امروز دوستی قدیمی را دیدم  حرف جالبی زد ، حیفم آمد برای شما بیان نکنم ، دوست ما که خیلی با ما راحت است می گفت: راستش فلانی قصد نداشتم رای بدهم و به عبارتی خیلی دل خوشی از این نظام ندارم و ... اما آنچه باعث شد نظرم عوض شود و مصرانه منتظر روز انتخابات باشم  برنامه ای بود که دیشب  از یکی از شبکه های ماهواره ای دیدم ، این برنامه بشدت مرا  تحریک کرد که  حتماً رای بدهم و  تا می توانم به دیگران هم بگویم و حتی اصرار کنم حتماً به پای صندوقهای رای بروند و  رای بدهند .

اما ماجرای اینکه چرا این دوست ما مصرانه منتظر روز انتخابات است ، او ادامه داد دیشب یکی از این کانالهای ماهواره ای که ماهیتی تو خالی دارند را تماشا می کردم که ادبیات خاص خود و البته مزخرفی دارند،  گوینده آن شبکه از مردم درخواست میکرد که پای صندوقها نروید و رای ندهید  ، و ... مزخرفاتی از این دست ، با خودم اندیشیدم منهم که بنا بر دلایل خودم قصد دارم نروم ناخواسته به  سود این افراد و در راه اهداف آنان گام برداشته ام و به عبارتی آدم آنها حساب میشوم ، برای لحظاتی از خودم و افکارم بدم آمد ، با خود اندیشیدم جهت اینکه به آنها دهن کجی کرده باشم از لج آنها هم که شده حتماً رای می دهم تا آنان به اهداف خود نرسند . در واقع  من از لج کسانی رای میدهم که آرزوی انزوای ایران را دارند ، حالا من با صدای بلند داد میزنم به کوری چشم شما من و همه ایرانیان با غیرت  رای میدهم

به او آفرین گفتم و برایش آرزوی موفقت کردم