فضول كوهدشتي عزيزم سلام به روي ماهت

 ميدانم رزمنده اي ودردمند ودلسوخته انقلاب ، ميدانم زخم خورده از دست خانها وفئودالها ونوكرانش هستي ،چون درنوشته هايت  از بيچارگان وپابرهنه ها حرف مي زني ، ميدانم دور از كوهدشتي اما در دلت با همشهريهايت هستي اما نمي خواهم بيشتر بدانم چون قلبم با تو عجين شده است.

 امروزدر مسيرم چند لحظه اي خودرا به احساس پاكتان سپردم خوشم آمد از اين همه احساس مسئوليت دربرابر خون شهداء ٬ امام شهداء اما چاره درچيست ؟

دنيا ميل است و رغبت ٬ وقتيكه بدست نااهل بيفتد همين است ٬ متولي امري كه تا ديروز كنارگود نشسته بود وبه زمين وزمان اهانت ميكرد فقط به خاطر راي به نماينده اي بايد برمسندي بنشيند كه لیاقتش را ندارد نه دلش براي انقلاب ميسوزد ؟ چون اصلا انقلابي نبوده اند ونه براي شهدا ورزمندگان قلبش مي طپد ؟ زيرا اهل جبهه وجنگ نبوده اند ٬ او لاشخوري بوده در انتظار شكار شيران وحال لباس رزم پوشيد ورزم آوران را از حقوقشان محروم مي كند ٬ ادارات كوهدشت پر از پارتي بازي رفيق بازي نماينده بازي و... شده ٬ بوئي از انصاف ومروت نمانده .

قبلا براي استخدام اطلاعيه وشرايطي بود ٬ اما حالا نامردي وپست فطرتي را بنام شركت هاي خصوصي در ادارات به صورت دلال بازي درآورده اند تا اعتراض مي كني مي فرمايند بخش خصوصيه ؟ مگربخش خصوصي تابع قانون نيست ؟ اگر هست چرا ازقانون طبعيت نمي كند ؟ وامصيبتا به حال اين مردم و.... ؟

آنوقت میگویند چرا جانبازی خودش را آتش زد ؟......