تبليغاتX
بیائید با هم حقیقت را فریاد بزنیم کوهدشت سیتی
 
بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد
 

دختران ترکیه برای برداشتن حجاب گریه میکنند



دختران ایران اسلامی نیز برای داشتن حجاب گریه میکنند


 

فضول کوهدشتی : به اعتقاد من این دختران مقصر نیستند ٬ این حکومت ( از ابتدای انقلاب تا کنون ) مقصر است که نتوانسته است اینها را درست تربیت کند ٬ همین
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

 کریم خاوری مدیر وبلاگ شیرز

فضول کوهدشتی : یادم می آید مدتها پیش ٬ زمانی که خاتمی رئیس جمهور بود  جمله ای گفت با این مضمون که هر کس تا سال ۲۰۰۰ کامپیوتر نداند بی سواد است ٬ من می خواهم چیزی بیشتر از آن بگویم و آنهم این است  کسی که اینترنت نداند  بی سواد مطلق است ، نامه ای از مدیریت  وبلاگ شیرز بدستم رسیده است ٬ راستش حیفم آمد آنرا منتشر نکنم ، مفاد نامه ایشان بسیار زیبا و در عین حال هشدار دهنده است ، هشدار به مسئولین شهرمان کوهدشت ، شهری که به اذهان همه قابلیت های فراوانی دارد ،  اما ضعف مدیریت درآن بیداد می کند

ضمن تائید مفاد  نامه دوست دارم شما هم آنرا با تعمق بخوانید و اگر شما هم همراه شوید یک نهضت راه اندازی کنیم با نام  نهضت آشنایی مدیران کوهدشتی با وبلاگ نویسان برای ارتقاء شهرمان کوهدشت


بنام خداوند بخشنده مهربان

اول ـ  مدیریت وبلاگ شیرز بنا بر رسالتی که برای ماموریتش تعریف نموده است  خود را موظف به پیگیری کاستی های کوهدشت تا حصول نتیجه  ، همچنین  نقد و بررسی  کارشناسانه مسائل شهرستان  می داند  و در ادامه این حرکت ارزشی خود هم به هیچ عنوان کوتاه نمی آید .

دوم ـ مدیریت این وبلاگ نسبت به همه مسئولین با دیده احترام نگاه کرده است و بر اساس آیه لم یشکر مخلوق لم یشکر الخالق قدردانی و تشکر در موقعی که کار مثبت وسازنده ای را انجام داده اند از نظر دور نمی دارد  ٬ در این راستا مدیریت وبلاگ ادارات فعال و زحمت کش را با ذکر نام ٬ عکس  و خبر در  وبلاگ خود  برای آگاهی مردم معرفی می نماید .  

 دو نکنه اساسی ـ  نکته اول  اینکه متاسفانه  خدمات بخشی از  ادارات آنقدر کم  و انگشت شمار است  که هیچ گونه انگیزه ای برای ما برای ارائه نمی گذارد و نکته دوم اینکه  بعضی از مدیران  ادارات  با وبلاگ و وبلاگ نویسان شهرستان بیگانه اند و همچنین از گفتگو در مورد خدمات خود اجتناب می کنند و این مایه تاسف شدید است .

در مورد نکته اول  باعث تاسف است زیرا یک مدیر تحصیلکرده باید  با زبان وب  آشنا باشد ٬ در روزگاری که جنگ نرم حرف اول را می زند و رهبر معظم انقلاب جنگ نرم را به مراتب از جنگ سخت خطرناک تر میداند حیف است دوستان ما ندانند که در عالم اینترنت چه میگذرد ؟

در مورد نکته دوم  که باعث نگرانی است عدم انجام کار های زیر بنایی در ادارات  کوهدشت است که به اعتقاد ما این خیانتی غیر قابل بخشش  به ملت و قابل پیگیری است .

مدیریت وبلاگ شیرز از فرماندار محترم و دیگر مسئولین درخواست دارد با آموزش  کارکنان ضرورت  حضور در اینترنت برای مقابله با نبرد نرم را  یاد آورشوند ، بدون تردید ما هم تا در این مسیر ارزشی و حرکت خداپسندانه  برای سر بلندی کوهدشت درکنار شما و برای مردم طی طریق خواهیم  کرد .

به امید روزی که هر اتاقی از ادارات شهرمان کوهدشت با انگشتان زیبای و فکر باز کارکنان موشک های نرم را به خانه های دشمن شلیک کرده و با اعلام خدمات انجام شده درطول خدمات سی ساله انقلاب مخصوصا دولت نهم دل دوستان انقلاب را شاد وقلب دشمنان انقلاب را به درد آوریم

ما می توانیم  ، اگر بخواهیم ؟                                        مدیریت وبلاگ شیرز  ،  کریم خاوری

 

  نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 6:20 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

اسفندیار خدایی ... نوشته است

سلام
تيراژ دو هزار نسخه اگر واقعيت داشته باشد نه تنها كم نيست بلكه مايه افتخار هم هست تعجب مي كنم از انتقاد شما مثلا در دورود سيمره حدود 50 نسخه آفتاب لرستان حدود 150 نسخه و بامداد كمتر از صد نسخه مي آيد كه بعيد مي دانم هيچكدام به تيراژ دوهزار نسخه در استان برسند .


فضول کوهدشتی : دوست عزیزم جناب خدایی مرقومه بالا را برایم نوشته است ، بسیار از لطف  شما و توجه شما به این مطلب سپاسگذارم ، اما خدایی عزیز آنچه مرا بر آن داشت این مطلب را بنویسیم اطلاعاتی است که از دیگر استانها دارم ، در همین کرمانشاه همسایه خودمان  نشریاتی منتشر می شود که هر کدام تیراژ ۲۰۰۰۰ هزار تایی دارند ، این نشان از مهم بودن نشریات در  این استانها دارد ، عزیز من در استان خوزستان همسایه دیگرمان تیراژ ها بسیار فراتر از نشریان نیم بند ماست و همچنان معتقدم نباید به تیراژ ۲۰۰۰۰ هزار تایی در کل استان خوشبین باشیم ، بلکه باید به عنوان یک فاجعه به آن نگاه کنیم .

  نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 6:1 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان:
هر هفته 40 هزار نسخه نشريه در ‌‌لرستان منتشر مي‌شود

 مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان لرستان گفت: به ‌طور ميانگين هر هفته 40 هزار نسخه نشريه در سطح استان لرستان منتشر مي‌شود.عارف علوي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در خرم‌آباد اظهار داشت: با توجه به ميزان نشريات و شمارگان آنها، استان لرستان از نظر زمينه مجوز رتبه 13 و به لحاظ انتشار در رده 14 استان‌هاي مختلف كشور قرار دارد.
وي افزود: در حال حاضر 21 نشريه مشتمل بر هفته‌نامه، دو هفته‌نامه، فصلنامه، ماهنامه تخصصي بانوان و يك دو هفته‌نامه تخصصي ورزشي در سطح استان چاپ و توزيع مي‌شود.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان لرستان گفت: به جز دو هفته‌نامه تخصصي ورزشي استان، ديگر مطبوعات محلي لرستان با موضوعات و زمينه‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي چاپ و توزيع مي‌شوند.
وي اظهار داشت: به طور ميانگين هر هفته 40 هزار نسخه نشريه در سطح استان لرستان منتشر مي‌شود.
علوي گفت: حدود 40 درخواست انتشار نشريه جديد در استان شامل روزنامه، هفته‌نامه، دو هفته‌نامه، ماهنامه و فصلنامه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارسال شده كه منتظر دريافت مجوز و انتشار هستند.
وي اظهار داشت: اين درخواست‌ها مربوط به سال 80 تا كنون هستند و مدارك اين تعداد متقاضي انتشار نشريه در هيئت نظارت بر مطبوعات معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دست بررسي است.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان اظهار داشت: استان لرستان در حوزه مطبوعات حدود يك درصد مجوزهاي كشور و 9 درصد انتشار كشور را به خود اختصاص داده است.


فضول کوهدشتی : آقای مدیر کل واقعاً گل کاشتی ٬ آخه مرد حسابی ۴۰ هزار نسخه برای ۲۱ نشریه چیه که تو داری بهش افتخار می کنی ٬ یعنی هر نشریه ۲۰۰۰ شماره ٬ واقعاً مایه خجالتیه ، بعدش بمیرم برای اون ۴۰ نشریه ای  که ۸ ساله هنوز در دست بر رسی هستند ، واقعا ً که شاهکاری گلم

  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

کوهدشت سیتی

غلامرضا متقی مدیرکل کمیته امداد استان لرستان با تاکید بر اینکه در چند جای مختلف کشور تاکنون انجام وظیفه کرده و حضور داشته است، بیان داشت: به صورت قاطع می گویم که هیچ مرکز استانی به اندازه خرم آباد حاشیه نشین و فقیرنشین ندارد

فضول کوهدشتی : مبارک انشالله ٬ حداقل در این مورد اول مقام اول را داشته باشیم کلی خوب است و کیفور می شوم

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

کوهدشت سیتی

استاندار لرستان: اگر همه درست عمل كنيم، لرستان با همين شرايط تا چهار سال آينده گلستان مي‌شود.

در جایی خواندم استاندار لرستان گفته بود اگر ... فلان بهمان شود ٬ بهمان   فلان شود٬ فلانی این کار را بکند ٬ اون یکی این کار را بکند ٬ فرماندار اینگونه باشد ٬ من آنگونه باشم ٬ مطبوعات اینطور باشد ٬ مردم هم جوری که من میخواه م باشند ٬ مسئولین ادارات صبحها زود بیان سر کار  و ... خیلی چیز های دیگه استان لرستان گلستان میشود

و من در دل با خودم گفتم : آقای استانار چرا حرفی میزنی که بعداْ پشیمان شوی عزیزم

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
استاندار لرستان: مسکن مهر از ناموفق ترین اتحادیه های لرستان بوده است.

فضول کوهدشتی : ...

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

اينكه يگانه و پدر و مادرش در خيابان زندگي مي كنند هيچ ربطي به ما نداره ،‌چون ما در شهر مان همه در ناز و نعمت فراوان زندگي مي كنيمو  بياري مسئولين پر تلاش همه چيز سر جاي خود قرار داره ،‌در ضمن اين دختر خانم كوچلو در شهرش نماينده هم داره ،  نماينده شهر همچون نماينده ما بره و مشكلاتش رو حل كنه ،‌مگه ما وكيل و وصي يگانه هستيم  ، ادامه عكسه رو حتماً ببنيد


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی : بدون هیچ گونه توضیحی ، حتماً این مطلب را تا آخر بخوانید وپیدا کنید پرتقال فروش را

رضا رحيمي‌نسب: امروزه استان لرستان به لطف بي‌توجهي‌هاي مسوولان رتبه اول بيكاري را به خود اختصاص داده است. وي ميزان بيكاري در استان لرستان را با توجه به آمارهاي اعلام شده 24 درصد اعلام كرد و گفت: اين ميزان را مراكز آمار اعلام كرده‌اند و به نظر من ميزان بيكاري در لرستان بيش از اين مقدار است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی : بدون هیچ گونه توضیحی آنچه در وبلاگ نشریه آفتاب لرستان نگاشته شده است برای شما می آورم تا بدانید علت عدم پیشرفت استان ما در چیست ؟


خبر در برخورد اول، بیشتر به یک شوخی می مانست یا شاید هم یک جور طنز به نظر می رسید. اما واقعیت داشت و مدیرمسوول هفته نامه آفتاب لرستان دقیقاً در روز 17 مرداد که به نام «پاسداشت خبرنگار» نامگذاری شده به دادگاه احضار شد تا به اتهامات وارده پاسخ گوید! مطمئن باشید این اتفاق آنقدر استثناست که فقط و فقط ممکن است در ایران ما و در استان ما شکل بگیرد! یعنی در تنها روزی که به نام خبرنگاران به ثبت رسیده مدیر مسوول آفتاب لرستان باید لوح تقدیرش را از دست بازپرس دادگاه دریافت کند و حتا ممکن است آنها بخواهند برای تقدیر بیشتر او را چند روزی هم نگه دارند. برای همین پیشنهاد کردیم با خودش پتو و فلاسک چای هم ببرد. خنده دار است! جالب تر اینکه شاکیِ این پرونده مدیرکل صدا و سیمای مرکز لرستان است که خود رسانه ای است مانند باقی رسانه ها و البته با دایره ی دربرگیری بیشتر و صد البته امکانات فراوان تر. در واقع شاکی سازمانی است که خود با رسانه، خبرنگار و همه چیز این عرصه آشنا باید باشد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

اهالي سه روستاي شهرستان سلسله مقابل به علت نداشتن آب آشاميدني مقابل شرکت آب و فاضلاب روستايي استان لرستان تجمع کردند.


آنان نداشتن آب آشاميدني و وجود مشکلات بهداشتي فراوان را از جمله مشکلات خود در فصل گرماي تابستان عنوان کردند و خواستار رفع اين معضل جدي در روستاهاي خود شدند.در اين تجمع جمعي از اهالي روستاهاي “مومن آباد، سيل هابيل و رومشته” از توابع شهرستان سسله شرکت داشتند.
يکي از اين افراد بدون اشاره به نام خود گفت: حدود 13 سال است که مردم روستاهاي يادشده با مشکل جدي براي تامين آب روبه رو هستند.وي اظهار داشت: تاکنون هيچ از مسوولان به خواسته قانوني اين مردم براي تامين آب آشاميدني توجهي نکرده اند.


فضول کوهدشتی : عجب توقع زیادی دارند این مردم روستاهای نور آباد ٬ آب برای چی میخواین ٬ مگه شما چه گلی بجز کشت و کشاورزی به سر این نظام زدین که این همه توقع دارین ٬ خب دامداری دارین و گوشت کشور رو تامین می کنین به درک پولش رو می گیرین ٬ نبینم از این تواقع های بیجا داشته باشین ٬آب نیست که نیست از چاه در بیارین ٬ همین حرف هم نباشه


  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

نماينده مردم خرم آباد : اشتغال لرستان يک حکايت تلخ، دردناک و بسيار سنگين است.


رضا رحيمي نسب روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا با اشاره به نرخ بالاي بيکاري در استان افزود: متاسفانه تاکنون اقدامي اساسي براي رفع معضل بيکاري در لرستان انجام نشده و همين امر باعث شده زمينه اشتغال بسياري از جوانان فراهم نشود.


فضول کوهدشتی : آقای رحیمی این مسئله در کوهدشت فاجعه آمیز و اسفبار است ٬ چه کسی هم مسئول است الله و اعلم ٬ فرماندار که هیچکاره است ٬ شهر دار که می گه بمن چه ٬ نماینده ما هم که کارش تمام شده است و اگه خدا بهش قوت بده به امورات از ما بهتران برسه ٬ می مونه مردم بدبخت بیچاره که اوناهم دادشون به هیچ نمی رسه

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

 
 
سئوالات کوهدشتی ها پس از گذشت یکسال از نماینده شهرشان
 
یک سال و اندی از دوره نمایندگی آقای شاهرخی در مجلس می گذرد. عملکرد هر نماینده از جهات گوناگون قابل بررسی و تحلیل است. بسیار مناسب خواهد بود اگر دوستان همفکر ونزدیک به آقای شاهرخی بنشینند و ارزیابی گونه ای از این دوره داشته باشند  کارکرد های آقای شاهرخی نیازمند ارزیابی وتحلیل است.مردم کوهدشت باید بدانند نماینده شان که با اقبال ورای بالایی انتخاب شد چه کارنامه ای داشته  وعملکرد یک ساله او چه بوده است از جمله باید بدانند:

۱-در زمینه توسع وعمران وآبادانی کوهدشت چه پیگیریهایی کرده وچه نتایجی به دست آورده است؟

۲-در زمینه توسعه نیروی انسانی و به کار گیری انسانهای شایسته چه عملکردی داشته است؟

۳-با علم و آگاهی به نارسایی های اداری ومالی در دوره نماینده قبلی چه اصلاحاتی صورت گرفته است؟

۴-در طول این دوره چند بار برای حل مشکل روستاییان به مناطق دور افتاده سفر کرده وچه نتایجی کسب نموده است؟

۵-تا چه اندازه توانسته در دوره  نمایندگی و مسولیت خود را از قیود فامیل سالاری وباند بازی برهاند؟

۶-تاچه حدی توانسته در ایجاد همدلی بین نمایندگان استان برای حل مشکلات عمومی لرستان موفق باشد؟

۷-تا چه اندازه توانسته از وجود نخبگان کوهدشتی مقیم  تهران و سایر شهرها و یا ساکن در کوهدشت بهره ببرد؟

۸-و...

ما منتظر جوابیه از طرف نماینده شهرمان در مجلس خواهیم ماند در صورتی که بعید به نظر می رسد ایشان جوابی برای این سئوالها داشته باشند .

منبع : http://www.koohdasht.blogfa.com/   وبلاگ کوهدشت


فضول کوهدشتی : خب به نظر میرسد این حق طبیعی شهروندانی است که به نماینده شهرشان رای داده اند ، جناب قبادی الحمدالله در خصوص انتخاب ریاست جمهوری به آنچه می خواستید رسیدید و کسی انتخاب شد که شما می خواستید ، اما اکنون یک سئوال باقی می ماند ، آیا در قبال این طرفداری سر سختانه شما از جناب آقای احمدی نژاد کوهدشت و کوهدشتی ها چیزی عادیشان میشود ، آیا می شود امید وار بود و  منتظر باشیم که کوهدشت در دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد چار تحول شود ، آیا شما به عنوان نماینده ای آوانگارد و خاص تر از دیگران خواهید توانست انبوه مشکلات کوهدشت که روز به روز بر تعداد آنها افزوده میشود را به کمک مسئولین کشوری  ، استانی و شهرستان حل نمائید ، آیا دیگر شاهد انتصابی های فامیلی در کوهدشت نخواهیم بود ، آیا کوهدشت شایسته سالاری را تجربه خواهد کرد ، آیا می شود ما هم به عنوان یک کوهدشتی به شهرمان افتخار کنیم ، آیا شیرز به یک منطقه توریستی و گردشگری تبدیل خواهد شد ، آیا دیگر در ادارات شاهد تعارف های الکی و تعریفهای  بی جا مسئولین از هم نخواهیم بود ، آیا مسئولین شهر را ترغیب خواهید نمود که گوشه چشمی هم به وبلاگ نویسان داشته باشند و آنها را به عنوان مشاورینی که چشم داشتی ندارند پذیرا باشند ، آیا ...

ما کوهدشت را دوست داریم ، شما هم دوستش داشته باشید

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 10:9 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

- سيروس ابراهيمي گفت ‌که کوهدشت سرزميني است که يقينا در آن فقر و توسعه نيافتگي وجود دارد،

- ابراهيمي با اشاره به اين‌که حق شهر کوهدشت به درستي ادا نشده، متذکر شد: 30 سال رفتارها و پرخاشگري‌هاي بد و تند سياسي و 30 سال با همديگر درگير بودند، نتيجه‌اي جز اين ندارد.

 گفته های بالا توسط فرماندار کوهدشت بیان شده است  ٬ من قبل تر از گفته ام میشود به اینگونه آدمهای واقع بین می شود  امیدوار بود ٬ همین که بپذیریم اشتباه کرده ایم رشد می کنیم٬ به عبارتی باید ابتدا درد را بشناسیم و بعد برای درمان آن اقدام کنیم

جناب ابراهیمی عزیز گل گفتی ٬ اما بدون تردید دیر گفتی !! نمی دانم وبلاگ ما را میخوانی یا نه ؟  اصلاْ برایت مهم هست ما هم هستیم یا نه ؟ باور کن ما داریم بدون جیره و مواجب برای شما کار می کنیم ٬ دل به چاپلوسی های عده ای بادمجان دور قاب چین نبند ٬ هرچند میدانم در این دور شما هم مثل همه کسانی که آمدند و رفتند میروی ولی خدا وکیلی خود برای این دوران مدیریت ره توشه ای که به آن افتخار کنی را همراه داری یا نه ؟

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

نقدی بر چند حرف نا حساب

نمايندگان مردم لرستان در مجلس شوراي اسلامي روز پنجشنبه در جمع مردم شهر خرم آباد حمايت قاطعانه خود را از دکتر احمدي نژاد اعلام کردند.

به گزارش خبرنگار ايرنا در اين همايش بزرگ که جمع زيادي ازمردم خرم آباد در مسجد صاحب الزمان (عج ) حضور داشتند، نمايندگان اصولگرا موضع سياسي خود را اعلام کرده و دکتر احمدي نژاد را به عنوان کانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري معرفي کردند.
"محمدرضا ملکشاهي راد" نماينده مردم خرم آباد در مجلس شوراي اسلامي گفت: به دليل وجود انسجام ، همدلي و همرنگي ميان پيروان ولايت و اصولگريان ، اين جلسه مقدس است .

فضول کوهدشتی : ما لرستانی ها خیلی بدبختیم که همه چیز را بلافاصله مقدس می کنیم ٬سئوال من از این نماینده محترم این است آیا می دانی مقدس چیست و تقدس به چه چیزهایی اطلاق میشود ؟   چرا به چیزهایی مشروعیت می بخشید که با گرفتن مسئولیت از طرف ( مثلاْ ریاست جمهوری ) دیگر هویتی ندارد٬ خوب است کمی درمورد  آنچه می گوئیم تعمق نمائیم تا خدای ناکرده بعد ها از گفته خود پشیمان نشویم .

نماينده مردم دورود و ازنا در مجلس شوراي اسلامي نيز نظام را نظامي مردم سالار و ديني عنوان کرد و گفت : مردم وظيفه انتخاب رييس جمهوري و نمايندگان مردم در مجلس را به عهده دارند .

فضول کوهدشتی : این هم کشف مهم نماینده درود در همان جلسه

و اما نماینده شهر خودمان کوهدشت چنین گفت :

وي با اشاره به اينکه ما بايد از کسي حمايت کنيم که پرکار باشد، گفت : احمدي نژاد در طول دوره رياست جمهوري خود تاکنون چند ساعت مفيد استراحت نکرده است .

فضول کوهدشتی : باور کنید اینگونه دفاع کردن از کسی عین ناثوابی است و نتیجه ای جز تخریب برای آن شخص ندارد ٬ حتماْ گفته زیبای شریعتی را شنیده اید که اگر خواستی کسی را خراب کنی از او دفاع بد بکن و اما در مورد گفته نماینده شهرمان کوهدشت که فرموده اند (احمدي نژاد در طول دوره رياست جمهوري خود تاکنون چند ساعت مفيد استراحت نکرده است)   حتماْ می دانید که دانشمندان گفته اند اگر کسی در شبانه روز ۸ ساعت استراحت کافی نداشته باشد راندمان کاری اش بشدت پائین می آید حالا به نظر شما ما قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را ....!!

نتیجه اخلاقی اینکه : آقایان نماینده تریبون چیز خوبی است ولی باید شما هم حواستان باشد چه می گوئید نا سلامتی ماها دیگر آدمهای سابق نیستیم که هر اراجیفی که به خوردمان داده میشود فوری باور کنیم٬ مطمئن باشید خیلی ها در همان جلسه در دل به شما خندیده اند ٬ دوستانه می گویم بیشتر مواظب باشد ٬ هم برای خودتان خوب است و هم برای رئیس جمهور محترم ....!!


  نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 2:23 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

 اردوی دانش آموزی باعث تحقیر دانش آموزان

از دانش آموزی که از طرف یکی از مدارس کوهدشت به اردو رفته بود شنیدم  که یکی ازمسئولین اردو در سخنرانی اش برای بچه های بیان میدارد کسانی که پول دارند سوار مینی بوس شماره یک شوند و دیگرانی که پول ندارند سوار  مینی بوس شماره دو ٬ این دانش آموز می گفت وقتی به کرمانشاه که مقصد اردویی ما بود رسیدیم ما را  از هم جدا کردند و سرنشینان مینی بوس شماره یک را به جاهایی خوب بردند  اما...  ما فقط سوار مینی بوس بودیم و اردوی ما شد همه اش داخل مینی بوس ...         باور کنید من به عینه تحقیر شدن این دانش آموز را از این نوع برخورد غیر اصولی  لمس کردم براستی مسئول این برنامه ریزی غلط در کوهدشت کیست ؟

اگر کسی جوابی دارد یا علی ...  

  نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی میداد به او گفت آیا سردت نیست نگهبان پیر گفت چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم پادشاه گفت اشکالی ندارد من الان به داخل قصر میروم و میگویم یکی از لباسهای گرم مرا بیاورند نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد اما پادشاه به محض ورود به قصر وعده اش را فراموش کرد صبح روز بعد جسد پیرمرد را که در اثر سرما مرده بود در قصر پیدا کردند که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل میکردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای در آورد .

با وعده های تو خالی مردم را فریب ندهیم اگر قرار است کاری انجام شود بعد از اینکه عملی شد آنرا به مردم بگوئیم  ٬ همین

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول كوهدشتي عزيزم سلام به روي ماهت

 ميدانم رزمنده اي ودردمند ودلسوخته انقلاب ، ميدانم زخم خورده از دست خانها وفئودالها ونوكرانش هستي ،چون درنوشته هايت  از بيچارگان وپابرهنه ها حرف مي زني ، ميدانم دور از كوهدشتي اما در دلت با همشهريهايت هستي اما نمي خواهم بيشتر بدانم چون قلبم با تو عجين شده است.

 امروزدر مسيرم چند لحظه اي خودرا به احساس پاكتان سپردم خوشم آمد از اين همه احساس مسئوليت دربرابر خون شهداء ٬ امام شهداء اما چاره درچيست ؟

دنيا ميل است و رغبت ٬ وقتيكه بدست نااهل بيفتد همين است ٬ متولي امري كه تا ديروز كنارگود نشسته بود وبه زمين وزمان اهانت ميكرد فقط به خاطر راي به نماينده اي بايد برمسندي بنشيند كه لیاقتش را ندارد نه دلش براي انقلاب ميسوزد ؟ چون اصلا انقلابي نبوده اند ونه براي شهدا ورزمندگان قلبش مي طپد ؟ زيرا اهل جبهه وجنگ نبوده اند ٬ او لاشخوري بوده در انتظار شكار شيران وحال لباس رزم پوشيد ورزم آوران را از حقوقشان محروم مي كند ٬ ادارات كوهدشت پر از پارتي بازي رفيق بازي نماينده بازي و... شده ٬ بوئي از انصاف ومروت نمانده .

قبلا براي استخدام اطلاعيه وشرايطي بود ٬ اما حالا نامردي وپست فطرتي را بنام شركت هاي خصوصي در ادارات به صورت دلال بازي درآورده اند تا اعتراض مي كني مي فرمايند بخش خصوصيه ؟ مگربخش خصوصي تابع قانون نيست ؟ اگر هست چرا ازقانون طبعيت نمي كند ؟ وامصيبتا به حال اين مردم و.... ؟

آنوقت میگویند چرا جانبازی خودش را آتش زد ؟......

  نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

کوهدشت سیتی

تا آنجا که ما شنیده ایم و دیده ایم هر شهرداری بخشی یا معاونتی به نام زیبا سازی دارد٬ این بخش می تواند بر زیبا سازی شهر نظارت داشته باشد٬ ازجمله یکی از کارهای این بخش ساماندهی تابلوهای تبلیغاتی است که در کوهدشت مثل همه کارهایش که با همه دنیا فرق دارد بدون برنامه رها شده است و به خود مردم واگذار گردیده است و الحق مردم هم گل کاشته و گلدان را حسابی شکسته اند ٬ از کار بدون برنامه هم باید چنین انتظار داشت ٬ برای اثبات حرفهایم لازم نیست سندی ارائه نمایم چرا که مسئولین شهر هر روز این موارد را می بینند٬ ولی چرا اقدام نمی کنند برای من و همه همشهریان جای سئوال دارد ٬ می توانید عکسهایی را در این زمینه در آدرس ذیل ببنید

http://koohdasht.webphoto.ir/

  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
چک بر گشتی ناصر میرزایی

کوهدشت سیتی

ناصر میرزایی مرد سالهای دور فوتبال لرستان را همه می شناسم ، او که با خیبر برای ما لرستانی های بی معرفت افتخارات زیادی را آفرید اکنون در بستر بیماری با دردهای ناشی از روزهایی که برای ما افتخار آفرید دست و پنجه نرم می کند .     

بهانه ای که باعث شد این مطلب را بنویسم مطلبی است دردناک و تاسف آور که درسیمره همین هفته ودر ستون شنیده های این نشریه درج شده بود که حقیقاً ناراحتم کرد  و افسوس خوردم ، و بر بانیان این تحقیر لعنت فرستادم ،  براستی چرا ؟ چرا ما باید اینگونه تحقیر شویم و چوب ندانم کاری کسانی را بخوریم که هیچ بویی از ... نبرده اند و بنام مسئول محترم کام خود و اقوام نا محترم را شیرین می نمایند و گور بابای هویت ، غیرت و ... تعصب

ماجرا چیست ؟ گویا در جریان مسابقه ای درلیگ دسته اول به اطلاع مدیر عامل اصفهانی تیم سپاهان نوین اصفهان می رسانند که ناصر میرزایی پیشکسوت لرستانی فوتبال حالش بد است ودر بیمارستان بستریست چنین  و چنان است، او هم دلش به رحم می آید و با سخاوت تمام حاتم بخشی می کند و چکی به مبلغ ۰۰۰/۵۰۰ هزار تومان می کشد والحق که همه غیرت ما را به خوب به باد میدهد ، بدا به غیرت مسئولین ما ، بدا به غیرت ما که نتونستیم مشکل میرزایی را به گونه ای شایسته حل نمائیم تا بیگانه ای از دیگر سو بیاید و اینگونه ما را تحقیر نماید و همه هویت ما را خدشه دار نماید ،یعنی در لرستان به این قدمت و بزرگی این مبلغ اندک برا ی حل مشکل ناصر میرزایی یافت نمی شود

ماجرا به همین جا ختم نمی شود ، گویا در وصول چک تحقیر که به اعتقاد من برای همه لرستان کشیده شده بود و نه فقط برای ناصر میرزایی مشکل بوجود می آید ، طرف که خواسته کار تبلیغاتی بکند کارش میگیرد و همه متوجه موضوع میشوند و ...

خواننده عزیز ، شما چه نظری داری ؟

 

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:48 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
شهر در دست بچه ها

کوهدشت

چند روز پیش نگاهی به آرشیو عکسهایم انداختم وبر خوردم به  عکسهایی که در زمان تبلیغات شورا از در و دیوار گرفته بودم ٬ حسرت خوردم که ...

چرا مردم ما به افرادی اعتماد کرده اند که بجز قومیت گرایی و کوته بینی مفرط به چیز دیگری نمی اندیشند٬ دلم به حال مردم شهرم سوخت که چه کسانی بر مستند شورایشان جولان می دهند ٬ اما وقتی بهتر فکر کردم با خود گفتم خود کرده را تدبیر نیست و به عبارتی خلایق هر چه لایق ...

عکسهای این موضوع را می توانید در آدرس ذیل بیبینید

http://koohdasht.webphoto.ir/

  نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
او چه می گوید ؟

کوهدشت سیتی

این مرد با زبان ساده و بی پیرایه اش چیزهایی به من گفت که راستش نمی توانم بخشی از آنها را باز گو نمایم  چرا که به خیلی ها بر می خورد ! و حالشان بد میشود ، بعلت اینکه  عده ای هنوز یاد نگرفته اند  که میشود از انتقادها در جهت ارتقاء استفاده کرد و منتقد بی نوا را به باد رگبار می گیرند و تهدید ها و ...

این مرد به عبارتی ساده تر حقش را میخواهد ، در این سرما و در این سن و سال او دغدغه نان زن و بچه اش را دارد ، آیا برای او و امثال دوستانش که در میدان مرکزی شهر کوهدشت چنین بدور آتش گرد آمده اند تا شاید کسی آنان را به عنوان کارگر روز مزد بر سر کار ببرند برنامه ای داریم ، بدون تردید جواب منفی است ، دعا می کنم آه این شهروندان دامن مسئولین بی ... را نگیرد .

لطفاً عکسها را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

مدیران محترم مدد کار باشید

علت بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری و اجتماعی مردم در شهرها ریشه در عملکرد و نگرش مدیران آنها دارد. عدم موفقیت مدیران درفرهنگ سازی  مردم را طغیانگر می سازد  و همین امر باعث گردیده است ما  در کوهدشت  هر چند صباحی یکبار خبر های ناگوار را بشنویم ٬ چرا نباید عوامل این نا هنجاریها ریشه یابی شود  تا در جهت درمان آن چاره جویی شود . احتمالا منتظریم کسی از بیرون بیاید و مشکلاتمان را حل نماید ٬ مدیران با درایت و با کفایت !! با نگاهی به بیرون از مجموعه مدیریتی خود ٬ واقع بینانه به معضلات شهر نگاه کنید تا در جهت حل آن که در نهایت به اعتبار شما و شهر کمک خواهد کرد مدد کار باشید .

  نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

کوهدشت تشنه  منتظر نزول خیر وبرکت باران از آسمان + یک خاطره از یک شهید

کوهدشت سیتی

چندین سال است که شهر تشنه ی من محتاج قطرات باران است٬  شهر من روزگاری نه چندان دور رودخانه ای خروشان وچشمه ساران بیشماری داشت اکنون تشنه وخسته ،  افتان وخیزان است!! تشنه ای نزدیک به دو رودخانه ی پر آب ٬ از غرب به رودخانه ی سیمره و ازشرق به رودخانه ی کشکان هر دو با فاصله ای که اگر هرسال دو کیلومتر لوله گذاری میشد اکنون دو رودخانه به هم رسیده بودند تا که شهرمان را سیرآب کند ٬ به راستی دوستان مسئول کجایند؟ خواب !! یا بی خیالی !! یادآوری خاطره ای در این زمینه  خالی از لطف نیست ٬ به یاد شهید حسن قبادی افتادم ٬ با ایشان در سال 1358 عازم روستای وسکور بودیم که به آنها خدمات آبرسانی از طرف جهاد سازندگی داده شود این شهید بزرگوار در بین راه پوتین هایش رادر آورده و گفت تا به روستا نرسم این کفشهارا نمی پوشم وتا مسئله آبرسانی به روستا را انجام ندهم حتی یک لقمه هم از نان این روستا را نمی خورم و اینطورهم شد٬  با تلاش شبانه روزی مسئله آبرسانی را تمام کرد و با صدای بلند گفت :

خدایا تورا شکرگذارم که به من لیاقت خدمت به این بندگان خوبت را عنایت فرمودی

به راستی آن همه صداقت ودرستی کجا رفت ؟ من از مسئولان امروزی چه خاطره ای را برای آیندگان تعریف کنم ؟

  نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

ترمیم ومرمت قبور شهدا درشهرستان کوهدشت خیلی کند انجام میشود .

کوهدشت سیتی

امروز برای دیدار با شهدا ونثار فاتحه به بهشت زهرای کوهدشت رفتم ولی متاسفانه علی رغم پیگیری ها وهشدارهای مکرر از طریق نیروهای مردمی وتذکرات فضول کوهدشتی روند ترمیم وتعمیرات قبورشهدا در شهرستان کوهدشت سیر نزولی پیدا کرده است وهر روز به بهانه های مختلف کاری که درمجموع در طول حداکثر یک ماه باید به اتمام می رسید حدود دو یا سه سال به طول انجامیده است لازم است مسئولین محترم پیگیری قضیه باشند تا بیش از این شاهد نگرانی رزمندگان وخانواده محترم شاهد نباشیم.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

هنر «اعتراف كردن»!

