بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد |
قابل توجه دزدان مدرن امروزی

حرف اول
اول وقت آمده بود و از چادر تعاون کوله اش را می خواست ٬ بعد از اینکه وسائلش را تحویل گرفت ، یک چیزی از آن در آورد و دو باره کوله خود را تحویل داد ٬ یکی از بچه ها بعداْ از او پرسید چرا این کار را کردی ، در جواب گفته بود ،چند روز پیش دو تا کنسرو ماهی بما داده بودند من یکی از آنها را برای همسرم برداشتم چون او خیلی کنسرو ماهی دوست دارد ولی بعد فکر کردم خوب اگر از این عملیات و ماموریت بر نگردم فردای قیامت پاسخی برای این سوال که کنسرو را برای چه کسی می خواستی ببری ؟ جوابی نداشتم که بگویم و باخود گفتم حالا تا زنده هستم برم و این کنسرو را بیاورم تا فردا بلای جانم نشود تا فردا... بلای جانم نشود .
حرف دوم
به نظر شما دزدی چیست ؟ اصولاً دزدی بر چند نوع است ؟ و مشخصات یک دزد چیست ؟ حوصله کنی همه اینها جواب داره عزیزم !! به اعتقاد نگارنده دزدی یعنی تعرض به مال دیگران در هر شرایطی ٬ بنده اصلاً با اینکه ما دزدی را از بالای دیوار رفتن بدانیم مخالفم آقا !! به اعتقاد شما اگر کسی ، اشخاصی را که علم مدیریت نمی دانند بر کار بگمارد دزد نیست ؟ ، خب صد البته معلومه هست ، چرا که آن فرد به ندانم کاری و عدم مدیریت صحیح کاری می کند که مردم حقشان از دست بدهند و این یعنی دزدی ، البته از نوع من می برم تو حمایت کن ، گور بابای مردم ، و ما از این دزدان کم نداریم ٬ اخیرا شنیده ام کسانی بواسطه نوع شغل و اختیاری که دارند از افراد بی سر پرست مخصوصاً زنان توقع های نا جور دارند و ... ، آهای کسانی که باید کنترل کنید افرادی که ظرفیت این همه اختیارات را ندارند و از خوشی نمی دانند چه بکنند ؟ کنترل کنید گند کاری بعضی از این آقایان را که اگر روزی کارد به استخوان برسد می گویم کی و در کجا با استفاده از موقعیت کذایی اش چه دسته گلی به آب داده است ، خواندید که آن رزمنده محترم وقتی خود را در لبه آن دنیا دید جلو گیری کرد از آن فعل حرام که به زعم خودش نا ثواب بود ، هر چند به اعتقاد من حق خودش بوده و میخواسته به زنش بدهد ، ما نیز همیشه تصور نمائیم فردایی نیست که بر خیزیم، بارمان را سبکتر نمائیم . بلای جان با خودمان نبریم .

چه کسی این نا امنی را باید به امنیت تبدیل کند ؟

متاسفانه در کمتر از ده روز دو نفر از جوانان کوهدشتی به وسیله سلاح سرد جان خود را از دست دادند ٬ در این میان میان دو طایفه بزرگ در شهرستان در ماتم و عزا فرو رفتند ٬ شاید برای کسانی که امنیت را لمس کرده اند باور کردن این موضوع کمی سخت باشد که درمحیطی کوچک مثل کوهدشت ایجاد وحشت وناامنی برای خانواده چنان به وجود آمده است که حاضر نیستند برای لحظه ای هم فرزندانشان را غافل کنند ٬ چه کسی این نا امنی را باید به امنیت تبدیل کند ؟

چند جمله از آقا سیروس عزیز فرماندار محترم کوهدشت جهت یاد آوری بعضی ها

کوهدشت باید به وسیله خبرنگاران این شهرستان آباد شود.
در جامعه اسلامی نیاز به خبرنگاران باسواد، کوشا و معتقد احساس می شود. خبرنگاران باید با بالا بردن سطح دانش خود و دستیابی به نوآوری های جدید که در دنیای امروز وجود دارد، هم سطح کار خود را بالا ببرند و هم از ایجاد چالش در جامعه که ناشی از انتشار اخبار غیرحرفه ای است، جلوگیری کنند.
کوهدشت با پیشینه تاریخی، ظرفیت ها و منابع موجودی که دارد، در شاخص های منفی جزو اولین ها است.
و چند جمله هم از رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آقای جعفری
خبرنگاران قشر زحمتکش جامعه، زبان گویا، چشم بینا و تریبون آزاد مردم هستند.
با شهامت و جسارت که از سرلوحه های کار یک خبرنگار موفق است، مشکلات را بیان و حقانیت را در ارائه اخبار رعایت کنند.
فضول کوهدشتی : آی دم جفتتون گرم !! آقا من که تا حالا این جملات گهر بار را ندیده بودم ٬ امروز که گشتی در دنیای مجازی وب زدم و اینا رو دیدم کلی ذوق زده شدم که ای بابا ما جماعت مثلاً خبرنگار و وبلاگ نویس دو تا پشتیبان قرص و محکم داریم ، دیگه چه باک از تهدید ها و تخریب های یه عده ای که برامون پیام گذاشتن که چه می کنیم و چه نمی کنیم ٬ من از آقای فرماندار می خوام که ٬ عزیز دل جان برادر امیدوارم همچنان که در کلام شما این حمایت متبادر است در عمل نیز ما شاهد این حمایت باشیم و این برای من و مایی که جز هزینه کردن سودی نمی بریم مایه دلگرمی است ٬ یا علی

اداره گاز شهرستان کوهدشت وارد کننده نمونه ترخینه


اداره گاز شهرستان کوهدشت در مصاحبه مطبوعاتی ٬ ماهواره ای اعلام کرد که بعلت مخالفت بی دلیل سازمان ملل متعهد مستقر در مرکز استان در ارسال کنتور گاز به کوهدشت ٬ طی جلسات کارشناسی که با حضور کارشناسان محلی ٬ ایرانی و خارجی برگزار شد به نتیجه بسیار جالبی رسیده ایم که در این خصوص در صدد جذب موافقت سازمان جهانی غذا هستیم٬ ایشان در ادامه با اشاره به اثرات بی بدیل و گرما زایی ترخینه ٬ این محصول را به عنوان جایگزین کنتور گاز در کوهدشت اعلام کرد ٬ به گزارش خبرگزاری دایا نیوز قوی پنجه رئیس اداره گاز و متعلقات مذکوره که قویاْ دوستدار مردم و خصوصا قشر ۱۰۰هزار تومان به پائین است در گرمای مطبوع اتاق خود همچنین اعلام نمود : طبق بخشنامه صادر از سوی کنسولگریهای افغانستان و بوسنی هرز گوین مستقر در خرم آباد حضور کنتور گاز در کوهدشت حالا حالا ها ( حالا !! دست کی بالا ٬ با این ساز و کمونچه بعیده والا ) بعید است و آرزو داشتن کنتور گاز به بعد از عید و ایام سرما به درازا می کشد ٬ در این مسئله بطور حتم دست استکبار جهانی در کار است و کارشناسان اینگونه حدس میزنند که دست شرکت استکبار جهانی گاز در خرم آباد از آستین اوباما در آمده است و به عنوان اولین اقدام خود برعلیه ایران کوهدشت را هدف قرار داده است و به اهالی خیابان دارائی ٬ فردوسی ٬ رودکی و تازه آباد هیچ ربطی ندارد که خود را نخود هر آشی می کنند ٬ ایشان که در کنار شومینه بسیار زیبایی با شعله ملایم آبی خوشرنگ با خبر نگاران نگران رسانه های جمعی سخن می گفت در ادامه با اشاره به اینکه ما سعی می کنیم امسال در تامین ترخینه برای مردم مشکل ایجاد نشود گفت : من با افتخار این را بیان میدارم که معنا نداره ما همیشه به یه چیز وابسته باشیم ٬ کنتور نیست به درک ٬ مردم باید ایثار گر باشند ٬ایثار بکنند دلاور باشند ٬ قانع باشند ٬ ما مردم سلحشوری هستیم ٬ طرف آمده میگه من ۴۰۰ هزار تومان خرج مریضی بچه ام بر اثر سرما خوردگی کرده ام ٬ خب شما قضاوت کنید ؟ این موضوع چه ربطی بمن داره ؟ که طرف ۴۰۰ هزار تومان هزینه کرده ٬ مگه من پسر عموش هستم که میاد بمن میگه ٬ خب بره به دختر عمه اش بگه شاید اون بدردش بخوره !! البته من پشنهاد می دم آدم خونه خاله بره بهتره ٬ چون حتما ْشنیدید می گن خونه خاله و اروای عمه ات ٬ بگذریم ٬ بعضی ها می گن کوپن نفت هم باطل شده ٬ شده که شده !! برین خدا رو شکر کنین که خودتون باطل نشدین!! اونوقت من این همه ترخینه رو که وارد کردم چکارش کنم ؟ بگزارش دایانیوز در ادامه این مصاحبه مطبوعاتی که خبرنگاران چند شبکه ماهواره ای هم حضور داشتند برای اثبات بیانات زیبا ٬ رسا ٬ بلیغ و سراسر هیجان که ناشی از حس مسئولیت ریاست عالیه گاز بود توسط روابط عمومی اداره متبوع در هنگام خروج و در محوطه خارجی از مدعوین جلسه مطبوعاتی ماهواره ای با اولین محموله ترخینه وارداتی پذیرایی بعمل آمد تا این جایگزین مناسب به مردم بهتر شناسانده شود . خبرنگار ما که در جلسه حضور داشته بیان میدارد : چه می کنه این ترخینه
ذیلاْ متن چت یکی از همشهریان با فضول کوهدشتی که متن بالا با الهام از این گفتگو تهیه شده است را بیبینید
...... : من حدود يکماهه دنبال کنتور گاز براي خونه پدرم اينا هستم
heva_gh: خب
.......: ولي تا حالا موفق نشدم
heva_gh: خب
.......: هي امروز فردا ميکردن
heva_gh: خب
.......: تا امروز با آقاي قويدست رئيس اداره گاز صحبت ميکردم
heva_gh: خب
.......: ايشون گفتن تا بعد از عيد خبري از کنتور گاز نيست
heva_gh: علت
.......: يعني مردم تو زمستون از سرما بميرن به ما ربطي نداره
.......: مدير عامل شرکت گاز لرستان گفته به کوهدشت کنتور گاز ندين
heva_gh: خب اطلاعات کامل بده تا بدونم چي مي نويسم
.......: به خدا امروز حدود چهل نفر برا کنتور اومده بودند
.......: وحتي پول کنتور ها رو هم واريز کردن
heva_gh: عکس اين مسئول رو داري بهم بدی
heva_gh: يه مطالب طنز راجب اين مي نويسم
......: يکي ازشون ميگفت که بچم از سرما مريض شده بردمش تهران حدود 400 هزارتومان خرجش شده
......: منم به آقاي رئيس گفتم واقعا اگه ما ايراني هستيم
......: پس حق ما رو بديد ما هم گاز ميخوام
heva_gh: خب
......: زمستونو بايد چکار کنيم
......: حتي کوپن نفت ها رو هم براي تشکيل پرونده گاز باطل کردند
......: يعني از نفت هم خبري نيست
heva_gh: به نظرت طنز بنويسم خوبه
......: آره خوبه
heva_gh: بخش از از حرفهات را کپي مي کنم اشکال ندارد
......: مشکلي نيست
heva_gh: بجاي اسمت نطقه چين می ذارم
......: يعني ما کوهدشتي ها هميشه بايد حقمونو بخورن
......: يعني ما از افغانستان بدتريم
heva_gh: متاسفم
heva_gh: سوژه خوبيه می نویسمش
heva_gh: فردا بخونش
......: چرا ما بايد از سرما بميريم تا گاز که مال ملته بره ترکمنستان و افغانستان
heva_gh: کاملا حق با شماست
......: شما اگه بنويسي من يه پرينت ميگيرم ميبرم فرمانداري و هم اداره گاز بهشون نشون ميدم
heva_gh: حتما مي نويسم صد در صد
heva_gh: البته بخشی از حرفهاي خودت رو هم استفاده مي کنم
قضاوت با شما ...


در سال 1348 در روستای اولاد قباد از توابع کوهدشت تولد یافت. وی دوران کودکی خود را تا سن یازده سالگی در روستا گذراند ولی به علت فقر مادی به کوهدشت رفت و شبانه درس می خواند و روزها کار می کرد و تحصیلاتش را تا دوم راهنمایی ادامه داد. با شروع جنگ تحمیلی سنگر علم را رها کرد و به سنگر جهاد و عشق به حسین (ع) و کربلای ایران به جبهه ها شتافت.بعد از چند ماه در نبردی شبانه بر اثر انفجار انبار مهمات تمام بدنش سوخت و به شدت مجروح گردید ، و به محض بهبود دوباره حال و هوای جبهه ها کرده و به سوی میعادگاه عاشقان شتافت .شهید سعادت قبادی در سن 14 سالگی مانند علی اکبر (ع) بعد از 8 ماه حضور در جبهه های نور علیه ظلمت سرانجام عاشقانه و سرافراز در تاریخ 27/5/62 در حین شناسایی دشمن ، هجرت نمود از عالم خاکی بسوی عالم عقبی شتافت و شربت شهادت از دست ساقی کوثر نوشید. روحش شاد ، رهروان راهش زیاد.
منبع : http://sajedlorestan.blogfa.com /

رئيسجمهور در سخنان روز چهارشنبه خود، هشدار داد
مديران اجرايي كه مصوبات استاني را اجرا نكنند، بركنار ميشوند،
به نقل از جام جم روز (۲۵/۸/۸۷)
از اونجایی که ریاست محترم جمهور هم به نوعی در قشر وبلاگ نویسان محترم قرار داره ، اینم لینک خبرش (http://www.aftabnews.ir/vdcdkz0ytn0no.html) و شاید روزی سری به این وبلاگ بزنه ، مدیریت کوهدشت سیتی بعنوان امین ایشان خود را موظف می داند اطلاع رسانی مناسبی را در زمینه مصوبات استانی به اطلاع ایشان برساند . شما این عمل ما را خیانت حساب کنید ولی ما به این خیانت افتخار می کنیم و به اطلاع ایشان می رسانیم که پروژه ها در چه مرحله ای است ٬ حتماْ بخاطر دارید که ایشان در سفر اخیر به لرستان از روند اجرای پروژه ها در این استان اظهار نا رضایتی کردند ، و مردم هم در تائید بیانات ایشان خواستار تعویض خیلی ها شدند ٬ بهوش باشید و حوستان را حسابی جمع کنید . اگه کار نکنید بد میشه ٬ بعد هم زبونم لاله نشه شما بر کنارمی شید و ما مجبور می شیم در مجلس چمری شما حسابی بنوازیم!! گله مند نشید ، اینایی که داریم می گیم به نفع شماست ، البته در مجلس چمری شما هیچ گونه فاکتوری هم برای ذیحسابی شما ارسال نمی شود که شما برای پرداخت دچار زحمت بشید چون هزینه نوازندگان محترم را مردم با رغبت می پردازند ٬ این احتمال هم وجود داره که نوازندگان مجلس چمری شما را به هم بریزند و به عباراتی ملودی ها را قاطی کرده و ریتم شش هشت بنوازند ٬ که این ریتم مخصوصا شانه شکی است و من اصلاً در این زمینه هیچگونه کاری نمی توانم بکنم و جلوی حرکات موزن و شادی مردم را بگیرم ٬ و لی خدا وکیلی شما نخواهید اینگونه بشود . ما رو شرمنده کنید ، و به عبارتی کاری کنید کارستان که سر ما بی کلاه بمونه و بی سوژه بشیم . اینم لینک وبلاگ دکتر احمدی نژاد (http://www.ahmadinejad.ir/ )


برو بابا تو هم دلت خوشه !! همه چيز را كه یه جا به كوهدشت نميدن این همه القاب زیبا و با مسما ( دلاور ، سلحشور ، خط شكن ، عزيز دل بابا ٬ عزیز جان برادر ٬ مردمانی قانع و.. ) بسه دیگه چقدر توقع بی جا داریم ما ٬ یه کم هم بذاریم دیگران هم حال کنند بابا ٬ عدالت داشته باشیم ٬ راستی کوهدشت خیابان عدالت داره ؟؟ آدرسش رو از کی بپرسیم ؟ برو بابا دلت خوشه !! عدالت در کوهدشت یه سریال خنده داره ، ( یه کم جدی تر ) عدالت در کوهدشت كلمه ای بشدت اگزجره و کمدی که در عین ایجاد انبساط خاطر باعث حال بهم زنی می شود ٬ خب عزیزم چرا عدالت درکوهدشت خنده دار به نظر نرسد در حالی که می بینیم دیگران دارند بسیار استفاده می برند از این همه مواهب الهی کشور ، و ما هم البته تماشاچیان خوبی هستیم ، و آنهایی که می برند و می دوزند و لذت وافر می برند از این همه عدالت و حالشان داره به هم میخوره از وافور عدالت ، ( ببخشید وفور عدالت ) زير لب به ما ميخندند و با خود می گویند : بیچاره ها چقدر ناز و مامانی هستند اینا !! بعد هم لپ ما را می گیرند و می گویند موش بخوردت !! آنها نیک می دانند و مي بینند این شعارها برای ما بیچارگان عدالت ندیده تنها و تنها يك بلوف بزرگ تبلیغاتی است و متخصصين عدالت محور محلی ما !! دل در گرو سياستهاي توسعه طلبانه برای از ما بهتران دارند و مراجع بزرگ تقليدشان کسانی هستند که بعد از سالها تلاش و شرکت در مجالس فاتحه خوانی اکنون بر مستند نشسته اند و کلی هم برای خود کیفور می کنند ٬ فکری و ذکری ندارند جز تعویض های پی در پی بی پایه !! افرادی که روزهای سخت در رکابشان بوده اند ٬ اکنون وامدار همدیگرند ُ حق نان و نمک است و ... !! آنها بواسطه همین عدالت آبکی و بشدت خصوصی ( وه ژل مو ) سیطره خود را برجای جای شهر گسترش داده و بعد از جلسات متعدد برای پخش غنائم جنگ چند ساله٬ پای کوبان و دست افشان رقص سماع راه انداخته اند ٬ بگذار خوش باشند ٬ شادی دیگران را ذایل کردن نا ثواب است ٬ این هم می گذرد و صد افسوس که خیابان عدالت در کوهدشت هنوز خاکی است !!!

شهدائي و خانواده هايشان درآرزوی دیدار
كجايند آن شيران روز و زاهدان شب كه در هريورشي عرصه را بر بعثيان كافر تنگ و تنگ تر مي كردند و با خون رنگین خود نوشتند هيهات من ذله تا ببينند كه در كوهدشت بخشی از مسئولين شهرشان شيران پاستوریزه شبند و زالو صفتان روز!! این روزها در کوهدشت خانواده های معظم شهدا كه شاهد پر پر شدن جگر گوشه هايشان در سالهای دفاع مقدس بودند و تن خونين آنها را درآغوش گرفتند در انتظار سنگ مزاري و ديداري با آنها هستند ٬ اما آیا تا کی باید این انتظار ادامه یابد خدا می داند؟ در كنارتلي از خاك مانند زمان بمباران صداميان در گوشه ، گوشه ي بهشت زهرا به دنبال مزارعزيزي مي گردند. تا نجوایی عاشقانه داشته باشند ٬ اما آنچه دیده میشود ديوارهاي نيمه ساخته ، محوطه اي پراز خاك و خاشاك ُ تابلو های افتاد بر زمین ٬ و افسوس که بین شهر داری و بنیاد شهید بازی عمو زنجیر باف در جریان است !! کی بود کی بود من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود !!... اما حکایت مسئولین ما با چهره هاي سفيد و نوراني به مدد صابونهای فرنگی ( ازمحل كارشان تكان نمي خورند كه آفتابي ببينند) و تسبيح هاي شاه مقصود بر دست وپيشاني هاي پينه بسته ( قبل از رياست پينه اي بر پيشاني نبود)!!! حكمتي دارد اين پينه هاي پيشاني دیدنیست !! جانم بفدایش ٬ فقط مولا علي (ع)ميدانست اینان کیانند ؟ كه درجنگ جمل فرمود : نيزه براين پيشاني ها بزنيد...؟ بیاد داریم موقعي عده اي مي گفتند : تقوا يعني چه ؟ و به مزاح جواب چنین بود که مانند دكمه اي كه فلاني بر يقه اش زده است ( هرموقع لازم بود بازش مي كنند با يك تقه و هر وقت خواستند مي بيندنش با يك تقه ) بعد از رسيدن به رياست.. بازهم درد و رنج و ... عکسهای بهتر از هزاران حرف و حدیث ...







توي يه شهر پر از دود و دم و درد و دورغ همه راحت زندگي مي كردند ٬ كسي با كسي كاري نداشت ـ هر که سرش به کار خودش گرم بود٬ دودی دودش رو هوا میکرد ـ دمی برای خودش دم دمی مزاج بود ( الکی خوش بود ) ٬ یه عده ای هم همسایه درد بودند و زندگی خوبی در کنار درد داشتند ٬ آخه به هم نشینی با هم عادت کرده بودند ـ جدایی مردم و درد یه کم بعید بود ٬ سالها بود با هم بودند و نمی شد که درد مردم رو ترک کنه ٬ نامردی بود ٬ يه عد ه ا ی هم که دروغ می گفتند ـ اونوم چه دورغایی شاخداری ارمغان دورغهاشون جوایز متعدد از المپیک های مختلف بود که نصیب می شد ـ البته نه برای مردم ٬ افتخارش برای از ما بهتران بود ٬ سوگلی جایزه هم برای کسی بود که دروغا رو می گفت و کلی هم برای خودش کیف می کرد ٬ هر دورغی که می گفت خیلی ها باهاش حال میکردند ٬ این خیلی ها که میگم پسر خاله و دخترعمه وپسر عموهاش بودند ـ آخه از دروغهاي اون فاميلاش هم سود مي بردند دانشمندان بومی منطقه بعد از سالهای تلاش و ممارست به این راز مهم ( راز دروغ گفتن مرد دروغگو و خوشحالي نزدیکاش پي بردند که البته مجاز به گفتنش نبودند )
الغرض؟ توی این شهر پر از دود و دم و درد و دروغ ٬ یه روز میرزا رحیم باشی كه پيتزا فروشي مدرنی د اشت که بهش می گفتند کافی شاب تو کافی نت دل درد عجیبی گرفت ـ کارمیرزا کافی شاپی به جاهای باریک کشید ٬ تا جایی که حکیم باشی دستور سونو گرافی صادر کرد ـ میرزا رحیم باشی پیتزایی از ترس اینکه نکنه سونو گرافی اطلاعات غلط بده و اونو زبونم لال حامله نشون بده چند روزی با درد که چند وقتی بود مهمانش بود می سوخت و می ساخت ٬ اما مگه می شد طاقت آورد ـ آخرش چند تا از همون پیتزا خورای بومی به حرمت پیتزایی که نوش کرده بودند دست و پای میرزارحیم باشی پیتزایی رو بستند و بردنش سونو گرافی حکیم باشی کنارمیدان بزرگ شهر ـ نتیجه سونو گرافی یه چیز عجیب رو توی شکم میرزا رحیم نشون میداد ٬ یه گردی اندازه یه یک ریالی توی شکمش دیده میشد ٬ خبردر خبر گزاری دایه نیوز توی شهر پیچید که بله میرزا رحیم باشی پیتزا فروش پول خور شده و پول خورده و علت دل دردش هم همینه ٬ تا چند روزی حرف و حدیث پول خوری میرزا حرف همه مردم اهل دود و دم بود ٬ مدتی گذشت ٬ شبی میرزا که فارغ از عیادت ها و دلسوزی های بیجاو باجا به آسمان پر ستاره می نگریست بیاد خبری افتاد که چند روز پیش از دهان آدمهای درد مند مثل خودش شنیده بود ٬ یه فکری کرد ٬ خبر پول خوری خودش رو قاطی کرد با خبری که شنیده بود ٬ ایندفعه سر درد عجيبي اومد سراغش ٬ سر دردی که ديگه اصلاْ خوب نشد ـ و میرزا همچنان سر درد داره ، بعضي موقع ميره تا همدان٬ اما راستی علت دل درد میرزا چه بود ـ حکیم باشی سونگرافی اینگونه تشخیص داد که یه یک ریالی که نمی دونم چطوری و از کجا وارد یه پیتزا میشه و میرزا هم با یه لقمه پیتزا مخصوص اونو هاپولی می کنه ـ علت دل درد میرزا هم همین بود ـ وجود یک ریالی در شکم میرزا٬ اما خبری که میرزا خونده بود و بعدش سر درد گرفت چی بود : اختلاس چند میلیونی در شهر دود و دم و درد و دروغ توسط آقاي ايكس ٬ میرزا رحیم باشی همچنان که چشمش به ستاره ها بود با خودش گفت: اوسا کریم قربونت برم من یه یک ریالي خوردم دلم درد گرفت ـشهر خبر دار شد ٬ تحلیل ها و تفسیرها بر شکم بی صحبم رفت ٬ پس اونا یی که اون همه پول رو بردند ٬ خوردند و یه آبم روش ٬چرا جایشون درد نگرفت و نمی گیره ٬ بعد با خودش گفت : خب حتما پول دارن میرن درد رو یه جورایی درمان می کنن حالا قیمتش هرچه میخواد باشه ٬ مگه من فضولیم ـ يا یکی رو میخرند از اونایی که اسمشون کارچاق کنه تا درد روبراشون تسکین بده ـ كارها رو درست کنه ٬ راس و ریس کنه ٬ یا اصلاْ نمی ذارن کسی بفهمه درد دارند ٬ مهم اینه که اونا درد نمی کشن ٬... نمی کش نمی ک ش ه ن م ی ک ش ... چرا اینروزها همه چیزا نم کشیده ـ چرا؟ راستي اسم این شهرقبلاً قم دوم بود ـ حالا شده درد یکم
این مقام رو به همه دردمندان تبریک می گیم ما بلاخره اول شدیم
هیپیپ هورا ٬ هیپیپ هووا ...

دلم برای قاضی های کوهدشت می سوزد

حرف اول چند روز پیش گذرم به دادگاه کوهدشت افتاد برای گرفتن عدم سو ء پیشینه ، باور کنید هرچه چشم انداختم در بین مراجعه کنندگان آدم آشنایی را بیابم موفق نشدم ، چهره همه کسانی که مراجعه کننده بودند و در گیر با هم نا آشنا بودند ٬ و و به عبارتی حاشیه نشینانی که نام کوهدشت را بر خود دارند وصد افسوس که هیچ تعصبی هم بر نام کوهدشت ندارند ٬ چرا که اگر داشتند باعث این همه بی آبرویی های متعدد نمی شدند ٫ هیهات که قاضی های محترمی که از اقصی نقاط کشور به کوهدشت می آیند اینها را به نام کوهدشتی می شناسند .
حرف دوم ٬ دلم برای قاضی های کوهدشت می سوزد ٬ چون بندگان خدا هر جوری که حکم بدهند متهم هستند ٬ چرا که کسانی که به عنوان شاکی و متشاکی به دادگاه می روند بدون آگاهی از موارد قانونی تفسیر خود از قانون را دارند و این بدترین نوع نگاه به قضاوت است ٬ هرکدام خود را محق می دانند و رای قاضی به نفع دیگری را منصفانه نمی دانند ٬ در صورتی که در این میان یکی مقصر است و لی آنها هر کدام چنین بیان میدارند حق با من است
حرف سوم ٬ بیاید کاری کنیم که قاضی ها بیکار شوند ٬ یعنی با تفاهم با هم حرف بزنیم ٬ برای هم ارزش قائل شوم ٬ قبل از اینکه زننده حرف های بیخود و بی جهت باشیم مقداری هم شنونده باشیم حرفهای طرف مقابل را گوش دهیم شاید کارمان به دادگاه و محاکم قضایی نکشد .
باور کنیم سخت نیست

هفت خان رستم یا هفت خان مدیر عامل

چند روز پيش به محل دفتر مدير عامل يكي از ادارات كل استان ... رفتم تا مشكل اداري كه داشتم حل كنم متاسفانه محل دفتر و ورود وخروج تمام عوض شده بود٬ قبلا براي ديدن مديرعامل از يك در شيشه اي رد ميشديم وبعد از ديدن مدير دفتر چندساعتي منتظر ميشديم وبالاخره موفق ميشديم يا جواب نامه رابگيريم يا ملاقاتي و ديداري پيش مي آمد٬ اما اين بار نه تنها اينچنين نبود بلكه از در شيشه اي اول كه رد شديم با دفتر نگهباني دفتر مدير دفتر عامل برخورد كرديم ٬ مقداري توضيح داديم وعلت مراجعه را براي ايشان مفصل تعريف كرديم وبعد از عبور ازخان اول يعني (در شيشه اي ) و خان دوم يعني (نگهبان ) به خان سوم رسيديم يعني دفتر مديردفتر مديرعامل ، بعداز توضيحاتي كه براي ایشان داديم وسئوالاتي جديد به خان چهارم يعني در شيشه اي دوم رسيديم سپس به خان پنجم يعني دفترمراجعين به دفتر مديرعامل رسيديم آنجا هم توضيحات مفصل تري داديم و ايشان ما را مودبانه به سكوت و نشستن وانتظار دعوت فرمودند ماهم اطاعت امر كرديم ودر انتظار ساعت موعود نشستيم مدتي طول كشيد .
تا نامه مارا ازخان ششم به داخل دفترمدير بردند انتظار طولاني شد كمي به خودمان تكاني داديم وعرض كرديم قبله ي عالم سلامت باشد از نامه خبري نيست مدير دفتر مراجعين مديرعامل بايك نگاه كاملا مودبانه كه موي بربدنمان سيخ شد از جايش بلند شد وبه داخل دفتر مدير عامل رفتند انتظار كمي تامقداري طول كشيد و ما غافل از عبور زمان ، ايشان برگشتند وفرمودند مدير براي اداي فريضه نمازتشريف برده اند ٬ پرسيديم مگر دفتر مدير چند تا در دارد كه ما نه آمدنش را ديديم ونه رفتنش را ؟بالاخره مدير از نماز فارغ شدند و نامه ي ما كماكان بر روي ميز مدير منتظر براي تيمار كردن ودست مبارك مدير وامضاء
بله قصه هفت خان رستم تمام نشد و مدير پاراف فرموده بودند ٬ فلان دفتراقدام نماید٬ يعني به خان هفتم مراجعه شود ٬ يعني هرچه رشته بوديم پنبه بود چرا كه اصلا كسي نه حرف هاي مارا شنيده بود ونه متوجه عرايض ما ؟ دوباره همان راه را برگشتيم وبه خان هفتم كه رسيديم گفتند ايشان ماموريت رفته اند وتا فردا نمي آيند . بله عزيزان ، ما دست از پا درازتر به شهرستان برگشتيم تا ببينيم آيا فردا عمري باقي خواهدبود وموفق خواهيم شد؟ .
يك سئوال : اين شعار از مردم فاصله نگيريد چه معني داشت ؟ آيا بستن در ها به روي مردم از صفتهاي كداميك از معصومين ومومنين وخدمتگزاران مردم است ٬ اگر اينها واقعيت دارد چرا رياست جمهوري به استانها مي روند تا از نزديك با مردم تماس داسته باشند ولي اين متوليان دون پايه وبي مايه دربها را مي بندندكه نكند خداي ناكرده چشمشان به مردم بفتد ( البته از حق نگذريم دكوراسيون داخل دفتر واينترنت مجاني وپر سرعت وبرنامه هاي .... كمي حق را بايد به بعضي مديران داد كه خستگي در كنند٬ بابا ما چقدر بي انصافيم مردم ميلياردها تومان ميدهند يك متر از برج ميلاد مي خرند كسي هم ككش نمي گزد ، حالا مدير عامل شركتي يا اداره اي چند لحظه اي درخلوت خودش كه سالها درفكر اين طور موقعيت هائي اين چنيني بوده گناه كرده است كه .... زبونمونو گاز بگيريم آخه مگه كردان بيچاره چكاركرده بود او فقط ديپلم نداشت بیچاره .....؟كي بكيه بابا؟ تاریکیه تا..........ری کیه

به این خانم بگوئید لطفا سری به کوهدشت مظلوم بزن شاید غیرت این........بیدارشود

امروز (۱۹/۸/۸۷) ساعت۵/۶بعداز ظهر از شبکه یک باخانم شیرزادی یکی از نخبگان کرمانشاهی مصاحبه ای کرده بودند که هم خیلی غبطه خوردم وهم دلم شکست برای شهری که یاوری ندارد ایشان از بازیافت زباله های شهری که هم خدمتی به محیط زیست کرده است وهم تعدادکثیری از همشهریانش را مشغول بکار کرده است آفرین بر این زن آفرین بر پدر ومادری که الگوی زنان رشید ایرانی در سطح کشور از آن کرمانشاه کرده اند دستشان درد نکند اما در شهر ما سیر مردان ببخشید (شیرمردانی )هستند که الگوی پستی ونامردی را در ایران رقم زده اند آنان بجای بازیافت زباله های شهری زباله های درونشان که همان عقده های حقارت دوران نه چندان دورشان است با نام نزولخواری از جان ومال وشرف همشهریان بیکار ومفلوکشان به زیورآلاتی تبدیل کرده اند که آه مستمندان وبیچارگان با دیدن آنها را برای همیشه با خود دارد ؟اینجا یک سئوال دارم چرا متولیان امر نسبت به این عمل شنیع ومنفور که قرآن آنرا بشدت محکوم کرده است اقدام نمی کنند ؟شاید می ترسند بانکهای رباخوار ومسئولان نه چندان محترمشان که با همین پول نزول بانکی کاخهائی به نام بانک ساخته اند دلخور شوند ؟ که بشوند به جهنم ؟ مگر صندوق های قرض الحسنه چه اشکال دارد؟ با عقود اسلامی به داد مردم برسند واین نزولخوران از خدا بی خبر با پولهای کثیفشان را مجبور کنند درامر باز سازی ویرانه ای به نام شهرمان اقدام کنند .
خدا یا کرم داران عالم را درم نیست درم داران عالم را کرم نیست ؟
به این خانم محترم دکتر شیرزادی بگوئید لطفا شما سری به کوهدشت مظلوم بزن شاید غیرت این........بیدارشود.

کوپه ماسه بادی ٬ قدمت ا ین اثر تاریخی به ۲۴۵۲ سال قبل از میلاد می رسد ٬ متولیان امربهینه سازی و مرمت آثارباستانی که در کاوشهای اخیر خود به وجود این کوپه ماسه بادی پی برده و به شهر داری اعلام نموده اند برداشتن و هرگونه جابجایی این اثر تاریخی و گرانبها که می تواند در جذب توریست بسیار خوب عمل نماید جرم محسوب میگردد ٬ این کارشناسان همچنان اعلام کرده اند که در پی ثبت جهانی این اثر در یونسکو هستیم .

در ادامه مطلب ...
فضول کوهدشتی به نیابت از شهرداری کوهدشت در اقدامی تحصین بر انگیز از همه همشهریان بخصوص طراحان گرافیست و مجسمه سازان سراسر کشور دعوت می نماید که نسبت به طراحی نماد کوهدشت اقدام نمایند ٬ مشخصات این طرح به گونه ای باید باشد که سازنده برج میلاد احساس شرمندگی نماید و سازنده میدان آزادی تهران در گور بلرزد ٬ فضول کوهدشتی اعلام نموده است دلیلی ندارد همه شهر ها نمادی داشته باشند ولی ما بی نماد باشیم ٬ شهرداری تلویحا ْ این نیت خیر خواهانه را تائید نموده است و با بیان این مطلب که می خواهیم بجز روزمره گی ها که وظیفه ذاتی و اداری ماست کاری کنیم کارستان ٬ فضول کوهدشتی را هم تشویق نموده است ٬ فضول کوهدشتی از هم اکنون اعلام میدارد در خصوص مسائل مالی و سکه های اهدایی شهرداری برای طراحان این پروژه هیچ گونه مسئولیتی ندارد ٬ اما اگر خدای نکرده زبونم لال در بین راه این پروژه نیز با ناکامی مواجه شد فضول کوهدشتی سعی می کند بر سر هر چهار راه صندوقی را بگذارد و بگوید ایهاالناس هر کس می خواهد شهرداری شرمنده نشود یک هزار تومانی کمک کند تا انشالله این طرح به سر انجام برسد .

در ضمن شهر داری قول داده است از این به بعد شهر وندان شاهد تصویر بالا در شهر نباشند
اینم مبدان آزادی تهران ٬ عکسهای فضول کوهدشتی
بقیه را در ادامه بیبینید
| یکشنبه 12 آبان1387 ساعت: 19:30 | توسط:همون فضول | ||||
| آقا آرمان من نمیدونم این اسم شما هست یا نه؟ ولی از من به تو نصیحت که ادامه نده.چون اگه قصد ادامه داری باید دور خانواده رو بزنی......اگه دور نزنی دورت میزنن | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
| شهرداری کوهدشت سکه بهار آزادی جایزه می دهد | |||||
نه دوست عزیز من آرمان نیستنم ٬پیامی رو فرستادی ممنونم ٬ اما دوست دارم بدونم که این یه تهدیده یا یه نصیحت !!! چون من ای کیوم پائیه راستش نفهمیدم ٬ اگه بیشتر برام توضیح بدی خوشحال میشم .
دوستان در این مورد نظر بدن خوشحال میشم
دو روز بعد پاسخ دوست تهدید کننده درادامه مطلب
ادامه مطلب
ازنا و بروجرد بيشترين مصوبه، كوهدشت نورآباد و اليگودرز كمترين مصوبه
این تیتری است که وب سایت محترم لرنا در این آدرس زده است http://lornews.wordpress.com/2008/10/31/mosavabe/
به اعتقاد شما در مقابل چه باید گفت و چه باید کرد ؟
بیانیه ذیل که توسط مسئولین کوهدشتی و با امضاء همه آنها به کوهدشت سیتی رسیده است جهت روشن شدن اذهان عمومی به رویت شما می رسد
ملت سلحشور ٬ انقلابی و بی نوای کوهدشت ٬ با کمال تاسف و تاثر فراوان فقدان دیپلماسی و مدیریت را در این شهر به شما تسلیت می گوئیم ٬ ما مدیران با خیال و بی خیال با اعلام اینکه در این زمینه هیچ گونه تقصیری نداریم توپ را با شوت بلند و هوایی با سیستم ۲-۴-۳ به زمین حریف می اندازیم ٬ به نظر مبارکتان می رسانیم در زمانی که داشتند مصوبه پخش میکردند یه چرت لعنتی باعث شد که از قافله عقب بمانیم و بعد که متوجه شدیم دیدم ای داد بیداد ٬ ای هوار !! همه مصوبه ها را تقسیم کرده اند ٬ و فقط ته دیگش برای ما مانده است ٬ ما بابت این چرت ناگهانی که باعث از دست دادن حق شما مردم از مصوبه ها شده و ضمن آرزوی صبر جزیل از همه کسانی که مصوبه درد گرفته اند معذرت خواهی کرده و قول می دهیم گل هم بر سر بمالیم و با تمام قوا گریه کنیم٬ البته شما مردم خیلی هم باید ممنون ما باشید که در همین حالت چرت کاری کردیم کارستان و از نور آباد و الیگودرز جلو افتادیم و در اینجا همدری خود را با مردم داغدیده و مصوب ندیده نور آباد که باید اکنون شورآبادش باید نامید اعلام و همچنین قول میدهیم همچون صاحبان عزا در مجلس ختم مصوبه در الیگودرز حضوری کامل داشته باشیم ٬ کمی گریه کنیم و حداقل بتوانیم چای پخش کن مجلس باشیم . الهی خودتان زنده باشید تا بوده چنین بوده ٬ سر شما سلامت باشه
باطلاع مردم داغديده كوهدشت مي رسانيم كه تعدادي ساز و دهل جهت اجراي مراسم چمري براي مصوبه موجود مي باشد كه داوطلبان مي توانند براي نواختن استفاده نمايند ٬ اكيداً تاكيد مي گردد همراه با چمري به هيچ عنوان از حركات موزن استفاده نگردد . شاباش ممنوع می باشد ٬چون مقابله به مثل مي گردد و ما هم متقابلا مجبور به عكس العمل مي شويم و بد ميشه...
ک کیه یه کیه تاریکیه
و ولش کن بابا حوصله داری
ه هر چه زنم گفت نرو کوهدشت گوش نکردم
د دی دی دی دی
ش شل بگیر بابا قضیه اینقدر جدی نیست
ت تمام شده ماموریتم الحمدالله از این شهر برم ٬ بد نبود یه مدتی حق مسئولیت ٬ یه ماشین شیک ٬ یه ساختمان خوشگل توی تهران ٬ نتیجه بدی نبود ٬
درپی نارضایتی رئیس محترم جمهور از اقدامات انجام گرفته در لرستان
فیلم سینمایی حسرت با بازی همه مدیران کل استان لرستان و به کارگردانی استاندار در مرحله پیش تولید است .
خبری های تکمیلی در این زمینه به اطلاع عموم می رسد ٬ اما چيزي كه بسيار مهم است و از قرائن و شهواد مشخص می باشد این است که فيلم حسرت مي تواند رقيب بسيار جدي براي فيلم دروغهاي حقيقي ٬ ساخته ردلي اسكات باشد ، بايد منتظر ماند و حاصل تلاش سازندگان این فيلم که در ژانر حادثه ٬ هیجان و طنز ساخته میشودبه كارگرداني استاندار لرستان به تماشا نشست ٬ فضول كوهدشتي اميدوار است اين فيلم بعنوان نماينده ايران در بخش فيلمهاي غير امريكايي اسكار سال آينده به عنوان نامزد اصلي حضور داشته باشد . از بازيگراني كه مي توانند رقيب اصلي دي كاپريو باشند مي توان به آقايان ايكس ٬ ايگرگ ٬ واي ٬ زد و دبليو اشاره كرد٬ افراد فوق الذکر هر چند حضور جلوی دوربین را هنوز تجربه نکرده اند اما بازیگران بسیار با تجربه و حرفه ای هستند که سالها این نقش را بخوبی اجرا نموده اند .
آخرین خبر: نام فیلم حسرت به اخراجی های ۲ تغییر پیدا کرد ٬ با این حسن نظر بسیار هوشمندانه که از سوی نویسنده فیلمنامه اتخاذ شده است پیش بینی میشود که از هم اکنون فروش بالای فیلم از سوی سینماهای کشور تضمین شده باشد . احتمال اینکه این فیلم بتواند با فروش بالای خود رکورد فیلم اخراجی های ۱ را بشکند بسیار زیاد است ٬ نویسنده فیلمنامه وقتی با این سئوال خبر گزاری دایا نیوز که چگونه بفکر نوشتن چنین فیلمنامه ای افتادی بیان داشت ٬ ( با لحن برو بچه های اخراجی های ۱ بخوانید٬ اکبر عبدی یا امین حیایی )ای بابا ٬ دلیلش مثل روز روشنه داشم ٬ با برو بچ رفته بودیم اسقبال آقا احمدی نژاد ٬ دیدیم که توپش پر بود از دست کسانیکه داشتند به اسم اون جولون می دادند و حکومت می کردند بر مردم بی نوای لرستان و مردم هم از دشتشون اصلی راضی نیستند ٬ ما یه جورایی بو بردیم که بله ٬ کار داره یه جورایی بیخ پیدا می کنه ٬ این بود که زدیم به سیم آخر و یه شبه سناریو رو هاپولی کردیم داش ٬ برا بازیگر هم مشکل نیست ٬ کارگردان هم که داریم ٬ می مونه نوازنده ٬ که اونم تا امروز غروب حله حله ٬ قراره موریکانه بیاد و شرمنده مون کنه ٬ از همین الان منتظر غوغای سینما ها باشید ٬ سانس نصف شبم دارم ٬ گلشیفته و دی کارپریو باید بیان لنگ بندازن جون عمو ٬ کرتیم به جون تو ٬ فرمایش
چند عكس و چند تا حرف ٬ بعضي موقع عكسها چنان گويا و گوياست كه ديگر حرفي براي گفتن نمي ماند ٬ البته ناگفته نماند به كمك جادوي گرافيك و فتو شاپ كه خدا پدر و مادرسازنده اش را رحمت كند يه دستهايي به عكسها زديم .

آقاي دكتر بفرما ٬خانواده شهدا منتظر شما هستند
بقیه عکسها را در ادامه بیبینید

امروز آقاي كلهر درسفر اخير رياست محترم جمهوري به لرستان كه به كوهدشت آمده بود در مسجد صاحب الزمان از رشادتهاي مردم لرستان تعريف كرد و گفت ما سلحشوريم
من از آقاي كلهر بسيار ممنونم ٬ اما جناب آقاي كلهر اين سريالي كه شما امروز براي ما بازي كردين بشدت تكراريه ، باور كنيد ما ديگه سلحشور نيستيم ٬ما ديگه نمي خواهيم سلحشور باشيم ، ما را همان مس گردان كه طلا پيشكش ٬ باور كنيد!! باور كنيد !! خيلي ها قبل از شما آمدند و گفتند و رفتند ٬ خيلي بهتر و قشنگ تر از شما هم بلانسبت ما را چيز حساب كردند و ... حالا دارند به ريش ما هم مي خندند ٬ خب بقول شما ٬ قبول ٬ ما سلحشوريم ٬ دلاوريم ، رشيد و بي باك و چه ميدونم رزمنده دوران دفاع مقدسيم ، شما و امثال شما براي اين سلحشوران چه كرده ايد ، چه گلي بر سر ما زده ايد كه حالا ما ممنون ما باشيم ٬ آقاي كلهر عزيز باور كن من و امثال من خيلي بهتر و قشنگ تر از شما بلديم با كلمات بازي كنيم از الفاظ زيبايي استفاده كنيم و ساعاتي اين ملت ساده و بي پيرايه را مسخ كلمات فريبنده كنيم ، اما تا كي؟ راستي تا كي ؟ و صد افسوس كه ما هنوز سلحشوريم و هنوز باور داريم كه شما براي ما معجزه خواهيد كرد ، زهي خيال باطل ٬ بی تعارف ما بر اين باوريم كه ظرف شور هم نيستيم چه برسه به سلحشور ٬ گذشت آن دوران آقای کلهر عزیز ٬
دلمه مه سيزي كوهدشت گلم
چه بکم چمم کور و دل غمینم
مرچاره دردم خدا دوا کی
وه دس يه بر بي عار و ناشي
امروز آقاي كلهر درسفر اخير رياست محترم جمهوري به لرستان كه به كوهدشت آمده بود در مسجد صاحب الزمان از رشادتهاي مردم لرستان تعريف كرد خوب اين هم يك طرحه ديگه چه فرق دارده مگه تا حالا سلحشور بوديم چه ضرر كرديم كه حالار دلاور و رشيد هم شديم ؟ .حاج آقای اکبری امام جمعه هم طبق معمول از آنجا که تنها فریادرس شهرستان کوهدشت است از مشكلات شهرستان كوهدشت ومحروميت های منطقه كوهدشت گفت وخواستار توجه بيشتر دولت به بخشهاي رفاهي ، صنعتي وبهداشتي شد.خدایا چه خوب بود اگر همه مثل امام جمعه فکر می کردند ؟
اعلام نارضايتي رئیس جمهور از وضعيت لرستان ٬
حقیقاْ دم رئیس جمهور گرم ٬ با صراحت کلامی که داره و یکی از خصیصه های بارز اوست برجک بعضی ها رو زد .
بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد مملو از کسانی است که به هر نحو ممکن این گفته رئیس جمهور شامل حال آنان میشود .
به گزارش خبرگزاری دایا نیوز بر اثر این کلام صریح که توسط ریاست محترم جمهور و در بدو ورود و در فرودگاه خرم آباد بیان شد اکثر کسانی که در محل بودند و این حرف را شنیدند بلافاصله زرد کرده و هم اکنون دنبال کس یا کسانی دیگر می گردند تا توپ را به زمین آنها بیندازند ٬ عجیب ترین مسئله ای که در این میان کارشناسان امر و اهل فن را به تعجب وا داشته این است که استاندار محترم استان لرستان بدون هیچ عارضه ای در کمال صحت و سلامت بسر برده و هیچ گونه کسالتی ندارد ٬ خبرنگاران در حال تهیه اخبار تکمیلی در این زمینه هستند .
خبری که چند لحظه پیش بدست ما رسید حاکی است یکی از بخش های بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد ٬ ویژه مسببین نارضایتی رئیس جمهور تشکیل شده که هر لحظه بر تعداد آنها افزوده میشود ٫ خبرنگارما همچنین مترصد خبری ازاستاندار است ٬ ولی .... چه عرض کنم حتماْ ایشان کاره ای نیست که خدای نکرده طوریش نشده ٬ شاید بعداً یه جوری بشه ٬ الله و اعلم ...
پرانتز باز یه خبر جدی جدی پرانتز بسته
به گزارش خبرنگار لور از خرم آباد در این لحظه مردم شرکت کننده تا دقایقی با سر دادن شعار «بیکاریم بیکاریم!» تاکید کردند مهمترین و حادترین مشکل مردم این استان بیکاری و عدم اشتغال می باشد. رئیس جمهور سپس با تایید چندباره این واقعیت از مردم خواست اجازه بدهند ادامه سخنان خویش را مطرح نماید. احمدی نژاد سپس توضیح داد که دولت نتوانسته است از مصوبات دور نخست سفر به لرستان نتیجه مطلوب را بگیرد. در این لحظه جمعی از مردم شرکت کننده خواستار تعویض استاندار شدند.
بله٬ به نقل از خبر گزاریها شنیدم که مردم خرم آباد مدیران استان رو جلوی رئیس جمهور حسابی سر افراز کردند ٬ به گزارش دایا نیوز مردم که خیلی ٬ بسیار و زیاد ( در حد اعلا ) از مسئولین راضی هستند با شعارهایی از قبیل (( مسئولان هوایی چش نخورین الهی ٬ مدیر با محبتم دردت بجان جاکتم ٬ رئیس کل استان دردت به جان کشکان ٬ مدیر کل فدایت ٬ چش نخوره جمالت و ...)) به ابراز احساسات پرداختند ٬ دیدن چهره کسانی که در شعارها مورد نظر بودند حسابی تماشایی بود ٬ لب و لوچه آویزان ٬ چشمها رو به زمین ٬ پا در حال نقاشی کردن بر روی زمین و نگاهای زیر چشمی به رئیس محترم جمهور محترم که چه عکس العملی رو نشون میده ... !!
سند زیر گویای این گزارش دایا نیوز است

خب آقایون محترم ٬ روسای معزز ٬ اینم از رئیس جمهور و اعلام نارضایتی از کار های شما ٬ خدایی دیگه حرفی برای گفتن مونده ٬ اگه ازطرف شما باشه بله ٬ اگه مائیم نه ٬ حالا کی درست می گه باید صبر کنیم تا سفر سوم جناب رئیس جمهور ...

اظهار نظر دوستی در مورد فضول کوهدشتی ......نگفتم آسته بیا آسته بروکه گربه شاخت نزنه !!!
ادامه در ادامه مطلب ...
معلم به بچه ها موضوع انشاء داده است ٬ آنها یک هفته فرصت دارن در مورد سفر دوم آقای احمدی نژاد به استان لرستان انشاء خود را بنویسند ٬ ادامه در ادامه مطلب ...
هیچ میدانید شرکت تعاونی های مسافربری کوهدشت برای اینکه درآمد بیشتری داشته باشند چه ابتکار عملی بکار برده اند ؟ اونا فقط برای رضایت همشهری ها که از اتوبوسها به جا نمانند ؟ تعداد صندلی های اتوبوس را زیاد کرده اند !! حالا زانوی مسافر شکست به جهنم که میشکنه مهم اینه که مسافر جا نمونه !! مسافر جلو ئی کمی صندلی رو به عقب بکشه!! درسته تو بغل مسافر پشت سری می افته حالا چه زن باشه چه مرد جهنم می خواست سوار نشه !!
همه جا رسمه با احترام وعزت جیره ای که مسافر مفلوک پولشو قبلا داده با احترام به او تعارف می کنند اما مسئولین اتوبوسهای کوهدشت با بی احترامی اونو جلوی مسافر می اندازن ٬ به جهنم می خواستی سوار نشی!!!!! ؟
این جیره یا کیکش کمه ؟ یا ساندیش کمه ؟ یا دستمال نداره ؟ خوب به جهنم !! راننده هرجا دلش خواست وامیسته مسافر خوشش بیاد یا نیاد مهم نیست ؟ مهم قهوه خانه بین راه و طرف قرار داده و اتاق پستو ؟ و .... آخیش !!! راننده راضی باشه مهمه٬ مسافر راضی نیست که نیست به جهنم می خواست سوار نشه ؟
معمولا مسافری که از تهران به کوهدشت بر می گرده میگه خدایا چی میشد من هم تهرانی بودم ؟
وقتی اوضاع واحوال شهری با این مسئولین محترم این چنین قمر در عقربه ٬ اتوبوس ومینی بوس و.... خوب معلومه دیگه آشفته بازاره هرکی واسه خودشه داشم ناراحتی به جهنم می خواست کوهدشتی نباشی ؟ گلم
خون صلح هنوز ادامه دارد

نکته اول من ذهنم یاری نمی کنه شما بگین فیلم خون بس ناصر غلامرضایی کی ساخته شد ٬ احتمال میدم سال ۷۲ بود شاید هم یک یا دو سال بعد ٬ الغرض !! یادم میاد با دوستی به یکی از سینما های تهران رفتیم برای تماشای فیلم ! هرچه از فیلم می گذشت متلک های دوست تهرانی ما بود که چپ و راست نثارم می شد و منهم برای اینکه حرفی برای گفتن داشته باشم به این نکته اشاره کردم که این فیلم مربوط به زمانهای دور است و اکنون در لرستان چنین رسوماتی نداریم ولی وقتی لباس فرم نیروی انتظامی را بر تن افراد نظامی دیدیم ٬ همان دوستم گفت : چه جالب قدیم نیروی انتظامی هم داشیتم .
نکته دوم نمی دانم شما هم چون من گزارشی که در سیمره شماره ۱۰۱ بتاریخ ۳۰مهرماه ۸۷ و در صفحه سه تهیه شده است را خوانده اید یا نه ؟ وقتی این گزارش را خواندم بیاد فیلم خون بس و آن دوست تهرانی ام و اظهار نظرش در مورد دیارمان افتادم ٬ این گزارش در مورد یک مراسم خون صلح است !! بله ما باید همچنان شاهد این مراسمات باشیم ٬ چرا چون هنوز قتل و کشتار داریم ٬ تیر اندازی و تعرض به دیگران را دارم و صد افسوس ...
نکته سوم بدون اینکه اظهار نظری بکنم گفته های فرماندار محترم و همچنین ریاست محترم دادگستری کوهدشت را به نقل از سیمره که در انتهای همین گزارش هست را برای شما می نویسم
فرماندار کوهدشت ( آقای سیروس ابراهیمی ) : وقتی امنیت مختل می شود طبیعتاْ استعدادها به سمت سازندگی نمی روند و به جایش سر در قهقرای گارد گرفتن و آزاد و اذیت ها می گذارند که نتیجه اش نا امنی است ... بیائید دست از تصادمها بر داریم ٬ بیائید با هم فکری برای توسعه شهر ٬ برای مبارزه با بیکاری و اعتیاد کار بکنیم
رئیس دادگستری کوهدشت ( یارالله کاکولوند ) : از مسئولین میخوام به داد این مردم فهیم و قدر شناس برسند چرا که کوهدشت همانند کویری ست که تشنه خدمت مجدانه است ٬ این دیار جوانان خوبی دارد که متاسفانه در دام اعتیاد دارن تباه میشوند بایستی مسئولین چاره ای بیندیشند .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|