قابل توجه علی غصه خور های کوهدشتی

استادى در شروع کلاس درس، ليوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند ٥٠ گرم، ١٠٠ گرم، ١٥٠ گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقيقاً وزنش چقدر است. اما سوال من اين است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هيچ اتفاقى نمی‌افتد.
استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
يکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد مي‌گيرد.
حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گيرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت: خيلى خوب است. ولى آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند: يکى از آنها گفت: ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت: دقيقاً. مشکلات زندگى هم مثل همين است.
اگر آنها را چند دقيقه در ذهن‌تان نگه داريد، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد.
اگر بيشتر از آن نگه‌شان داريد، فلج‌تان می‌کنند و ديگر قادر به انجام کارى نخواهيد بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد.
به اين ترتيب تحت فشار قرار نمی‌گيريد، هر روز صبح سرحال و قوى بيدار می‌شويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشى که برايتان پيش می‌آيد، برآييد!
دوست من، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذار. زندگى همين است!

شهید والامقام  محمد رضایی

شهید محمد رضایی

حاج حسن باقری فرمانده ای برای همیشه

حاج حسن باقری

یک عمر دروغ گفتیم ...

من يک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هيچ گاه به خاطر دروغ هايم مرا تنبيه نکرد. مي توانست، اما رسوايم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه اي آوردم پذيرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد

خودمان هم میدانم قربان ؟

کوهدشت سیتی

غلامرضا متقی مدیرکل کمیته امداد استان لرستان با تاکید بر اینکه در چند جای مختلف کشور تاکنون انجام وظیفه کرده و حضور داشته است، بیان داشت: به صورت قاطع می گویم که هیچ مرکز استانی به اندازه خرم آباد حاشیه نشین و فقیرنشین ندارد

فضول کوهدشتی : مبارک انشالله ٬ حداقل در این مورد اول مقام اول را داشته باشیم کلی خوب است و کیفور می شوم

استاندار لرستان گفته است !!

کوهدشت سیتی

استاندار لرستان: اگر همه درست عمل كنيم، لرستان با همين شرايط تا چهار سال آينده گلستان مي‌شود.

در جایی خواندم استاندار لرستان گفته بود اگر ... فلان بهمان شود ٬ بهمان   فلان شود٬ فلانی این کار را بکند ٬ اون یکی این کار را بکند ٬ فرماندار اینگونه باشد ٬ من آنگونه باشم ٬ مطبوعات اینطور باشد ٬ مردم هم جوری که من میخواه م باشند ٬ مسئولین ادارات صبحها زود بیان سر کار  و ... خیلی چیز های دیگه استان لرستان گلستان میشود

و من در دل با خودم گفتم : آقای استانار چرا حرفی میزنی که بعداْ پشیمان شوی عزیزم

دلاور کردستان   اسماعیل امرایی

کوهدشت سیتی

چگونه ازدواج کن

کوهدشت سیتی

آلمانی: هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.

فرانسوی: مردی که به خاطر پول زن می گیرد، به نوکری می رود.

انگلیسی: زن عاقل با داماد بی پول خوب می سازد.

لهستانی: داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت.

ایتالیایی: دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد.

فرانسوی: داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.

ایتالیایی : دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر.

آذربایجانی: در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن.

چینی: برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی.

اسپانیایی: اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر.

ترکی: اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار.

اسپانیایی: ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد.

فرانسوی: ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.

آلمانی: زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند.

اسکاتلندی: هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند.

آلمانی: با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن

اعتراف صریح یک استاندار

استاندار لرستان: مسکن مهر از ناموفق ترین اتحادیه های لرستان بوده است.

فضول کوهدشتی : ...

تیم کوثر .....ََ!!

