تبليغاتX
بیائید با هم حقیقت را فریاد بزنیم کوهدشت سیتی
 
بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد
 

فضول کوهدشتی : بدون هیچ گونه توضیحی ، حتماً این مطلب را تا آخر بخوانید وپیدا کنید پرتقال فروش را

رضا رحيمي‌نسب: امروزه استان لرستان به لطف بي‌توجهي‌هاي مسوولان رتبه اول بيكاري را به خود اختصاص داده است. وي ميزان بيكاري در استان لرستان را با توجه به آمارهاي اعلام شده 24 درصد اعلام كرد و گفت: اين ميزان را مراكز آمار اعلام كرده‌اند و به نظر من ميزان بيكاري در لرستان بيش از اين مقدار است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي.

- اول اين که سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!
- دوم اين که در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي.
- و سوم اين که در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني. 

پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟ 

لقمان جواب داد:
- اگر کمي ديرتر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که مي خوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.
- اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهنرين خوابگاه جهان است.
- و اگر با مردم دوستي کني، در قلب آنها جاي مي گيري و آن وقت بهترين خانه هاي جهان مال توست.

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 8:23 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟ شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم. استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟ شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد... سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند. سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است. استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند! اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد...

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 8:6 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
اي خداوند!
به علماي ما مسؤوليت
و به عوام ما علم
و به دينداران ما دين
و به مؤمنان ما روشنايي
و به روشنفكران ما ايمان
و به متعصبين ما فهم
و به فهميدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پيران ما آگاهي
و به جوانان ما اصالت و به اساتيد ما عقيده
و به دانشجويان ما نيز عقيده و به خفتگان ما بيداري
و به بيداران ما اراده و به نشستگان ما قيام
و به خاموشان ما فرياد و به نويسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف و به مبلغان ما حقيقت
و به حسودان ما شكاف و به خودبينان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب و به فرقه‌هاي ما وحدت
و به مردم ما خودآگاهي
و به همه‌ي ملت ما، همت تصميم و استعداد فداكاري و شايستگي نجات و عزت ببخش!
  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

 راهی روشروع کردی منظورم وبلاگ نویسی بود قراربود برای دلمان وخدایمان ومردممان بنویسیم نه تقدیر وتشکر مردم ؟ چه شده که مایوس شدی ؟ میخواستی مردم برایت چه چه وبه به بزنند ؟ که اگر این کار را می کردند که تو مهم نمی شدی نامت مهم میشد وبعد با یک تهمت نامت محو میشد ؟ تو برای دلت بنویس که همیشه ماندگار است به تشویق وتنبیه مردم دل نبند ؟باورکن خیلی کسا از من می پرسن فضول کوهدشتی چه شده ؟ اونهم خریدنش ورفت ؟ یک یاعلی بگو وبیا تا دست در دست هم دهیم به میهن خویش را کنیم آباد


فضول کوهدشتی : دوستی دلسوز برایم مطلبی از سر مهر نوشته است ، مرقومه اش را با دقت خواندم و حساسیتش را بر خودم محترم دانسته و می دانم  ، اما براستی چرا فضول کوهدشتی مدتی است خاموش شده و بقول این دوست عزیزم آنگونه که شایسته است نمی نویسد ، کاملاً حق با شماست و من دیگر کمتر می نویسم ، به عبارت دیگر راستش را بخواهید نمی خواهم وقت گرامی خود را مصروف به مواردی کنم که گفتن من و امثال من هیچ گونه تاثیری در روند بهبود فرهنگ و اقتصاد شهرم ندارد ، به عبارت بهتر آسیاب کار خود را می کند و چرخانک هم  کار خود ( اگر اشتباه است ببخشید )

دوست عزیزم واقعیت مطلب آن است که هر اثر هنری و مطلبی برای مخاطب نوشته میشود و اگر آن مطلب مخاب نداشته باد و بقول فیلمسازها فید بک نداشته باشد اثری ناموفق است ، دوست فیلمسازی تعریف می کرد بعد از ساخت مجموعه ای در سیما با سیل انتقادات مواجه شدیم و البته نگران هم شدیم ، وقتی به نزد مدیر تولید سیما رفتم تا نظرش را راجع به انتقادات بدانیم دیدیم بسیار خوشحال است ، علت را که جویا شدیم گفت: مدتها مردم به ما فحش نداده اند ، در رسانه این معنایش چنین است که ما تا کنون دیده نشده ایم  الان که مردم به ما انتقاد می کنند بدانید نشسته اند و برنامه را دیده اند و این یعنی موفقیت ، اشکال هم ندارد بگذارید انتقاد بکنند

