خواننده دایه دایه وقت جنگه دافانی را وداع گفت

 

رضا سقايي ،خواننده پيشکسوت موسيقي لري که سالها از بيماري رنج مي برد از ده روز پيش به علت سکته مغزي در بيمارستان ساسان تهران بستري شده بود. رضا سقایی، نام بلندی است که بسیاری از مردم ایران و جهان نام لر و موسیقی لری را با صدای وی می‌شناسند. سقایی در طول زندگی پربار هنری خود آثار ماندگاری چون «تفنگ»، «موتورچی» « قدم خیر» و … را به جامعه هنر و موسیقی مردم لر و ایران تقدیم کرد. فتح الله سقايي برادر آن مرحوم: به احتمال زياد مراسم تشييع روز سه شنبه از مقابل تالار وحدت خواهد بود.  

رضا سقايي ، خواننده موسيقي لري و قطعات ماندگاري چون “دايه دايه وقت جنگه” صبح يکشنبه بر اثر نارسايي تنفسي در تهران درگذشت.

به گزارش مهر، رضا سقايي ،خواننده پيشکسوت موسيقي لري که سالها از بيماري رنج مي برد از ده روز پيش به علت سکته مغزي در بيمارستان ساسان تهران بستري شده بود.

 سقايي متولد 1318 در خرم آباد بود و مدتي در کلاسهاي آواز اسماعيل مهرتاش به آموزش خوانندگي پرداخت.وي در اواخر جنگ تحميلي بر اثر اصابت ترکش بمب در ازنا مجروح شد و تا زمان مرگ درگير مصائب و عوارض اين اتفاق بود.
 
وي در طول زندگي هنري اش  با هنرمنداني همچون علي اکبر شکارچي ، مجتبي مير زاده و فرج عليپور همکاري داشته و قطعات ماندگاري از وي برجاي مانده است؛او نخستين بار تصنيف “آن نگاه مست تو” را به زبان لري اجرا کرد؛همچنين در سال 86 ، ترانه “دايه دايه” با تنظيم مجتبي ميرزاده و با صداي سقايي جزو آثار فاخر و ماندگار يکصد سال اخير موسيقي ايران به ثبت رسيد.
 
فتح الله سقايي برادر آن مرحوم در باره تاريخ تشييع اين هنرمند گفت : در حال پيگيري امور خاکسپاري هستيم و به احتمال زياد مراسم تشييع روز سه شنبه از مقابل تالار وحدت خواهد بود.
 
وي افزود: پيکر آن مرحوم را پس از تشييع از مقابل تالار وحدت به خرم آباد منتقل و در آنجا به خاک مي سپاريم.

  رضا سقایی در سال 1318 در محله ی قدیمی پشت بازار شهرستان خرم آباد متولد شد. در دهه ی 40 با ترانه های فولکلور موسیقی لری را با شکوهی بی نظیر به عرصه ی ملی کشاند.

توانایی حنجره استاد رضا سقایی در سال 56 با همراهی شادروان مجتبی میرزاده برای بازسازی هنرمندانه ی ترانه های«دالکه»، «تفنگ»، «زندگی»، «قدم خیر»، «دایه دایه»، «موتورچی» به اوج رسید و موسیقی لری در پهنه  ایران معرفی و مشهور شد.

رضا سقایی اما در سال 57 به علت عمل لوزه ، حنجره طلایی اش را به خاطره ها سپرد اگر چه  حضور نمادین  و گاه بگاه او در مجامع هنری شوری زائد الوصف را در میان علاقمندان بی شمارش پدید می آورد. متاسفانه سقایی از ابتدای سال 87  به علت کسالت شدید بستری شده و پس از سکته ی مغزی در 19 اسفند سال گذشته در نهایت صبح امروز دار فانی را وداع گفت.

تشیع حاج آقا مروجی

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

تشیع حاج آقا مروجی

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

 

گزارش تصویری

حاج ماشالله مروجی مرد دیانت ، مردی که برای کوهدشتی  ها نماد دین و دیانت بود به دیار باقی شتافت وو هم از میان ما و این دنیای  فانی رفت گزارش تصویری تشیع و تدفین این عالم ربانی را برای شما  می گدارم ببنید

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

کوهدشت سیتی

 

اطلاعیه

نمایشگاه عكس امین آزادبخت با عنوان "طبیعت لرستان غزلی بی پایان" در نگارخانه میرملاس واقع در مجتمع فرهنگی هنری امید شهرستان کوهدشت برگزار می‌گردد.

زمان افتتاحيه نمايشگاه : روز یکشنبه 27 تیرماه ، ساعت 11 صبح
زمان بازدید:از روز یکشنبه ، 27 تير ماه به مدت یک هفته ، هر روز از ساعت 9 تا 19
مکان بازديد : کوهدشت ، میدان قدس ، پارک فدک ، مجتمع فرهنگی هنری امید
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کوهدشت ، نگارخانه میرملاس

بدون عنوان ..................................................................

ژاپن: به شدت مطالعه مي كند و براي تفريح، ربات مي سازد.
مصر: درس مي خواند و هر از گاهي عليه حسني مبارك، در و پنجره دانشگاهش را مي شكند.
هند: او پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر زيبايي مي شود و همزمان برادر دوقلويش را كه سال ها گم شده بود، پيدا مي كند؛ سپس ماجراهاي عاشقانه واكشني (ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آن دو با هم عروسي مي كنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود.
عراق: مدام به تيرها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد و در صورت زنده ماندن، درس مي خواند.
چين: درس مي خواند و در اوقات فراعت، مشابه يك مارك معروف خارجي را مي سازد و با يك دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد.
گينه بيسائو: او منتظر است تا اولين دانشگاه كشورش افتتاح شود تا به همراه برو بچ هم قبيله اي درس بخواند.
كوبا: او چه دلش بخواهد و چه نخواهد، يك كمونيست است و بايد با سواد باشد و همين طور بايد براي طول عمر فيدل كاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري آمريكا دعا كند.
پاكستان: او به شدت درس مي خواند تا در صورت كسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان دربيايد.
اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيكاري بين كلاس، چند نفر از قبيله توتسي رامي كشد.
انگليس: نسل دانشجوي انگليسي، درحال انقراض است و احتمالاتا پايان دوره كواترناري، منقرض مي شود، ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند.
ايران: عاشق تخم مرغ است! سركلاس عمومي، چرت مي زند و سركلاس اختصاصي، جزوه مي نويسد! سياسي نيست، ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولاليگ تمام كشورهاي بالارا دنبال مي كند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است؛ البته نيم ساعت مانده به آخر كلاس. هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد! او سه سوته عاشق مي شود؛ اگر با اولي ازدواج كرد كه كرد والاسيكل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تكرار مي شود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مي شود؛ ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده كه چرا صاحب خانه ها جان به عزرائيل مي دهند اما اجاره منزل به دانشجو نه؟!


پ.ن1: باور کنید زیاد نمی نویسم فونت نوشته هام بزرگه واسه همین زیاد به نظر میاد. معلم نابینایان باید رعایت حال چشمای شما رو بکنه دیگه!

پ.ن 2: با تشکر از آقای یوسفی بابت این مطلب.

پ.ن3: باز هم ننوشتم! این یکی copy ،past بود.

چند اظهار نظر از کاربران در خصوص مطلب نامه یک دلسوز

باسلام ٬ در خصوص پست قبلی با عنوان نامه یک دلسوز چند کامنت از دوستان که برایم نوشته اند  را می گذارم و از دوستانی که مایلند در این خصوص نظر بدهند در خواست دارم در قسمت نظرات و مطالب خود را بنویسند . باتشکر


نویسنده: یک کوهدشتی
یکشنبه 6 تیر1389 ساعت: 18:52
با سلام صد افسوس که در شهر ما کوهدشت افرادی چون این آدم بی فرهنگ در راس بعضی از امور قرار گرفته اند و من برای خودم متاسفم که باید در چنین فضایی زندگی کنم من بابت بی ادبی این مردک از شما که مدتی است در جهت اصلاح معضلات این شهر تلاش می کنید معذرت می خواهم
 
نویسنده: صادق امرایی
دوشنبه 7 تیر1389 ساعت: 11:39
با سلام
به نظر من ایشان یک دلسوز نیست - بلکه یک دل آزار دل مزده است _ به نظر میرسد او آدم نفهمی است که منظوز شما را متوجه نشده است- منهم به نوشته شما اعتقاد کامل دارم که خطر این آدمها برای نظام بیشتر از اسرائیل است و من همیشه ناراحت این موضوع بوده ام که چرا باید اینگونه آدمهای کوته بین و کم عقل خود را حامیان سینه چاک نطام بدانند
منهم همچون دوست کوهدشتی بابت این مزخرفاتی که این بی فرهنگ نوشته استاز شما معذرت خواهی می کنم و امیدوارم همچنان به کار ارزشی خود ادامه بدهید
با تشکر صادق امرایی
 
نویسنده: کوهدشتی مهاجر
دوشنبه 7 تیر1389 ساعت: 11:49
مدتی است در خارج از کوهدشت زندگی می کنم اما دلم هماره با نام کوهدشت می تپد و برای سر بلندی اش تلاش می کنم
مدتهاست با کوهدشت سیتی برای خودم حال و احوالی دارم و از مطالبش لذت می برم
آنجایی که باید راهکار بدهد راه را نشان می دهد و در زمانی دیگر فریاد می زند و اعتراض می کند و در بعضی مواقع دل می سوزاند و اشک همه را در می آورد و همه اینها ما را عاشق کوهدشت سیتی کرده است
راستش امروز که این مطلب رتا خواندم خیلی ناراحت شدم که چرا باید بعضی اینقدر بی فرهنگ و بی جنبه باشند که این همه تلاش را با الفاضی سخیف و بدور از انسانیت جواب دهند
راستش اگر من بودم به همان گونه به او جواب مبدادم و همان الفاظ را در مورد حودش کار می گرفتم - اما بدون تردید شخصیت فرهیختخ شما برخورد دیگذی را با این انسان متحجر پیشه کرده است و من بایت این صحه صدر به شما تبریک می گویم
در هر حال من هنوز هم با کوهدشت سیتی حال می کنم و امیدوارم همچنان برای کوهدشتی های داخل و خارج از کوهدشت مفید باشی
 

فضول کوهدشتی و پاسخ به لطف یک دوست

فضول کوهدشتی : ابتدا دوست دارم نامه ای که از سوی دوستی بقول خودش دلسوز برایم ارسال شده بخوانید تا در انتهای این مطلب توضیحی را برای شما بگذارم ٬ در بخشی از نامه به علت رعایت ادب بجای فحش های داده شده که بدتر از آنهایی است که با رنگ قرمز مشخص شده است نقطه چین گذاشته شده است .


براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي شما آزادي بيان داری.پس آنقدر داد بزن آنقدر شربت سینه!!! را با نان بخور و نان را در نوشابه تلیت کن که جر بخوری!خب احمق گوساله تو بااین حرفت آبروی لر ها رو می بری نکنه آن .... با شما داره که عملشو از رو ی فقرمیدونی؟!درضمن کدام داروخانه شیشه ی دوا را مجانی میدهد؟!داروخونه که بقالی نیست که بخوادشربت رو خالی کنه شیشه شو بده با  ...
دست بردار ازاین خریت ثابت کردن ها.ما امروز به کوری چشم حسودها بهترین دولت رو داریم...الحمدلله رب العالمین بگو و ناشکری بیجا نکن که این نشان از بی سوادی تو دارد...
درضمن اگرهمه حق صحبت دارند پس جنابعالی هم این نظر رانمایش بده و حذف نکن...
منتظرجوابت می مونم.


و اما توضیح من :

- در جایی خواندم اگر میخوای کسی را خراب کنی از او دفاع بد بکن ٬ این دوست ما دفاعش از دولت محترم که مورد تائید همه ماست به همین سبک است و من ایشان را نه بی سواد بلکه آدمی احساسی و تند مزاج می دانم که نه بر اساس عقل بلکه بر اساس همان احساس زود گذر حرفش را میزند و بدون تردید  خام و بدور از تعقل !!! دولت محترم چند تا از این مدافعین بی خرد را داشته باشد دیگر نیازی به دشمن ندارد

- ایشان با سه عنوان احمق گوساله ٬ خر  و بی سواد مرا خطاب کرده است ٬ هیچ اشکالی ندارد من ایشان را حلال می کنم  چرا که اعتقاد دارم باید برای اصلاح فرهنگ باید از چنین آدمهای فحش را هم بجان خربد ٬ مصداق کامل متحجرین بی ...

- راستش مدتی بود به دلایلی وبلاگ نویسی را تعطیل کرده بودم ٬ چون کارهای مهمتری داشته و دارم ٬ اما به نظر میرسد برای اصلاح اینگونه افراد باید بیش از اینها به این امور پرداخته شود ٬ باید برای این قضیه وقت بیشتری بگذارم ٬ مشکل ما در لرستان هم همین است که فکر می کنم همه چیز بر وفق مراد است و شهر در امن و امان ٬ نه برادر من ماجرا خیلی بیشتر از اینهایی است که تو  میدانی !!

سری به این لینک بزن  نماینده شهرمان و کودکی فقیر


اما واکنش این دوست دلسوز ما به مطلب ذیل می تواند برای شما  هم جالب باشد  ٬ ضمن اینکه از هم دوستان در خواست دارم در این مورد خاص نظر خود را برایم  ارسال دارند / با تشکر

مادری، در هفته تقریبا دو بار به داروخانه واقع در یک مرکز درمانی مراجعه می کرد و با اصرار بسیار زیاد، تقاضای دریافت رایگان شیشه شربت سینه برای فرزند بیمارش را می کرد ، چندین بار هم توانست دارو را تهیه کند اما تکرار ماجرا باعث مشکوک شدن دکتر داروخانه آن مرکز درمانی شد.
یک روز که آن مادر برای دریافت شربت سینه به داروخانه آمده بود، دیگر دکتر داروخانه به او شک کرد و این شک منجر شد تا خود دکتر شخصا به دنبال زن بی افتد (البته مخفیانه) ، دکتر همچنان به دنبال آن مادر بود تا نهایتا آن مادر وارد یک خانه قدیمی و فرسوده شد.
دکتر داروخانه از شدت کنجکاوی که داشت نتوانست جلوی خودش را بگیرد و از دیوار آن مادر بالا رفت(تا حدی که فقط داخل حیاط را ببیند)...
اشک در چشمان حلقه زد و با ناراحتی فراوان به داروخانه برگشت و ...

.

.

.

او دیده بود که آن مادر شربت سینه را با کمی نان به عنوان مربا به فرزندش می دهد


از وقتی که برای این مطلب گذاشتید تشکر می کنم ٬

از این دوست دلسوز نیز تشکرمی کنم  بخاطر اینکه باعث شد بعد از مدتها ننوشتن بهانه ای برای نوشتن داشته باشم

نامه رسیده

برای خواندن پیامک لری (خرم‌آبادی و بختیاری) و لکی به وبلاگ زیر سری بزنید.
http://loresoon.blogfa.com/
لطفا ما را در این کار فرهنگی همکاری نمایید. با ارسال پیامک لری و معرفی وبلاگ به دیگران و لینک وبلاگ پیامک لری ما را یاری نمایید.
با تشکر

 وب سایت