تبليغاتX
بیائید با هم حقیقت را فریاد بزنیم کوهدشت سیتی
 
بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد
 

a۰۳۳۶۳۲۶.jpg

 

 

 

پيريايي هم‌چنان گزينه‌ي اول استانداري لرستان: شنيده‌ها حاكي از آن دارد كه كرم‌رضا پيريايي هم‌چنان گزينه‌ي اول براي تصدي پست استانداري لرستان است. يك منبع نزديك به آقاي پيريايي از اجماع نمايندگان لرستان در مورد استاندار شدن پيريايي خبر داد. وي افزود:«چنانچه پيريايي تصدي استانداري لرستان را از آن خود نكند، احتمال دارد سكاندار استانداري كردستان شود.» او گفت:«اين احتمال نيز وجود دارد در صورتي ‌كه تمدن، استاندار فعلي تهران، معاون پارلماني رئيس‌جمهور شود، پيريايي استاندار تهران خواهد شد.» گفته مي‌شود ظرف هفته آينده تكليف احتمالات مشخص شود!

 استاندار كرمانشاه نيز تغيير مي‌كند شنيده مي‌شود: نماینده‌ي کرمانشاه با اشاره به درخواست استعفای مجید غفوري، استاندار کرمانشاه، ابراز امیدواری کرد با انتصاب استاندار جدید این استان، خونی تازه در رگ‌های استان تزریق شود.

 احتمال تغيير در فرمانداري كوهدشت شنيده مي‌شود: فرماندار شهرستان كوهدشت كه كمتر از دو سال است، هدايت اين شهرستان را بر عهده دارد، جاي خود را به شخص ديگري مي‌دهد. گفته مي‌شود ابراهيمي قرار است دوباره پست مدير‌كلي يكي از ادارات كل استان لرستان را عهده‌دار شود. بر اساس شنيده‌ها ابراهيمي احتمالاً مديركل كار و امور اجتماعي يا مسكن و شهرسازي شود. گفته مي‌شود قبادي عضو فعلي هيئت مديره شركت مخابرات لرستان به جاي ابراهيمي، فرماندار خواهد شد. هم‌چنين رشيدي معاون فرمانداري نيز جاي خود را به نريمان نادري خواهد داد. اما رئيس دفتر فرماندار كوهدشت تغيير فرماندار اين شهر را به شدت تكذيب كرد.

 گزينه‌ي قطعي براي وزارت آموزش و پرورش پيش‌تر در راه‌روهاي مجلس شنيده‌شد روح‌الله حسينيان، حميدرضا حاجي بابايي و محمدعلي حياتي سه گزينه‌ي مطرح براي تصدي وزارت آموزش و پرورش هستند. اما سرانجام پس از كش و قوس‌هاي فراوان حاجي‌بابايي به عنوان وزير آموزش و پرورش به مجلس معرفي شد. اما پيش از اين حميدرضا حاجي بابايي از اقدام برخي از نمايندگان براي معرفي وي به رئيس‌جمهور اظهار بي‌اطلاعي كرد.

 چه كسي شهردار كوهدشت مي‌شود؟ شنيده مي‌شود:پس از اختلاف شوراي اسلامي شهر با شهردار كوهدشت و عزل وي، رايزني‌ها براي انتخاب شهردار جديد هم‌چنان ادامه دارد. شنيده‌ها حاكي از آن دارد كه چند نفر از جمله ولي‌پور سرپرست فعلي شهرداري، از گزينه‌هاي شوراي شهر است. يك عضو شوراي شهر در گفت‌وگو با سيمره اظهار داشت:«روي چند گزينه در حال بررسي هستيم كه ظرف ده روز آينده از بين آن‌ها يكي به عنوان شهردار انتخاب خواهد شد.» وي افزود:«در ميان اين گزينه‌ها افرادي وجود دارد كه داراي تحصيلات عاليه و سابقه‌ي شهرداري و هم‌چنين بومي و غيربومي هستند اما فعلاً به نتيجه‌ي قطعي در مورد آن‌ها نرسيده‌ايم.»

منبع : سیمره

  نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

بحث تغيير استانداران بار دیگر در مرکز توجه رسانه ها و محافل سیاسی کشور قرار گرفته است .

