بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد |
- سيروس ابراهيمي گفت که کوهدشت سرزميني است که يقينا در آن فقر و توسعه نيافتگي وجود دارد،
- ابراهيمي با اشاره به اينکه حق شهر کوهدشت به درستي ادا نشده، متذکر شد: 30 سال رفتارها و پرخاشگريهاي بد و تند سياسي و 30 سال با همديگر درگير بودند، نتيجهاي جز اين ندارد.
گفته های بالا توسط فرماندار کوهدشت بیان شده است ٬ من قبل تر از گفته ام میشود به اینگونه آدمهای واقع بین می شود امیدوار بود ٬ همین که بپذیریم اشتباه کرده ایم رشد می کنیم٬ به عبارتی باید ابتدا درد را بشناسیم و بعد برای درمان آن اقدام کنیم
جناب ابراهیمی عزیز گل گفتی ٬ اما بدون تردید دیر گفتی !! نمی دانم وبلاگ ما را میخوانی یا نه ؟ اصلاْ برایت مهم هست ما هم هستیم یا نه ؟ باور کن ما داریم بدون جیره و مواجب برای شما کار می کنیم ٬ دل به چاپلوسی های عده ای بادمجان دور قاب چین نبند ٬ هرچند میدانم در این دور شما هم مثل همه کسانی که آمدند و رفتند میروی ولی خدا وکیلی خود برای این دوران مدیریت ره توشه ای که به آن افتخار کنی را همراه داری یا نه ؟
نقد فیلم دل تنگی های یک شهر (قسمت دوم)
با این بلند گو آنقدر شعار دادیم و دروغ گفتیم تا آخرش خراب شد ! آنچه خواندید گفته یکی از طرفداران کاندیدهای مجلس درمستند دل تنگی های یک شهر است که با نشان دادن یک بلند گو بیان میدارد و در ادامه می گوید یکبار توی جاده دوراهی بازوند از ماشین افتاد پائین و افتاد دست طرفدارهای قبادی و پسش نمی دادند ٬ بزور پسش گرفتیم . به اعتقاد شما فیلمساز بامطرح کردن این نوع ادبیات می خواهد چه چیزی را القاء نماید ٬ وحشی گری ٬ دزدی و تعدی به حق دیگران ٬ براستی از دید او چه کسی مقصر این موضوع است ٬ نمایندگانی که هنوز به مجلس نرفته اند و یا کسانی که قبلاْ کرسی مجلس را در اختیار داشته اند .
به اعتقاد من سکانس پخش کارت های نظارت زائید است و به ریتم کلی ضربه زده است ٬ بعد از تیتر گردهمائی انتخاباتی اصولگرایان فیلمساز بی انصافی در حق این مردم را شروع کرده و با دفرمه کردن چهره های خاص و بعضاْ غیر فتو ژنیک مردم را بگونه ای نشان داده که در ذهن بیننده اینگونه القاء میگردد که با افرادی مواجه است که بسیار عصر حجری و عقب مانده هستند و به اعتقاد من این ظلم فاحشی در حق مردم همشهری خود است ٬ در انتهای این نماهای اگزجره کات وی به روحانی ( قبادی ) حس بدی را در بیننده نسبت به این شخص ایجاد می کند که بلافصله نمای وی به کمبود آب در روستا این حس را در بیننده ایجاد می کند که مسبب این همه بد بختی و بی آب همین روحانی و در نهایت روحانیت است که به اعتقاد من این خبط موضوع است چرا که هنوز این روحانی به مجلس نرفته که ما توپ را در زمین ایشان بیندازیم و ایشان را مقصر موضوع بدانیم این بی انصافی است
ادامه دارد
این روزها خیلی ها از موضوع پخش فیلم دل تنگی های یک شهر دم میزنند ٬ بدون تردید عده ای مخالف مضوع و عده ای موافق هستند سئوال من از شما همشهری گلم این است نظر شما چیست ؟ آیا این کار از سوی فیلمساز کوهدشتی حرکت درستی بوده است یا نه ؟
ضمن اینکه در چند روز آینده قسمت دوم و نقد مفصل مستند دل تنگی های یک شهر را تقدیم شما خواهم نمود
نقد دل تنگی های یک شهر ( قسمت اول )
هوشنگ میرزائی مستند ساز کوهدشتی با ساخت مستند دل تنگی های یک شهر به اعتقاد من می تواند پیشرو یک حرکت رو به جلو برای کوهدشت باشد ٬ به عبارت دیگر باید این اقدام را به فال نیک گرفت تا همچون آینه ای روبرو کاستی ها و پلشتی ها را بشناسیم و اگر همتی باشد اقدام به حل آنها نمائیم
اما در مورد فیلم ...
دلتنگی های یک شهر به اعتقاد من مستندی است که سعی می کند با هر آنچه وجود واقعی دارد بیننده را با خود همراه نماید و به عبارت دیگر برای این همراهی از هیچ گونه ترفندی بجز سادگی که از نهاد آدمهای مستند بر می آید استفاده نمی کند ٬ بر روی تیتراژ ابتدای فیلم ما صدای تیر اندازی را می شنویم که این صدا به ما می گوید باید منتظر حوادثی تلخ و نگران کننده باشیم که البته در انتهای فیلم این نظریه مورد تائید قرار می گیرد ٬ فیلم با پای کوبی جوانان و در شب بعد از انتخابات شروع می شود ٬ و فردی همچون رسمی که در عروسی ها محلی وجود دارد شاباش می کشد و در خواست پول می کند ٬ در این میان نام نماینده پیروز را که بر زبان می آورد این ذهنیت به وجود می آید که نماینده مذکور داماد است و بدون تردید مردم هم عروسی که قرار است این شاه داماد بر آنان حکومت نماید ٬ فیلمساز در ادامه افرادی را بعنوان عوامل و با عنوان باحضور معرفی می کند که در حقیقت بازیگران این بازی مسخره ( انتخابات ) در کوهدشت هستند ٬ کسانی که در سالهای نه چندان دور باعث مرگ انسانهای بی گناهی شدند که خاطره تلخ آن در ذهن هر کوهدشتی به یادگار مانده است ٬ اولین نما در شب و بدون نور (بانور کبریت ) تصوریر برداری شده است که به نوعی برای بیننده این پیام را دارد که ما با فیلمی تلخ مواجه هستیم ٬ فیلمی که قرار است آینه دردهای قومی محروم از ابتدایی ترین نیازهای روزمره خود باشد و این تلخی در زمان نیاز به آب توسط روستائیان به گونه ای است که اشک هر بیننده ای را در می آورد و حسی را در بیننده به وجود می آورد که بر بانیان این بی توجهی لعنت می فرستد و فیلمساز هم بدون تردید بدنبال بر انگیختن این حس بوده است که در این زمینه موفق است
ادامه دارد ....
راستش نمی دانم چگونه این مطلب را شروع کنم ٬ به عبارت دیگر برای نوشتن آماده نیستم ٬ اما می دانم باید بنویسم ٬ برای من که به دنبال سوژه می گردم این می تواند بهترین سوژه باشد .
به مدد ماهواره و دوستان لندنی ما هم ( کوهدشت ) بر فراز ماهواره دیده شدیم و همگان ما را دیدند !! دلتنگی های یک شهر ... کجاست این شهر ؟ شهر من٬ شهر تو ٬ شهر همه ما ...
ماجرا چیست ؟ چند شب پیش شبکه بی بی سی فارسی مستندی را بنام دلتنگی های یک شهر از مستند ساز کوهدشتی ( هوشنگ میرزائی ) پخش کرد که البته ایشان بنا به دلایلی از ذکر نام خود امتناع کرده بود ٬ موضوع این فیلم مستند که مدت آن حدود ۵۰ دقیقه بود در مورد انتخابات در کوهدشت بود که فیلمساز به بهانه این موضوع دوربین خود را به میان مردم حاشیه شهر و روستاها برده بود و با نگاهی صمیمی حرف های از دل برخواسته آنان را روایت می کرد
در این مورد میخوام در مجالی دیگر بیشتر با شما سخن بگویم
این جوان شایسته نیاز به حمایت دارد
بدون تردید امین آزادبخت از پیشقراولان وبلاگ نویسی در کوهدشت است ٬ او مدت مدیدی است با مدیریت وبلاگ وزین کوهدشت به عنوان اصلی ترین و چندین وبلاگ دیگر از جمله وبلاگ استاد آواز محلی ایران ایرج رحمانپور فعالیت می نماید ٬ همو که با ایستادگی ٬ چندین سال است برای اعتلای فرهنگ شهرمان کوهدشت بدون هیچ گونه چشم داشتی می نویسد ٬می نویسد تا برای ارتقاء شهرش تاثیر گذار باشد ٬ می نویسد تا پلشتی های شهر را نمایان سازد ٬ می نویسد تا همراه و مشاوری امین برای مسئولان شهر باشد ٬ با دوربینش زیبایی های شهر را به تصویر می کشد و البته زشتی را هم برای اصلاح در قاب دوربین خود قرار می دهد آیا می دانید این جوان کوهدشتی برای اینکه بتواند در دنیای مجازی اینترنت دوام بیاورد از جیب شخصی اش هزینه می کند ٬ شاید عده ای هم بر او خرده بگیرند که بابا مگه بیکاری ؟ ولی در واقع او پرکاری پیگیر است ٬ علیرغم نا مهربانی ها هنوز به راه خود ادامه می دهد و بدون تردید روزی ما به نیکی ازگذشته پر تلاش او یاد خواهیم و بر این همه ممارست او آفرین خواهیم گفت ٬ اما...!! به نظر شما نوشتن این مطالب برای تشویق این جوان کافی است ؟ بدون شک امین آزاد بخت نیاز به تشویق و حمایت بیشتر و بهتری دارد ٬ این تشویق می تواند مادی و معنوی باشد اداره ارشاد کوهدشت می تواند بانی این امر شود و با همکاری فرمانداری در راه تشویق این جوان پویا پیشقدم شوند ٬ باورکنید بدون اغراق می گویم همین عکسهایی را که امین آزادبخت از مناطق مختلف در کوهدشت می گیرد و بدون چشمداشت همه را در معرض دید همگان قرار می دهد اگر توسط عکاسانی که نام حرفه ای بر خود گذاشته اند گرفته شود میلیونها تومان هزینه خواهد داشت ٬ این مطلب گزافه نیست وبنده خود چنین کاری را تجربه کرده ام ٬با مدیریت درست و با تدبیر میشود این جوان را که به اعتقاد من در این وانفسای جوانان رپی و کراکی غنیمتی ارزشمند است بطور حرفه ای حمایت نمائیم تا برای کوهدشت همچنان مفیدباشد ٬ در یک کلام او برای ادامه راه نیاز به حمایت دارد .
بدون تردید بعد از حرفهای جدی ٬ سیاسی و اجتماعی ٬ تلخ و شیرین خوبه آدم لحظاتی برای خودش باشه ٬ در این پست میخواهم هدیه ای به شما بدهم که می تواند برای لحضاتی شما را سرگرم سازد ٬در وب گردیهایم به چند تا طرح خاص بر خوردم که راستش برام جالب بود ٬ بدون تردید شما را هم لحظاتی سر گرم خواهد کرد ٬ که البته دوست دارم برای اینکه در این لذت شریکی هم داشته باشید آنها را با خانواد ببنید ،
پیام یکی از همشهریان به کوهدشت سیتی : يكي از گناهان بزرگ دروغ گفتن است انصاف بده در كجاي عالم اين اندازه آزادی بيان هست ؟ بي انصاف اين همه از همه كس گفتي وعكس چاپ كردي وچرند و پرند نوشتي كجا حتي يك اخطار به تو دادند ؟ حيفت نمياد اين اندازه خودتان را كوچك مي كنيد ؟
حیفتان نمي آيد خون شهدا را پايمال مي كنيد ؟ نكنيد كاري كه خداي ناكرده دشمن شاد باشيد ؟ نگذاريد هر بيسواد احساساتي شمارا از مسيرپاك وزلالتان خارج كند به نظرم اين عكس را بايد زمان شاه چاپ مي كردي نه الان؟
۱- ایشان بیان داشته اند٬ بي انصاف اين همه از همه كس گفتي وعكس چاپ كردي وچرند و پرند نوشتي كجا حتي يك اخطار به تو دادند ؟ دوست عزیز من بر خود لازم و واجب میدانم از اصول عدول ننمایم و بر همین اساس و آستانه تحمل دوستانی که من در موردشان مطلب نوشته ام مطلبی به غیر از صداقت ننوشته و خدای را شاهد می گیرم به جهت اصلاح امور و در جهت رشد و ارتقاء شهر عزیزم کوهدشت می نویسم ٬ هدف دیگری در بین نیست ٬ پیشنهاد می کنم شما هم مثل دیگران آستانه تحمل خود را بالا ببرید بدون تردید برای فشار خون شما مفید است
۲- بیان داشته ای که حيفت نمياد اين اندازه خودتان را كوچك مي كنيد ؟ با قدرت تمام می گویم شک نکن من کوچک همه مردم شهرم هستم و به این مسئله افتخار می کنم .
۳- حیفتان نمي آيد خون شهدا را پايمال مي كنيد ؟ این جمله را مطمئن هستم بدون تفکر و بدون برنامه زده ای ٬ می دانم تعصب داری ٬ میدانم برای نظام ارزش قائلی ٬ ولی دوست عزیز باور کن این گونه دفاع کردن از شهدا و نظام عین ناصوابی است ٬ چرا کمی به خود زحمت نمی دهی ٬ برو نگاهی به آرشیو همین وبلاگ که توسط همین نویسنده بقول شما بی انصاف نوشته شده است بنداز تا ببنیی که بیشترین دفاع از شهدا و نظام در همین وبلاگ شده است و بدون تردید من در این زمینه شما را نمی بخشم چرا که این تهمت شما عواقب بدی برای شما دارد و باید در نزد خدای مهربان جوابگو باشید .
۴- به این گفته شما حتماْ عمل می کنم و بدون تردید نمی گذارم هر بی سواد احساساتی مرا از مسیرم منحرف سازد
۵ - در مورد عکس مورد نظر ٬ از اینکه بی راهه رفته ای و منظورم را نگرفته ای فقط می توانم بگویم متاسفم ٬ چرا که در مورد هر طرح می توان تفاسیر فراوانی را نوشت که صد البته آن منظوری که در ذهن شما متبادر شده شده منظور من نیست
در انتها از اینکه در مرود این مسئله اینگونه اظهار نظر نموده ای از شما ممنون هستم !
موفق باشی همشهری گلم
نظر همشهری های گلم در این مورد چیست ؟
این داستان را حتماْ بخوانید.
روستايي بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بي سوادي در آن سكونت داشتند. مردي شياد از ساده لوحي آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعي حكومت مي كرد. برحسب اتفاق گذر يك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاري هاي شياد شد و او را نصيحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا مي كند. اما مرد شياد نپذيرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فريبكاري هاي شياد سخن گفت و نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از كلي مشاجره بين معلم و شياد قرار بر اين شد كه فردا در ميدان روستا معلم و مرد شياد مسابقه بدهند تا معلوم شود كداميك باسواد و كداميك بي سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در ميدان ده گرد آمده بودند تا ببينند آخر كار، چه مي شود.
شياد به معلم گفت: بنويس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شياد كه رسيد شكل مار را روي خاك كشيد.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنيد كداميك از اينها مار است؟
مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا مي توانستند او را كتك زدند و از روستا بيرون راندند.
شرح حكايت
اگر مي خواهيم بر ديگران تأثير بگذاريم يا آنها را با خود همراه كنيم بهتر است با زبان، رويكرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار كنيم. هميشه نمي توانيم با اصول و چارچوب فكري خود ديگران را مديريت كنيم. بايد افكار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پيشينه آنان ترجمه كرد و به آنها داد.
تک نگاه سعید قاسمی
می خواهم شما را دعوت کنم عکسهای یه همشهری کوهدشتی را ببنید ٬ یه همشهری که مدتیه دور از کوهدشت به فعالت هنری مشغوله ٬ فیلمسازه اما یه وبلاگ داره که عکسهاشو در معرض دید قرار داده سری بهش بزنید بد نیست . روی آدرس وبلاگ این همشهری بنام تک نگاه سعید قاسمی می تونید کلیک کنید
نقدی بر چند حرف نا حساب
نمايندگان مردم لرستان در مجلس شوراي اسلامي روز پنجشنبه در جمع مردم شهر خرم آباد حمايت قاطعانه خود را از دکتر احمدي نژاد اعلام کردند.
به گزارش خبرنگار ايرنا در اين همايش بزرگ که جمع زيادي ازمردم خرم آباد در مسجد صاحب الزمان (عج ) حضور داشتند، نمايندگان اصولگرا موضع سياسي خود را اعلام کرده و دکتر احمدي نژاد را به عنوان کانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري معرفي کردند.
"محمدرضا ملکشاهي راد" نماينده مردم خرم آباد در مجلس شوراي اسلامي گفت: به دليل وجود انسجام ، همدلي و همرنگي ميان پيروان ولايت و اصولگريان ، اين جلسه مقدس است .
فضول کوهدشتی : ما لرستانی ها خیلی بدبختیم که همه چیز را بلافاصله مقدس می کنیم ٬سئوال من از این نماینده محترم این است آیا می دانی مقدس چیست و تقدس به چه چیزهایی اطلاق میشود ؟ چرا به چیزهایی مشروعیت می بخشید که با گرفتن مسئولیت از طرف ( مثلاْ ریاست جمهوری ) دیگر هویتی ندارد٬ خوب است کمی درمورد آنچه می گوئیم تعمق نمائیم تا خدای ناکرده بعد ها از گفته خود پشیمان نشویم .
نماينده مردم دورود و ازنا در مجلس شوراي اسلامي نيز نظام را نظامي مردم سالار و ديني عنوان کرد و گفت : مردم وظيفه انتخاب رييس جمهوري و نمايندگان مردم در مجلس را به عهده دارند .
فضول کوهدشتی : این هم کشف مهم نماینده درود در همان جلسه
و اما نماینده شهر خودمان کوهدشت چنین گفت :وي با اشاره به اينکه ما بايد از کسي حمايت کنيم که پرکار باشد، گفت : احمدي نژاد در طول دوره رياست جمهوري خود تاکنون چند ساعت مفيد استراحت نکرده است .
فضول کوهدشتی : باور کنید اینگونه دفاع کردن از کسی عین ناثوابی است و نتیجه ای جز تخریب برای آن شخص ندارد ٬ حتماْ گفته زیبای شریعتی را شنیده اید که اگر خواستی کسی را خراب کنی از او دفاع بد بکن و اما در مورد گفته نماینده شهرمان کوهدشت که فرموده اند (احمدي نژاد در طول دوره رياست جمهوري خود تاکنون چند ساعت مفيد استراحت نکرده است) حتماْ می دانید که دانشمندان گفته اند اگر کسی در شبانه روز ۸ ساعت استراحت کافی نداشته باشد راندمان کاری اش بشدت پائین می آید حالا به نظر شما ما قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را ....!! نتیجه اخلاقی اینکه : آقایان نماینده تریبون چیز خوبی است ولی باید شما هم حواستان باشد چه می گوئید نا سلامتی ماها دیگر آدمهای سابق نیستیم که هر اراجیفی که به خوردمان داده میشود فوری باور کنیم٬ مطمئن باشید خیلی ها در همان جلسه در دل به شما خندیده اند ٬ دوستانه می گویم بیشتر مواظب باشد ٬ هم برای خودتان خوب است و هم برای رئیس جمهور محترم ....!!
مطلبی کوتاه به نقل از وبلاگ وزین شیرز
آقاي محمدرضا گراوند گفتند به يك نفر گفته بودند اگر صدام حسين رئيس جمهوري قبلي عراق را به تو بدهند چكارش مي كني گفته بود اورا مي فرستادم شهرداري كوهدشت تا پروانه ساخت بگيرد واين كار را بزرگترين شكنجه و تنبيه جنايتكارترين عنصري دانستند كه در دنيا منفور است پس واي به حال مردم كوهدشت كه در زمان گذشته وحال گرفتار شهرداري كوهدشت است
فضول کوهدشتی : هر چیز بگندد نمکش می زنند وای به روزی ... براستی شنیدن این کلام از زبان یکی از شورائیان کوهدشت بسیار عجیب و غریب است ٬ چه کسی باید در اصلاح این امور اهتمام ورزد٬ حتماْ خدا می داند
این داستان عشقی را حتماْ تا آخر بخوانید
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.›› قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
نتیجه اخلاقی : ... عشق را یاد بگیریم
اردوی دانش آموزی باعث تحقیر دانش آموزان
از دانش آموزی که از طرف یکی از مدارس کوهدشت به اردو رفته بود شنیدم که یکی ازمسئولین اردو در سخنرانی اش برای بچه های بیان میدارد کسانی که پول دارند سوار مینی بوس شماره یک شوند و دیگرانی که پول ندارند سوار مینی بوس شماره دو ٬ این دانش آموز می گفت وقتی به کرمانشاه که مقصد اردویی ما بود رسیدیم ما را از هم جدا کردند و سرنشینان مینی بوس شماره یک را به جاهایی خوب بردند اما... ما فقط سوار مینی بوس بودیم و اردوی ما شد همه اش داخل مینی بوس ... باور کنید من به عینه تحقیر شدن این دانش آموز را از این نوع برخورد غیر اصولی لمس کردم براستی مسئول این برنامه ریزی غلط در کوهدشت کیست ؟
اگر کسی جوابی دارد یا علی ...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|