فضول کوهدشتی و پاسخ به لطف یک دوست
فضول کوهدشتی : ابتدا دوست دارم نامه ای که از سوی دوستی بقول خودش دلسوز برایم ارسال شده بخوانید تا در انتهای این مطلب توضیحی را برای شما بگذارم ٬ در بخشی از نامه به علت رعایت ادب بجای فحش های داده شده که بدتر از آنهایی است که با رنگ قرمز مشخص شده است نقطه چین گذاشته شده است .
براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي شما آزادي بيان داری.پس آنقدر داد بزن آنقدر شربت سینه!!! را با نان بخور و نان را در نوشابه تلیت کن که جر بخوری!خب احمق گوساله تو بااین حرفت آبروی لر ها رو می بری نکنه آن .... با شما داره که عملشو از رو ی فقرمیدونی؟!درضمن کدام داروخانه شیشه ی دوا را مجانی میدهد؟!داروخونه که بقالی نیست که بخوادشربت رو خالی کنه شیشه شو بده با ...
دست بردار ازاین خریت ثابت کردن ها.ما امروز به کوری چشم حسودها بهترین دولت رو داریم...الحمدلله رب العالمین بگو و ناشکری بیجا نکن که این نشان از بی سوادی تو دارد...
درضمن اگرهمه حق صحبت دارند پس جنابعالی هم این نظر رانمایش بده و حذف نکن...
منتظرجوابت می مونم.
و اما توضیح من :
- در جایی خواندم اگر میخوای کسی را خراب کنی از او دفاع بد بکن ٬ این دوست ما دفاعش از دولت محترم که مورد تائید همه ماست به همین سبک است و من ایشان را نه بی سواد بلکه آدمی احساسی و تند مزاج می دانم که نه بر اساس عقل بلکه بر اساس همان احساس زود گذر حرفش را میزند و بدون تردید خام و بدور از تعقل !!! دولت محترم چند تا از این مدافعین بی خرد را داشته باشد دیگر نیازی به دشمن ندارد
- ایشان با سه عنوان احمق گوساله ٬ خر و بی سواد مرا خطاب کرده است ٬ هیچ اشکالی ندارد من ایشان را حلال می کنم چرا که اعتقاد دارم باید برای اصلاح فرهنگ باید از چنین آدمهای فحش را هم بجان خربد ٬ مصداق کامل متحجرین بی ...
- راستش مدتی بود به دلایلی وبلاگ نویسی را تعطیل کرده بودم ٬ چون کارهای مهمتری داشته و دارم ٬ اما به نظر میرسد برای اصلاح اینگونه افراد باید بیش از اینها به این امور پرداخته شود ٬ باید برای این قضیه وقت بیشتری بگذارم ٬ مشکل ما در لرستان هم همین است که فکر می کنم همه چیز بر وفق مراد است و شهر در امن و امان ٬ نه برادر من ماجرا خیلی بیشتر از اینهایی است که تو میدانی !!
سری به این لینک بزن نماینده شهرمان و کودکی فقیر
اما واکنش این دوست دلسوز ما به مطلب ذیل می تواند برای شما هم جالب باشد ٬ ضمن اینکه از هم دوستان در خواست دارم در این مورد خاص نظر خود را برایم ارسال دارند / با تشکر
مادری، در هفته تقریبا دو بار به داروخانه واقع در یک مرکز درمانی مراجعه می کرد و با اصرار بسیار زیاد، تقاضای دریافت رایگان شیشه شربت سینه برای فرزند بیمارش را می کرد ، چندین بار هم توانست دارو را تهیه کند اما تکرار ماجرا باعث مشکوک شدن دکتر داروخانه آن مرکز درمانی شد.
یک روز که آن مادر برای دریافت شربت سینه به داروخانه آمده بود، دیگر دکتر داروخانه به او شک کرد و این شک منجر شد تا خود دکتر شخصا به دنبال زن بی افتد (البته مخفیانه) ، دکتر همچنان به دنبال آن مادر بود تا نهایتا آن مادر وارد یک خانه قدیمی و فرسوده شد.
دکتر داروخانه از شدت کنجکاوی که داشت نتوانست جلوی خودش را بگیرد و از دیوار آن مادر بالا رفت(تا حدی که فقط داخل حیاط را ببیند)...
اشک در چشمان حلقه زد و با ناراحتی فراوان به داروخانه برگشت و ...
.
.
.
او دیده بود که آن مادر شربت سینه را با کمی نان به عنوان مربا به فرزندش می دهد
از وقتی که برای این مطلب گذاشتید تشکر می کنم ٬
از این دوست دلسوز نیز تشکرمی کنم بخاطر اینکه باعث شد بعد از مدتها ننوشتن بهانه ای برای نوشتن داشته باشم











گفته های بالا توسط فرماندار کوهدشت بیان شده است ٬ من قبل تر از گفته ام میشود به اینگونه آدمهای واقع بین می شود امیدوار بود ٬ همین که بپذیریم اشتباه کرده ایم رشد می کنیم٬ به عبارتی باید ابتدا درد را بشناسیم و بعد برای درمان آن اقدام کنیم
نمايندگان مردم لرستان در مجلس شوراي اسلامي روز پنجشنبه در جمع مردم شهر خرم آباد حمايت قاطعانه خود را از دکتر احمدي نژاد اعلام کردند.
از دانش آموزی که از طرف یکی از مدارس کوهدشت به اردو رفته بود شنیدم که یکی ازمسئولین اردو در سخنرانی اش برای بچه های بیان میدارد کسانی که پول دارند سوار مینی بوس شماره یک شوند و دیگرانی که پول ندارند سوار مینی بوس شماره دو ٬ این دانش آموز می گفت وقتی به کرمانشاه که مقصد اردویی ما بود رسیدیم ما را از هم جدا کردند و سرنشینان مینی بوس شماره یک را به جاهایی خوب بردند اما... ما فقط سوار مینی بوس بودیم و اردوی ما شد همه اش داخل مینی بوس ... باور کنید من به عینه تحقیر شدن این دانش آموز را از این نوع برخورد غیر اصولی لمس کردم براستی مسئول این برنامه ریزی غلط در کوهدشت کیست ؟
براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي حق آزادي بيان دارم . پس بايد بنويسم. بایدحرفهایمان را بزنیم - لازم بشه داد هم میزنیم هرچند براي خيلي ها تلخ باشد ٬