بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد |
دختر سوخته و خرید خانه
دوستی برام تعریف کرد ، دنبال يه خانه براي خريد مي گشتيم دم يه بنگاهي تو دلم از خدا خواستم همينجا كارمون رو درست كنه و خونه رو بخریم ، وارد بنگاه كه شديم ديديم يه پيرمردي داره در مورد فروش خانه اش با بنگاهي صحبت ميكنه توجهم جلب شد و سر صحبت رو باهاش باز كردم
خيلي سريع صحبتمون گرم شد و ...رفتيم ديدن خونه اش ، وقتي داشتيم خونه اش رو وارسي ميكرديم ...ديديم يه خانم جواني كه توان تكون خوردن رو هم نداشت روي تخت بستريه ...با صورتي سوخته ، در واقع اون خانم جوان عروس اون خانواده بود كه بر اثر يه فرهنگ غلط و دردناك شديدا دچار سوختگي شده بوده و به عبارتی خودش را آتش زده بوده ، دردی که متاسفانه در کوهدشت ما هنوز درمانی برایش درست نشده است ، از صحبتهای پیرمرد فهمیدم که برای تامین مخارج درمان دختره مي خواهند خانه رو بفروشن و يه خونه كوچيك تر بخرن، اون خونه براي ما مناسب نبود و معامله مون هم نشد اما فهميدم كه خدا ما رو اونجا فرستاده بود تا هم قدر نعمت سلامتي مون رو يادمون بندازه ...هم با اون حالي كه با ديدن اون صحنه بهمون دست داد از ته دل برای اون دختر دعا كنيم...و شايد هم براي اينكه يه روزي مثل شمايي بياد اينجا و اين مطلب رو بخونه و از ته دل براش دعا كنه خودم كه اين مطلب رو الان دارم مينويسم بغضم گرفته و دعا می کنم هیچ همشهری دچار این بی فرهنگی نشه .
به امید روزی که از این دست خبرها را در کوهدشت نشنویم
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|