دوست ارجمندم ، من هم چون شما بشدت به شهرم علاقه دارم و دوست دارم دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد اما به اعتقاد شما این کافی است ، بدون تردید جواب منفی است ، من و شما در یک جناح قرار گرفته ایم و مسئولینی که ما را به عددی هم حساب نمی کنند در جناحی دیگر ، بارها شنیده ام که به دنبال ما هستند تا به پاس این همه وقتی که می گذاریم و به آنها راه کار می دهیم تنبیه هم بشویم

دوست خوبم  با این اوصاف باید در جایی سرمایه گذاری کرد که جواب بدهد ، در این سرزمین مصیبت زده من و تو عددی نیستیم ، علی الحساب خود را سر کار گذاشته ایم و هیچ

باید برای رو به جلو رفتن باور شویم ، نیک میدانم در خیلی از شهر ها ارتباط خوبی بین وبلاگ نویسان و مسئولان وجود دارد ، آنها وبلاگ نویسان را به عنوان رسانه ای قدرتمند پذیرفته اند و از راهکارهای آنها نهایت استفاده را می برند ، دوست دارم فرمانداراست  می گفت فلانی  شب ها تا وبلاگ های  شهرم را نخوانم خوابم نمی برد و اذهان می کرد همین وبلاگ نویسان کلی هم راهکارهای مفید به من و مسئولان می دهند

اما سئوال من از شما این است کدام مسئول کوهدشتی اصلاً وبلاگ می خواند که من و شما دلگرم  این موضوع باشیم که وبلاگمان خواننده ای برای تاثیر پذیری  هم دارد

حرف زیاد است ، اما بدان با صراحت می گویم از نوشتن بیهوده  در این وبلاگ خسته شده ام ، اما در وبلاگهای دیگرم بشدت و با قوت و برای شمار زیادی از خوانندگان وبلاگ می نویسم .و از تعامل با آنها ، از نظرات خوبشان ، از جوابیه های مفید شان  لذت می برم

و همیشه از اینکه نتوانستم با این وبلاگ برای شهرم مفید باشم حسرت می خورم ، ببخشید

 

  نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی : بدون هیچ گونه توضیحی آنچه در وبلاگ نشریه آفتاب لرستان نگاشته شده است برای شما می آورم تا بدانید علت عدم پیشرفت استان ما در چیست ؟


خبر در برخورد اول، بیشتر به یک شوخی می مانست یا شاید هم یک جور طنز به نظر می رسید. اما واقعیت داشت و مدیرمسوول هفته نامه آفتاب لرستان دقیقاً در روز 17 مرداد که به نام «پاسداشت خبرنگار» نامگذاری شده به دادگاه احضار شد تا به اتهامات وارده پاسخ گوید! مطمئن باشید این اتفاق آنقدر استثناست که فقط و فقط ممکن است در ایران ما و در استان ما شکل بگیرد! یعنی در تنها روزی که به نام خبرنگاران به ثبت رسیده مدیر مسوول آفتاب لرستان باید لوح تقدیرش را از دست بازپرس دادگاه دریافت کند و حتا ممکن است آنها بخواهند برای تقدیر بیشتر او را چند روزی هم نگه دارند. برای همین پیشنهاد کردیم با خودش پتو و فلاسک چای هم ببرد. خنده دار است! جالب تر اینکه شاکیِ این پرونده مدیرکل صدا و سیمای مرکز لرستان است که خود رسانه ای است مانند باقی رسانه ها و البته با دایره ی دربرگیری بیشتر و صد البته امکانات فراوان تر. در واقع شاکی سازمانی است که خود با رسانه، خبرنگار و همه چیز این عرصه آشنا باید باشد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

آخرین بازمانده هم رفت ، کی نوبت منو و تو میشه خدا می دانه

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی : در سرچی که در اینترنت داشتم در وبلاگی کوهدشتی که بسیار زیبا می نویسد و باید از قلم او یاد گرفت مطلبی را دیدم که بسیار جالب بود و البته راهگشا ، اعتقاد دارم باید اینگونه نوشته ها را گسترش داد تا بگوش اهلش برسد هرچند اعتقاد دارم هیچ چیزی در گوش مسئولین کوهدشتی نمی رود چون اصولاً از پنبه فرد اعلا استفاده می کنند .


مردم کوهدشت می توانند

اینکه کار مهمی برای کوهدشت صورت نگرفته حرف درستی است . اما چرا همیشه باید بر این باور باشیم که دولتها برای کوهدشت کاری نکرده اند؟برای یک بار هم شده به این سوال پاسخ دهیم که مردم کوهدشت برای خودشان چه کرده اند وچه میکنند؟مثلا بررسی کنیم که حجم نقدینگی مردم در کوهدشت چقدر است و این نقدینگی در چه راهی مصرف و چه نقشی در توسعه و آبادانی شهرستان کوهدشت دارد؟ وبعد مقایسه کنیم این از نقدینگی را با چند شهر دیگر از استانهای اصفهان؛کرمان؛یزدومرکزی.در نتیجه این مقایسه درخواهید یافت که نقدینگی و سرمایه وثروت مردم کوهدشت با مردم شهرهایی مثل خوانسار؛محلات؛مهریزو جیرفت با در نظر گرفتن نسبت جمعیت چیزی نزدیک به دو برابر است. بعد درآمد حاصل از این نقدینگیها را نیز با هم مقایسه کنید. خواهید دید که درآمد مردم کوهدشت از محل نقدینگی هایشان کمتر از یک سوم شهرهای مورد مقایسه است!

چرا باید اینگونه باشد؟ برای آنها که از نزدیک با ویژگی های مردم کوهدشت ونحوه مدیریت آنها بر منابع مالی خود آشنا هستندپاسخ آسان است.بخش عمده ای از سرمایه مردم کوهدشت صرف هزینه نزاعهای قومی وقبیله ای؛ پرداخت خسارات ناشی از ناهنجاریهای اجتماعی؛پرداخت دیه و دیون؛ایجاد ساختمانهای با متراژ بالا به ویژه پذیراییهای با گنجایش حد اقل هشت تخته فرش 12متری؛معاملات ربوی؛خرید جواهرات گرانقیمت برای خانمها وواسطه گری و دلالی میشود.

این در حالی است که امر مهم توسعه در  برخی شهرها ابتدا از مردم آغاز شده و ایجاد زمینه نموده و سپس دولت نیز در زمینه استعدادهای موجود وشناسایی شده توسط مردم به سرمایه گذاری می پردازد.بر این اساس اولین محل هزینه سرمایه مردم شهرهای توسعه یافته ِسرمایه گذاریهای مولد از سوی مردم است که از آن طریق هم عمران و آبادانی و هم رونق اقتصادی و هم کاهش بیکاری در پی خواهد داشت.

بدون شک وظیفه دولت است که با حمایتهای خود با عث توسعه وتعالی کوهدشت گردد اما قبل از دولت این مردم هستند که باید در اندیشه پیشرفت و تامین آتیه خود و فرزندان خود باشندد.

من تردید ندارم که مردم نجیب و با اصاالت کوهدشت این توانمندی را دارند.

منبع : کوهدشت از گذشته تا حال

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

آيا شما و همسرتان هميشه در مورد تمام مسايل از قبيل بـيـرون رفتن براي شام، باز گذاشتن درپوش خمير دندان و يا تربيت بچه ها با يکديگر مشاجره ميکنيد؟ دکتر جانسون نـويسنده کتاب "مشکلات عشق و ازدواج" ميتواند شما را در ايـــن زمينه راهنمايي کند. به وسيله 5 اصل مهم شما يـــاد ميگيريد که چگونه ارتباط بهتري با ديگران برقرار کنيد. ايـن اصـول بنـيـان هـاي خـانوادگي زيادي را از خطر نابودي نجات داده اند.




ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
باور کنید این عکس در یکی از فرودگاههای کشور گرفته شده است ، با این اوصاف به نظر شما سقوط مداوم هواپیما ها طبیعی نیست ، به نظر شما همه کشورها شیشه جلو هوتپیما را با افتابه می شورند .
  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM