بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد |
بحث تغيير استانداران بار دیگر در مرکز توجه رسانه ها و محافل سیاسی کشور قرار گرفته است .
به گزارش جهان ،هرچند وزیر كشور موضوع تغيير استانداران را هيچگاه با صراحت اعلام نکرد و حتی در اظهار نظر قبلی خود گفته بود که «بنده به ثبات در مجموعه كاري معتقدم و همه مديران بهويژه در سطح استانها بايد با قدرت و قوت به كار خود ادامه دهند.» اما جابجایی های دو هفته اخیر در چند استان نشان داد که این موضوع جدی تر از آن است که نجار ان را تکذیب کند . بطوری که منابع آگاه در مجلس و وزارت کشور تغيير شمار قابل توجهی از استانداران خبر دادند و کلید اصلی این تغییرات در هفته اول آبان زده خواهد شد.
تغیین سه استاندار اصفهان ،قم و آذربایجان غربی نقطه شروع این حرکت بود .استاندار ایلام به عنوان معاون وزیر مسکن و استاندار سمنان به عنوان معاون وزیر کشور منصوب شده اند و استاندار هرمزگان نیز به عنوان مدیر عامل راه آهن کشور مشغول فعالیت شده است.
استاندار لرستان نیز به دلیل وضعیت نامناسب جسمانی جای خود را به یک مدیر تازه نفس می دهد. صابری استاندار فعلی لرستان حدود 8ماه قبل بازنشسته شده است و در ایام اخیر نیز از وضعیت نامناسب جسمانی برخوردار است. از درويشوند معاون سردار نجار در وزارت دفاع و شاهرخي فرمانده سپاه استان به عنوان گزينه هاي استانداري لرستان نام برده مي شود.
این تغییرات در حالی صورت میگیرد که دردوران چهار ساله دولت نهم نيز شاهد تغييرات زيادي در استانداران بودیم به گونهاي كه در زمان پورمحمدي وزارت كشور با 38 تغيير، شاهد بيشترين جابهجايي استانداران و درزمان كردان با شش تغيير شاهد كمترين جابهجايي بوده است.
فضول کوهدشتی : امروز که می خواستم وبلاگم را چک کنم به مطلبی بر خوردم که توسط یکی از کاربارن محترم در مورد شهید اسماعیل امرایی نگاشته شده بود ، حیفم آمد شما هم آنرا نخوانید
من چندین ماه با شهید امرائی در مناطق عملیاتی بوکان سردشت بانه و سقز همرزم بودم.نکاتی که شما در مورد این شهید گرامی بیان کردید کاملا صحیح است. او فرماندهی خستگی ناپذیر و شجاع بود. در عین حال بسیار مهربان بود.با همه نیروها حتی سربازان وظیفه مودب بود. چهره او را در سرمای سوزان منطق غربی بیاد میآورم.دقیقا مانند همین عکسی بود که شما گذاشته اید.من با تعداد زیادی از رزمندگان سپاه لرستان که در بوکان بودند آشنائی داشتم. مرتضی
روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.“آیا این تبر توست؟” هیزم شکن جواب داد: ” نه” فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره.فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد. یه روز وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. ”فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!فرشته عصبانی شد. ” تو تقلب کردی، این نامردیه ”هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز “نه” می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به کاترین زتاجونز “نه” میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.
نکته اخلاقی: هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و مفیده
هر که آمد در لرستان بار خود پیچید و رفت بر لرستانی ساده دل زیر لب خندید و رفت
هر رئیسی که ز ثبت آمد روزی روی کار از پی تضییع حق مالکین کوشید و رفت
با پلاک اصل و فرع و حیله های مختلف گوشت وپوست یک یک الوار را بلعید ورفت
با تحیر شو دمی خیره به عمال طرق هر رئیس و هر مباشر پولها دزدید ورفت
این مظالم جمله انجام وظیفه نام داشت هرکس آمد چون کَنِه بر پای لر چسبید ورفت
احمد آقا آن امیر مقتدر در بدو امر مدتی با مردم غیور لر جنگید و رفت
“با خزائن و غنائم یا که دزدی از لرستان
چه مستغلاتی که درتهران او ارثید ورفت
آن نشان ذوالفقارو هم سپهبد اولی را
هردو از سرکوب الوار احمدی قاپید ورفت”
روی کار آمد ز بعد وی خزاعی قصاب
باجنایت، کار آن فرمانده انجامید و رفت
هر کجا آزاده مرد شیرگیری داشتیم
دستهایش را بخون پاکش آلایید و رفت
نوبت فرماندهی زان پس به شاه بختی رسید
گوشت یابو زیر دندان،لقمه ها جوید و رفت
گیگو آن سرهنگ خون آشام آسوری نژاد
هستی اولاد سید مهدی ز بن چاپید و رفت
دیدی آخر شیر محمد با رحیم نیک نفس
حین خدمت چوبه های داررا بوسید ورفت
بین آنها نیز بودند کسانی مفت خور
هریک زین خوان یغما کاسه ها لیسید ورفت
یک دو روزی ….. شد راهش به مجلس باز
بی نوا از بی سوادی روی برتابید و رفت
ما هم اندر مجلس شورا وکیلی داشتیم
پنج دوره شد وکیل و کس ازو نشنید و رفت
مزرعه باشد جهان ، اولاد آدم چون علف
عاقبت بینی که اندک مدتی خشکید و رفت

فضول کوهدشتی : یادم می آید مدتها پیش ٬ زمانی که خاتمی رئیس جمهور بود جمله ای گفت با این مضمون که هر کس تا سال ۲۰۰۰ کامپیوتر نداند بی سواد است ٬ من می خواهم چیزی بیشتر از آن بگویم و آنهم این است کسی که اینترنت نداند بی سواد مطلق است ، نامه ای از مدیریت وبلاگ شیرز بدستم رسیده است ٬ راستش حیفم آمد آنرا منتشر نکنم ، مفاد نامه ایشان بسیار زیبا و در عین حال هشدار دهنده است ، هشدار به مسئولین شهرمان کوهدشت ، شهری که به اذهان همه قابلیت های فراوانی دارد ، اما ضعف مدیریت درآن بیداد می کند
ضمن تائید مفاد نامه دوست دارم شما هم آنرا با تعمق بخوانید و اگر شما هم همراه شوید یک نهضت راه اندازی کنیم با نام نهضت آشنایی مدیران کوهدشتی با وبلاگ نویسان برای ارتقاء شهرمان کوهدشت
بنام خداوند بخشنده مهربان
اول ـ مدیریت وبلاگ شیرز بنا بر رسالتی که برای ماموریتش تعریف نموده است خود را موظف به پیگیری کاستی های کوهدشت تا حصول نتیجه ، همچنین نقد و بررسی کارشناسانه مسائل شهرستان می داند و در ادامه این حرکت ارزشی خود هم به هیچ عنوان کوتاه نمی آید .
دوم ـ مدیریت این وبلاگ نسبت به همه مسئولین با دیده احترام نگاه کرده است و بر اساس آیه لم یشکر مخلوق لم یشکر الخالق قدردانی و تشکر در موقعی که کار مثبت وسازنده ای را انجام داده اند از نظر دور نمی دارد ٬ در این راستا مدیریت وبلاگ ادارات فعال و زحمت کش را با ذکر نام ٬ عکس و خبر در وبلاگ خود برای آگاهی مردم معرفی می نماید .
دو نکنه اساسی ـ نکته اول اینکه متاسفانه خدمات بخشی از ادارات آنقدر کم و انگشت شمار است که هیچ گونه انگیزه ای برای ما برای ارائه نمی گذارد و نکته دوم اینکه بعضی از مدیران ادارات با وبلاگ و وبلاگ نویسان شهرستان بیگانه اند و همچنین از گفتگو در مورد خدمات خود اجتناب می کنند و این مایه تاسف شدید است .
در مورد نکته اول باعث تاسف است زیرا یک مدیر تحصیلکرده باید با زبان وب آشنا باشد ٬ در روزگاری که جنگ نرم حرف اول را می زند و رهبر معظم انقلاب جنگ نرم را به مراتب از جنگ سخت خطرناک تر میداند حیف است دوستان ما ندانند که در عالم اینترنت چه میگذرد ؟
در مورد نکته دوم که باعث نگرانی است عدم انجام کار های زیر بنایی در ادارات کوهدشت است که به اعتقاد ما این خیانتی غیر قابل بخشش به ملت و قابل پیگیری است .
مدیریت وبلاگ شیرز از فرماندار محترم و دیگر مسئولین درخواست دارد با آموزش کارکنان ضرورت حضور در اینترنت برای مقابله با نبرد نرم را یاد آورشوند ، بدون تردید ما هم تا در این مسیر ارزشی و حرکت خداپسندانه برای سر بلندی کوهدشت درکنار شما و برای مردم طی طریق خواهیم کرد .
به امید روزی که هر اتاقی از ادارات شهرمان کوهدشت با انگشتان زیبای و فکر باز کارکنان موشک های نرم را به خانه های دشمن شلیک کرده و با اعلام خدمات انجام شده درطول خدمات سی ساله انقلاب مخصوصا دولت نهم دل دوستان انقلاب را شاد وقلب دشمنان انقلاب را به درد آوریم
ما می توانیم ، اگر بخواهیم ؟ مدیریت وبلاگ شیرز ، کریم خاوری
اسفندیار خدایی ... نوشته است
سلام
تيراژ دو هزار نسخه اگر واقعيت داشته باشد نه تنها كم نيست بلكه مايه افتخار هم هست تعجب مي كنم از انتقاد شما مثلا در دورود سيمره حدود 50 نسخه آفتاب لرستان حدود 150 نسخه و بامداد كمتر از صد نسخه مي آيد كه بعيد مي دانم هيچكدام به تيراژ دوهزار نسخه در استان برسند .
فضول کوهدشتی : دوست عزیزم جناب خدایی مرقومه بالا را برایم نوشته است ، بسیار از لطف شما و توجه شما به این مطلب سپاسگذارم ، اما خدایی عزیز آنچه مرا بر آن داشت این مطلب را بنویسیم اطلاعاتی است که از دیگر استانها دارم ، در همین کرمانشاه همسایه خودمان نشریاتی منتشر می شود که هر کدام تیراژ ۲۰۰۰۰ هزار تایی دارند ، این نشان از مهم بودن نشریات در این استانها دارد ، عزیز من در استان خوزستان همسایه دیگرمان تیراژ ها بسیار فراتر از نشریان نیم بند ماست و همچنان معتقدم نباید به تیراژ ۲۰۰۰۰ هزار تایی در کل استان خوشبین باشیم ، بلکه باید به عنوان یک فاجعه به آن نگاه کنیم .
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان لرستان گفت: به طور ميانگين هر هفته 40 هزار نسخه نشريه در سطح استان لرستان منتشر ميشود.عارف علوي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در خرمآباد اظهار داشت: با توجه به ميزان نشريات و شمارگان آنها، استان لرستان از نظر زمينه مجوز رتبه 13 و به لحاظ انتشار در رده 14 استانهاي مختلف كشور قرار دارد.
وي افزود: در حال حاضر 21 نشريه مشتمل بر هفتهنامه، دو هفتهنامه، فصلنامه، ماهنامه تخصصي بانوان و يك دو هفتهنامه تخصصي ورزشي در سطح استان چاپ و توزيع ميشود.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان لرستان گفت: به جز دو هفتهنامه تخصصي ورزشي استان، ديگر مطبوعات محلي لرستان با موضوعات و زمينههاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي چاپ و توزيع ميشوند.
وي اظهار داشت: به طور ميانگين هر هفته 40 هزار نسخه نشريه در سطح استان لرستان منتشر ميشود.
علوي گفت: حدود 40 درخواست انتشار نشريه جديد در استان شامل روزنامه، هفتهنامه، دو هفتهنامه، ماهنامه و فصلنامه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارسال شده كه منتظر دريافت مجوز و انتشار هستند.
وي اظهار داشت: اين درخواستها مربوط به سال 80 تا كنون هستند و مدارك اين تعداد متقاضي انتشار نشريه در هيئت نظارت بر مطبوعات معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دست بررسي است.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان اظهار داشت: استان لرستان در حوزه مطبوعات حدود يك درصد مجوزهاي كشور و 9 درصد انتشار كشور را به خود اختصاص داده است.
فضول کوهدشتی : آقای مدیر کل واقعاً گل کاشتی ٬ آخه مرد حسابی ۴۰ هزار نسخه برای ۲۱ نشریه چیه که تو داری بهش افتخار می کنی ٬ یعنی هر نشریه ۲۰۰۰ شماره ٬ واقعاً مایه خجالتیه ، بعدش بمیرم برای اون ۴۰ نشریه ای که ۸ ساله هنوز در دست بر رسی هستند ، واقعا ً که شاهکاری گلم
فضول کوهدشتی : در وب گردیهای هفتگی ام به مطلبی از یک جوان شایسته کوهدشتی برخوردم ٬ راستش حیفم آمد شما هم از این مطلب زیبا استفاده نکنید ٬ حتماْ بخوانید
سجاد شفیعی ٬ مدیر مجله اینترنتی تژگاه
چند وقتی می شد که دل و دماغ هیچ کاری رو نداشتم ، شاید باورتون نشه اما حوصله نفس کشیدن هم برام نمونده بود . بعد از یه اتفاق ( شاید کوچیک ) توی مسیر زندگیم دچار روزمره گی شدید روحی و جسمی شده بودم و مثل یه آدم آهنی که بهش برنامه داده باشن ، هر روز کارم تکرار بود و تکرار . چقدر خسته کننده و ملال آور زندگی ، وقتی هیچ بهونه ای برای امروزت نداشته باشی .
یه روز از سر بی حوصلگی تقویم رو در آوردم تا شاید آینه ای باشه برام که گذر ایام رو بهم نشون بده و بفهمونه که روزهام داره یکی پس از دیگری تلف می شه . راستش هر روزی رو که مرور می کردم ، نفسم تنگتر و تنگتر می شد .داشتم به آخر خط نزدیک می شدم بدون اینکه اثری از خورم باقی گذاشته باشم . یهو چشمم خورد به یه جمله که از توی تقویم بهم چشمک می زد . برق از چشمام پرید و انگار کسی زده باشه بیخ گوشم ، ذل زده بودم به اون جمله . کلماتی رو که خیلی ساده و روزمره به نظر می رسین ، چنان بغل هم گذاشته بودن که... . شاید باورتون نشه اما از اون روز تا حالا دارم از شنیدن صدای قشنگ رودخونه زندگیم لذت می برم .
شاید این جمله ساده بتونه شما رو هم تکون بده :
اگر صدای رودخونه قشنگ و آرامش بخش به نظر می رسه ، به خاطر صخره ها ، سنگ ها ، شن ها و ریگ های یه که در مسیرش قرار دارن .
رودخونه زندگیتون همیشه خروشان .
فضول کوهدشتی : از روزی که با وبلاگ این جوان خوب و شایسته کوهدشتیی آشنا شدم همیشه با دیده احترام نگریسته ام! من از او یاد گرفتم که برای شهرم بنویسم ٬ با دردهایش غصه بخورم و برای شادی هایش ( اگر داشته باشد ) شاد باشم !
او سالگرد پنج سالگی اش را غریبانه جشن می گیرد ٬ در این مورد در حال تهیه مطلبی هستم که بزودی برای همه کوهدشتی های سراسر جهان خواهم نوشت
وبلاگ کوهدشت پنجساله شد
چه زود میگذره مثل اینکه دیروز بود وبلاگ کوهدشت رو راه اندازی کردم پنج سال پیش من هرچی تو اینترنت سرچ میکردم هیچ اطلاعاتی و عکسی از کوهدشت روی اینترنت نبود همین انگیزه ای شد که من وبلاگ کوهدشت رو ایجاد کنم و به معرفی شهرستان ، نخبگان ، مکانهای تاریخی و جاذبه های توریستی ، قهرمانان ورزشی ، شاعران بومی ، و از همه مهمتر به انعکاس معضلات و مشکلات مردم جوانان فهیم کوهدشتی با نقد های منصفانه از مسئولین شهرستان بپردازم نمی دانم تا چه حدی در این کار موفق بودم ولی من خودم رو به عنوان یه شهروند کوهدشتی موظف دونستم در این ۵ سال بنویسم شاید در کارم نقص هایی هم بوده ولی کم کاری نکردم و حتی سعی کردم راه رو واسه وبلاگ نویسان کوهدشتی باز کنم و چیزهایی که یاد گرفته بودم به اونا هم منتقل کنم .
امیدوارم روزی برسه وبلاگ نویسان کوهدشتی و لرستانی فقط از خوبیها و زیبایی های شهر و استانمون بنویسن و دیگه خبری از محرومیت و کاستی های در این دیار نباشد .
چند روز پیش تهران بودم و در داخل مترو ٬ بطور اتفاقی و بدون اینکه بخواهم متوجه مکالمه چند مسافر همشهری لک زبان شدم ٬ نمی دانم چرا ؟ اما انگاری من سوژه آنها شده بودم برای سر گرمی شان ٬ البته از نوع کاذب ...
خلاصه می گفتند و می خندیدند و الفاظ بسیاری سخیفی را بکار می بستند ٬ من که در اینگونه موارد صبری همچون ایوب دارم و آستانه تحملم زیاد است خودم را به نشنیدن زدم ٬ اما براستی می شد تا آخر بی خیال بود .
تا اینکه پیاده شدیم و آنها را در گوشه در همان ایستگاه مترو گیر انداختم و با همان زبانی که مورد مسخره آن آدمهای مسخره قرار گرفته بودم مورد شماتت قرار شان دادم٬ آنها هم متعجب از این برخورد معذرت خواهی می کردند که ما نمی دانستیم تو لک هستی ٬ حال به نطر شما معذرت خواهی این آبرو بران هویت شهرمان کافی است ٬ آهای کسانی که آبروی این شهر هیچ برایتان ندارد انصاف داشته باشید .
اجرای موسیقی زنده در مراسم های شاد و عروسی ساماندهی می شود .
به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کوهدشت :
سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کوهدشت با اعلام این خبر گفت :موسیقی و ابزار هنری از هنرهای ظریف و حساسی هستند که علاوه بر اینکه دارای اثرات مثبت و ارزشمندی هستند گاهی بی توجهی در اجرا و نگاه به آن اثرات بسیار مخرب و مضری را برجای می گذارد که ترمیم آن به سختی انجام می شود .
جعفری ادامه داد : به منظور نظارت و کنترل بیشتر بر اجرای موسیقی زنده در مراسم های عروسی کمیته ای در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شکل گرفته است تا علاوه براینکه از اجرای موسیقی های مخرب جلوگیری کند شادی مردم را نیز در مراسم های شاد و عروسی ها مختل نکند .
فضول کوهدشتی: دم ارشاد کوهدشت گرم ٬ بلاخره یکی پیدا شد اینها رو آدم حساب کنه ٬ منظورم خوانندگان مجالس عروسیه ٬ راستی نظر شما چیه
اخبار رسیده به ساحت نیوز حاکیست : طی روزهای گذشته فرهاد تجری نماینده شهرستان قصرشیرین به اتفاق حجت الاسلام حسینی مقدم مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان کرمانشاه در دیداری خصوصی با رحیمی معاون اول احمدی نژاد از وی خواسته اند که کمک کند تا کرمرضا پیریایی بعنوان استاندار جدید کرمانشاه منصوب شود.
پیریایی کیست؟
کرمرضا پیریایی اهل کوهدشت لرستان است و زمانی از حامیان اسفندیاری نماینده اصلاح طلب این حوزه بشمار می رفت. وی در دوران استانداری رحیمی ( معاون اول ) در استان کردستان فرماندار شهرستان بانه بود . بعد از پیروزی اصلاح طلبان در دوم خرداد ۷۶ وی دوباره به اصلاح طلبان نزدیک شد و در انتخابات مجلس ششم در حوزه کوهدشت با چاپ پوسترهای خود مزین به عکس خاتمی و دادن شعارهای اصلاح طلبانه سعی در جذب آرای مردم داشت که در نهایت مردم این شهرستان به وی اقبالی نشان ندادند. پیریایی پس از مدتی به سازمان صداوسیما منتقل شد و بعنوان مدیرکل صداوسیمای استانهای ایلام کردستان انجام وظیفه نمود و سپس بعنوان مدیر مرکز موسیقی صداوسیمای کشور منصوب شد. در زمانی که محمدرضا رحیمی بعنوان معاون پارلمانی رئیس جمهوری منصوب شد پیریایی نیز بعنوان مشاور رحیمی به معاونت پارلمانی رئیس جمهوری منتقل گردید .
و اما دو نظر

نمی دانم چرا ؟ و یا شاید هم میدانم و خوب هم میدانم که این روز ها بد ترین روزهای زندگی من است ( منظورم هفته دفاع مقدس است ) حتماً می پرسید چرا ؟
و من هم باید جواب این سئوال شما را بدون تردید بدهم ـ چشم ،
دوران دفاع مقدس دورانی بس زیبا بود ، دورانی طلایی که بقول هنرمند ارزنده کشور ، مجید مجیدی که چندی پیش سعادت نصیب شد و همراه هنرمندان عرصه تئاتر و سینما خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم ، وی در این جلسه صمیمی با رهبر انقلاب دوران دفاع مقدس را دوران رویاهای سر زمین من نامید و چه نام زیبایی ، این تعبیر زیبا از ایشان در مورد سالهای عشق و ایثار مورد توجه حضار واقع شد
بدون تردید نیک می دانید که عده ای رزمنده در کوران دفاع مقدس با رشادت خود جان فشانی ها کردند و آنچه را برای عزت و عظمت مملکت نیاز بود در کف دست نهاده و برای حفظ کیان مقدس نظام و اسلام از جان مایه گذاشتند .
اما ناراحتی من از چیست ؟
متاسفانه اکنون عده ای که نه در دوران دفاع مقدس حضور داشته اند و نه می دانند دفاع مقدس چیست ؟ و چگونه نوشته میشود میراٍث خوار بدی برای ارزشهای والا آنم دوران طلایی شده اند و باز هم صد اقسوس و هیهات که تریبون های مختلفی را هم در دست دارند و می برند و می دوزند و ... الحق هم خوب دارند ارزشها را به تاراج می برند .
و باز هم صد افسوس!! جوانان ما ٬ آنچه در سالهای دفاع مقدس گذشته را بطور ناقص و بسیار بد از زبان کسانی می شنوند که بویی از آن ایام مقدس نبرده اند و آنها هم به شعاری بودن موضوع دفاع مقدس اکتفا می کنند ٬ و تند و تند شعارهای توخالی می دهند و دفاع مقدس رزمندگان را با تحلیل های آبکی به سخره می گیرند
حالا متوجه شدید ناراحتی بنده ناشی از چیست ؟ حق را بمن می دهید یا نه ، در همین کوهدشت خودمان بواسطه همین دیدگاه غلط نسبت به دفاع مقدس از کدام رزمنده کوهدشتی تجلیل شایست های به عمل آمده است ؟ کدام رزمنده کوهدشتی در نزد جوانان شناخته شده هستند و چند شهید ما از زانوگه به آن سمت تر شناخته شده تر هستند . بدون تردید تعداد آنها به انگشتان دست هم نمی رسد .
بیائیم به بهانه این هفته مبارک برای شناساندن رزمندگان واقعی قدم بر داریم ، بیائیم به جوان خود باوری را در جوانان کوهدشتی پرورش دهیم ٬ به او بگوئیم شهید حمید ابراهیمی فرمانده دلاور گردان محبین شهرمان چه کسی بود ٬ علی مردان آزادبخت چه دلاوری بود و ...
هنوز هم دیر نشده تا از این موقعیت ها استفاده های طلایی ببریم
پرتره از آغاز اختـراع عكاســي تاكنون تغييرات فراواني پيدا كرده است. براي گرفتن يك پرتره خوب بايد موارد زير را مد نظر داشته باشيد
1- صورت و خصوصيات صورت مدل را تجزيه و تحليل كرده و بهترين حالت صورت را براي عكاسي درنظر بگيريد. براي اين كار مدل را بررسي كنيد، اول با او صحبت كرده تا بتوانيد بهترين حالتي كه معايب او به نظر نرسد را انتخاب كنيد. به عنوان مثال اگر كسي داراي چانه چاق ميباشد نبايد سر خود را به پايين بياورد.

2- يكي از مهمترين وسايلي كه براي عكسبرداري پرتره مورد نياز است استفاده از عدسيهاي خاص پرتره ميباشد كه ويژگي نرمكردن تصوير را دارا ميباشند. اين ويژگي را نبايد با واضح نبودن عكس به دليل ناميزان بودن عدسي اشتباه گرفت. اين عدسيها خطوط چهره مثل چين و چروك را محو ميكنند. البته لازم به توضيح است كه گاهي اوقات عكاس پرتره ممكن است بخواهد به عمد، چين و چروك پوست را بيشتر هم نشان بدهد.
عدسيهاي نرمكننده قابل كنترل بوده و ميتوان شدت نرمش را كنترل كرد. اين عدسي ها بيشتر در دوربينهاي قطع بزرگ قابل استفاده ميباشند. اگر از دوربينهاي قطع كوچك استفاده ميكنيد براي اعمال اين ويژگي از شيشههاي مخصوصي استفاده كنيد كه مانند فيلتر بر روي عدسي بسته ميشوند و با شكست نور نرمي را ايجاد ميكنند. به اين شيشهها ((فيلتر نرمكننده)) يا پخش كننده ميگويند.
3- گرفتن پرتره در فاصله نزديك باعث اعوجاج و كجشكلي ميشود. لذا نبايد بيشتر از 5/1 متر به مدل نزديك شد. بنابراين بايد از عدسيهايي استفاده كنيد كه فاصلة كانوني بلندتري دارند تا بدون نزديكشدن به مدل، نماي درشتي از چهرهاش برداريد. بهترين لنز براي عكاسي پرتره، لنزي است كه فاصله كانوني آن دو برابر فاصله كانوني لنز نرمال باشد. به عنوان مثال در يك دوربين 35 ميليمتري، يك عدسي با فاصلة كانوني 85 تا 135 ميليمتر براي پرتره مناسب است.
4- نوع و اندازه دوربين براي عكاسان حرفهاي كه عكس را روتوش ميكنند بسيار مهم است. در كادرهاي كوچك مانند دوربينهاي 135 امكان روتوش نگاتيو براحتي وجود ندارد. همچنين هنگام استفاده از دوربينهاي ديجيتال، هرچه رزولوشن سنسور بيشتر باشد، براي عكاسي پرتره مناسبتر است.
5- زمينه بايد متناسب با موضوع باشد.
6- دوربين بايد در جايي تعبيه شود كه بتواند مناسبترين زاويهها را دارا باشد.
7- فاصله طوري تنظيم شود و ديافراگم تا جايي بسته شود كه نقاط اصلي موضوع كه مد نظر عكاس است، در داخل ميدان وضوح واقع شود.

8- سوژه نبايد تا آماده شدن عکاس تکان بخورد. در زمانهاي قديم كه حساسيت شيشههاي عكاسي كم بود از آلاتي براي نگهداري و ثابت نگهداشتن موضوع استفاده ميكردند. بايد دقت كرد كه سوژه با تكانخورد از ميدان وضوح خارج نشود. در صورت استفاده از دوربينهاي انعكاسي سوژه دائماً در منظره ياب ديده ميشود و تغيير وضوح آن مشخص است.
9- نورسنجي از مواردي است كه دقت بسيار زيادي را ميخواهد. نور بايد به قدر كافي به فيلم بتابد. اگر موضوع نميتواند بيحركت باشد بهتر است با ديافراگم بازتري عكس گرفت تا با سرعت عكسبرداري بالا از تكانخوردگي موضوع جلوگيري شود؛ مانند پرتره كودكان.
10- نور بيشك از مهمترين مسئلهاي است كه عكاس با آن روبروست.
بهطور كلي دو نوع نور وجود دارد:
1- نور عمومي كه همهجاي مدل را در روشنايي لطيف قرار ميدهد.
2- نور اختصاصي كه فقط به نقاط لازم تابانده ميشود.
نور عمومي به تنهايي موضوع را تخت و مسطح نشان ميدهد. بهتر است نور اختصاصي براي القاي عمق و بُعد استفاده شود. ميتوان به وسيلة كاغذ يا پارچة سفيد سايهها و انعكاسهاي دلخواه را به وجود آورد. قابل ذكر است كه در عكاسي سياه و سفيد تلفيق دو نور مصنوعي و نور طبيعي مانعي ندارد. اما در عكاسي رنگي به علت تأثيرات آبي و زرد موجود در اين نورها بايد نورسنجي بسيار دقيقي انجام شود و از يك نوع نور (مصنوعي يا طبيعي با كلوين يكسان) استفاده شود.
نورپردازي پرتره:
1- نور روبرو: تصويري كاملاً مسطح و بيعمق ايجاد ميكند.
2- نور مايل: برجستگيها را بهتر نشان ميدهد ولي قسمتي ازچهره در تاريكي است.

3- نور مماس: براي برخي از حالتهاي چهره در وضع نور مايل ميتوان چنان پيش رفت تا نيمي از صورت را روشن كند و با آن مماس شود.
4- نور پايين: از پايين به موضوع ميتابد و حالت خاصي را به چهره ميبخشد كه بيشتر براي ايجاد جلوه هاي ويژه نوري كاربرد دارد. در اين حالت سوژه كمي ترسناك بنظر مي رسد..
درود بر همه ی آنان که به عظمت ایران و قوم لک می اندیشند.سیروس علیپور هستم با علاقه ی بسیار به زبان و ادبیات و فرهنگ قوم لک.خواستم گام بسیار کوچکی در مسیر رشد و تعالی قوم باستانی لک در پرتو ایران زمین بردارم از اینرو به معرفی شاعران لک زبان در دنیای مجازی پرداخته ام، باشد که بزرگان ادب این سرزمین کاستی ها بر ما ببخشایند و از پندها و نصایح ارزشمندشان ما را بی بهره نگذارند .
فضول کوهدشتی : آنچه در بالا خواندید در معرفی وبلاگ جدیدی با نام شاعران لکستان آمده است ٬ بدون تردید تکثر وبلاگ های لکی می تواند در شناساندن این قوم سر بلند به جامعه مجازی ایران اسلامی مفید باشد ٬ به نوبه خودم حضور این وبلاگ را تبریک گفته و امید وارم در این عرصه موفق باشد
لینک این وبلاگ : http://adablak.blogfa.com/ شاعران لک
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|