به گزارش جهان ،هرچند  وزیر كشور موضوع  تغيير استانداران را هيچ‌گاه با صراحت اعلام نکرد و حتی در اظهار نظر قبلی خود گفته بود که «بنده به ثبات در مجموعه كاري معتقدم و همه مديران به‌ويژه در سطح استان‌ها بايد با قدرت و قوت به كار خود ادامه دهند.» اما جابجایی های دو هفته اخیر در چند استان نشان داد که این موضوع جدی تر از آن است که نجار ان را تکذیب کند . بطوری که منابع آگاه در مجلس و وزارت کشور تغيير شمار قابل توجهی از استانداران خبر دادند و کلید اصلی این تغییرات در هفته اول آبان زده خواهد شد.

تغیین سه استاندار اصفهان ،قم و آذربایجان غربی نقطه شروع این حرکت بود .استاندار ایلام به عنوان معاون وزیر مسکن و استاندار سمنان به عنوان معاون وزیر کشور منصوب شده اند و استاندار هرمزگان نیز به عنوان مدیر عامل راه آهن کشور مشغول فعالیت شده است.


استاندار لرستان نیز به دلیل وضعیت نامناسب جسمانی جای خود را به یک مدیر تازه نفس می دهد. صابری استاندار فعلی لرستان حدود 8ماه قبل بازنشسته شده است و در ایام اخیر نیز از وضعیت نامناسب جسمانی برخوردار است. از درويشوند معاون سردار نجار در وزارت دفاع و شاهرخي فرمانده سپاه استان به عنوان گزينه هاي استانداري لرستان نام برده مي شود. 


این تغییرات در حالی صورت میگیرد که دردوران چهار ساله دولت نهم نيز شاهد تغييرات زيادي در استانداران بودیم به گونه‌اي كه در زمان ‌پورمحمدي وزارت كشور با 38 تغيير، شاهد بيشترين جابه‌جايي استانداران و درزمان كردان با شش تغيير شاهد كمترين جابه‌جايي بوده است.

  نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
اگه دوست دارید منطقه زیبا و ییلاقی شیرز در کوهدشت را ببنید میتوانید برروی  لینک ذیل کلیک نمائید

نقشه هوایی شیرز

  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 7:52 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی : در وب گردیهای هفتگی ام به مطلبی از یک جوان شایسته کوهدشتی برخوردم ٬ راستش حیفم آمد شما هم از این مطلب زیبا استفاده نکنید ٬ حتماْ بخوانید

 سجاد شفیعی ٬ مدیر مجله اینترنتی تژگاه

چند وقتی می شد که دل و دماغ هیچ کاری رو نداشتم ، شاید باورتون نشه اما حوصله نفس کشیدن هم برام نمونده بود . بعد از یه اتفاق ( شاید کوچیک ) توی مسیر زندگیم دچار روزمره گی شدید روحی و جسمی شده بودم و مثل یه آدم آهنی که بهش برنامه داده باشن ، هر روز کارم تکرار بود و تکرار . چقدر خسته کننده و ملال آور زندگی ، وقتی هیچ بهونه ای برای امروزت نداشته باشی .

یه روز از سر بی حوصلگی تقویم رو در آوردم تا شاید آینه ای باشه برام که گذر ایام رو بهم نشون بده و بفهمونه که روزهام داره یکی پس از دیگری تلف می شه . راستش هر روزی رو که مرور می کردم ، نفسم تنگتر و تنگتر می شد .داشتم به آخر خط نزدیک می شدم بدون اینکه اثری از خورم باقی گذاشته باشم . یهو چشمم خورد به یه جمله که از توی تقویم بهم چشمک می زد  . برق از چشمام پرید و انگار کسی زده باشه بیخ گوشم ، ذل زده بودم به اون جمله . کلماتی رو که خیلی ساده و روزمره به نظر می رسین ، چنان بغل هم گذاشته بودن که...  . شاید باورتون نشه اما از اون روز تا حالا دارم از شنیدن صدای قشنگ رودخونه زندگیم لذت می برم .

شاید این جمله ساده بتونه شما رو هم تکون بده :

اگر صدای رودخونه قشنگ و آرامش بخش به نظر می رسه ، به خاطر صخره ها ، سنگ ها ، شن ها و ریگ های یه که در مسیرش قرار دارن .

رودخونه زندگیتون همیشه خروشان .

منبع : مجله اینترنتی تژگاه ( سجاد شفیعی)

  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی : از روزی که با وبلاگ این جوان خوب و شایسته کوهدشتیی آشنا شدم همیشه با دیده احترام نگریسته ام! من از او یاد گرفتم که برای شهرم بنویسم ٬ با دردهایش غصه بخورم و برای شادی هایش ( اگر داشته باشد ) شاد باشم !

او سالگرد پنج سالگی اش را غریبانه جشن می گیرد ٬ در این مورد در حال تهیه مطلبی هستم که بزودی برای همه  کوهدشتی های سراسر جهان خواهم نوشت


وبلاگ کوهدشت پنجساله شد

چه زود میگذره مثل اینکه دیروز بود وبلاگ کوهدشت رو راه اندازی کردم پنج سال پیش من هرچی تو اینترنت سرچ میکردم هیچ اطلاعاتی و عکسی از کوهدشت روی اینترنت نبود همین انگیزه ای شد که من وبلاگ کوهدشت رو ایجاد کنم و به معرفی شهرستان ، نخبگان ، مکانهای تاریخی و جاذبه های توریستی ، قهرمانان ورزشی ، شاعران بومی ، و از همه مهمتر به انعکاس معضلات و مشکلات مردم جوانان فهیم کوهدشتی با نقد های منصفانه از مسئولین شهرستان بپردازم نمی دانم  تا چه حدی در این کار موفق بودم ولی من خودم رو به عنوان یه شهروند کوهدشتی موظف دونستم در این ۵ سال بنویسم شاید در کارم نقص هایی هم بوده ولی کم کاری نکردم و حتی سعی کردم راه رو واسه وبلاگ نویسان کوهدشتی باز کنم و چیزهایی که یاد گرفته بودم به اونا هم منتقل کنم .

امیدوارم روزی برسه وبلاگ نویسان کوهدشتی و لرستانی فقط از خوبیها و زیبایی های شهر و استانمون بنویسن و دیگه خبری از محرومیت و کاستی های در این دیار نباشد .

منبع : وبلاگ کوهدشت ( امین آزادبخت )

  نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

اجرای موسیقی زنده در مراسم های شاد و عروسی ساماندهی می شود .

به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کوهدشت :
سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کوهدشت با اعلام این خبر گفت :موسیقی و ابزار هنری از هنرهای ظریف و حساسی هستند که علاوه بر اینکه دارای اثرات مثبت و ارزشمندی هستند گاهی بی توجهی در اجرا و نگاه به آن اثرات بسیار مخرب و مضری را برجای می گذارد که ترمیم آن به سختی انجام می شود .
جعفری ادامه داد : به منظور نظارت و کنترل بیشتر بر اجرای موسیقی زنده در مراسم های عروسی کمیته ای در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شکل گرفته است تا علاوه براینکه از اجرای موسیقی های مخرب جلوگیری کند شادی مردم را نیز در مراسم های شاد و عروسی ها مختل نکند .


فضول کوهدشتی: دم ارشاد کوهدشت گرم ٬ بلاخره یکی پیدا شد اینها رو آدم حساب کنه ٬ منظورم خوانندگان مجالس عروسیه ٬ راستی نظر شما چیه

  نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

اخبار رسیده به ساحت نیوز حاکیست : طی روزهای گذشته فرهاد تجری نماینده شهرستان قصرشیرین به اتفاق حجت الاسلام حسینی مقدم مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان کرمانشاه در دیداری خصوصی با رحیمی معاون اول احمدی نژاد از وی خواسته اند که کمک کند تا کرمرضا پیریایی بعنوان استاندار جدید کرمانشاه منصوب شود.

پیریایی کیست؟

کرمرضا پیریایی اهل کوهدشت لرستان است و زمانی از حامیان اسفندیاری نماینده اصلاح طلب این حوزه بشمار می رفت. وی در دوران استانداری رحیمی ( معاون اول ) در استان کردستان فرماندار شهرستان بانه بود . بعد از پیروزی اصلاح طلبان در دوم خرداد ۷۶ وی دوباره به اصلاح طلبان نزدیک شد و در انتخابات مجلس ششم در حوزه کوهدشت با چاپ پوسترهای خود مزین به عکس خاتمی و دادن شعارهای اصلاح طلبانه سعی در جذب آرای مردم داشت که در نهایت مردم این شهرستان به وی اقبالی نشان ندادند. پیریایی پس از مدتی به سازمان صداوسیما منتقل شد و بعنوان مدیرکل صداوسیمای استانهای ایلام کردستان انجام وظیفه نمود و سپس بعنوان مدیر مرکز موسیقی صداوسیمای کشور منصوب شد. در زمانی که محمدرضا رحیمی بعنوان معاون پارلمانی رئیس جمهوری منصوب شد پیریایی نیز بعنوان مشاور رحیمی به معاونت پارلمانی رئیس جمهوری منتقل گردید .


و اما دو نظر

شهروند

پنجشنبه 9 مهر1388 ساعت: 8:48
اکثر مدیران استان مخصوصا دادگستری از لرستان هستند ایا بهتر نیست کرمانشاه را ولایتی از لرستان بدانیم!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟خاک بر سر چنین نماینده ای که اینگونه حرکاتی را انجام می دهد


 

نویسنده: كرمانشاهي
پنجشنبه 9 مهر1388 ساعت: 11:53
آيا كوهدشت مركز تربيت نيروهاي سياسي ايران است ؟ حساب كنيد از مسئولين سياسي كشور چند درصد كوهدشتي هستند مگر اين شهر كوچك چقدر جمعيت دارد . راستي جز استان كرمانشاه است يا لرستان؟معاون قوه قضائيه - رئيس كميسيون قضائي مجلس- رئيس دفتر تحكيم وحدت - معاون صدا و سيما - .... وزارت اطلاعات و چندين سفير در كشورهاي خارجي همه كوهدشتي هستند .
  نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

توضیح ضروری : این مطلب قدیمیه٬ ولی خواندن دوباره اش بدون تردید یه لطفی داره ٬ مثل اینکه گاهی وقتا بری سر وقت آرشیو ذهنت و یا سر وقت کمد به هم ریخته ات با تشکر مجدد از خدایی عزیز


حدود ده وبلاگ شهري اخبار، تحولات و مسائل شهرهاي و مناطق مختلف لرستان را انعكاس مي دهند. در اين ميان وبلاگ كوهدشت به مديريت امين آزادبخت فعالترين و قديمي ترين وبلاگ شهري لرستان است. اخيرا اين وبلاگ چهارسالگي اش را جشن گرفت. وبلاگ كوهدشت همواره با مطالب تازه و مرتبط با كوهدشت به روز مي شود. از دلايل موفقيت اين وبلاگ پشتكار و همچنين مهارتهاي گرافيكي مديرجوان آن است. همچنين شفافيت و صداقت در ارتباط با مخاطبان را بايد عامل ديگر موفقيت آن دانست. مثلا در شرايطي كه بسياري از وبلاگ نويسان لرستاني به خاطر صلاحديدهاي محافظه كاري از نام مستعار استفاده مي كنند وبلاگ كوهدشت شجاعانه با نام واقعي و حتي عكس واقعي مدير آن، اعتماد مخاطبين را جلب مي نمايد.

 اخيرا وبلاگ ديگري نيز با نام كوهدشت سيتي وبلاگ كوهدشت را در انعكاس اخبار اين شهر ياري مي كند. كوهدشت سيتي وبلاگ طنز- اجتماعي است كه برخلاف وبلاگ كوهدشت از نام مستعار استفاده مي كند و گاهي نقدهايي طنز آميز و شايد هم تند برمسائل كوهدشت و لرستان ارائه مي دهد.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

حشمت االله آزادبخت - كوهدشت

حشمت‌اله آزادبخت: از روبه‌روي ديواره‌ي «وره‌زرد» يعني درست اين سوي دره‌ي خروشان شيرز از پيچ و خم جاده بالا مي‌رويم. جاده‌اي باريك و شني كه چون ماري بسيار بزرگ از بالا دست دره‌هاي عميق، كيلومترها از كوه بالا مي‌رود و ما را بر پشت احتياط خود پيچ مي‌دهد و به بلندي‌هاي وره‌زرد مي‌رساند. جاده از ميان طبيعتي بسيار بكر و دست نخورده پيش مي‌رود كه معلوم است از دست بي‌رحمي انسان دور مانده‌است.

منبع : سيمره


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
گفت: سینما نرفتی تازگیا؟

گفتم: نه بابا. تو بگو یه ربع وقت اضافه

گفت : عیب نداره بلاخره درست می شه

گفتم: آره پیر که شدیم یه عالمه وقت داریم

گفت:  خوشم نیومد

گفتم: مگه دروغ می گم. تو چیزی به ذهنت می رسه بگو

گفت: همه چیزو نمی شه گفت

راست می گفت. دویدن شانه به شانه شبانه توی پارک سر کوچه. دیدن یه فیلم حتی بی مزه.اصلا همین چایی خوردن با هم دیگه وقتی بدونی که چایی دوست نداره ولی برای کنار تو بودنه که چایی می خوره که گفتن نداره.

پ.ن: پشت باغ انار خانه ای است که ما صاحبش شده ایم = بعد از چهار ، پنج ماه گشتن و پیدا نکردن بلاخره یه خونه نقلی خریدیم.

http://dokhtarelor.blogfa.com/

 

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
باور کنید این عکس در یکی از فرودگاههای کشور گرفته شده است ، با این اوصاف به نظر شما سقوط مداوم هواپیما ها طبیعی نیست ، به نظر شما همه کشورها شیشه جلو هوتپیما را با افتابه می شورند .
  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی : نمی دانم  فیلم دل تنگی های یک شهر را دیده اید یا نه؟  مستندی بود که چندی پیش ( قبل از انتخابات ) از شبکه فارسی بی بی سی پخش شد ٬ مستندی تلخ که حکایت از دردهای مردمانی داشت که از امکانات اولیه زندگی هم محروم بودند ٬ در دنیای مجازی اینترنت به دنبال مطالبی مورد این فیلم گشتم ٬ به نقدی در یکی از سایت ها برخوردم٬ بد نیست شما هم بخوانید و همانند من حالتان گرفته شود .


مستند دلتنگي هاي يك شهر كه از برنامه آپارات بي بي سي پخش شد درباره روزهاي قبل از انتخابات هشتمين دوره ي مجلس بود و تبعات و برخورد مردم كوهدشت يكي از شهرهاي لرنشين خطه ي زاگرس با اين مساله. اولين چيزي كه توي اين مستند ديده ميشد مردمي بودن كه براي حداقل هاي يك زندگي اوليه التماس ميكردن. مردم يك روستاي چندهزار نفري كه آب براي خوردن نداشتن و جهاد كشاورزي چند روز يه بار براشون تانكر ميفرستاد و دبه اي 200تومن بهشون آب مبفروخت…بچه هايي كه براي پر كردن اوقات فراغتشون توي طويله باشگاه ورزشي درست كرده بودن….روزنامه نگاري كه حتي نميتونست به مشكلات و معضلات روز اشاره كنه و…. اغراق نيست اگه بگيم تصاويري كه به سادگي تمام نكبت و فلاكت و بدبختي مردم اين منطقه رو نشون ميدادن دل هر بيننده سنگدلي رو هم به درد مياورد. اينجا نه از فيلمبرداري حرفه اي خبري بود نه از تدوين جذاب. تو بودي و يه قاب متحرك كه هر لحظه ميخزيد به گوشه اي و ناگهان ميديدي چطور گوشه اي از اين مملكت عزتي به حراج رفته. تنها جايي كه كلامي از خود فيلمساز در قالب تدوين ميشنويم تيتراژ اول و آخر فيلم بود و اشاره به رسمي قديمي: طرفداران نامزد پيروز در حال شليك تيرهوايي و خوشحالي و پايكوبي خياباني كه انگار جشن عروسي برپاست و نماينده محترم در هيبت داماد و مردمي كه سهمشان از انتخابات پوسترها و كاغذهاييست كه از اين جشن چهارساله باقي ميماند…مردمي كه چون زني هرجايي چهارسال به چهارسال از دست اين نامزد به دست ديگري ميگردند و شير آبي كه همچنان آب ندارد. اما چيزي كه براي بيننده باقي ميماند يك سكوت دلگير و يك ياداوريست…اينكه كوهدشت به عنوان تكه اي از ايران شايد خود نماينده ي بخش مهمي از اين كشور باشد كه مردمش با اينكه ميدانند بازيچه ي يك شوي چهارساله هستند و اين را توي دوربين فرياد ميزنند با اينحال راي مي دهند بلكه اينبار شايد چكه اي آب از شير زنگزده اشان بچكد. مردمي كه در اين ايام بار ديگر به بي سواد بودن و دهاتي بودن و حمايت از احمدي نژاد متهم شدند ولي هيچكس درددلشان را نشنيد بغض فروخفته اشان را نديد و بينش سياسي ساده و پاكشان را درك نكرد. دلتنگي هاي يك شهر حكايت مردميست كه هنوز ميدانند حقشان از زندگي بيشتر از اينست…

 

  نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

گفتگوی یک ماده شتر و فرزندش

بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش اومده ، ميشه ازت بپرسم؟ شتر مادر: حتماً عزیزم. چیزی ناراحتت کرده؟ بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟ شتر مادر: خوب پسرم. ما حیووناي صحرا هستیم. تو کوهانمون آب و غذا ذخیره می‌کنیم تا تو صحرا که چیزی پیدا نمیشه بتونیم دووم بیاریم. بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرده؟ شتر مادر: پسرم. قاعدتاً برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن ، داشتن این نوع دست و پا ضروریه. بچه شتر: چرا مژه‌های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت‌ها مژه‌ها جلوی دید منو می‌گیرن. شتر مادر: پسرم این مژه‌های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتیه که چشماي ما رو در مقابل باد و شن‌های بیابان محافظت می‌کنن. بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آبه برای زمانی که ما تو بیابون هستیم. پاهامون هم برای راه رفتن تو بیابونه و مژه‌هامون هم برای محافظت چشمامون در برابر باد و شن‌های بیابون ... بچه شتر: فقط یک سوال دیگه دارم... شتر مادر: بپرس عزیزم. بچه شتر: پس ما تو این باغ وحش چه غلطی می‌کنیم؟

فضول کوهدشتی:  مهارت‌ها، علوم، توانایی‌ها و تجارب فقط زمانی مثمر ثمر است که ما در جایگاه واقعی و درست خود باشیم... پس همیشه از خود بپرسیم كه جايگاه واقعي ما كجاست؟! به نظر من اين نكته بزرگترين مشكل در مملكتمان است كه اگر رفع شود (خواب ديديد ، خير باشه!) اكثر مشكلات ديگر به خودي خود حل خواهد شد .

  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
مهرزاد غنی پور : زنان کوهدشت از بیکاری گله می کنند از اینکه همه روزها برایشان تکراری است و روزی نیست که تغییری را تجربه کنند. آنها شب ها در کوچه گرد هم می آیند تا با هم درددل کنند که گاه این شب نشینی تا ساعت چهار صبح ادامه پیدا می کند.این زنان در طول روز به کوچه می آیند اما دختران مجرد شب هنگام به جمع آنها می پیوندند.زهرا دانشجوی 23 ساله در آغاز مراسم شب نشینی به در خانه همسایه ها می رود و زنگ ها را به صدا درمی آورد.

ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

دوستی می گفت من رای نمی دهم ٬ البته با دلایلی که برای خودش داشت و من هم در یک کلام گفتم تو اگر رای ندهی وجود  نداری ، به عبارتی  تو اگر رای بدهی با یک رای خودت را اثبات کرده ای و اگر رای ندهی نیستی .... مخالف هم هستی باش  ولی خنثی نباش ٬ عبارت محلی هم اینه که سیب زمینی نباش ...

ما جز کدام دسته هستیم ؟ رای بدهیم یا نه ؟

  نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی  به کی رای میدهد ؟

n0e0zjv60h7jv9txq0md.jpgابتدا قبول کنیم که رقابت اصلی بین موسوی و احمدی نژاد است و دو کاندیدای محترم دیگر برای گرم کردن تنور انتخابات وارد این عرصه شده اند .

خیلی ها بطور خصوصی از من می پرسند که به چه کسی رای بدهیم ٫ نمی دانم گفتن و یا نظر من چه تاثیری داره ؟ آیا به حرف من گوش می دهید یا نه ؟ اصلاْ برای شما مهم هست  فضول کوهدشتی می خواهد به کی رای بده ؟

چیزی که این روزها مهمتر از همه چیزه اینه که ما به عنوان یه شهر وند اولاْ تلاش کنیم که حضور شایسته ای در پای صندوقهای داشته باشیم و در مرحله بعد با درایت و تفکر رای بدهیم باور کنید اگر احساسی رای بدهیم  اصلاْ چیز خوبی نیست و نتیجه جالبی همه نداره

و حرف آخرم ٬ کسانی را می شناسم که صبحانه را در ستاد میر حسین می خورند ٬ نهار در ستاد محمود  احمدی نژاد هستند و شام را در ستاد مهدی کروبی صرف می کنند و برای شب نشینی به ستاد محسن رشایی میروند ٬ روز انتخابات همه به شکار میروند ( اصلاْ رای نمی دهند )

ما مصداق چنین آدمهایی نباشیم ٬ خوب رای بدهیم  ٬ چون واقعاْ برای سرنوشتمان خوب است ٬

 راستی متوجه شدید من  به کی رای می دهم ؟  

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

این روزها خیلی ها از موضوع پخش فیلم دل تنگی های یک شهر دم میزنند ٬ بدون تردید عده ای مخالف مضوع و عده ای موافق هستند سئوال من از شما همشهری گلم این است نظر شما چیست ؟ آیا این کار از سوی فیلمساز کوهدشتی حرکت درستی بوده است یا نه ؟

ضمن اینکه در چند روز آینده  قسمت دوم و نقد مفصل مستند دل تنگی های یک شهر را تقدیم شما خواهم نمود

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:41 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

 نقد دل تنگی های یک شهر (  قسمت اول )

هوشنگ میرزائی مستند ساز کوهدشتی با ساخت مستند دل تنگی های یک شهر  به اعتقاد من می تواند پیشرو یک حرکت رو به جلو برای کوهدشت باشد ٬ به عبارت دیگر باید این اقدام را به فال نیک گرفت تا همچون آینه ای روبرو کاستی ها و پلشتی ها را بشناسیم و اگر همتی باشد  اقدام به حل آنها نمائیم

اما در مورد فیلم ...

دلتنگی های یک شهر به اعتقاد من مستندی است که سعی می کند با هر آنچه وجود واقعی  دارد بیننده را با خود همراه نماید و به عبارت دیگر برای این همراهی از هیچ گونه ترفندی بجز سادگی که از نهاد آدمهای مستند  بر می آید  استفاده نمی کند ٬ بر روی تیتراژ ابتدای فیلم ما صدای تیر اندازی را می شنویم که این صدا به ما می گوید باید منتظر حوادثی تلخ و نگران کننده باشیم که البته در انتهای فیلم این نظریه مورد تائید قرار می گیرد ٬ فیلم با پای کوبی جوانان و در شب بعد از انتخابات شروع می شود ٬ و فردی همچون رسمی که در عروسی ها محلی وجود دارد شاباش می کشد و در خواست پول می کند ٬ در این میان نام نماینده پیروز را که بر زبان می آورد  این ذهنیت به وجود می آید که نماینده مذکور داماد است و بدون تردید مردم هم عروسی که قرار است  این شاه داماد بر آنان حکومت نماید ٬ فیلمساز در ادامه افرادی را بعنوان عوامل  و با عنوان باحضور معرفی  می کند که در حقیقت بازیگران این بازی مسخره ( انتخابات ) در کوهدشت هستند ٬ کسانی که در سالهای نه چندان دور باعث مرگ انسانهای بی گناهی شدند که خاطره تلخ آن در ذهن هر کوهدشتی به یادگار مانده است ٬ اولین نما در شب و بدون نور (بانور کبریت ) تصوریر برداری شده است که به نوعی برای بیننده این پیام را دارد که ما با فیلمی تلخ مواجه هستیم ٬ فیلمی که قرار است آینه دردهای قومی محروم از ابتدایی ترین نیازهای روزمره خود باشد و این تلخی در زمان نیاز به آب توسط روستائیان به گونه ای است که اشک هر بیننده ای را در می آورد و حسی را  در بیننده به وجود می آورد که بر بانیان این بی توجهی لعنت می فرستد و فیلمساز هم بدون تردید بدنبال بر انگیختن این حس بوده است که در این زمینه موفق است

ادامه دارد ....

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

این جوان شایسته نیاز به حمایت دارد

بدون تردید امین آزادبخت از پیشقراولان وبلاگ نویسی در کوهدشت است ٬ او مدت مدیدی است با مدیریت وبلاگ وزین کوهدشت به عنوان اصلی ترین و چندین وبلاگ دیگر از جمله وبلاگ استاد آواز محلی ایران ایرج رحمانپور  فعالیت می نماید   ٬ همو که با ایستادگی ٬ چندین سال است برای اعتلای فرهنگ شهرمان کوهدشت بدون هیچ گونه چشم داشتی می نویسد ٬می نویسد تا برای ارتقاء شهرش تاثیر گذار باشد ٬ می نویسد تا پلشتی های شهر را نمایان سازد ٬ می نویسد تا همراه و مشاوری امین برای مسئولان شهر باشد ٬ با دوربینش زیبایی های شهر را به تصویر می کشد و البته زشتی را هم برای اصلاح در قاب دوربین خود قرار می دهد  آیا می دانید این جوان کوهدشتی برای اینکه بتواند در دنیای مجازی اینترنت دوام بیاورد از جیب شخصی اش هزینه می کند ٬ شاید عده ای هم بر او خرده بگیرند که بابا مگه بیکاری ؟ ولی در واقع او پرکاری پیگیر است ٬ علیرغم نا مهربانی ها هنوز به راه خود ادامه می دهد و بدون تردید  روزی ما  به نیکی ازگذشته پر تلاش  او یاد خواهیم  و بر این همه ممارست او آفرین خواهیم گفت ٬ اما...!! به نظر شما نوشتن این مطالب برای تشویق این جوان کافی است ؟ بدون شک امین آزاد بخت نیاز به تشویق و حمایت بیشتر و بهتری دارد ٬ این تشویق می تواند مادی و معنوی باشد اداره ارشاد کوهدشت می تواند بانی این امر شود و با همکاری فرمانداری در راه تشویق این جوان پویا پیشقدم شوند ٬ باورکنید بدون اغراق می گویم همین عکسهایی را که امین آزادبخت از مناطق مختلف در کوهدشت می گیرد و بدون چشمداشت همه را در معرض دید همگان قرار می دهد اگر توسط عکاسانی که نام حرفه ای بر خود گذاشته اند گرفته شود میلیونها تومان هزینه خواهد داشت ٬ این مطلب گزافه نیست وبنده خود چنین کاری را تجربه کرده ام ٬با مدیریت درست و با تدبیر میشود  این جوان را که به اعتقاد من در این  وانفسای جوانان رپی و کراکی  غنیمتی ارزشمند است بطور حرفه ای حمایت نمائیم تا برای کوهدشت همچنان مفیدباشد ٬ در یک کلام  او برای ادامه راه نیاز به حمایت دارد .

  نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

تک نگاه سعید قاسمی

می خواهم شما را دعوت کنم عکسهای یه همشهری کوهدشتی  را ببنید ٬ یه همشهری که مدتیه دور از کوهدشت به فعالت هنری مشغوله ٬ فیلمسازه اما یه وبلاگ داره که عکسهاشو در معرض دید قرار داده سری بهش بزنید بد نیست . روی آدرس وبلاگ این همشهری  بنام تک نگاه سعید قاسمی  می تونید کلیک کنید

http://saeid88.propicnet.com/

  نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

این داستان عشقی را حتماْ تا آخر بخوانید

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.›› قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

نتیجه اخلاقی : ... عشق  را یاد بگیریم  

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM