتبال به اصطلاح امروزی ها اسپانسر شده و داره در قبال این حمایت هم خودش استفاده میبره و هم تیمی که از اون حمایت می کنه ٬ به اعتقاد شما چند تا کارخانه بدرد بخور توی کوهدشت هست ٬ اطلاعات من در این زمینه در حد صفر است ٬ بیان خاطره ای در این زمینه خالی از لطف نیست ٬ ٬ روز ی را یادم می آید که دوستی قدیمی رو دیدم که مستاصل و ناراحت و نالان است ٬ وقتی جویای علت ناراحتی اش شدم گفت وا مصیبتا که ورشکست شدم ٬ بیچاره شدم واز این حرفها ٬ من که پاک گیج شده بودم گفتم فلانی تا جایی که من ترا می شناسم در امورات تجاری نبوده ای تا شکست بخوری و از این حرفها ٬ که باز هم نالید و گفت : نه دوست عزیز ٬ مدتی را که تو از من بیخبری وارد کار تجارت گشته ام و اکنون شکست سختی را متحمل شده ام ٬ از او خواستم که ماجرا را واضح بیان دارد و او چنین گفت: با وامی که از دولت کریمه جمهوری اسلامی ایران گرفتم واحدی تولیدی راه اندازی کردم ٬ در واحد تولید ی ما ماکارانی تولید می شد ٬ اما به هر دری زدیم و هر کار کردیم دریغ از فروش ٬ حالا هم همه تولیدمان باد کرده و باقی ماجرا ٬ تا حدودی فهمیدم دوست قدیمی بی سوادم و حالا تاجرهمچنان بی سواد کجایش لنگ می زند و از چه می نالد ٬ وقتی از او پرسیدم نام ماکارانی تولیدی شما چیست ؟ چیزی گفت که نزدیک بود از تعجب شاخ که چه عرض کنم ٬ پس بیفتم ٬ (مرصاد ) بله او نام ماکارانی تولید شده اش را مرصاد گذشته بود ٬ می دونم شما هم چون من متعجب گشته اید ٬ حالا چرا مرصاد ٬ این را من از او پرسیدم و او جوابی داد که به عمق کج فهمی او ازنوع نگاهش به بازار و شیوه های بازار یابی پی بردم ٬ او می گفت بخاطر نگه داشتن یاد و خاطره رزمندگان اسلام نامش ماکارانی تولید ی اش را مرصاد گذاشته است ٬ نه خدا وکیلی شما بین ماکارانی سمیرا و تک و تبرک ماکارانی مرصاد را انتخاب می کنید ؟ ٬ هر چند هم با کیفیت باشد ٬ کلی با آن دوست مشنگم حرف زدم ٬ در مورد تجارت و اسم تجاری یک محصول که چقدر در فروش تاثیر دارد و الا آخر ٬ تا بلاخره راضی شد ٬ اما تلاش من برای اینکه او را در ادامه راه یاری دهم بیهوده بود و نتیجه اینکه ٬ گفتم کارخانه را بفروشد و فروخت ٬ گور بابا ی وام زود باز ده و بانک و این حرفها ... من مطئنم اگر واحد تولیدی در کوهدشت وجود دارد بنا بر همین شیوه غلط در بازار یابی و رقابت با کسانی که سهم زیادی از بازار را در دست دارن ناکام است ٬ چرا که به اعتقاد من تولید نیمی از تخصص است و نیم دیگر و البته مهمتراز آن بازار یابی است که همانا بوجود آوردن بازار های تقاضا قبل از تولید است ٬ برگردم سر حرف اولم٬ که باید درست بیندیشم ٬ بعضی مواقع میشود با اسپانسر بودن یک تیم ورزشی هم به جوانان کمک کرد و هم کالای خود را به بهترین وجه معرفی نمود همچنان که خیلی از صاحبان تولیدی ها این کار انجام می دهند ٬ ولی صد افسوس که سرمایه داران کوهدشتی زالوصفتانی هستند که فقط به ماشین ده چرخ می اندیشند و بس ٬ به کاه کشیدن و بندر رفتن ماشینهایشان و بس ٬ و اینکه چرا فلان حاجی دو ماشین داشته باشد و من یک ماشین ٬ اصلا آنها نمی دانند میشود با همین سرمایه ها به شهر هویت داد ٬ کارخانه زد ٬ تولیدی های کوچک و بزرگ راه انداخت ٬ و خیلی کارهای دیگر که این همه جوان بیکار نداشته باشیم ٬ این همه خوش تیپ که دغدغه شلوار و پیراهن و کفشهای ست را دارند ٬ پدر و مادر بیچاره را در فشار می گذارند که من فلان لباس را میخواهم و برایم مهم نیست تو از کجا تهیه می کنی٬ ندارم هم حالیم نیست
نتیجه اخلاقی : آهای سرمایه دار کوهدشتی بدان و هشیار باش تو هم بزودی همچون فلان حاجی زالو صفت که گور به گور شد و ملت بجای رحمت برایش لعنت فرستادند سقط میشوی ٬ هنوز که هیچ غلطی نکرده ای ٬ تا وقت هست بجنب که فردا دیر است . بذار حداقل پشت سرت ملت بگویند خدا رحمتش کنه
مدتیست پسر کشی و به تبع پدر کشی در کوهدشت آغاز شده است ٬ شنیدن خبرهای چون تبر و تیشه و تفنگ و دشنه انسان را به یاد دوران پارینه سنگی می اندازد ٬ توحش و خشونت نتيجه عدم آموزش است ٬ تربيت غلط ٬ انتظارات بي جا ٬ عدم توجيه طرفين ٬ چرا باید آموزش نسل ما در كوهشت چنان ضعیف باشد که پدر بخون پسر تشنه باشد و به اين نتيجه برسد كه بجز كشتن پسر هيچ راهي باقي نمانده است ٬ مردان مذهبی ما كه سكان هدايت مردم را در دست دارند من فدای همه آنها بشوم چرا بیکار نشسته اند؟ چرا نسبت به این خبر ها بی تفاوت هستند ٬ دادي ٬ فريادي ٬ هواري ٬ همه يادمان مي آيد چند وقت پیش خبر کشتن پسری بدست پدرش آنهم با تبر در کوهدشت همه ما را داغدار کرد و بعد از آن خودکشی پدر ٬به علت عذاب وجدان و حالا هم یکی دیگر ٬ در زمان نوشتن این خبر اطلاعات من از حادثه اي كه رخ داده است در حدیست كه پسر بشدت مجروح است ٬ شاید بماند شاید هم برود ٬ بدون تردید اینها ریشه در بی دینی دارد ٬ آهای دینداران خوش غیرت برسید به داد جوانان دیارمان که همگی در حال پرپر شدن هستند بی تفاوت نباشید٬ همگی در حال معتاد شدن و فناشدن هستند . كمي بهتر بيبينيم
نتیجه غير اخلاقی : وقتی پدر به بن بست بی دینی می رسد پسر کشي راه مي اندازد و عذاب وجدان هم خودش را می کشد .
نتيجه اخلاقي :آيا تا كنون سازمانهاي مسئول در اين خصوص تحقيقاتي كارشناسي انجام داده اند ؟ نگين آره كه دروغ گو دشمن خداست .
کفران نعمت خداوندی+ شیرز زیبا و بی صاحب
حیف این همه زیبایی که در کوهدشت قرار داره ٬ اگه تو اصفهان بود یا شمال ٬ یاهمدان ٬ چه استفاده هایی که از این همه مواهب الهی نمی شد میشه با اين زيبايي هاي خدا دادي خیلی از توریستهاي ايراني و خارجي رو به این سمت کشوند ٬ من كه براي اولين بار و عيد گذشته به اين منطقه رفتم چنان لذت وافري بردم كه بقول دوستي نگو و نپرس ٬ حرف من اينه عزيزم نماینده کوهدشت جناب آقای قبادی که خودش اهل اون منطقه است این است که باید كاري كرد كارستان٬ تا شاید برای مردمی که وابسته به خودش هستند و به اصطلاح قوم و خویش هستند کاري اساسي و ماندگار کرده باشه ٬ بايد شيرز به منطقه اي توريستي تبديل بشه ٬ این پیتانسیل در آنجا وجود دارد ٬ سرا زير شدن توريست به آنجا يعني تولد زندگي در اون منطقه ٬ و صد افسوس كه اين نعمت خداوندي در منطقه ما وجود دارد ٬ بي تعارف ما لياقتش را نداریم .
نتيجه غیراخلاقي : خلايق هرچه لايق ٬ ما همين هستيم و بيشتر از اين لياقت نداريم
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|