فضول کوهدشتی عزیز با سلام و احترام و البته کمی هم گلایه
دوست عزیز همشهری شما را چه شده است ؟   آیا کسی چیزی به شما گفته است؟  آیا رشوه ای از کسی گرفته ای که حرفهای را نزنی  ؟   آیا تهدیدت کرده اند ؟  ترا چه شده لست که قلم شیوا و رسایت اینگونه کند گشته است و دیگر شاهد آن نیش های شیرینت نیستیم .


من به عنوان یک همشهری دلسوز به شما می گویم ٬ شما باید بیشتر  از کوهدشت بنویسی ٬ از مشکلات فراوانش  از فرهنگ رو به زوال رفته اش ُ از جوانان معتادش که هر روز بر تعداد آنها افزوده میشود ٬  از راهکارهای برون رفت از مشکلات عدیده ای که این شهر نفرین شده دارد ٬  از مسئولین بی سوادش که بجز قومیت گرایی چیزی نمی دونند ٬  از خود سوزی های دائم و تکراری دختران دم بختش ٬  از بیکاری جوانانش ٬ از ورود روستائیان پولدار  بی ... بنویس ٬ از کسانی بنویس که روزگاری در کوهدشت رکنی اساسی برای شهر  بودند و برای این شهر زحمات فراوانی کشیدند و اکنون دار فانی را وداع گفته اند
برای ارتقا فرهنگ شهر از فعالیت هنرمندانش بنویس ٬ برای تحریک مسئولین از گند کاری هایشان بنویس  ٬

فضول کوهدشتی عزیز ٬ راستش دارم از تو هم نا امید می شوم  .


فضول کوهدشتی : وقتی متن این ایمیل را خواندم راستش حالم بد شد ٬ با خود اندیشیدم  چه کاری بدی کردم این وبلاگ را راه اندازی کردم که حالا باید توقعات عده ای را ژاسخگو باشم ٬ دوست عزیز نه رشوه گرفته ام و نه کسی مرا تهدید کرده است ٬ اتفاقاْ بسیار هم مصر هستم به کارم ادامه دهم ولی باور بفرمائید منهم کارهای روز مره ای دارم که گاهی کلافه ام  می کنی و غافل از همه چیز میشوم ٬ حتی کوهدشت سیتی ٬ اما من به شما حق میدهم ٬ چشم  بازهم می نویسم ٬ هرچند می دانم آنچه می نویسم تاثیر چندانی در فرهنگ شهرم ندارد ٬ مسئولین اصلاْ وبلاگ خوان نیستند و به عبارتی نمی دانند اینترنت اصلاْ چه هست ؟ و ...   باز هم چشم ٬ همچنان با هم باشیم