داستان شتر و جایگاه واقعی
گفتگوی یک ماده شتر و فرزندش
.jpg)
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش اومده ، ميشه ازت بپرسم؟ شتر مادر: حتماً عزیزم. چیزی ناراحتت کرده؟ بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟ شتر مادر: خوب پسرم. ما حیووناي صحرا هستیم. تو کوهانمون آب و غذا ذخیره میکنیم تا تو صحرا که چیزی پیدا نمیشه بتونیم دووم بیاریم. بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرده؟ شتر مادر: پسرم. قاعدتاً برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن ، داشتن این نوع دست و پا ضروریه. بچه شتر: چرا مژههای بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقتها مژهها جلوی دید منو میگیرن. شتر مادر: پسرم این مژههای بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتیه که چشماي ما رو در مقابل باد و شنهای بیابان محافظت میکنن. بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آبه برای زمانی که ما تو بیابون هستیم. پاهامون هم برای راه رفتن تو بیابونه و مژههامون هم برای محافظت چشمامون در برابر باد و شنهای بیابون ... بچه شتر: فقط یک سوال دیگه دارم... شتر مادر: بپرس عزیزم. بچه شتر: پس ما تو این باغ وحش چه غلطی میکنیم؟
فضول کوهدشتی: مهارتها، علوم، تواناییها و تجارب فقط زمانی مثمر ثمر است که ما در جایگاه واقعی و درست خود باشیم... پس همیشه از خود بپرسیم كه جايگاه واقعي ما كجاست؟! به نظر من اين نكته بزرگترين مشكل در مملكتمان است كه اگر رفع شود (خواب ديديد ، خير باشه!) اكثر مشكلات ديگر به خودي خود حل خواهد شد .
براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي حق آزادي بيان دارم . پس بايد بنويسم. بایدحرفهایمان را بزنیم - لازم بشه داد هم میزنیم هرچند براي خيلي ها تلخ باشد ٬