وبلاگ کوهدشت امین آزادبخت و من از نگاه دیگران

توضیح ضروری : این مطلب قدیمیه٬ ولی خواندن دوباره اش بدون تردید یه لطفی داره ٬ مثل اینکه گاهی وقتا بری سر وقت آرشیو ذهنت و یا سر وقت کمد به هم ریخته ات با تشکر مجدد از خدایی عزیز


حدود ده وبلاگ شهري اخبار، تحولات و مسائل شهرهاي و مناطق مختلف لرستان را انعكاس مي دهند. در اين ميان وبلاگ كوهدشت به مديريت امين آزادبخت فعالترين و قديمي ترين وبلاگ شهري لرستان است. اخيرا اين وبلاگ چهارسالگي اش را جشن گرفت. وبلاگ كوهدشت همواره با مطالب تازه و مرتبط با كوهدشت به روز مي شود. از دلايل موفقيت اين وبلاگ پشتكار و همچنين مهارتهاي گرافيكي مديرجوان آن است. همچنين شفافيت و صداقت در ارتباط با مخاطبان را بايد عامل ديگر موفقيت آن دانست. مثلا در شرايطي كه بسياري از وبلاگ نويسان لرستاني به خاطر صلاحديدهاي محافظه كاري از نام مستعار استفاده مي كنند وبلاگ كوهدشت شجاعانه با نام واقعي و حتي عكس واقعي مدير آن، اعتماد مخاطبين را جلب مي نمايد.

 اخيرا وبلاگ ديگري نيز با نام كوهدشت سيتي وبلاگ كوهدشت را در انعكاس اخبار اين شهر ياري مي كند. كوهدشت سيتي وبلاگ طنز- اجتماعي است كه برخلاف وبلاگ كوهدشت از نام مستعار استفاده مي كند و گاهي نقدهايي طنز آميز و شايد هم تند برمسائل كوهدشت و لرستان ارائه مي دهد.

شاهپور سوری - حسین پیر زادی

شاهپور سوری حسین پیرزادی

شهید عبدالحسین مظاهری

کوهدشت سیتیت

تبلیغ برای یک همشهری خوب

دبیرستان و مرکز آموزش پیش دانشگاهی غیر دولتی پسرانه ی نسل قلم افتتاح شد.

کوهدشت سیتی
راه دانشگاه برای دانش آموزان دبیرستان نسل قلم کوهدشت هموارتر است٬ این جا همه ی دبیران خوب کوهدشت جمع شده اند . دانش آموزان مستعد ، با انضباط و تلاشگر در این آموزشگاه هم جمع شده اند تا به کمک دبیران مطرح شهرمان یک دبیرستان نمونه داشته باشیم.دبیرستان نسل قلم در رشته های تجربی و ریاضی تمام  پایه ها از سال اول تا پیش دانشگاهی و هم چنین در مقطع پیش دانشگاهی در رشته ی علوم انسانی  ثبت نام می کند.

آدرس : کوهدشت- تقاطع خیابان دارایی و بلوار آزادی تلفن ۶٢٣٣٣٣۶

جان بفدایت علی جان

وهدشت سيتي

دوستي‌هاي اينترنتي، حركت با چراغ خاموش

 كوهدشت سيتي

 
سارا 2 سال گذشته در چنين روزهايي روي تخت بيمارستاني در شهريار جان باخت. 3 مرد جوان كه او را به بيمارستان آورده بودند، با شنيدن خبر مرگش يكباره ناپديد شدند.

در همان نخستين لحظات، پزشكان بيمارستان دريافتند دختر جوان بر اثر مسموميت شديد با قرص‌هاي روانگردان و مخدر شيشه به حالت كما رفته و ديگر هيچ گاه بيدار نشده است. او قرباني عشق اينترنتي به جوان همشهري‌اش شد. اين را مجيد، يكي از آن جواناني كه در ارتباط با اين ماجرا دستگير شد، مي‌گويد: آن دختر را كريم به خانه ما آورد. مي‌گفت با او كه همشهري‌اش است، از طريق اينترنت آشنا شده و به او گفته اگر با هم به تهران فرار كنند، مي‌توانند با هم ازدواج كنند و زندگي خوبي داشته باشند. او هم قبول كرده بود و آمده بودند به تهران. اما كريم زير قولش زد.

دختر بيچاره را به باغي در اطراف شهريار منتقل كرديم. روز مرگش داخل باغ قصد آزارش را داشتيم و براي اين كه به خواسته‌مان برسيم، مقدار زيادي قرص روانگردان و مخدر شيشه به او داديم و نقشه شيطاني‌مان را اجرا كرديم. وقتي به خودمان آمديم، ديديم يخ كرده و ديگر نفس نمي‌كشد.

ترسيده بوديم. رسانديمش بيمارستان. از حرف‌هاي پزشكان معلوم بود زنده نمي‌ماند. ما هم از آنجا فرار كرديم.

كليك دوم: اواخر مردادماه سال گذشته جسد دختري كه سر و صورتش با جسم سختي مجروح شده بود، در اطراف يك پارك كشف شد. دختر جوان با وجود مجروح بودن جنين 7 ماهه‌اي داشت. پس از اطلاع، ماموران در محل حاضر و تحقيقات وسيعي درباره كشف هويت مقتوله كردند و نيز علت قتل را در دستور كار خود قرار دادند.

بررسي مدارك شخصي، رايانه و پرينت تلفن نيلوفر نشان داد دختر جوان از طريق چت با پسري 23 ساله در ارتباط بوده است. جوان دستگير و در بازرسي منزل وي مدارك مقتوله پيدا مي‌شود و مرد جوان لب به اعتراف گشوده و پرده از جنايت تلخي برمي‌دارد كه از روي نگراني و ترس از آبروريزي از ارتباط پنهاني با دختر بيچاره شب هنگام او را به محل خلوتي كشانده تا با قتلش براي هميشه خود را از شر اين كابوس وحشتناك خلاص كند.

پزشكي قانوني علت مرگ دختر جواني را كه در پي يك رابطه اينترنتي از خانه فرار كرده و به منزل پسر مورد علاقه‌اش رفته بود، مصرف بيش از حد مشروب الكلي اعلام كرد.

كليك سوم: سارا، نيلوفر و ده‌ها دختر و زن جواني كه در پرونده‌هاي مشابه از خانه فرار كرده، مورد تعرض قرار گرفته يا به قتل رسيده‌اند اولين قربانياني عشق‌هاي كور اينترنتي نيستند؛ همان‌طور كه آخرين اين قربانيان نيز نخواهند بود. دوستي‌هاي پنهان اينترنتي مدت‌هاست همچنان قرباني مي‌گيرد. كم نيستند كاربراني كه از طريق چت روم‌ها با سايت‌هاي دوست‌يابي در فضاي مجاز اينترنت خطر ارتباطي از اين نوع را با همه مشكلات ريز و درشتش به جان خريده و بابت اين ارتباط بهاي سنگيني پرداخته‌اند.چند سالي است اينترنت و فضاي مجازي نه تنها مراكز اداري و تجاري، بلكه در بسياري از خانه‌هايي كه فرزندان نوجوان و جوان دارند، جايي براي خود پيدا كرده است و كاربران اينترنتي از اين فناوري براي انجام كارهاي مختلف استفاده مي‌كنند. در اين ميان، دوستان اينترنتي بسياري پيدا مي‌كنند، با آنها آشنا مي‌شوند، چت مي‌كنند، شماره تلفن رد و بدل مي‌كنند، آدرس مي‌دهند و... گاهي مواقع نيز اين آشنايي‌ها و دوستي‌ها به عشق‌هاي اينترنتي و ازدواج مي‌انجامد.افرادي كه وارد فضاي جت مي‌شوند 2 نوع هستند. دسته اول افرادي هستند كه چنين رابطه‌هايي برايشان هيچ معني‌اي ندارد و فقط براي اين كه اوقات بيكاريشان را پر كنند و گپي زده باشند يا قصد داشته باشند مدتي احساسات بقيه را به بازي بگيرند به جستجو در فضاي مجازي مي‌پردازند. دسته دوم افرادي هستند كه بسيار سريع تحت تاثير احساساتشان قرار مي‌گيرند. خيلي زود به ديگران و بخصوص جنس مخالفشان وابسته مي‌شوند و هميشه منتظر دريافت ايميل از عشق مجازيشان هستند. هميشه به او فكر مي‌كنند و گاه هفته‌ها بدون اين كه حتي يك بار دوست اينترنتي خود را ديده باشند، به او وابسته مي‌شوند و شب و روزشان را با فكر عشق مجازيشان سر مي‌كنند.


ادامه نوشته

حشمت الله آزاد بخت و هوميون

حشمت االله آزادبخت - كوهدشت

حشمت‌اله آزادبخت: از روبه‌روي ديواره‌ي «وره‌زرد» يعني درست اين سوي دره‌ي خروشان شيرز از پيچ و خم جاده بالا مي‌رويم. جاده‌اي باريك و شني كه چون ماري بسيار بزرگ از بالا دست دره‌هاي عميق، كيلومترها از كوه بالا مي‌رود و ما را بر پشت احتياط خود پيچ مي‌دهد و به بلندي‌هاي وره‌زرد مي‌رساند. جاده از ميان طبيعتي بسيار بكر و دست نخورده پيش مي‌رود كه معلوم است از دست بي‌رحمي انسان دور مانده‌است.

منبع : سيمره

ادامه نوشته

با اين افراد ازدواج نكنيد

پيرو مطالب قبلي ....

قابل توجه دختران كوهدشتي

كوهدشت سيني

بسياري از مشكلاتِ پس از ازدواج كه منجر به طلاق و شكست مي‌شود، به روزگار قبل از ازدواج و به مرحله انتخاب برمي‌گردد ، يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي جوانان قبل از ازدواج، شناخت مطمئن همسر آينده‌شان است و اينجا نقطه تمركز نگراني‌هاي دختران و پسران است اما اكثرا از آسان‌ترين، كم‌هزينه‌ترين و درست‌ترين شيوه، غفلت مي‌كنند! و آن راه كار مطمئن "حذف موارد اشتباه و نادرست در گام نخست " است.

اساسا فرايند شناخت كامل همسر و هم زباني و تفاهم با او پروسه اي طولاني دارد و مراحل تكميلي آن در ايام پس از ازدواج (بين 6 ماه تا 3 سال پس از ازدواج وتشكيل خانواده) اتفاق مي افتد ، و در آن مدت نبايد به انتظار معجزه نشست چون ازدواج با برخي افراد ريسك بسيار زيادي دارد و از آغاز آشنايي قابل پيش‌بيني است و صرف ابراز علاقه يا... چيزي را عوض نمي‌‌كند. اين گونه ازدواج ها در تمام موارد به شكست (اعم از طلاق و جدايي و سردي روابط و ...) منجر مي‌شود. راهكار عاقلانه و مطمئن حذف انتخاب‌هاي نادرست است.

جواني و فرصت هاي ناب و البته زود گذر آن قابل برگشت نيست. با اين افراد اصلا ازدواج نكنيد

1. معتاد (مگر ترك انگيزه‌اي كند و ديگر معتاد به حساب نيايد)

2. بيمار رواني (بيماري كه ارتباطش را با واقعيت از دست داده و تا كاملا درمان نشده)

3. بي‌دين و لا مذهب ( رعايت اين توصيه براي تمام افراد بشر با هر دين و مذهبي مفيد است)

4. بد اخلاق، تندخو ( كسي كه اخلاقش قابل پيش بيني نيست)

5. مادي و بخيل

۶. مجرم‌خو، تبهكار و خلاف كار

7. دوست‌باز افراطي (و مطلقا بي‌تمايل نسبت به خانواده)

8. بي‌كاره و علاف

9. زن زيبا از خانواده فاسد (نكته)

10. بچه ننه (وابستگي شديد به مادر و خانواده)

تهمت زدن سنتي است هزاران ساله،

يکي مي گفت يک چيزي بنويس که به این مسئولین بر بخوره
گفتم بريدن و شکستن و تهمت زدن سنتي است هزاران ساله، از قضا در دنياي مجازي هم به همان آساني خفه کردن پيرزني تنها در خانه اي ساکت و در دل شب است.
آهسته بگويم.
کارنامه عملم راضي ام نمي کند اما وقتي مي بينم بعضی ها  از اين سو و بعضي ا زآن سو در محافل خصوصی نقدم مي کنند و حرف هایی در موردم می زنند خوشحالم.
در ضمن نو کر و ممنون منتقدينم هم هستم.
حتي آنها که جانب حرمت فرو مي گذارند و اونایی که بد و بیراه می گن ٬  مهم نيست. بايد ظرفيت ها را و مخصوصا ظرفيت نقد را اول از همه در خودم افزايش دهمو همچنین ظرفيت تحمل مخالف را.

چي به سر ما اومده؟!

عجب روزگاري شده؛دهقان فداكار پير شده،چوپان دروغگو عزيز شده،شنگول و منگول گرك شدن،كوكب حوصله مهمون نداره،كبري تصميم گرفته دماغشو عمل كنه،روباهو كلاغ دستشون تو يه كاسه است،حسنك گوسفنداشو ول كرده رفته تو يه شركت ابدارچي شده،شيرين خسرو و فرهاد پيچونده رفته با دوست پسرش اسكي،آرش كمانگير معتاد شده،رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن رفتن با موتور كيف قاپي،راستي چي به سر ما اومده؟!