بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد |
هر كه نان عمل خويش خورد منــــت حـــــاتم طـــائي نــــــــبرد
من او را به همت و جوانمردي از خود برتر ديدم
فضول کوهدشتی : چند روز پیش شاهد ماجرایی بودم که حیفم آمد برای شما ننویسم ، مردی ( شاید هم یک نامرد ) برای اینکه بتواند با پولی که از من و دیگران می گیرد برود گوشه ای و خود را بسازد چنان التماس میکرد تو گویی زن و فرزندش گرسنه در خانه منتظر او بودند ( معتاد بود ) جالب اینکه می گفت من مثل دیگران اظهار نمی دارم مسافر هستم و یا تازه از زندان آراد شده ام ، مردانه می گویم می خواهم خودم را بسازم و خمار هستم ، بدون فوت وقت بیاد حکایت بالا افتاد و بر غیرت آن مرد خاکن احسنت گفتم و از سر ترحم اندک پولی هم به آن مردک دادم ، نمی دانم کار خوبی کردم یا نه ؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|