بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد |
۲- و اكنون با توام تويي كه اين روزها در پس نقابي دروغين سردمدار سكوتي با موج سبزبودي! (و من تازه معنای سکوت را فهمیده ام!)ولي با ندانم كاري هايت، با بيانيه هايي بي سر وته ومغرضانه كه يكي پس از ديگري روي تلكس سايت هاي خبري داخلي و خارجي رفت و ناخواسته بستري پوششي فراهم آورد براي نقشه هاي از پيش تعيين شده بي وجدان هاي تروريست (آنهایی که نشاندن گلوله گرم بر جان مردم بی گناه وبه آتش کشیدن مقدساتشان را آزادی خواهی مینامند...مرگ بر این آزادی ..مرگ...) و شروع آشوبهايي كه شهرم را به چالش كشيد ...تو را نمي بخشم ...و خوشحالم كه انگشتم براي كس ديگري جوهري شد...واگرغیر از این می کردم هرگز خود را نمي بخشيدم...هرگز... چرا كه در سبزی ات ردي از خون و خشم و آتش و توطئه ديده امراستي ...شك دارم كه بداني وطن را با چه (ت،ط؟!؟) اي مينويسند... شک دارم...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|