بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد |
راستش رو بخواهید در تردیدم که برای این سریال ( یخدان پاپا) نقدی بنویسم یا نه ٬ به عبارت دیگر ارزش دارد زمانی را برای نوشتن در مورد این سریال صرف کرد یا نه ...؟
اگر بر تردیدم غلبه کردم در مورد آن برای شما خواهم نوشت .
چرا نمی فهمند این جنگ چه بوده است ؟»
در نشریه ای و از قول یکی از دلسوزان سالهای دفاع مقدس خواندم که یک دختر هلندی پایان نامه دکترایش نقاشی دیوار های خرمشهر بوده است . این یعنی چه ؟!؟! کدام دانشجوی ما پایان نامه اش این موضوع بوده است ؟؟ شنیده ام در زمان جنگ دانشجویان عراقی که می رفتند در خارج از عراق و تحصیل می کردند، ۸۵ درصد موظف بوده اند پایان نامه شان در مورد جنگ ایران و عراق باشد .ایشان در ادامه گفته بودند امروز من کلی دانشجوی آمریکایی ، فرانسوی ، انگلیسی ، آلمانی می شناسم که پایان نامه هایشان جنگ ایران عراق است.دکتر جاشوا آلمانی الاصل گفت :« وقتی کتابی در مورد جنگ شما منتشر می شود ، آنجا اولین مخاطبانش اساتید و اهل فن هستند و دانشجویان ،بعد مردم عامی و عادی ! ولی من جلوی دانشگاه تهران ،دویست کتابفروشی را گشتم ،پنج تا کتاب جنگ شما را پیدا نکردم ! چرا دانشگاه شما با جنگتان قهر است؟ چرا نمی فهمند این جنگ چه بوده است ؟» او داشت دل می سوزاند برای ما !!!درد آور است اگر روزی برسد و همان طور که امروز متخصصین و محققین ما در تاریخ ادبیات ایران باید بروند به کتابهای «ادوارد باون» مراجعه کنند ، به ادبیات فرانسه مراجعه کنیم که فرهنگ جبهه مان را در بیاوریم ! وقتی دکتر «کریستوف بالایی» که کاملا به زبان فارسی تسلط بود، داشت توی سمینار ، روحیه یک بچه بسیجی در کربلای ۵ را تعریف می کرد ، من گریه ام گرفته بود......
بگذریم ٬ با اوصافی که گفته شد پرداختن به این موضوع در کشور فاجعه است ٬ حال سئوال من این است در کوهدشت ما در این مورد چه اتفاقی افتاده است ؟ ٬ آیا خاطرات رزمندگان ما توسط ارگان و یا سپاه ضبط و تهیه و تدوین شده است ؟ اگرکسی جوابی دارد بگوید تا به اطلاع عموم برسد .
فضول کوهدشتی : امروز بدنبال نام کوهدشت در اینترنت می گشتم ٬ به مطلبی در مورد درب گنبد بر خوردم و بسیار متاسف شدم که البته واقعیتی است که باید پذیرفت و به اعتقاد من این هم بر می گردد به بی توجهی مسئولین شهرستان کوهدشت که هنوز این پتانسیل مذهبی که می تواند موجب جذب شماری زیادی گردشگر شود را نشناخته اند و بعد از سالها ( زمانی من کودکی بودم ) هنوز شکل و فرم این محل تغییری چشمگیری نداشته است و این مایه تاسف است ٬ در مطلب ذیل مطالبی که مرا ناراحت کرد را با خط قرمز برای شما مشخص می کنم تا شما هم چون من بسوزید و بسازید و بر بانیان این بی توجهی درود(...) بفرستید .
معرفی مقبره امامزاده محمد(ع) شهرستان كوهدشت
بقعه شاهزاده محمد در 40 كيلومتری شهرستان كوهدشت در انتهای خاك طرهان و در ميان شهركی به نام درب گنبد واقع شده است كه در ايام مختلف سال پذيرای زائران زيادی از غرب كشور است. 
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه لرستان، درب گنبد امامزاده محمد(ع) كه بنام شاهزاده محمد(ع) برای همگان معروف است يكی از نوادگان امام موسی بن جعفر(ع) میباشد كه اين امامزاده در منتهی اليه غرب استان لرستان و غرب شهرستان كوهدشت در جنوب رودخانه سيمره و در دامنه فيروز كوه از رشته كوههای زاگرس واقع شده كه اين مكان به شهر درب گنبد امامزاده محمد (شاهزاده محمد(ع)) معروف است.
اين امامزاده تقريبا برای كل غرب كشور شناخته شده است و مردم برای زيارت و سياحت بهخصوص در ايام عيد نوروز به اين مكان مقدس مشرف میشوند.
با توجه به اين كه سالانه جمعيت ميليونی به اين مكان مقدس میآيند اما متأسفانه امكانات و تسهيلات رفاهی و زير بنايی جهت رفاه حال زائران و جذب و استقرار آنها در اين مكان وجود ندارد و مردم بلافاصله بعد از زيارت شهر را ترك كرده و طول روز را در اطراف جاده كرمانشاه –اهواز به سر میبرند و دليل آن نبود امكانات رفاهی كافی و مكانهای تفريحی در شهر درب گنبد است.
برای اولين بار در سال 1839 ميلادی راولينسون از اين بقعه ياد كرده است، بارون دوبد در سال 1845 ميلادی از اين بقعه ذكری به ميان آورده است.
بدنه بنا از دو قسمت بدنه قديمی و الحاقات جديد تشكيل شده است كه بنای قديمی شامل ايوان ورودی، اتاق مقبره و پوسته درونی گنبد است و قسمت الحاقی نيز شامل يك شبستان كه سه طرف بنا را در قسمتهای شمالی، غربی و شرقی احاطه كرده است و دو گلدسته و پوسته بيرونی گنبد نيز از جمله بناهای الحاقی جديد هستند.
مصالح به كار رفته در اين بنا در قسمتهای مختلف متفاوت است و در قسمت قديمی بنا از گچ، آجر و پوشش كاهگل استفاده شده است و قسمت الحاقی بنا از مصالح امروزی مانند آجر، ماسه، سيمان، آهن، كاشیهای هفت رنگ، كاشی معرق و آيينهكاری ساخته شده است، از بنای قديمی مقبره فقط قسمت اتاق مقبره باقی مانده كه در فضای داخلی الحاقات جديد قرار گرفته است.
به گفته ايزدپناه تاريخ بنای گلدستههای اين حرم در 1322 هجری قمری است.
قبر اين امامزاده دارای سنگ قبری بوده كه به گفته ايزدپناه جمله «هذا قبر محمد ابن احمد» روی آن نوشته است.
اين سنگ قبر دارای ضريحی از جنس ورشو است، معين السلطنه چاغروند، حاكم وقت لرستان در زمان قاجار درباره امامزاده شاه محمد چنين مینويسد: امامزاده شاهزاده محمد(ع) در همين محل هليلان مدفون است به اندازهای اهالی لرستان از اين امامزاده كشف و كرامت ديدهاند كه تمام اموال طوايف طرهان و بالاوند و بعضی از طوايف پشتكوه و بعضی از طوايف دلفان در ميان ايوان و صحن و اطراف امامزاده ريخته است نه صاحب دارند و نه مستحفظ، احدی را جرأت و قدرت نيست كه دست به آن اموال دراز كند، سارقين لرستانی از روی حسرت به آن اموال نگاه میكنند و قدرت دستدرازی ندارند.
بنای فعلی اين مقبره به دستور محمدعلی ميرزای قاجار حاكم وقت لرستان و كرمانشاه بنا گرديده است.
یک داستانک : شخصی در کنار ساحل دورافتادهای قدم میزد. مردی را در فاصله دور میبیند که مدام خم میشود و چیزی را از روی زمین بر میدارد و توی اقیانوس پرت میکند. نزدیکتر میشود، میبیند فردی بومی صدفهایی را که به ساحل میافتد در آب میاندازد. - صبح بخیر رفیق، خیلی دلم میخواهد بدانم چه میکنی؟ - این صدفها را در داخل اقیانوس میاندازم. مد دریا این صدفها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد. - دوست من! حرف تو را میفهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمیتوانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمیبینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمیکند؟ مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت:
((برای این یکی اوضاع فرق کرد.)) !!!
بی تعارف ما کوهدشتی ها یه عادت بد داریم و اونم اینه که نمی خواهیم کمک حال کسی باشیم و به عبارت دیگر فقط خودمان را می بینیم و بس٬ اگر هر کدام از ما همچون این مرد کاری کوچک برای شهرمان انجام دهیم بدون تردید اوضاع فرق خواهد کرد و همه ما از اوضاع مناسب بوجود آمده لذت خواهیم برد ، تردید نکنید
یک داستان : مي گويند که جواني پر شور و شوق نزد سقراط رفت و گفت:" اي سقراط بزرگ! آمده ام که از خرمن دانش تو خوشه اي برگيرم." فيلسوف يوناني جوان را به دريا برد، او را به درون آب کشانيد و سرش را 30 ثانيه زير آب کرد. وقتي که دست خود را بر داشت تا جوان سر از آب برآورد و نفس بکشد، سقراط از او خواست که آنچه را خواسته بود تکرار کند. جوان نفس زنان گفت:" دانش، اي مرد بزرگ!". سقراط دوباره سرش را زير آب کرد و اين بار چند ثاينه بيشتـراو را زیر آب نگاه داشت. بعد از چند بار تکرار اين عمل، سقراط پرسيد: " چه مي خواهي؟" جوان که از نفس افتـاده بود به زحمت گفت: "هـوا. هـوا مـي خواهم". سقراط گفت: " بسيار خوب، هر وقت که نياز به دانش را به قدر نياز به هوا احساس کردي ، آن را به دست خواهي آورد." هيچ چيز جاي عشق و علاقه را نمي گيرد. شور و شوق يا عشق و علاقه نيروي اراده را بر مي انگيزد. اگر چيزي را از ته دل بخواهيد نيروي اراده دستيابي به آن را پيدا خواهيد کرد. تنها راه ايجاد چنان خواست هايي تقويت عشق و علاقه است.
فضول کوهدشتی : برادر مسئول٬ عزیز جان برادری که در کوهدشت سکان هدایت اداره ای را به واسطه آشنایی به آقای ایکس و ایگرگ بدست آورده ای آیا برای بدست آوردن دانش مورد نظر سقراط شما هم احساس نیاز به آن را همچون هوا در وجود خود احساس نموده ای ٬ با عرض پوزش من جواب شما را میدهم ٬ نه!! چرا که عدم پیشرفت شهر ما ناشی از بی دانشی مسئولین آن است و بس ٬ضرورت آنرا در ک و برای شهر دانشمندانی مفید باشد تا ملت هم از شما راضی باشند که نیستند !!
عید ۸۸ هم آمد و تمام شد و دارد میرود ، تا عید سال آیند ۱۱ ماه مانده است خیلی ازمسئولین شهر ها در تکاپو هستند که آمار و ارقامی را از بازدید توریست ها از شهر های خود را با افتخاراعلام نمایند ، راستی سهم کوهدشت با توجه به پتانسیل های گمنامی که داریم در این میان چیست ؟ اگر کسی پاسخی دارد بگوید تا بنویسم ؟
بدون تردید هیچ ، اگر کسی هم به کوهدشت آمده به واسطه سر زدن به اقوام بوده ، همین ، ما برای شیرز چه کرده ایم ، ابوالوفا که می تواند گردشگران بسیاری را جذب نماید آیا زیبنده حضور هست ؟ چند عکس پوستری زیبا برای معرفی کوهدشت تهیه شده است ، کدام فیلم ساخته شده تا زیبایی های کوهدشت نشان داه شود ؟ بدون تردید این کار در حوزه مدیریت کلان کوهدشت است که باید جوابگو باشد ؟
بحر حال امسال هم گذشت و سالی دیگر در راه است ، میتوان از همین الان برای سال آینده برنامه ریزی کرد ، همتی باید و یک یا علی ...
می شود کوهدشت هم یکی از شهرهای توریستی ایران باشد ، اگر بخواهیم ...
مدیریت محترم وبلاگ کوهدشت سیتی لطفاْ نسبت به در متن های ذیل در وبلاگ خود اقدام نمائید .
تقدیر وتشکر از مدیر محترم وبلاگ کوهدشت سیتی و وبلاگ کوهدشت
سال1387را در حالي پشت سر گذاشتیم كه با همت وتلاش وتشويق وبلاگ نويسي توانا رزمنده اي در هشت سال دفاع جانانه حق عليه باطل ٬عاشق و دلسوخته امام وانقلاب اسلامي مدير توانمند وبلاگ كوهدشت سيتي که در چندين وبلاگ حضوري فعال داشته وپشتوانه ي علمي وادبي ایشان آنها را اميدوارتر، براي رساندن دردها ورنج ها در قالبهاي طنز وعكس وگفتارموفق كرده است وظيفه خود دانستم تقدير و تشكر خودرا از ایشان اعلام دارم و از خداوند سالي پراز شادي وسلامت وموفقيت را براي ايشان آرزو نمايم همچنین مراتب تشکر و قدر دانی خود را از آقای امین آزاد بخت اعلام میدارم بحق از بين وبلاگ هائي كه براي كوهدشت دل مي سوزانند وتوقع اندكي هم نداشته وندارند ، بلكه درمواردي هم مورد بي مهري وكم لطفي قرارگرفته اند این وبلاگ نويس جوان و قديمي كوهدشت است كه قريب چهارسال از عمر وبلاگ وی ميگذرد هرازچندگاهي سري به اين وبلاگ وزين ميزنم واز مطالب جالب وخواندني آن استفاده ميبرم و هميشه هم از راهنمائي وكمك هايش كمال استفاده را برده ام اميد وارم ايام به كامش باد وتنش سالم وسرش سبز باشد براي ايشان هم آرزوي توفيق دارم
هئيت تحريريه وبلاگ شيرز
حرف ما : بدون تردید اظهار لطف و محبت مدیریت محترم وبلاگ وزین شیرز که بنده ارادت قلبی خدمت ایشان دارم وظیفه ما را در ادامه راه سنگین تر می کند ٬ راهی که به نوعی میشود گفت سنگلاخی وحشتناک است و باید برای ترمیم آن تا رسیدن به مقصد نهایی که همانا مدینه فاضله است تلاشمان را چندین برایر نمائیم ٬ سعادتی داشتم که این ایام عید را به شهرهای جنوبی و مرکزی ایران بروم ٬ تغییر در این شهر ها که قبلاْ هم سری به آنها زده ام برایم شگفت انگیز بود و خارق العاده ٬ اما متاسفانه زادگاهم کوهدشت به گواه همه انسانهای منصف در این مدت هیچ گونه تغییر محسوسی نداشته است و این یعنی فاجعه !! باید در دست دست هم به مهر شهر خود را آباد کنیم شاید ما هم شاهد حضور خیل توریستهای وطنی در شهرمان در ایام سال و خصوصاْ نوروز باشیم ٬ ما زیارت گاه های خوبی داریم قدرشان را نمی دانیم ٬ ما طبیعت بسیار زیبایی داریم اما هنوز برای خودمان ناشناخته است ٬ ما خیلی چیزها داریم که از حضور آنها بی خبریم ٬ سری به ابوالوفا بزنید ٬ خدا وکیلی این معماری ٬ این ترکیب ٬ این محیط کثیف شایسته یک زیارتگاه است ٬ مسئول این بی توجهی کیست ؟ فرماندار ٬ اوقاف استان ؟ در این مورد حرف های زیادی برای گفتن دارم .
پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی میداد به او گفت آیا سردت نیست نگهبان پیر گفت چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم پادشاه گفت اشکالی ندارد من الان به داخل قصر میروم و میگویم یکی از لباسهای گرم مرا بیاورند نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد اما پادشاه به محض ورود به قصر وعده اش را فراموش کرد صبح روز بعد جسد پیرمرد را که در اثر سرما مرده بود در قصر پیدا کردند که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل میکردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای در آورد .
با وعده های تو خالی مردم را فریب ندهیم اگر قرار است کاری انجام شود بعد از اینکه عملی شد آنرا به مردم بگوئیم ٬ همین
با سلام و آرزوی موفقیت شما در سال جدید ٬ از اینکه مدتی سعادت همراهی نداشتم از همه عزیزانی که مراجعه کردند و مطلب جدید ندیدند عذر میخواهم و انشالله با مطالب جدید و اینبار با امید به اینکه مسئولین شهر برای وبلاگ نویسان ارزش بیشتر و بهتری را قائل باشند برای شما زا شهرمان می نویسم .
از همه عزیزانی که قدرت انتقال سوژه برای نوشتن مطلب را دارند تقاضا می شود اینجانب را یاری نمایند با تشکر فراوان
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|