کوهدشت

شايد خيلي ها ندونن كه «سخت ترين كار توي دنيا» چيه؟ مثل قضيه «بدترين درد»! شايد آدمها بسته به موقعيت خودشون،به تو بگن وضعيتي كه «الان درگيرش هستن»،سخت ترين موقعيت و كار دنياست! مثل وقتي كه دندون درد داريم و ميگيم «بدترين درد دنيا دندون درده» و اگه روز ديگري، اسهال و دل پيچه بگيريم، ميگيم: «بدترين درد همينه!دل درد!»حالا يه كمي فكر كن! اون اطراف چندتا آدمو مي شناسي كه ساده و راحت بتونن «اعتراف» كنن؟ بتونن «اقرار» كنن؟ آدمايي رو منظورمه كه شجاعت داشته باشن و بتونن درپوش آبروداري رو از روي مسائلشون بردارن و اصل واقعيت رو عرضه كنن؟ چند تا آدمو مي شناسي كه بتونن راحت اعتراف كنن به چيزايي كه واقعا" هستن! اعتراف كنن به كم و كاستيها و ضعفهايي كه دارن؟ نه اينكه روياهايي رو بگن كه قرار بوده داشته باشن؟ چندتا آدمو مي شناسي كه اعتراف كنن به علاقه ها و احساسهايي كه ته قلبشون دارن و سالها كتمان و پنهانش كردن؟ چندتا آدمو مي شناسي كه اعتراف كنن به كاراي زشت و گناهاني كه يه موقعي كردن و هميشه مخفيشون كردن؟ اعتراف كنن به موقعيتهايي كه ميخواستن اما پيش اومده و شده و اعتراف كنن به وضعيتي كه الان دارن ولي هرگز نمي خواستن داشته باشن؟ شما دور و اطرافتون چندتا آدمو سراغ دارين كه «هنر اعتراف كردن» رو خوب بلد باشن؟واقعا" كسي رو مي شناسين؟كسي رو مي بينين؟ اصلا" شما آدمي رو در طول زندگيتون ديدين كه اين كارو بلد باشه؟ خب ديدين؟! بالاخره معلوم شد «بدترين و سخت ترين كار دنيا» چيه؟ «اعتراف كردن»! آخ  كه براي خيلي از ماها چقدر سخت و وحشتناكه اين اقرار و اعتراف كردن! اعتراف به اينكه من كمترم!من بي سوادترم!من فقيرترم!من عقبترم!من كوچكترم! آخ كه براي خيلي از ماها چقدر سخته اين كار! خیلی راحت بگیم  من لیاقت شهر دار بودن را ندارم ٬ لیاقت ریاست اداره گاز رو ندارم و ... با همه سختيهاش، بياين «هنر اعتراف كردن» رو ياد بگيريم.بالاخره از هنرهاي ظريفي مثل «منجوق دوزي» و «سنتور زدن»كه سخت تر نيست! يه جوري يادش بگيريم تا اعتراف كردن برامون راحت باشه!هنرشو ياد بگيريم تا «اعتراف كردن» برامون مثل «زاييدن» سخت و دشوار نباشه! تا بتونيم راحت و بدون درد و خونريزي بگيم:«من اعتراف ميكنم  عرضه مسئولیتی که بهم دادن ندارم و شهر و به گند کشیدم ٬ من با ندانستن  علم مدیریت اصولی باعث شدم شهر کوهدشت عقب مانده  باشه ٬ من ...     .!»،«من اعتراف ميكنم لايق عشق يا اعتماد يا توجه نيستم!»،«من اعتراف  ميكنم بد كردم! بد بودم! بد هستم!»شروع كن. منظورم همه «ما»ست.پس خودتو از «ما» كنار نكش! بدون اينكه به ضعفها و واقعيتهاي خودمون «اعتراف» نكينم،قادر نخواهيم بود ضعفها و مشكلات شهرمان  رو حل كنيم و نمي تونيم قدمي به پيش برداريم و هميشه توي همين وضعيتي كه ازش ناراحتيم گير خواهيم كرد! بايد «هنراعتراف كردن»رو ياد بگيريم و از ضعفها و نارساييها و اعتراف به اونچه كه نداريم شروع كنيم. بنويسيم من اعتراف ميكنم كه....به چي اعتراف مي كنين؟ شجاعت اعتراف كردن،شجاعت خيلي خيلي بزرگيه.بدستش بياريم.همين الان.و بنويسيم:من اعتراف ميكنم....

  نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

جهت رفع مشکلی به شهرداری کوهدشت  رفتم ٬   کوهدشت سیتی

 ساعت حدود 10صبح بود  که داخل محوطه شهرداری شدم جمعیت کثیری را از انواع آدمهای جدید و قدیم دیدم که بعضی ها به هم پیچیده و یا انگاری با هم گلاویز شده بودند!! با خود گفتم شاید با هم درگیری دارند  ؟  با دقت که نگاه کردم دیدم که بله آقایون  کارکنان شهرداری هستند که دارند با هم شوخی می کنند ٬ و حضورشان در خارج از محل کار نمود بیشتری دارد تا محل کارشان ٬  من که به قصد دیدن شهردار  به شهرداری رفته بودم وارد  ساختمان اصلی شدم ٬در بدو ورود آنچه جلب توجه میکرد  نوشته ای بود  که در محل دفتر شهردار نصب شده بود ٬ روی درب  ورودی  نوشته شده بود استخدام نداریم ؟ با خود اندیشیدم  مگر  اینجا هم مثل بقالیها و یا بنگاهای معاملاتی است که  حوصله پاسخگوئی ندارند و مینویسند نداریم یا  سئوال نفرمائید ؟   یعنی یک نفر توی این مجموعه عریض و طویل نیست که حوصله داشته باشد جوابگوی مردم باشد؟ دلیلی ارائه نماید برای سئوال مردم ٬ بعد از کلی معطلی دردفتر جناب شهردار که پارتی دارها٬  شخصیت دارها و سفارش  شده ها آمدند و رفتند و منهم داشتم کلافه میشدم ٬ بلاخره  شرفیاب شدم ٬  بعد از عرض ادب و نشان دادن نامه در خواست ٬ ایشان ذیل نامه را پاراف فرمودند  که ای کاش این اتفاق نمی افتاد  ،   به اتاق مسئولی که نامه به او ارجاع شده بود رفتم  ٬ در بدو ورود خیال کردم  کسی پشت میز نیست!! کمی که جلوتر رفتم جمال کارمند محترم را دیدم که آنچنان غرق در صندلی نرم پشت میز کارش شده بود که جرثقیل شهردای هم  نمی توانست  ایشان را بلند کند ٬  چند لحظه ای نشستم تا ایشان خودشان را  جمع و جور کنند ٬ مشکلم  را مطرح کردم ٬ کلی هم توضیح دادم و ...  کارمند  بخش مذکور اعلام کرد که این کار ربطی بمن ندارد و بیخود برای من پاراف شده است ٬ با خود اندیشیدم یا شهردار وظیفه خود را نمی داند و یا این آقا نمی خواهد کارم را انجام دهد  ٬ که در هر دو صورت اشکال اساسی وارد است ٬  اگر اینگونه است که ایشان می گویند چرا شهردار ذیل نامه ها را الله بختکی برای اتاقهای مختلف پاراف میکند ، چرا هماهنگی بین اینها نیست ؟  ادامه بحث  با کارمند لمیده در صندلی نرمینه را بی فایده دیدم  ٬  باخود اندیشیدم تا درر گیری پیش نیامده  و  کار دست خودم ندادم  و به جای نتیجه دلخواه  با جواب های  نداریم ؟ نمی شود و ... روبرو نشدم بروم تا وقت دیگر   که  این هماهنگی زودتر بین شهردار و مرئوسین بوجود بیاد انشالله من کارم راه بیفتد ٬ به اعتقاد شما  چاره چیست ؟

شهرداری محترم کوهدشت چنانچه نسبت به این موضوع جوابیه دارد  با کمال میل این حق را برای ایشان قائلیم که نسبت به درج آن اقدام نمائیم

فروش آپارتمان نقد و اقساط  مجتمع مسکونی تاج

  نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

آهای مسئولین !!! چقدر بی خیالی ، والا قباحت داره یه کم بجنبید

 

کوهدشت سیتی  

کاش دیروز شما هم برای گلریزان مزار شهداء  در بهشت زهرای کوهدشت بودید ؟ وبراین مظلومیت شهدا ءبا آن همه عظمت واین جور غریبانه اشک می ریختید ؟ برای اشک ریختن برمظلومیت شهداء درشهرما نیاز به نوحه خوانی نیست سری به بهشت زهرا و گلزار شهدا بزنید اشک خودش سرازیر می شود ...؟ محوطه آماده نشده - دیوارها هنوز ...؟ کف مزار...و........؟ جانم به قربان شهدا ء وخانوادهای مظلومشان٬ بمیرم برای این همه مظلومیت ؟ آقای رئیس جمهور این همه از رزمندگان وخانواده ی شهدا و بسیجان دفاع می کند و متاسفانه  به علت بی توجهی متولیان امر در شهرمان اینجوری هم چالش بوجود می آید وهمه ی خدمات انجام شده نادیده گرفته میشود چرا مسئولین این اندازه بی توجه هستند ؟ چرا  آقایان پشت میز نشین و کت شلواری به چشمان خودشان هم که واقعیت را می بینند باور ندارند؟ که بنیادشهید کوهدشت کاری مثبت نمیکنه ؟شاید چشمان آنها بهتر می بیند ؟ یعنی عمقی تر می  نگرند و ما نمیدانیم - شاید ؟ بقول مرحوم آغاسی  که می گفت : شاید... ؟ شاید... ؟

کوهدشت سیتی

  نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 8:28 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
اینجا  کجاست ؟ احتمالا ً یکی از شهرهای فرانسه ؟

کوهدشت سیتی

باور کنید آبرو ریزی از این  بزرگتر وجود نداره ؟ تعرض به پیاده رو آنهم در این حد ،  والا هنره ، خب چرا این آقایون محترم اینگونه هر جوری دلشون میخواد نکنند ؟  وقتی کسی نیست بهشون بگه بالای  چشت ابروهه !!  ، کی به کیه ، تا     ری     کیه ... بعدا می گن چرا توی نظر سنجی همه به شهرداری رای منفی میدن!!  اینه دادش من ، این یکیش ، باور کنید از آشفتگی شهر  عکسایی  دارم که اگه بذارم آبرو ریزی میشه خفن ، قول  میدم اگه درست بشن  همه عکسها رو از رو سیستمم دلیت کنم ، اصلاً از روی کره زمین دلیتشون می کنم ، تا آخر هفته آینده  هم صبر می کنم  ، اگه اون چیزای که  من می دونم  ، شما هم می دونید درست نشد ، من که حریف شما نمی شم  دفعه اول  ازتون  خواهش می کنم ، دفعه دوم هم خواهش می کنم ، ولی اگه  بشه دفعه سوم اونوقته که عصبانی میشم و خدای نکرده مجبور میشم بازهم  خواهش کنم ، و البته تعدادی عکس برای آبرو بری دارم که همین از دستم بر میاد و میذارم روی وبلاگ ، اولینش ، اون پارک کذایی که داره آثار باستانی میشه ، عکساش آماده است برای گذاشتن روی نت ، اگه گذاشتم   اعتراض نکنید  چون از اول گفتم ...

کوهدشت سیتی

  نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 1:51 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
اگه کار نکنین به رئیس جمهور می گم

کوهدشت سیتی

به تیتر بالا با دقت نگاه کنید

هیچ راهی جز اجرایی کردن  این مصوبات نداریم

صد افسوس که استاندار مان چنین می گوید ، من فضول راستش با دیدن این تیتر  در هفته نامه بامداد لرستان که باید جایش در تیتر اصلی  می بود  و نه نیم صفحه پائین ، حالم بشدت بد شد ، معنی این حرف از دید من فضول این است که ما مجبوریم ، اگر مصوبات را اجرا نکنیم   بیچاره میشویم و بیکار ، باز هم رئیس جمهور از دستمان ناراحت میشود ، پس برای حفظ میزهایمان هیچ راهی جز اجرا نداریم ،  به  اعتقاد من اینگونه کار کردن اصلاً ارزش ندارد چرا که در این کار عشق نیست ، علاقه نیست ، بلکه اجبار است و کار زورکی هم الکی می شود و آبکی ،  دلم برای هم استانی های بیچاره ام میسوزد وقتی بالاترین مقام  در استان از  ادبیاتی اینگونه استفاده می کند  چه باید گفت ؟

کوهدشت سیتی

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM