تبليغاتX
بیائید با هم حقیقت را فریاد بزنیم کوهدشت سیتی
 
بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد
 

ارتباط فلاکس آب یخ و انتخابات ریاست جمهوری در کوهدشت

کوهدشت سیتی

حرف اول : اینروزها خاتمی سوار بر موج سوم می تازد و  همفکران و مشاوران او در دنیای مجازی و در سفرهای دوره ای خاتمی بسیار حرفه ای عمل نموده و در صدد تاثیر گذاری مناسب بر افکار عمومی هستند ، و الحق هم دارن خوب می تازند ،  به اعتقاد نگارنده رقابت های انتخاباتی شروع شده است و بطور مشخص مبرهن است که خاتمی می آید و رقیبی بسیار جدی برای احمدی نژاد است ، با توجه به شرایط بوجود آمده در بخش اقتصادی و سبد مصرفی مردم و عدم اجرای وعده های احمدی نژاد این احتمال وجود دارد که مردم به خاطر غم نان و معیشت  تمایل خود را بسمت خاتمی پر رنگتر نمایند و ایشان اینبار بر صندلی داغ ریاست جمهوری جلوس نماید .

حرف دوم : حکایت انتخابات در کوهدشت ما ماجراهای عجیب و غریبی دارد ، از کشته شدن چندین نفر تا آتش زدن فرمانداری و ابطال مراحلی از انتخابات ، همه اینها در تاریخ این مرز و بوم ثبت شده است و همگان می دانند و لازم نیست در مورد آنها گفته شود ، اما بیان خاطره ای به نقل از یکی از دوستان خالی از لطف نیست ، ایشان می گفتند در دور اول ریاست جمهوری خاتمی ،  همه بسیج شده بودیم که خاتمی را بی آبرو کنیم و از هر وسیله ممکن برای تخریب وجهه او درنزد مردم استفاده می کردیم ، از پخش شب نامه گرفته تا پخش نشریان مختلف از جمله لثارات الحسین ، سخنرانی های آنچنانی و ... ولی دیدیم و دیدید  که چه شد و ملت چگونه او را برگزید ، تا جایی که مسعود رجوی سرکرده گروهک نفاق در جایی گفته بود با انتخاب این روحانی (خاتمی) ۲۰ سال کار تشکیلاتی ما باد هوا شد ، این دوست ما در ادامه گفت : ما در کوهدشت تا آخرین لحظات و حتی  بر سر صندوقها به دنبال این تخریب  بودیم ، علاوه بر اینکه برای افراد بی سواد خودمان می نوشیتم ناطق نوری ، به دیگران هم توصیه می کردیم که نام ناطق نوری را بر برگه های خود بنویسند ، به همین هم بسنده نکردیم ، و در اقدامی شجاعانه !! ( بخوانید احم... ) فلاکسی را که برای آب یخ آورده بودند خالی کردیم و برگه های سفبد رای را در آن می  انداختیم و به خارج از محل رای گیری می بردیم !!، البته به بهانه آوردن آب ، بعد از اینکه برگه های سفید را با شناسنامه های متوفی و جعلی که قبلاً تهیه کرده بودیم  به نام ناطق نوری پر می کردیم ، بر گردانده و در صندوق می انداختیم ، الغرض عصر  روز انتخابات وقتی آرای صندوق منصوب به خودمان را شمردیم همچنان که پیش بینی می کردیم  متوجه شدیم  که هزار ماشالله چقدر آراءیی که بنام  ناطق نوری  در صندوق ریخته شده است زیاد است ، کلی به هم تبریک گفتیم و برا یخودمان کیف کردیم که ما بردیم !! درعقل ناقص ما چنین تصوری بود که سر نوشت انتخابات ایران بزرگ در همین صندوق و در این فلاکس آبکی  است و زهی خیال باطل !! فردای روزی که آراء اعلام شد من و دوستانم فقط به هم نگاه کردیم و هیچ نگفتیم !!

حرف سوم : بیائیم اینبار بدور از احساسات ، بدون استفاده از فلاکس چای و آب ، بدون دنگ و فنگ و بنگ٬ با چشمان باز بندیشیم و درست انتخاب کنیم  تاپشیمان نشویم ، اگر  کاندیدا های ریاست جمهوری برای جلب نظر ما به کوهدشت  آمدند  که می آیند  ، مطالباتمان را بگونه ای حرفه ای بیان داریم ، خواسته های مدنی خود را در قالب های مدرن و امروزی به گوش آنها  برسانیم ، بیائیم دست از تعصبات قومی برداریم و حق خود را آنگونه که لیاقت داریم بخواهیم  ،

حرف چهارم( یه چیز بی ربط )، راستی شنیده اید که بروجردیهای با لیاقت  کلنگ احداث صدا و سیمای مرکز بروجرد را با پیگیریهای نماینده  با کفایت شهرشان بر زمین زدند ، اینو گفتم تا دلمان و دلتان بیشتر بسوزد ، خلایق هر چه لایق ...

  نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

ترمیم ومرمت قبور شهدا درشهرستان کوهدشت خیلی کند انجام میشود .

کوهدشت سیتی

امروز برای دیدار با شهدا ونثار فاتحه به بهشت زهرای کوهدشت رفتم ولی متاسفانه علی رغم پیگیری ها وهشدارهای مکرر از طریق نیروهای مردمی وتذکرات فضول کوهدشتی روند ترمیم وتعمیرات قبورشهدا در شهرستان کوهدشت سیر نزولی پیدا کرده است وهر روز به بهانه های مختلف کاری که درمجموع در طول حداکثر یک ماه باید به اتمام می رسید حدود دو یا سه سال به طول انجامیده است لازم است مسئولین محترم پیگیری قضیه باشند تا بیش از این شاهد نگرانی رزمندگان وخانواده محترم شاهد نباشیم.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

مدیران نا کارآمد مخالفان نظام

کوهدشت سیتی

فضول کوهدشتی : از شما چه پنهان  این روزها اصلاْ حوصله نوشتن ندارم ٬  نمی دانم چرا ؟ اما این رو مطمئنم که پاره آجر به ملاجم نخورده و همچنان هشیار و بیدارم ٬ ولی  روم به دیوار یبوست قلم گرفتم  که البته احساس می کنم که موقتیه ٬ ولی برای جبران مافات در یک اقدام گاز انبری سرقتی مودبانه را از وبلاگ محترم آفتاب لرستان انجام داده ام که مطلب آن در جهت فکری ام بود و چون ایشان ( صاحب قلم ) دوست دارند مطلبشان را عده ای بیشتری بخوانند آن  را برای شما می گذارم ٬ پیشاپیش  از نویسنده محترم جناب آقای حامد احمدی به جهت  کمی مونتاژ و کم کردن تایم مطلبشان عذر خواهی می کنم .

وقتي كه بحث از مخالفان نظام اسلامي به ميان مي‌آيد هميشه اذهان عمومي خط فكري خود را به سمت و سوي اپوزیسیون‌‌هاي داخلي و خارجي و يا گروه‌هاي معاند ايران عزيز هدايت مي كنند كه ماهيت ضد اسلامي خود را بارها و بارها به رخ همگان كشيده‌اند و شبانه روز با راه‌اندازي بوق‌هاي تبليغاتي گوناگون مخالفت خود را اعلام مي‌كنند و صد البته لازم است كه همگان در اين زمينه دقت مضاعف داشته باشند. اما واقعيت اين است كه قبل از آنكه بخواهيم نگاه خودمان را معطوف به اين گروه‌ها كنيم بايد در يك واقع بيني كلي بگوييم برخي مديران و كاركنان ادارات مختلف دولتي خواسته و يا ناخواسته اقداماتي را انجام مي‌دهند كه بازخورد منفي آن به مراتب مخرب تر از برخي اقدامات ضد نظام اسلامي توسط مخالفان شناسنامه دار ‌است .

به‌طور مثال چندي پيش هنگام مسافرتي درون شهري در داخل تاكسي خبر راديو مطلبي را باعنوان توزيع چند تن گوشت سفيد و قرمز در بين مردم به‌مناسبت ماه مبارك رمضان اعلام كرد در همين لحظه مسافران با به كار بردن برخي الفاظ زشت به رييس جمهور و وزير مربوطه آن را يك دروغ بزرگ و به نام حاكميت ديني تمام كردند. حال اينكه پس از اين ماجرا مسئله توزيع گوشت به‌عنوان يك سوژه خبري مورد بررسي قرار گرفت و مشخص شد كه سازمان مسوول مقدار مورد نظر را توزيع نموده اما زمان و مكان مناسبي را براي انجام اين‌كار مشخص نكرده بود و صد البته اطلاع رساني در اين زمينه را فقط محدود به يك خبركوتاه در رسانه ها كرده بود حال اينكه مي‌توانست با نصب بنرهاي تبليغاتي متعدد ، درج اطلاعيه در رسانه هاي نوشتاري و حتي پخش پيام بازرگاني در تلويزيون نه تنها جايگاه دولت را در اذهان عمومي ارتقاء ببخشد بلكه موجب جلوگيري ازرواج  بسياري شايعات كه بعضأ تاثيرات بسيار بدي را  عليه ايران اسلامي به‌همراه داشت خنثي كند. و يا اينكه در موردي ديگر در يكي از كوچه‌هاي  منطقه فرزانگان ناصر خسرو چندي پيش به‌علت عدم حضور دو هفته‌اي مأمورين  رفع نقص مشكلات ناشي از سيستم فاضلاب (خروج آب از دريچه فاضلاب كوچه فرزانگان چهارم كه هم‌اينك نيز بعد از يك بار رفع نقص جزئي همچنان خراب است و اعتراضات اهالي كوچه را به‌همراه دارد)  چند نفر با فحاشي  وداد وبيداد هاي بي‌مورد نه تنها بسياري از زحمت كشان اين مجموعه خدوم را زير سوال بردند بلكه اركان نظام را هم مورد هتاكي قرار دادند حال اينكه در هر دو مورد نه تنها ماهيت نظام اسلامي بلكه رييس جمهور و وزير مقصر نبوده و اصولا به‌عنوان يك برنامه كلي مي‌بايست نتيجه مثبتي براي تعالي اهداف عاليه ايران عزيز داشته باشد كه متاسفانه به‌خاطر كوتاهي چند كارمند معمولي و يا عدم نظارت مطلوب مديران مربوطه اركان كلي كشور زير سوال و بازخوردهاي بسيار منفي در اين زمينه به همراه داشته‌اند.

آنچه كه مسلم است اينكه مديران شركت‌هاي وابسته به وزارت نيرو، شركت مخابرات، سازمان‌هاي حمايتي، بانك‌ها، سازمان‌هاي تعاون، بازرگاني ، تعزيرات و ديگر نهادهاي كه جامعه‌ هدفشان تمام مردم مي باشد مي‌بايست با دقت بيشتر پاسخگويي نيازهاي مردمي باشند چرا كه در لرستان متاسفانه به‌خاطر برخي مشكلات فرهنگي و پاره‌اي بي‌مهري‌ها كه موجب افزايش سطح محروميت اين استان شده است بسياري از مردم برخي مشكلات كوچك و پيش پا افتاده همچون قطع برق، آب، تلفن،گاز ويا بي توجهي بانك‌ها را به اسم دولت مركزي ثبت مي‌كنند از اين رو مديريت ارشد استان نيز مي‌بايست به‌عنوان نماينده دولت، شورايي را براي نظارت هرچه بهتر بر عملكرد اين سازمان‌ها تشكيل و با تدوين راهكارهاي مطلوب گام ارزشمندي در پاسخگويي به نيازهاي جامعه بردارد.

از طرف ديگر تبليغات و اطلاع رساني مناسب حلقه مفقوده‌اي است كه متاسفانه مديران استاني حاضر به درك ابعاد مختلف آن نيستند و برخلاف برخي استان‌هاي همجوار كه استاندار و مديران ارشد مديران ادارات را تحت امر و فشار قرار مي‌دهند تا با ارائه آمار و عملكرد خود در رسانه‌ها موجبات دلگرمي مردم را فراهم كنند در استان لرستان روز به روز به خاطر مسدود بودن رديف‌هاي مالي براي اطلاع رساني و تبليغات مناسب مردم در افسردگي اقتصادي بيشتري فرو رفته اند كه اميد است مديران محترم با بسيج امكانات لازم فضاي سالم براي اطلاع رساني مناسب را فراهم كنند تا مردم خوشنودي‌شان نسبت به اقدامات دولت افزايش يابد.

منبع : http://aftablorestan.blogfa.com/post-7.aspx  وبلاگ آفتاب لرستان

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
آقای رئیس جمهور اگه میخوای دوستت داشته باشم برام یه دوچرخه بخر!"

کوهدشت سیتی
درخبرها آمده  بود که در یکی از سفرهای استانی رئیس جمهور، یک بچه کوچولوی  خیلی مامانی و زرنگ به رئیس جمهور نامه مینویسه که : " آقای رئیس جمهور اگه میخوای دوستت داشته باشم برام یه دوچرخه بخر!" البته بعدا مشخص میشه که رئیس جمهور برای این بچه زرنگ ! دوچرخه رو خریده ! یه دوست باذوق خیلی گرفتاری هم داشتم که گویا فرصت رو غنیمت دیده و در نامه ای  نوشته بود که : " آقای رئیس جمهور اگه می خوای دوستت داشته باشم برام یه خونه بخر !!!حالا کسی نیست بگه آخه برادر! شاید رئیس جمهور نخواد تو رو دوست داشته باشه زوره ؟! با اجازتون حالا که تنور داغه من هم یه استفاده ای ببرم : " آقای رئیس جمهور  می خوای مردم کوهدشت باز هم بهت رای بدن  و من فضول بشم تبلیغات چی ستاد  شما  یه کاری بکن کارستان   ٬ یه کاری  خوب و مفید ٬ اقدام مناسبی  برای این مردم انجام بده  که  واقعاْ  نمودش رو ببینیم و لمس کنیم خدمت شما رو به این مردم ٬ تا هم شما را دوست داشته باشیم و هم  مجدداْ  به شما رای بدهیم !! در غیر این صورت شرمنده ایم دکتر جان ٬ به کسی رای میدهیم که   کوهدشت  را هم جز شهرهای ایران بداند ما در باور محلی اعتقاد داریم حقی به حقی  !!
 واقع  مطلب این است   در دوران ریاست جمهوری شما  کوهدشت  هنوز هیچ شعار عدالت را در عمل  که شما از آن می گوئید  تجربه نکرده است ٬ مزه عدالت را به ما هم بچشانید !!
  نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

عید قربان از نگاه دیگر !!!

کوهدشت

این روزها خیلی ها منتظر رسیدن عید قربان هستند ٬ هر کسی یه جوری داره  خودشو آماده  می کنه تا بتونه یه جورایی از این روز استفاده ببره !! نمی دانم کی هستی و با چه دیدگاهی ٬ اما اگه قربانی داری مثل خیلی ها  همه شو بین فک  و فامیل  های خودت پخش نکن ٬ مستحق های واقعی منتظر این روز هستند .

  نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

هنر «اعتراف كردن»!

کوهدشت

شايد خيلي ها ندونن كه «سخت ترين كار توي دنيا» چيه؟ مثل قضيه «بدترين درد»! شايد آدمها بسته به موقعيت خودشون،به تو بگن وضعيتي كه «الان درگيرش هستن»،سخت ترين موقعيت و كار دنياست! مثل وقتي كه دندون درد داريم و ميگيم «بدترين درد دنيا دندون درده» و اگه روز ديگري، اسهال و دل پيچه بگيريم، ميگيم: «بدترين درد همينه!دل درد!»حالا يه كمي فكر كن! اون اطراف چندتا آدمو مي شناسي كه ساده و راحت بتونن «اعتراف» كنن؟ بتونن «اقرار» كنن؟ آدمايي رو منظورمه كه شجاعت داشته باشن و بتونن درپوش آبروداري رو از روي مسائلشون بردارن و اصل واقعيت رو عرضه كنن؟ چند تا آدمو مي شناسي كه بتونن راحت اعتراف كنن به چيزايي كه واقعا" هستن! اعتراف كنن به كم و كاستيها و ضعفهايي كه دارن؟ نه اينكه روياهايي رو بگن كه قرار بوده داشته باشن؟ چندتا آدمو مي شناسي كه اعتراف كنن به علاقه ها و احساسهايي كه ته قلبشون دارن و سالها كتمان و پنهانش كردن؟ چندتا آدمو مي شناسي كه اعتراف كنن به كاراي زشت و گناهاني كه يه موقعي كردن و هميشه مخفيشون كردن؟ اعتراف كنن به موقعيتهايي كه ميخواستن اما پيش اومده و شده و اعتراف كنن به وضعيتي كه الان دارن ولي هرگز نمي خواستن داشته باشن؟ شما دور و اطرافتون چندتا آدمو سراغ دارين كه «هنر اعتراف كردن» رو خوب بلد باشن؟واقعا" كسي رو مي شناسين؟كسي رو مي بينين؟ اصلا" شما آدمي رو در طول زندگيتون ديدين كه اين كارو بلد باشه؟ خب ديدين؟! بالاخره معلوم شد «بدترين و سخت ترين كار دنيا» چيه؟ «اعتراف كردن»! آخ  كه براي خيلي از ماها چقدر سخت و وحشتناكه اين اقرار و اعتراف كردن! اعتراف به اينكه من كمترم!من بي سوادترم!من فقيرترم!من عقبترم!من كوچكترم! آخ كه براي خيلي از ماها چقدر سخته اين كار! خیلی راحت بگیم  من لیاقت شهر دار بودن را ندارم ٬ لیاقت ریاست اداره گاز رو ندارم و ... با همه سختيهاش، بياين «هنر اعتراف كردن» رو ياد بگيريم.بالاخره از هنرهاي ظريفي مثل «منجوق دوزي» و «سنتور زدن»كه سخت تر نيست! يه جوري يادش بگيريم تا اعتراف كردن برامون راحت باشه!هنرشو ياد بگيريم تا «اعتراف كردن» برامون مثل «زاييدن» سخت و دشوار نباشه! تا بتونيم راحت و بدون درد و خونريزي بگيم:«من اعتراف ميكنم  عرضه مسئولیتی که بهم دادن ندارم و شهر و به گند کشیدم ٬ من با ندانستن  علم مدیریت اصولی باعث شدم شهر کوهدشت عقب مانده  باشه ٬ من ...     .!»،«من اعتراف ميكنم لايق عشق يا اعتماد يا توجه نيستم!»،«من اعتراف  ميكنم بد كردم! بد بودم! بد هستم!»شروع كن. منظورم همه «ما»ست.پس خودتو از «ما» كنار نكش! بدون اينكه به ضعفها و واقعيتهاي خودمون «اعتراف» نكينم،قادر نخواهيم بود ضعفها و مشكلات شهرمان  رو حل كنيم و نمي تونيم قدمي به پيش برداريم و هميشه توي همين وضعيتي كه ازش ناراحتيم گير خواهيم كرد! بايد «هنراعتراف كردن»رو ياد بگيريم و از ضعفها و نارساييها و اعتراف به اونچه كه نداريم شروع كنيم. بنويسيم من اعتراف ميكنم كه....به چي اعتراف مي كنين؟ شجاعت اعتراف كردن،شجاعت خيلي خيلي بزرگيه.بدستش بياريم.همين الان.و بنويسيم:من اعتراف ميكنم....

  نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
راستی چرا نباید این عادت بد رو ترک کنیم ؟

کوهدشت

    یکی از دوستان که تازه ازدواج کرده می گفت که طی 6-5 ماهی که با همسرش عقد کردن شاید به اندازه چند ساعت هم نتونستن با هم خصوصی و فارق از دیددیگران صحبت کنن! اون می گفت تو خونه یا هر جای دیگه وقتی می خوایم دو کلمه با هم آهسته صحبت کنیم نگاه غریبه و آشناست که به سمت ما معطوف می شه که بیبنه ما چی میگیم یا می خوایم چکار کنیم ! حتی وقتی به هم نگاه می کنیم باز هم متوجه می شیم که اطرافیان و آشناها کاملا محسوس به ما زل زدن که ببینن مثلا قصد ما از این نگاه  که به هم کردیم چیه یا داریم به هم چی می گیم ! اون دوست اظهار می کرد که اول خیلی این مسئله براش مهم نبود و فکر می کرد می تونه با این قضیه کنار بیاد اما مسئله اینه که عملا اونا در حال حاضر مورد کنجکاوی فامیل و مردمی شدن که می دونن اونا زن و شوهر تازه ازدواج کرده هستن! البته من با صحبتایی که با چند نفر از تازه مزدوجین دیگه هم کردم اونا هم همین نظر رو داشتن و بعد من یادم اومد که وقتی یکی از اقوام نزدیک ما ازدواج کرده بود و ما به خونه اونا می رفتیم هر وقت اونا نسبت به هم رفتاری داشتن یا با هم صحبتی می کردن یکی از آدمای فضول اون جمع که می خواست ببینه اونا چی میگن من بودم! راستی چرا نباید این عادت بد رو ترک کنیم ؟

  نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

«همه‌ي راه‌ها به طنز ختم مي‌شود».

کوهدشت

اينجانب نظريه‌ي طنزآميزي براي خود دارم: «همه‌ي راه‌ها به طنز ختم مي‌شود». طنز، جرياني است كه يبس‌ترين آدم‌ها و خشك‌ترين سخنرانان و عالي‌ترين مكاتب و جدي‌ترين افكار و متين‌ترين مباحثات را هم بالاخره روزي روزگاري به خود مي‌كشاند و قلقلك مي‌دهد. (يادمان باشد همين تئوري رقيق را تفت داده و پس از قوام آمدن و بعد دود كردن اسفند براي خودمان در اداره اكتشافات و اختراعات ثبت كنيم).

  نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
توپ   توپ

آقا یه مطلب جدید  دارم  توپ توپ  دارم حسابی می پزمش  یه وجب  هم روغن  روشه !! به خیلی کسا بر میخوره ٬  اینم تیزرشه  منتظر یه انفجار وبلاگی باشید !!

  نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
داماد آزمایی  یک پیرزن یک پیرمرد  ... !!!

کوهدشت سیتی

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى که دامادهايش به او دارند را ارزيابى کند.يکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.داماد دوم هم فرداى آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» نوبت به داماد آخرى رسيد. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.امّا داماد از جايش تکان نخورد.او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم. همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد. فردا صبح يک ماشين بى‌ام‌و کورسى آخرين مدل جلوى پارکينگ خانه داماد سوم بود که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»
  نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

جهت رفع مشکلی به شهرداری کوهدشت  رفتم ٬   کوهدشت سیتی

 ساعت حدود 10صبح بود  که داخل محوطه شهرداری شدم جمعیت کثیری را از انواع آدمهای جدید و قدیم دیدم که بعضی ها به هم پیچیده و یا انگاری با هم گلاویز شده بودند!! با خود گفتم شاید با هم درگیری دارند  ؟  با دقت که نگاه کردم دیدم که بله آقایون  کارکنان شهرداری هستند که دارند با هم شوخی می کنند ٬ و حضورشان در خارج از محل کار نمود بیشتری دارد تا محل کارشان ٬  من که به قصد دیدن شهردار  به شهرداری رفته بودم وارد  ساختمان اصلی شدم ٬در بدو ورود آنچه جلب توجه میکرد  نوشته ای بود  که در محل دفتر شهردار نصب شده بود ٬ روی درب  ورودی  نوشته شده بود استخدام نداریم ؟ با خود اندیشیدم  مگر  اینجا هم مثل بقالیها و یا بنگاهای معاملاتی است که  حوصله پاسخگوئی ندارند و مینویسند نداریم یا  سئوال نفرمائید ؟   یعنی یک نفر توی این مجموعه عریض و طویل نیست که حوصله داشته باشد جوابگوی مردم باشد؟ دلیلی ارائه نماید برای سئوال مردم ٬ بعد از کلی معطلی دردفتر جناب شهردار که پارتی دارها٬  شخصیت دارها و سفارش  شده ها آمدند و رفتند و منهم داشتم کلافه میشدم ٬ بلاخره  شرفیاب شدم ٬  بعد از عرض ادب و نشان دادن نامه در خواست ٬ ایشان ذیل نامه را پاراف فرمودند  که ای کاش این اتفاق نمی افتاد  ،   به اتاق مسئولی که نامه به او ارجاع شده بود رفتم  ٬ در بدو ورود خیال کردم  کسی پشت میز نیست!! کمی که جلوتر رفتم جمال کارمند محترم را دیدم که آنچنان غرق در صندلی نرم پشت میز کارش شده بود که جرثقیل شهردای هم  نمی توانست  ایشان را بلند کند ٬  چند لحظه ای نشستم تا ایشان خودشان را  جمع و جور کنند ٬ مشکلم  را مطرح کردم ٬ کلی هم توضیح دادم و ...  کارمند  بخش مذکور اعلام کرد که این کار ربطی بمن ندارد و بیخود برای من پاراف شده است ٬ با خود اندیشیدم یا شهردار وظیفه خود را نمی داند و یا این آقا نمی خواهد کارم را انجام دهد  ٬ که در هر دو صورت اشکال اساسی وارد است ٬  اگر اینگونه است که ایشان می گویند چرا شهردار ذیل نامه ها را الله بختکی برای اتاقهای مختلف پاراف میکند ، چرا هماهنگی بین اینها نیست ؟  ادامه بحث  با کارمند لمیده در صندلی نرمینه را بی فایده دیدم  ٬  باخود اندیشیدم تا درر گیری پیش نیامده  و  کار دست خودم ندادم  و به جای نتیجه دلخواه  با جواب های  نداریم ؟ نمی شود و ... روبرو نشدم بروم تا وقت دیگر   که  این هماهنگی زودتر بین شهردار و مرئوسین بوجود بیاد انشالله من کارم راه بیفتد ٬ به اعتقاد شما  چاره چیست ؟

شهرداری محترم کوهدشت چنانچه نسبت به این موضوع جوابیه دارد  با کمال میل این حق را برای ایشان قائلیم که نسبت به درج آن اقدام نمائیم

فروش آپارتمان نقد و اقساط  مجتمع مسکونی تاج

  نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

آهای مسئولین !!! چقدر بی خیالی ، والا قباحت داره یه کم بجنبید

 

کوهدشت سیتی  

کاش دیروز شما هم برای گلریزان مزار شهداء  در بهشت زهرای کوهدشت بودید ؟ وبراین مظلومیت شهدا ءبا آن همه عظمت واین جور غریبانه اشک می ریختید ؟ برای اشک ریختن برمظلومیت شهداء درشهرما نیاز به نوحه خوانی نیست سری به بهشت زهرا و گلزار شهدا بزنید اشک خودش سرازیر می شود ...؟ محوطه آماده نشده - دیوارها هنوز ...؟ کف مزار...و........؟ جانم به قربان شهدا ء وخانوادهای مظلومشان٬ بمیرم برای این همه مظلومیت ؟ آقای رئیس جمهور این همه از رزمندگان وخانواده ی شهدا و بسیجان دفاع می کند و متاسفانه  به علت بی توجهی متولیان امر در شهرمان اینجوری هم چالش بوجود می آید وهمه ی خدمات انجام شده نادیده گرفته میشود چرا مسئولین این اندازه بی توجه هستند ؟ چرا  آقایان پشت میز نشین و کت شلواری به چشمان خودشان هم که واقعیت را می بینند باور ندارند؟ که بنیادشهید کوهدشت کاری مثبت نمیکنه ؟شاید چشمان آنها بهتر می بیند ؟ یعنی عمقی تر می  نگرند و ما نمیدانیم - شاید ؟ بقول مرحوم آغاسی  که می گفت : شاید... ؟ شاید... ؟

کوهدشت سیتی

  نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 8:28 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
اینجا  کجاست ؟ احتمالا ً یکی از شهرهای فرانسه ؟

کوهدشت سیتی

باور کنید آبرو ریزی از این  بزرگتر وجود نداره ؟ تعرض به پیاده رو آنهم در این حد ،  والا هنره ، خب چرا این آقایون محترم اینگونه هر جوری دلشون میخواد نکنند ؟  وقتی کسی نیست بهشون بگه بالای  چشت ابروهه !!  ، کی به کیه ، تا     ری     کیه ... بعدا می گن چرا توی نظر سنجی همه به شهرداری رای منفی میدن!!  اینه دادش من ، این یکیش ، باور کنید از آشفتگی شهر  عکسایی  دارم که اگه بذارم آبرو ریزی میشه خفن ، قول  میدم اگه درست بشن  همه عکسها رو از رو سیستمم دلیت کنم ، اصلاً از روی کره زمین دلیتشون می کنم ، تا آخر هفته آینده  هم صبر می کنم  ، اگه اون چیزای که  من می دونم  ، شما هم می دونید درست نشد ، من که حریف شما نمی شم  دفعه اول  ازتون  خواهش می کنم ، دفعه دوم هم خواهش می کنم ، ولی اگه  بشه دفعه سوم اونوقته که عصبانی میشم و خدای نکرده مجبور میشم بازهم  خواهش کنم ، و البته تعدادی عکس برای آبرو بری دارم که همین از دستم بر میاد و میذارم روی وبلاگ ، اولینش ، اون پارک کذایی که داره آثار باستانی میشه ، عکساش آماده است برای گذاشتن روی نت ، اگه گذاشتم   اعتراض نکنید  چون از اول گفتم ...

کوهدشت سیتی

  نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 1:51 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
اگه کار نکنین به رئیس جمهور می گم

کوهدشت سیتی

به تیتر بالا با دقت نگاه کنید

هیچ راهی جز اجرایی کردن  این مصوبات نداریم

صد افسوس که استاندار مان چنین می گوید ، من فضول راستش با دیدن این تیتر  در هفته نامه بامداد لرستان که باید جایش در تیتر اصلی  می بود  و نه نیم صفحه پائین ، حالم بشدت بد شد ، معنی این حرف از دید من فضول این است که ما مجبوریم ، اگر مصوبات را اجرا نکنیم   بیچاره میشویم و بیکار ، باز هم رئیس جمهور از دستمان ناراحت میشود ، پس برای حفظ میزهایمان هیچ راهی جز اجرا نداریم ،  به  اعتقاد من اینگونه کار کردن اصلاً ارزش ندارد چرا که در این کار عشق نیست ، علاقه نیست ، بلکه اجبار است و کار زورکی هم الکی می شود و آبکی ،  دلم برای هم استانی های بیچاره ام میسوزد وقتی بالاترین مقام  در استان از  ادبیاتی اینگونه استفاده می کند  چه باید گفت ؟

کوهدشت سیتی

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

ایرج رحمانپور بعد از مدتها به انتظارات دوستدارانش پایان داد

 کوهدشت سیتی

 

ایرج رحمانپور خواننده بزرگ و سلطان آواز محلی ایران که همیشه بدعت گذار بوده است  اینبار با آسو می آید ، آنچه از شواهد بر می آید  و شنیده ها حکایت می کنند استاد رحمانپور در این کاست نیز هنر موسیقیایی زیبایی را برای مخاطبان بی شمار خود آماده کرده است ٬ نگارنده که تجربه شنیدن و لذت وافر را باصدای ایرج درزیر باران دل انگیز شمال را در خاطرات دارد  امیدوار است آسو  بتواند  عطش  خیل بی شماران استاد را سرابی گوارا باشد ، با تشکر از  مدیریت محترم وبلاگ وزین کوهدشت آقای امین آزادبخت  که این خبر مسرت بخش را وبلاگی نمود . بی صبرانه منتظریم استاد عزیز


فروش آپارتمان نقد و اقساط  مجتمع مسکونی تاج

  نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

کارت ویزیت کوهدشت سیتی چاپ شد

کوهدشت سیتی

 اینم نمونه کارت ویزیت  که برای دوستداران کوهدشت سیتی  طراحی کرده ایم ٬ اگه بدست شما هم رسید بعد از استفاده حتماً  به دیگری ارائه نمائید  تا نفرات بیشتری  از دائر بودن وبلاگ کوهدشت سیتی آگاهی داشته باشند ٬ با تشکر از محبت شما دوستان و همراهان عزیز


خدمات نوین بانک رفاه را تجربه کنید

  نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
دوستی نصیحتم کرد که ...

- بهتر است حرفی نزنیم!
- بهتر است حرکتی نکنیم!
- بهتر است امیدوار باقی بمانیم!
- بهتر است سرمان را به کار خودمان باشد! 

حرفش را گوش کنم ؟


سازمان آگهی های هفته نامه سیمره

  نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 4:31 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
اسماعیل شیر کردستان بود

شهید اسماعیل امرایی شیر کردستان

بیشتر گروه های ضد انقلاب  در منطقه  کردستان  او را می شناختند٬ محال بود جایی ماموریت برود و موفق نشود ٬ ایجاد انگیزه و روحیه در نیرو از نکات بارز اسماعیل بود تا جای که همه دوست داشتند با او به عملیات بروند ، شجاعت و سماجت او در تعقیب ضد انقلاب معروف بود ٬ ساعتها در کوه های بوکان  و کردستان در تعقیب ضد انقلاب بود و آنها هم که از این جدیت  او اطلاع داشتند ٬ در مقابله با او و گردانش بشدت در هراس بودند ٬ با  دوستان  شوخ طبع بود و هرگز دوست نداشت کسی از دست او ناراحت شود ٬ علیرغم اینکه در کسوت  فرماندهی گردان بود توجه اش به نیروهای عادی گردان  اهمیت فراوانی برایش داشت تا جایی که  اکثر سربازانی که در گردان تحت امر  او خدمت میکردند بعد از خدمت نیز ارتباط خود را با وی قطع نمی کردند ٬ همچنین با متهمین حزبی که دستگیر می شدند رفقات دوستانه ای داشت بگونه ای که بعضی مواقع این  حرکت وی از سوی سپاه مورد بازخواست قرار می گرفت ٬ در صورتی که همین برخورد مناسب و انسانی او باعث می شد کسانیکه زمانی رو در روی او اسلحه می کشیدند حالا برای او دوستانی خوب و صمیمی باشند ٬ او می تواند اسطوره ای مناسب   برای جوانان امروز ما٬ باشد   اسماعیل امرایی شیر کردستان را از یاد نبریم ٬ شهدایی همچون اسماعیل  سرمایه های معنوی ما برای معرفی در سطح کشور هستند  ٬ بیائیم بدور از تنگ نظریهای محلی و حرف های بی خود و بی جهت  که تا کنون بسیار آسیب دیده ایم از این مسئله ، با مطرح کردن این دلاوران نام  کوهدشت را پر آوازه نمائیم ٬ می شود اگر بخواهیم .


کوهدشت سیتی

  نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

سردار  شاهرخی فرمانده سپاه حضرت ابوالفضل(ع) استان لرستان:  

   نبايد بين قهرمانان دفاع مقدس و جوانان فاصله ايجاد شود

کوهدشت سیتی

به گزارش خبرگزاري فارس‌ از خرم آباد، محمد شاهرخي امروز در جمع خبرنگاران رسانه‌هاي گروهي در خرم آباد گفت: پرداختن به دفاع مقدس و تلاش در ترويج فرهنگ شهدا‌ امر به معروف است....

فضول کوهدشتی : سلام سردار عزیز و همشهری ام  ٬ محمد عزیز ٬هفته بسیج را به شما و همه همرزمان ٬ فرماندهان ٬ رده ها  و مسئولین پایگاههای مقاومت  تبریک می گویم ٬ بااعلام این تبریک منهم هفته بسیج را گرامی داشتم و تمام !! سردار عزیز نیک میدانم این روزها  اصلاْ وقت خواندن اینگونه مطالب را نداری!! چرا  که برای سخنرانی های مختلف و کلیشه ای عازم شهر های استان و مراسمات بشدت تکراری  هستی ٬ مراسماتی که هیچگونه تاثیری در نگهداری فرهنگ غنی دفاع مقدس ندارد ٬ صرفاً به سخنرانی  های تکراری می گذرد ، کلی هزینه نصب بنر و پلاکارد می شود ، یک هفته بیا و بگیر و دیگر هیچ !!  همه حرفها در حد شعار خلاصه میشود و بس ٬ عزیز جان برادر!! بنا بر تجربه ای که سالیان سال در زمینه تبلیغات درایام  دفاع مقدس و بعد از آن دارم این نگاه ( نگاه مناسبتی و مراسماتی ) را به مقوله بسیج و دفاع مقدس نگاهی سطحی و شعاری میدانم ، به اعتقاد نگارنده  واقعیت واقعی  چیز دیگریست که به اعتقاد من حلقه مفقوده فرهنگ غنی دفاع مقدس در استان لرستان است   ٬ شاید ما نمی خواهیم و یا نمی توانیم آنرا درک نمائیم ٬ نمی دانم نگاه و نظر شما در خصوص  سطوری که  بیان میشود چگونه است ؟  بیائید با خود رو راست باشیم  ، آیا تا کنون توانسته ایم فرهنگ غنی ، زیبا و بالنده ایام دفاع مقدس را در میان جوانان رواج دهیم؟  اگر جواب مثبت است ؟ چرا این همه قیافه ها و موهای پف کرده  و فشن را در سطح شهر می بینیم ٬ شاید شما بواسطه مشغله کاری و عدم حضور در سطح شهر  این هجمه های عظیم فرهنگی را نبینید ، ولی فرار دختران ٬ سر خوردگی جوانان واقعیت دارد ، ضعف ایمان در نزد جوانان واقعیت دارد ٬  جوان ما الان دغدغه  مریض شدن سگش را دارد  ، به علت اینکه  دوست دخترش او را رانده  قصد خودکشی دارد ، بیاد بیاورید ناراحتی های زمان جنگ را ، رزمنده بسیجی از اینکه او را امشب به عملیات نمی بردند بشدت ناراحت بود ،و می گفت  عملیات رفتن هم پارتی بازی شده است ٬ آیا ما اینها را به مردم و جوان امروزی گفته ایم ؟ آیا از ایثار  رزمندگان لرستانی در فیلمها خبری هست ؟  به  نیت هشت سال دفاع مقدس هشت  سئوال را از شما بپرسم ؟

۱- این نباید شما که فرموده ای (نبايد بين قهرمانان دفاع مقدس و جوانان فاصله ايجاد شود) به چه کسی باید بر بخورد ؟  ٬ 

۲- سردار عزیز در جهت این  کلام زیبای شما در استان لرستان در بحث نرم افزاری و سخت افزاری چه اقداماتی انجام شده است ؟

۳- برای کدام یک از شهری های استان لرستان یادمانی زیبا و در شان شهدای آنان ساخته شده است تا این فرهنگ را به آیندگان انتقال دهد ؟

۴- لطف کنید از معاونت فرهنگی و اجتماعی خود بخواهید آماری از کتابهای منتشر شده در خصوص ایثار گران و شهدای لرستان را به شما ارائه نماید که بدون شک به انگشتان دست هم نمی رسد ؟

۵ - کدام شهید استان لرستان همچون باکری ها ٬ همت ها ٬ بقایی ها و ... در سطح کشور به عنوان اسطوره معرفی شده است ؟

۶- سردار عزیز باور کن خیلی قشنگ میشود حرف زد ٬ با القاب بازی کرد ٬ دیگران که دارند ما را با این القاب سلحشور و دلاور و ... براحتی گول میزنند ٬ شما دیگر چرا ؟

۷- آیا  تا کنون در جلسات کار بردی خود  به تولید فیلمهای فاخر با گونه های  داستانی  ٬ مستند با محوریت شهدا و ایثار گران  استان  اندیشیده اید ؟ تا لرستان را همان گونه  که می گویند و می گوئید به کشور معرفی نمائید ؟

۸- سردار عزیز بدان و هشیار باش!!  قبل از شما هم کسانی بودند و مثل شما به  مراسمات مختلف  رفتند  و سخنرانی ها کردند ٬ به به  و چه چه ها شنیدند !!  مجری برنامه هم قبل از شروع به سخنرانی آنها و بعد از آن کلی تشکر و تقدیر کرد ٬ و گفت سردار چنان گفت و چنین گفت ، آنها اکنون نیستند و شما در جایگاهشان هستید ٬ به این پیشنهاد دوستی دلسوز  بدقت فکر کنید ٬ کارهای روز مره خود به خود انجام میشود ٬ شما توان خود را بر روی آنچه دیگران انجام نداده و یا از انجام آن عاجر بوده اند قرار بده  ٬ از این فرصت خدمت استفاده کن !! شاید فردایی نباشد و اینگونه فرصت طلایی !! تا فردایی که شما هم چون بقیه تودیع میشود و میروید و کسان دیگری می آیند ٬ آیندگان بگویند  : این  یادمانها ٬ این فیلمها ٬ این کتابها ٬ و مطرح شدن شهدای استان لرستان در سطح کشور در زمان فرماندهی سردار شاهرخی ، سرداری از کوهدشت  انجام شد 

محمد عزیز !! ببخشید با این صراحت حرف هایم را بیان داشتم ٬ فضول که باشی کارت فضولیه دیگه ٬ کاریش هم نمی شه کرد ٬ چون دوست داشتم و دارم باهات راحت بودم٬ اگه حرفهایم را نمی زدم ناراحت بودم ٬ مجدداْ هفته بسیج رو به شما و همه کسانی که این روزها در تکاپو هستند که این مراسمات به نحو شایسته ای برگزار شود خسته نباشید می گویم ٬ موفق ٬ پیروز ، و منصور باشید .


پیام یک همشهری به سردار شاهرخی

سردار از مردانی است که در راه خدمت شب و روز وقت وبی وقت را نمی شناسد یک باره مانند صاعقه بر سر مسئولین کم کار و بی بنیه می غرد وچند روز بعد فاتحه خاطی خوانده میشود ٬ سردارخودش بیشتر مواقع به صورت ناشناس ماموریتهای بررسی عملکرد مسئولین را زیر نظر دارد دستش درد نکنه وخدا قوتش بده این مالک اشتر زمان را ٬ سردار فرمانده تا آخر در کنارت هستیم بسیجیان کوهدشت

  نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM