تبليغاتX
بیائید با هم حقیقت را فریاد بزنیم کوهدشت سیتی
 
بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد
 

پرتره از آغاز اختـراع عكاســي تاكنون تغييرات فراواني پيدا كرده است. براي گرفتن يك پرتره خوب بايد موارد زير را مد نظر داشته باشيد
1- صورت و خصوصيات صورت مدل را تجزيه و تحليل كرده و بهترين حالت صورت را براي عكاسي درنظر بگيريد. براي اين كار مدل را بررسي كنيد، اول با او صحبت كرده تا بتوانيد بهترين حالتي كه معايب او به نظر نرسد را انتخاب كنيد. به عنوان مثال اگر كسي داراي چانه چاق مي‌باشد نبايد سر خود را به پايين بياورد.

                            توپولي

2- يكي از مهمترين وسايلي كه براي عكسبرداري پرتره مورد نياز است استفاده از عدسي‌هاي خاص پرتره مي‌باشد كه ويژگي‌ نرم‌كردن تصوير را دارا مي‌باشند. اين ويژگي را نبايد با واضح نبودن عكس به دليل ناميزان بودن عدسي اشتباه گرفت. اين عدسي‌ها خطوط چهره مثل چين و چروك را محو مي‌كنند. البته لازم به توضيح است كه گاهي اوقات عكاس پرتره ممكن است بخواهد به عمد، چين و چروك پوست را بيشتر هم نشان بدهد.
عدسي‌هاي نرم‌كننده قابل كنترل بوده و مي‌توان شدت نرمش را كنترل كرد. اين عدسي ها بيشتر در دوربين‌هاي قطع بزرگ قابل استفاده مي‌باشند. اگر از دوربين‌هاي قطع كوچك استفاده مي‌كنيد براي اعمال اين ويژگي از شيشه‌هاي مخصوصي استفاده كنيد كه مانند فيلتر بر روي عدسي بسته مي‌شوند و با شكست نور نرمي را ايجاد مي‌كنند. به اين شيشه‌ها ((فيلتر نرم‌كننده)) يا پخش كننده مي‌گويند.

3- گرفتن پرتره در فاصله نزديك باعث اعوجاج و كج‌شكلي مي‌شود. لذا نبايد بيشتر از 5/1 متر به مدل نزديك شد. بنابراين بايد از عدسي‌هايي استفاده كنيد كه فاصلة كانوني بلندتري دارند تا بدون نزديك‌شدن به مدل، ‌نماي درشتي از چهره‌اش برداريد. بهترين لنز براي عكاسي پرتره، لنزي است كه فاصله كانوني آن دو برابر فاصله كانوني لنز نرمال ‌باشد. به عنوان مثال در يك دوربين 35 ميليمتري، يك عدسي با فاصلة كانوني 85 تا 135 ميلي‌متر براي پرتره مناسب است.

4- نوع و اندازه دوربين براي عكاسان حرفه‌اي كه عكس را روتوش مي‌كنند بسيار مهم است. در كادرهاي كوچك مانند دوربينهاي 135 امكان روتوش نگاتيو براحتي وجود ندارد. همچنين هنگام استفاده از دوربينهاي ديجيتال، هرچه رزولوشن سنسور بيشتر باشد، براي عكاسي پرتره مناسبتر است.

5- زمينه بايد متناسب با موضوع باشد.

6- دوربين بايد در جايي تعبيه شود كه بتواند مناسب‌ترين زاويه‌ها را دارا باشد.

7- فاصله طوري تنظيم شود و ديافراگم تا جايي بسته شود كه نقاط اصلي موضوع كه مد نظر عكاس است، در داخل ميدان وضوح واقع شود.

                               توپولي

8- سوژه نبايد تا آماده‌ شدن عکاس تکان بخورد. در زمان‌هاي قديم كه حساسيت شيشه‌هاي عكاسي كم بود از آلاتي براي نگهداري و ثابت نگه‌داشتن موضوع استفاده مي‌كردند. بايد دقت كرد كه سوژه با تكان‌خورد از ميدان وضوح خارج نشود. در صورت استفاده از دوربين‌هاي انعكاسي سوژه دائماً در منظره ياب ديده مي‌شود و تغيير وضوح آن مشخص است.

9- نورسنجي از مواردي است كه دقت بسيار زيادي را مي‌خواهد. نور بايد به قدر كافي به فيلم بتابد. اگر موضوع نمي‌تواند بي‌حركت باشد بهتر است با ديافراگم بازتري عكس گرفت تا با سرعت عكسبرداري بالا از تكان‌‌خوردگي موضوع جلوگيري شود؛ مانند پرتره كودكان.

10- نور بي‌شك از مهمترين مسئله‌اي است كه عكاس با آن روبروست.

به‌طور كلي دو نوع نور وجود دارد:

1- نور عمومي كه همه‌جاي مدل را در روشنايي لطيف قرار مي‌دهد.

2- نور اختصاصي كه فقط به نقاط لازم تابانده مي‌شود.


نور عمومي به تنهايي موضوع را تخت و مسطح نشان مي‌دهد. بهتر است نور اختصاصي براي القاي عمق و بُعد استفاده ‌شود. مي‌توان به وسيلة كاغذ يا پارچة سفيد سايه‌ها و انعكاس‌هاي دلخواه را به وجود آورد. قابل ذكر است كه در عكاسي سياه و سفيد تلفيق دو نور مصنوعي و نور طبيعي مانعي ندارد. اما در عكاسي رنگي به علت تأثيرات آبي و زرد موجود در اين نورها بايد نورسنجي بسيار دقيقي انجام شود و از يك نوع نور (مصنوعي يا طبيعي با كلوين يكسان) استفاده شود.

نورپردازي پرتره:

1- نور روبرو: تصويري كاملاً مسطح و بي‌عمق ايجاد مي‌كند.

2- نور مايل: برجستگي‌ها را بهتر نشان مي‌دهد ولي قسمتي ازچهره در تاريكي است.

                                     توپولي

3- نور مماس: براي برخي از حالت‌هاي چهره در وضع نور مايل مي‌توان چنان پيش رفت تا نيمي از صورت را روشن كند و با آن مماس شود.

4- نور پايين: از پايين به موضوع مي‌تابد و حالت خاصي را به چهره مي‌بخشد كه بيشتر براي ايجاد جلوه هاي ويژه نوري كاربرد دارد. در اين حالت سوژه كمي ترسناك بنظر مي رسد..

  نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

استادى در شروع کلاس درس، ليوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند ٥٠ گرم، ١٠٠ گرم، ١٥٠ گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقيقاً وزنش چقدر است. اما سوال من اين است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هيچ اتفاقى نمی‌افتد.
استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
يکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد مي‌گيرد.
حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گيرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت: خيلى خوب است. ولى آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند: يکى از آنها گفت: ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت: دقيقاً. مشکلات زندگى هم مثل همين است.
اگر آنها را چند دقيقه در ذهن‌تان نگه داريد، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد.
اگر بيشتر از آن نگه‌شان داريد، فلج‌تان می‌کنند و ديگر قادر به انجام کارى نخواهيد بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد.
به اين ترتيب تحت فشار قرار نمی‌گيريد، هر روز صبح سرحال و قوى بيدار می‌شويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشى که برايتان پيش می‌آيد، برآييد!
دوست من، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذار. زندگى همين است!

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
کوهدشت سیتی

آلمانی: هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.

فرانسوی: مردی که به خاطر پول زن می گیرد، به نوکری می رود.

انگلیسی: زن عاقل با داماد بی پول خوب می سازد.

لهستانی: داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت.

ایتالیایی: دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد.

فرانسوی: داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.

ایتالیایی : دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر.

آذربایجانی: در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن.

چینی: برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی.

اسپانیایی: اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر.

ترکی: اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار.

اسپانیایی: ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد.

فرانسوی: ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.

آلمانی: زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند.

اسکاتلندی: هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند.

آلمانی: با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
 كوهدشت سيتي

 
سارا 2 سال گذشته در چنين روزهايي روي تخت بيمارستاني در شهريار جان باخت. 3 مرد جوان كه او را به بيمارستان آورده بودند، با شنيدن خبر مرگش يكباره ناپديد شدند.

در همان نخستين لحظات، پزشكان بيمارستان دريافتند دختر جوان بر اثر مسموميت شديد با قرص‌هاي روانگردان و مخدر شيشه به حالت كما رفته و ديگر هيچ گاه بيدار نشده است. او قرباني عشق اينترنتي به جوان همشهري‌اش شد. اين را مجيد، يكي از آن جواناني كه در ارتباط با اين ماجرا دستگير شد، مي‌گويد: آن دختر را كريم به خانه ما آورد. مي‌گفت با او كه همشهري‌اش است، از طريق اينترنت آشنا شده و به او گفته اگر با هم به تهران فرار كنند، مي‌توانند با هم ازدواج كنند و زندگي خوبي داشته باشند. او هم قبول كرده بود و آمده بودند به تهران. اما كريم زير قولش زد.

دختر بيچاره را به باغي در اطراف شهريار منتقل كرديم. روز مرگش داخل باغ قصد آزارش را داشتيم و براي اين كه به خواسته‌مان برسيم، مقدار زيادي قرص روانگردان و مخدر شيشه به او داديم و نقشه شيطاني‌مان را اجرا كرديم. وقتي به خودمان آمديم، ديديم يخ كرده و ديگر نفس نمي‌كشد.

ترسيده بوديم. رسانديمش بيمارستان. از حرف‌هاي پزشكان معلوم بود زنده نمي‌ماند. ما هم از آنجا فرار كرديم.

كليك دوم: اواخر مردادماه سال گذشته جسد دختري كه سر و صورتش با جسم سختي مجروح شده بود، در اطراف يك پارك كشف شد. دختر جوان با وجود مجروح بودن جنين 7 ماهه‌اي داشت. پس از اطلاع، ماموران در محل حاضر و تحقيقات وسيعي درباره كشف هويت مقتوله كردند و نيز علت قتل را در دستور كار خود قرار دادند.

بررسي مدارك شخصي، رايانه و پرينت تلفن نيلوفر نشان داد دختر جوان از طريق چت با پسري 23 ساله در ارتباط بوده است. جوان دستگير و در بازرسي منزل وي مدارك مقتوله پيدا مي‌شود و مرد جوان لب به اعتراف گشوده و پرده از جنايت تلخي برمي‌دارد كه از روي نگراني و ترس از آبروريزي از ارتباط پنهاني با دختر بيچاره شب هنگام او را به محل خلوتي كشانده تا با قتلش براي هميشه خود را از شر اين كابوس وحشتناك خلاص كند.

پزشكي قانوني علت مرگ دختر جواني را كه در پي يك رابطه اينترنتي از خانه فرار كرده و به منزل پسر مورد علاقه‌اش رفته بود، مصرف بيش از حد مشروب الكلي اعلام كرد.

كليك سوم: سارا، نيلوفر و ده‌ها دختر و زن جواني كه در پرونده‌هاي مشابه از خانه فرار كرده، مورد تعرض قرار گرفته يا به قتل رسيده‌اند اولين قربانياني عشق‌هاي كور اينترنتي نيستند؛ همان‌طور كه آخرين اين قربانيان نيز نخواهند بود. دوستي‌هاي پنهان اينترنتي مدت‌هاست همچنان قرباني مي‌گيرد. كم نيستند كاربراني كه از طريق چت روم‌ها با سايت‌هاي دوست‌يابي در فضاي مجاز اينترنت خطر ارتباطي از اين نوع را با همه مشكلات ريز و درشتش به جان خريده و بابت اين ارتباط بهاي سنگيني پرداخته‌اند.چند سالي است اينترنت و فضاي مجازي نه تنها مراكز اداري و تجاري، بلكه در بسياري از خانه‌هايي كه فرزندان نوجوان و جوان دارند، جايي براي خود پيدا كرده است و كاربران اينترنتي از اين فناوري براي انجام كارهاي مختلف استفاده مي‌كنند. در اين ميان، دوستان اينترنتي بسياري پيدا مي‌كنند، با آنها آشنا مي‌شوند، چت مي‌كنند، شماره تلفن رد و بدل مي‌كنند، آدرس مي‌دهند و... گاهي مواقع نيز اين آشنايي‌ها و دوستي‌ها به عشق‌هاي اينترنتي و ازدواج مي‌انجامد.افرادي كه وارد فضاي جت مي‌شوند 2 نوع هستند. دسته اول افرادي هستند كه چنين رابطه‌هايي برايشان هيچ معني‌اي ندارد و فقط براي اين كه اوقات بيكاريشان را پر كنند و گپي زده باشند يا قصد داشته باشند مدتي احساسات بقيه را به بازي بگيرند به جستجو در فضاي مجازي مي‌پردازند. دسته دوم افرادي هستند كه بسيار سريع تحت تاثير احساساتشان قرار مي‌گيرند. خيلي زود به ديگران و بخصوص جنس مخالفشان وابسته مي‌شوند و هميشه منتظر دريافت ايميل از عشق مجازيشان هستند. هميشه به او فكر مي‌كنند و گاه هفته‌ها بدون اين كه حتي يك بار دوست اينترنتي خود را ديده باشند، به او وابسته مي‌شوند و شب و روزشان را با فكر عشق مجازيشان سر مي‌كنند.



ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

پيرو مطالب قبلي ....

قابل توجه دختران كوهدشتي

كوهدشت سيني

بسياري از مشكلاتِ پس از ازدواج كه منجر به طلاق و شكست مي‌شود، به روزگار قبل از ازدواج و به مرحله انتخاب برمي‌گردد ، يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي جوانان قبل از ازدواج، شناخت مطمئن همسر آينده‌شان است و اينجا نقطه تمركز نگراني‌هاي دختران و پسران است اما اكثرا از آسان‌ترين، كم‌هزينه‌ترين و درست‌ترين شيوه، غفلت مي‌كنند! و آن راه كار مطمئن "حذف موارد اشتباه و نادرست در گام نخست " است.

اساسا فرايند شناخت كامل همسر و هم زباني و تفاهم با او پروسه اي طولاني دارد و مراحل تكميلي آن در ايام پس از ازدواج (بين 6 ماه تا 3 سال پس از ازدواج وتشكيل خانواده) اتفاق مي افتد ، و در آن مدت نبايد به انتظار معجزه نشست چون ازدواج با برخي افراد ريسك بسيار زيادي دارد و از آغاز آشنايي قابل پيش‌بيني است و صرف ابراز علاقه يا... چيزي را عوض نمي‌‌كند. اين گونه ازدواج ها در تمام موارد به شكست (اعم از طلاق و جدايي و سردي روابط و ...) منجر مي‌شود. راهكار عاقلانه و مطمئن حذف انتخاب‌هاي نادرست است.

جواني و فرصت هاي ناب و البته زود گذر آن قابل برگشت نيست. با اين افراد اصلا ازدواج نكنيد

1. معتاد (مگر ترك انگيزه‌اي كند و ديگر معتاد به حساب نيايد)

2. بيمار رواني (بيماري كه ارتباطش را با واقعيت از دست داده و تا كاملا درمان نشده)

3. بي‌دين و لا مذهب ( رعايت اين توصيه براي تمام افراد بشر با هر دين و مذهبي مفيد است)

4. بد اخلاق، تندخو ( كسي كه اخلاقش قابل پيش بيني نيست)

5. مادي و بخيل

۶. مجرم‌خو، تبهكار و خلاف كار

7. دوست‌باز افراطي (و مطلقا بي‌تمايل نسبت به خانواده)

8. بي‌كاره و علاف

9. زن زيبا از خانواده فاسد (نكته)

10. بچه ننه (وابستگي شديد به مادر و خانواده)

  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي.

- اول اين که سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!
- دوم اين که در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي.
- و سوم اين که در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني. 

پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟ 

لقمان جواب داد:
- اگر کمي ديرتر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که مي خوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.
- اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهنرين خوابگاه جهان است.
- و اگر با مردم دوستي کني، در قلب آنها جاي مي گيري و آن وقت بهترين خانه هاي جهان مال توست.

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 8:23 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
اي خداوند!
به علماي ما مسؤوليت
و به عوام ما علم
و به دينداران ما دين
و به مؤمنان ما روشنايي
و به روشنفكران ما ايمان
و به متعصبين ما فهم
و به فهميدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پيران ما آگاهي
و به جوانان ما اصالت و به اساتيد ما عقيده
و به دانشجويان ما نيز عقيده و به خفتگان ما بيداري
و به بيداران ما اراده و به نشستگان ما قيام
و به خاموشان ما فرياد و به نويسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف و به مبلغان ما حقيقت
و به حسودان ما شكاف و به خودبينان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب و به فرقه‌هاي ما وحدت
و به مردم ما خودآگاهي
و به همه‌ي ملت ما، همت تصميم و استعداد فداكاري و شايستگي نجات و عزت ببخش!
  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

آيا شما و همسرتان هميشه در مورد تمام مسايل از قبيل بـيـرون رفتن براي شام، باز گذاشتن درپوش خمير دندان و يا تربيت بچه ها با يکديگر مشاجره ميکنيد؟ دکتر جانسون نـويسنده کتاب "مشکلات عشق و ازدواج" ميتواند شما را در ايـــن زمينه راهنمايي کند. به وسيله 5 اصل مهم شما يـــاد ميگيريد که چگونه ارتباط بهتري با ديگران برقرار کنيد. ايـن اصـول بنـيـان هـاي خـانوادگي زيادي را از خطر نابودي نجات داده اند.




ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

۱) صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کار پربرکت تر خواهد شد.


2) در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 11:26 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
 

قلب

فضول کوهدشتی : در گشت زنی وبلاگ ها یه مطلب دیدم حیفم اومد شما هم نخوانید ٬ شاید ده دقیقه وقت شما رو بگیره ولی ارزش داره مخصوصاْ اونایی که زندگی شون یه جورایی متزلزل شده ٬ مطالبی هست که به ماها راه و روش درست زندگی کردن رو می آموزه


روش های رسیدن به شادی و آرامش در زندگی مشترک

اگر می خواهید یک زندگی شاد و پر از عشق را در طول زندگی خود تجربه کنید ، از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن کوتاهی نکنید. هر لحظه از زندگی تان را با عشق و صمیمیت سپری کنید. تنها در این صورت است که می توانید از یک زندگی شاد و ایده آل برخوردار شوید و به همراه فرزندان تان به سمت تکامل و موفقیت گام بردارید. حال برای داشتن یک زندگی گرم و صمیمی به این توصیه ها توجه کنید:


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

آرامش چیست ؟

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ،آرامش را تصویر کند.نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند .آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ،کودکانی که در خاک می‌دویدند ، رنگین کمان در آسمان ،و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ .پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.

اولی :تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود . در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید .و اگر دقیق نگاه می کردند ، در گوشه چپ دریاچه ، خانه کوچکی قرار داشت ،پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

تصویر دوم :هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود . آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ،و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل‌آسا بود .این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ،هماهنگی نداشت .اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ،جوجه پرنده ای را می دید .آنجا ، در میان غرش وحشیانه طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود. پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده جایزه بهترین تصویر آرامش ،تابلو دوم است .

بعد توضیح داد
: آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل ،بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود .این تنها معنای حقیقی آرامش است

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 6:42 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم..روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم.روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد
.در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد.گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.ـ

:فضول کوهدشتی هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشدهيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيدآن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!  مهم این است که شما برای هر کاری فکرت را به کار بندازی

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 8:21 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال جقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند که : "دیگر چاره ای نیست، شما به زودی خواهید مرد".
دو قورباغه، این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر، دائماً می گفتند که : "دست از تلاش بردارید، چون نمیتوانید از گودال خارج شوید، به زودی خواهید مرد". بالاخره یكی از قورباغه ها، تسلیم گفته های دیگر قورباغه شد و دست از تلاش برداشت. او بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار، اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتی از گودال بیرون آمد، بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: "مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟". معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع، او در تمام مدت فكر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند.

فضول کوهدشتی : به اعتقاد شما باید چه نتیجه ای از این داستان بگیریم

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

نگرش که مانع پیشرفت در زندگی می شود

من تا کنون در مورد عقاید مختلف در انسان های متفاوت، صحبت های زیادی کرده ام و حرف های زیادی با شما در این مورد که چگونه می توانید عقاید خود را در جهت بهبودی زندگیتان تغییر دهید، بیان نموده ام. برخی از افراد هستند که دارای نگرش های غلطی در زندگی می باشند و من تصور میکنم که دیگر نوبت به آن رسیده باشد که چند نمونه از این موارد را مخاطب قرار داده و سعی در رفع آنها داشته باشیم.

عقاید ابتدایی ما از روی رفتار و نگرش های پدر و مادر، معلمین، همکلاسی ها، تلویزیون، و سایر رسانه های جمعی شکل می گیرند. زمانی که جوان هستیم تصور میکنیم که بزرگتر ها بیشتر از ما درک می کنند، به همین دلیل هر چه را که می گویند باور می کنیم و به آنها اعتماد می کنیم. زمانی که بزرگتر می شویم به مرور زمان سیستم فکری مخصوص به خودمان را پیدا می کنیم، اما باز هم این امکان وجود دارد که بخشی از تفکرات و نگرش های زمان بچگی در وجود ما باقی بماند. گاهی اوقات خودمان هم متوجه نمی شویم که دارای یک چنین عقایدی هستیم.

در این قسمت چند نمونه از عادات نه چندان مناسب را برایتان ذکر می کنیم؛ ببینید که آیا در ذهن شما هم یک چنین گرایش هایی وجود دارند یا خیر؛


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 8:47 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
نقش ‌حساس پدر در ‌تربيت‌ فرزندان
يكي از انسان‌شناسان مشهور معتقد بود، پدران به لحاظ زيست‌شناسي يك ضرورتند، ولي از حيث اجتماعي يك عامل ثانوي به شمار مي‌روند. اين عقيده براحتي در فرهنگ ما نيز جا باز كرده بود.

در جامعه ما تصوير سنتي پدران نشان‌دهنده آن است كه آنها در مراقبت از كودك هيچ نقشي نداشتهاند، هنگام تولد كودك در اتاق انتظار مي‌مانند، تعويض پوشك يا گرم كردن بطري شير را هرگز به عهده نمي‌گيرند، پاي خود را به مهدكودك نمي‌گذارند و تربيت فرزند را تقريبا به طور كامل به همسرانشان مي‌سپارند. اين پدران افسانه‌اي كه به ايفاي نقش اختصاصي نان‌آور خانواده سرگرم بودند، الگويي مقتدر اما دور از دسترس براي فرزندان خود بوده و بندرت شركاي فعالي در تربيت فرزندانشان محسوب مي‌شدند.

پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه تاثير پدر بر فرزند ماندگار است و كودكان براستي به پدر نياز دارند، اما به ياد داشته باشيد وجود هر پدري مفيد نيست. زندگي كودكان تحت تاثير پدراني كه از نظر عاطفي حضور دارند، براي فرزندان خود ارزش قائل مي‌شوند و در ناراحتي‌ها و نگراني‌ها مي‌توانند فرزندانشان را آرام كنند بسيار بهتر مي‌شود اما در عوض پدراني كه خشونت مي‌وزند، عيب‌جو هستند، فرزند خود را تحقير مي‌كنند يا از نظر عاطفي سرد هستند مي‌‌توانند بشدت به فرزند خود آسيب برسانند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

این فقط یک داستان است ولی ممکن است در گوشه ای از این کره خاکی برای کسی اتفاق افتاده باشد.

من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم والدینم خیلی کمکم کردند دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود.فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود...!
اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد .و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم...یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت:اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو......! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم.اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم.وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم. و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم.یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم.پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیروناومدی...!ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم .به خانوادهء ما خوش اومدی!!! 

فضول کوهدشتی : بعدش هی بگین تو خارج همه فاسدن ، راستی می دونید ما در ایران چقدر آمار قتل های ناموسی داریم

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
به هنگام صحبت و گفت و گو با اشخاص به موارد زير توجه داشته باشيد:
1. در سلام گفتن نفر اول باشيد.
2. خودتان را به ديگران معرفي كنيد.

ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM