بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد |
« آیا لر بودن جرم است؟ »
این سوال روزها و ماههاست ذهن مرا به خود مشغول كرده ، بارها و بارها ناامیدانه از خودم پرسیدم « آیا لر بودن جرم است؟ » اما هر بار دست از پا درازتر از كوچه پس كوچه های ذهنم بیرون می آیم و ناامیدانه به دنبال كسی می گردم كه جواب این سوال را آرام در گوشم بگوید! ماجرای این سوال هم به سالهای سال بی لیاقتی مسئولان استان برمی گردد.
سالها پیش طرح انتقال «پروژه ی پتروشیمی لرستان» مطرح شد و به مراحل نهایی رسید ، شور و غوغایی وصف ناشدنی بین مردم استان به ویژه شهرستان كوهدشت به پا شد ؛ انگار از خوابی سیصد ساله ! بیدار شده بودیم . بالاخره گوشه چشمی به این مردم شده بود . در آن روزها « پتروشیمی » مهمترین و پر كاربردترین كلمه ای بود كه از زبان مردم شنیده می شد ، جشن بود و شادی ؛ مادران رویای ِ دیدن ِ فرزندان شاغل ِ خود را می دیدند و جوانان امیدوار به سروسامان گرفتن ِ بی سامانی هایشان ، اندك مسئولان ِ دلسوز ِ شهرستان نیز چشم امیدشان به كاهش چند درصدیه بیكاری ِ جوانان در جوانترین شهر كشور ، اما تند باد بی عدالتی و بی لیاقتی ِ مسئولان ِ استان و شهرستان بار دیگر گریبان گیر جوانان ِ این مرز و بوم شد و نام پتروشیمی لرستان به روانی ِ آبهای آن به « پتروشیمی اراك » تغییر نام داد !!!
اكنون سالهاست كه جوانان لرستانی به ویژه كوهدشتی هر بار كه به امید رهایی از بیكاری رخت غربت می پوشند و عازم تهران و دیگر ولاد ِ غریب می شوند نام ِ درشت شده ی « پتروشیمی اراك » بر سر در پتروشیمی ای كه سند زده شده به نام آنان بود چون بغضی درشت در گلوشان می نشیند و آتش ِ چشمكزن ِ آن جگر ِ خونین شده ی آنان را خاكستر می كند .
در زندگی هر کدام از ما ممکنه فراز و نشیبهای بسیار زیادی وجود داشته باشه. ممکنه بعضی وقتها ما دچار مشکلاتی بشیم که اکثراً خودمون اونها رو رقم زدیم و زمانیکه با اونها دست و پنجه نرم میکنیم ممکنه شکست بخوریم و این شکست رو ، دست تقدیر ، سرنوشت و... بدونیم. در صورتیکه اصلاً اینطور نیست. خود ما همه کارها رو انجام دادیم. بهتره توی زندگیمون همیشه قدر اون چیزی که هستیم رو بدونیم و همه تلاشمون در این باشه که روز به رزو بهتر و مهربانتر بشیم.
باور من این است ما هنوز قاعده بازی سیاسی را نمی دانیم ، دمکراسی را نفهمیده ایم ، تصاویر پخش شده از شبکه های ماهواره ای و همچنین شبکه های داخلی خودمان باعث تاسف فراوان است ، همین
این روزها بازار تهمت و... گرم است ٬ اما براستی در پایان این ماراتن مزخرف چه کسی ریاست جمهوری اسلامی ایران را به عهده می گیرد ؟
به اعتقاد من در تایم های آخر هر کس بتواند نمه اشکی را در چشمان خود بیاورد پیروز این میدان است چرا که ما ملتی احساسی هستیم و صد افسوس که این کلک ترفندی روباه گونه است که همیشه گرفته و حسابی هم برای گریه کننده سود آور بوده است . تمام
به یکی اندیشیدم که برای ریاست جمهوری به او رای بدهم گفتند دزد است ٬دیگری را انتخاب کردم هتاک و بی تربیت از آب در آمد ٬ ناموس دیگران را به بازی گرفت ٬ آن یکی هم که بسیار نجیب است و قدرت دفاع از خود را ندارد ٬ همه اش چیز چیز می گوید ٬ می ماند یکی دیگر که احتمال دارد او هم فردا شب تهمت هایی بارش شود . هم استانی ما هم که نخودی این نمایش است .
سر گردانم که به چه کسی رای دهم ٬ پسرم دیشب بعد از دیدن مناظره محمود و مهدی می گفت با این اوصاف همه دزد هستند و من نمی دانستم چگونه جوابش را بدهم ٬ پسرم ادامه داد که بابا شبکه های خارجی بدون بهانه این همه بر علیه ما می گفتند ٬ حالا که این همه سوژه دارند خدا رحم کند و من به این اندیشدیم آیا مردم بعد از این در مناسبتهای مختلف به نظامی که همه دزد هستند یاری می دهند یا نه ؟
مغزم دارد هنگ می کند و دیگر کشش ندارم ٬ وای بر من که زنده ماندم و این همه بی آبرویی ها را دیدم ٬ وای بر من که ...
پشت یه ماشین دیدم نوشته بود
امروز برای خدا چه كردی ؟
http://www.youtube.com/watch?v=z5OmDJjNLgo&feature=player_embedded
مناظره ی دیشب رو دیدید !
کار ما به کجا رسیده که بجای تلاش برای اسلام و ایران داریم همدیگه رو می کوبیم !
به کجا چنین شتابان ؟
بهتره به جای تخریب هم به فکر اصلاح امور جامعه باشیم !
اون طلبه می گفت : آدم ها شکمشون خالی باشه بهتر از اینه که مغزشون خالی باشه !
آدم یاد موضوع همیشگی علم بهتر است یا ثروت می افته ! معلومه که این بحث نتیجه ای نداره !
هرچیز به جای خویش نیکوست !
من نمی دونم چرا ما داریم اسلام و فرهنگ و اقتصاد را در برابر هم قرار می دیدم ؟
این دیگه چطور برداشتی از اسلام هست !
یاران چه غریبانه
رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما
هم سوخته پروانه
بمن ربطی نداره کی رئیس جمهور میشه ٬ ولی آنچه مهمه اینه که چرا باید یاران انقلاب اینچنین رو در روی هم قرار بگیرند تا شبکه تلویزیونی امریکا با نیشخند به تفسیر موضوع بپردازد و ....

امروز دوستی قدیمی را دیدم حرف جالبی زد ، حیفم آمد برای شما بیان نکنم ، دوست ما که خیلی با ما راحت است می گفت: راستش فلانی قصد نداشتم رای بدهم و به عبارتی خیلی دل خوشی از این نظام ندارم و ... اما آنچه باعث شد نظرم عوض شود و مصرانه منتظر روز انتخابات باشم برنامه ای بود که دیشب از یکی از شبکه های ماهواره ای دیدم ، این برنامه بشدت مرا تحریک کرد که حتماً رای بدهم و تا می توانم به دیگران هم بگویم و حتی اصرار کنم حتماً به پای صندوقهای رای بروند و رای بدهند .
اما ماجرای اینکه چرا این دوست ما مصرانه منتظر روز انتخابات است ، او ادامه داد دیشب یکی از این کانالهای ماهواره ای که ماهیتی تو خالی دارند را تماشا می کردم که ادبیات خاص خود و البته مزخرفی دارند، گوینده آن شبکه از مردم درخواست میکرد که پای صندوقها نروید و رای ندهید ، و ... مزخرفاتی از این دست ، با خودم اندیشیدم منهم که بنا بر دلایل خودم قصد دارم نروم ناخواسته به سود این افراد و در راه اهداف آنان گام برداشته ام و به عبارتی آدم آنها حساب میشوم ، برای لحظاتی از خودم و افکارم بدم آمد ، با خود اندیشیدم جهت اینکه به آنها دهن کجی کرده باشم از لج آنها هم که شده حتماً رای می دهم تا آنان به اهداف خود نرسند . در واقع من از لج کسانی رای میدهم که آرزوی انزوای ایران را دارند ، حالا من با صدای بلند داد میزنم به کوری چشم شما من و همه ایرانیان با غیرت رای میدهم
به او آفرین گفتم و برایش آرزوی موفقت کردم
چیزی که در این روزها مورد توجه است تخریب است و صد افسوس که دولتمردان ما اینگونه به هم می تازند و هیچ گونه احترامی برای هم قائل نیستند ٬ بدون تردید دود این نزاع های نا بخردانه به چشم نظام میرود و افسوس که در کوهدشت ما طرفدارن سنتی دو جناع این روزها چنان بر هم می تازند تو گویی سرنوشت انتخابات در کوهدشت رقم میخورد و این جای بسی تاسف است ٬ امروز بیشتر بیندیشیم که فردا دیر است .

آیا او می تواند نیاز های ما را برآورده کند؟بد نیست قدری بیشتر بدانیم.بدنیست درباره شخص موردنظر بیشتر تحقیق کنیم.بدنیست درباره گذشته او و فعالیتهای او بیشتر بدانیم،باور کنید پشیمانی سودی ندارد ، دست ور داریم از اینکه نماینده ما طرفدار کیست و یا رئیس آموزش و پرورش کوهدشت چه کسی را سفارش کرده است ، نا سلامتی ما عقل داریم ، هم عاقل هستیم و هم بالغ ، مطالعه کنیم ، حرفهای آنها و دیدگاههایشان را بشنویم و عاقلانه تصمیم بگیریم ، باور کنید اینجوری خیلی بهتره تا اینکه زبونم لال عین بقول خودمان (جور هن وه هن رای بیمن)
فاکتور هشت
بالاخره سریال جذاب!!! و نفس گیر فاکتور هشت به پایان رسید و ما فهمیدیم چقدر افتخارات ملی داریم. منکر این نیستم که ایران از نظر علوم پزشکی بسیار پیشرفته است ولی سریال سازان این پیشرفت را طوری نشان میدهند که اغلب عطای سریال را به لقایش می بخشند. چند نکته راجع به این سریال:
1- چرا از همان ابتدا وزارتخانه برای تولید فاکتور هشت از خانم دکتر حمایت نکرد تا اینقدر جنایت و زیر آب زنی و قتل صورت نگیرد؟
دوستی می گفت من رای نمی دهم ٬ البته با دلایلی که برای خودش داشت و من هم در یک کلام گفتم تو اگر رای ندهی وجود نداری ، به عبارتی تو اگر رای بدهی با یک رای خودت را اثبات کرده ای و اگر رای ندهی نیستی .... مخالف هم هستی باش ولی خنثی نباش ٬ عبارت محلی هم اینه که سیب زمینی نباش ...
ما جز کدام دسته هستیم ؟ رای بدهیم یا نه ؟
ارتباط فلاکس آب یخ و انتخابات ریاست جمهوری در کوهدشت
حرف اول : اینروزها موسوی سوار بر موج سوم که قبل تر از این بنام خاتمی بود نیک می تازد و همفکران و مشاوران او در دنیای مجازی و در سفرهای دوره ای وی بسیار حرفه ای عمل نموده و در صدد تاثیر گذاری مناسب بر افکار عمومی هستند ، و الحق هم دارن خوب می تازند ، به اعتقاد نگارنده رقابت های انتخاباتی در این مرحله بسیار جدی است و بطور مشخص مبرهن است که موسوی رقب سر سخت و بسیار جدی برای احمدی نژاد است ، با توجه به شرایط بوجود آمده در بخش اقتصادی و سبد مصرفی مردم و عدم اجرای وعده های احمدی نژاد این احتمال وجود دارد که مردم به خاطر غم نان و معیشت تمایل خود را بسمت موسوی پر رنگتر نمایند و ایشان اینبار بر صندلی داغ ریاست جمهوری جلوس نماید .
حرف دوم : حکایت انتخابات در کوهدشت ما ماجراهای عجیب و غریبی دارد ، از کشته شدن چندین نفر تا آتش زدن فرمانداری و ابطال مراحلی از انتخابات ، و حالا هم ماهواره ای شدن این موضوع در بی بی سی فارسی ( اشاره به پخش مستند دلتنگی های یک شهر ) همه اینها در تاریخ این مرز و بوم ثبت شده است و همگان می دانند و لازم نیست در مورد آنها گفته شود ، اما بیان خاطره ای به نقل از یکی از دوستان خالی از لطف نیست ، ایشان می گفتند در دور اول ریاست جمهوری خاتمی ، همه بسیج شده بودیم که خاتمی را بی آبرو کنیم و از هر وسیله ممکن برای تخریب وجهه او درنزد مردم استفاده می کردیم ، از پخش شب نامه گرفته تا پخش نشریان مختلف از جمله لثارات الحسین ، سخنرانی های آنچنانی و ... ولی دیدیم و دیدید که چه شد و ملت چگونه او را برگزید ، تا جایی که مسعود رجوی سرکرده گروهک نفاق در جایی گفته بود با انتخاب این روحانی (خاتمی) ۲۰ سال کار تشکیلاتی ما باد هوا شد ، این دوست ما در ادامه گفت : ما در کوهدشت تا آخرین لحظات و حتی بر سر صندوقها به دنبال این تخریب بودیم ، علاوه بر اینکه برای افراد بی سواد خودمان می نوشیتم ناطق نوری ، به دیگران هم توصیه می کردیم که نام ناطق نوری را بر برگه های خود بنویسند ، به همین هم بسنده نکردیم ، و در اقدامی شجاعانه !! ( بخوانید احم... ) فلاکسی را که برای آب یخ آورده بودند خالی کردیم و برگه های سفید رای را در آن می انداختیم و به خارج از محل رای گیری می بردیم !!، البته به بهانه آوردن آب ، بعد از اینکه برگه های سفید را با شناسنامه های متوفی و جعلی که قبلاً تهیه کرده بودیم به نام ناطق نوری پر می کردیم ، بر گردانده و در صندوق می انداختیم ، الغرض عصر روز انتخابات وقتی آرای صندوق منصوب به خودمان را شمردیم همچنان که پیش بینی می کردیم متوجه شدیم که هزار ماشالله چقدر آراءیی که بنام ناطق نوری در صندوق ریخته شده است زیاد است ، کلی به هم تبریک گفتیم و برا یخودمان کیف کردیم که ما بردیم !! درعقل ناقص ما چنین تصوری بود که سر نوشت انتخابات ایران بزرگ در همین صندوق و در این فلاکس آبکی است و زهی خیال باطل !! فردای روزی که آراء اعلام شد من و دوستانم فقط به هم نگاه کردیم و هیچ نگفتیم !!
حرف سوم : بیائیم اینبار بدور از احساسات ، بدون استفاده از فلاکس چای و آب ، بدون دنگ و فنگ و بنگ٬ با چشمان باز بنیدیشیم و درست انتخاب کنیم تاپشیمان نشویم ، اگر کاندیدا های ریاست جمهوری برای جلب نظر ما به کوهدشت آمدند که می آیند ، مطالباتمان را بگونه ای حرفه ای بیان داریم ، خواسته های مدنی خود را در قالب های مدرن و امروزی به گوش آنها برسانیم ، بیائیم دست از تعصبات قومی برداریم و حق خود را آنگونه که لیاقت داریم بخواهیم ،
حرف چهارم : ( یه چیز بی ربط )، راستی شنیده اید که بروجردیهای با لیاقت کلنگ احداث صدا و سیمای مرکز بروجرد را با پیگیریهای نماینده با کفایت شهرشان بر زمین زدند ، اینو گفتم تا دلمان و دلتان بیشتر بسوزد ، خلایق هر چه لایق ...
فضول کوهدشتی به کی رای میدهد ؟
ابتدا قبول کنیم که رقابت اصلی بین موسوی و احمدی نژاد است و دو کاندیدای محترم دیگر برای گرم کردن تنور انتخابات وارد این عرصه شده اند .
خیلی ها بطور خصوصی از من می پرسند که به چه کسی رای بدهیم ٫ نمی دانم گفتن و یا نظر من چه تاثیری داره ؟ آیا به حرف من گوش می دهید یا نه ؟ اصلاْ برای شما مهم هست فضول کوهدشتی می خواهد به کی رای بده ؟
چیزی که این روزها مهمتر از همه چیزه اینه که ما به عنوان یه شهر وند اولاْ تلاش کنیم که حضور شایسته ای در پای صندوقهای داشته باشیم و در مرحله بعد با درایت و تفکر رای بدهیم باور کنید اگر احساسی رای بدهیم اصلاْ چیز خوبی نیست و نتیجه جالبی همه نداره
و حرف آخرم ٬ کسانی را می شناسم که صبحانه را در ستاد میر حسین می خورند ٬ نهار در ستاد محمود احمدی نژاد هستند و شام را در ستاد مهدی کروبی صرف می کنند و برای شب نشینی به ستاد محسن رشایی میروند ٬ روز انتخابات همه به شکار میروند ( اصلاْ رای نمی دهند )
ما مصداق چنین آدمهایی نباشیم ٬ خوب رای بدهیم ٬ چون واقعاْ برای سرنوشتمان خوب است ٬
راستی متوجه شدید من به کی رای می دهم ؟
عظمت ابو الفضل از خدا بیشتر است
دوستی به من می گفت چطور این چند سال که راه کربلا باز شده هنوز به زیارت نرفتی ، در حالی که بنده سه بار در این مدت رفته ام . من جوابی برای ایشان نداشتم .اما با خود گفتم
گاها اهمیتی که ما به مناسک و شعائر دین می دهیم از اهمیتی که به خدا و اموزه های دین می دهیم کمتر است . مثلا دیندار بودن به رفتن به کربلا ، مشهد ، حج و شرکت بیشتر در هیات های عزاداری و... یعنی تمام هدف و توجه به مناسک و شعائر می باشد و کمترین توجهات به روح و اصل آموزه های دین و اخلاقیات آن می باشد. امکان دارد که عظمت حضرت ابوالفضل در نزد بعض عوام بیشتر از خدا باشد.
در این گفته نمی خواهم به تضعیف مناسک و شعائر بپردازم، بلکه می خواهم بگویم اساس دین آموزه های آن دین است و اینکه دین به معنای واقعی کلمه در درون انسان نهادینه شود . اگر دیدیم شخصی اخلاقیات را بیشتر رعایت می کند در نزد ما باید دیندارتر باشد تا کسی که خود را هیئتی و مذهبی قلمداد می کند اما هیج بویی از اخلاقیات و آموزه های دین ندارد .توجه به مناسک لازم است اما نه آنچنان که همه دین شود . اساسا هدف نهادینه شدن آموزه های دین است و اینکه شخص به عظمت و بزرگی خدا ایمان قلبی داشته باشد و حقیقتا رابطه عاطفی و بندگی با خدا داشته باشد . و مجری دستورات حکیمانه خدا باشد و ایمان قلبی داشته باشد که این دستورات برای سعادت و بهروزی خود ما می باشد .
تذکر : دوستی می خواست حفظ قران کند ، دوست دیگری به وی رسید گفت چرا به ظاهر چسپیدی برو تفسیر و معنای واقعی قران را فهم کن .بعد از مدتی نه از حفظ قران خبری شد و نه از فهم واقعی . مواظب باشید به بهانه دوری از منسک گرایی به بی دینی ختم نشوید
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|