ارتباط فلاکس آب یخ در کوهدشت و انتخابات ریاست جمهوری
ارتباط فلاکس آب یخ و انتخابات ریاست جمهوری در کوهدشت

حرف اول : اینروزها خاتمی سوار بر موج سوم می تازد و همفکران و مشاوران او در دنیای مجازی و در سفرهای دوره ای خاتمی بسیار حرفه ای عمل نموده و در صدد تاثیر گذاری مناسب بر افکار عمومی هستند ، و الحق هم دارن خوب می تازند ، به اعتقاد نگارنده رقابت های انتخاباتی شروع شده است و بطور مشخص مبرهن است که خاتمی می آید و رقیبی بسیار جدی برای احمدی نژاد است ، با توجه به شرایط بوجود آمده در بخش اقتصادی و سبد مصرفی مردم و عدم اجرای وعده های احمدی نژاد این احتمال وجود دارد که مردم به خاطر غم نان و معیشت تمایل خود را بسمت خاتمی پر رنگتر نمایند و ایشان اینبار بر صندلی داغ ریاست جمهوری جلوس نماید .
حرف دوم : حکایت انتخابات در کوهدشت ما ماجراهای عجیب و غریبی دارد ، از کشته شدن چندین نفر تا آتش زدن فرمانداری و ابطال مراحلی از انتخابات ، همه اینها در تاریخ این مرز و بوم ثبت شده است و همگان می دانند و لازم نیست در مورد آنها گفته شود ، اما بیان خاطره ای به نقل از یکی از دوستان خالی از لطف نیست ، ایشان می گفتند در دور اول ریاست جمهوری خاتمی ، همه بسیج شده بودیم که خاتمی را بی آبرو کنیم و از هر وسیله ممکن برای تخریب وجهه او درنزد مردم استفاده می کردیم ، از پخش شب نامه گرفته تا پخش نشریان مختلف از جمله لثارات الحسین ، سخنرانی های آنچنانی و ... ولی دیدیم و دیدید که چه شد و ملت چگونه او را برگزید ، تا جایی که مسعود رجوی سرکرده گروهک نفاق در جایی گفته بود با انتخاب این روحانی (خاتمی) ۲۰ سال کار تشکیلاتی ما باد هوا شد ، این دوست ما در ادامه گفت : ما در کوهدشت تا آخرین لحظات و حتی بر سر صندوقها به دنبال این تخریب بودیم ، علاوه بر اینکه برای افراد بی سواد خودمان می نوشیتم ناطق نوری ، به دیگران هم توصیه می کردیم که نام ناطق نوری را بر برگه های خود بنویسند ، به همین هم بسنده نکردیم ، و در اقدامی شجاعانه !! ( بخوانید احم... ) فلاکسی را که برای آب یخ آورده بودند خالی کردیم و برگه های سفبد رای را در آن می انداختیم و به خارج از محل رای گیری می بردیم !!، البته به بهانه آوردن آب ، بعد از اینکه برگه های سفید را با شناسنامه های متوفی و جعلی که قبلاً تهیه کرده بودیم به نام ناطق نوری پر می کردیم ، بر گردانده و در صندوق می انداختیم ، الغرض عصر روز انتخابات وقتی آرای صندوق منصوب به خودمان را شمردیم همچنان که پیش بینی می کردیم متوجه شدیم که هزار ماشالله چقدر آراءیی که بنام ناطق نوری در صندوق ریخته شده است زیاد است ، کلی به هم تبریک گفتیم و برا یخودمان کیف کردیم که ما بردیم !! درعقل ناقص ما چنین تصوری بود که سر نوشت انتخابات ایران بزرگ در همین صندوق و در این فلاکس آبکی است و زهی خیال باطل !! فردای روزی که آراء اعلام شد من و دوستانم فقط به هم نگاه کردیم و هیچ نگفتیم !!
حرف سوم : بیائیم اینبار بدور از احساسات ، بدون استفاده از فلاکس چای و آب ، بدون دنگ و فنگ و بنگ٬ با چشمان باز بندیشیم و درست انتخاب کنیم تاپشیمان نشویم ، اگر کاندیدا های ریاست جمهوری برای جلب نظر ما به کوهدشت آمدند که می آیند ، مطالباتمان را بگونه ای حرفه ای بیان داریم ، خواسته های مدنی خود را در قالب های مدرن و امروزی به گوش آنها برسانیم ، بیائیم دست از تعصبات قومی برداریم و حق خود را آنگونه که لیاقت داریم بخواهیم ،
حرف چهارم : ( یه چیز بی ربط )، راستی شنیده اید که بروجردیهای با لیاقت کلنگ احداث صدا و سیمای مرکز بروجرد را با پیگیریهای نماینده با کفایت شهرشان بر زمین زدند ، اینو گفتم تا دلمان و دلتان بیشتر بسوزد ، خلایق هر چه لایق ...




















براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي حق آزادي بيان دارم . پس بايد بنويسم. بایدحرفهایمان را بزنیم - لازم بشه داد هم میزنیم هرچند براي خيلي ها تلخ باشد ٬