نامه رسیده کاربر ... و جواب ما
فضول کوهدشتی عزیز با سلام و احترام و البته کمی هم گلایه
دوست عزیز همشهری شما را چه شده است ؟ آیا کسی چیزی به شما گفته است؟ آیا رشوه ای از کسی گرفته ای که حرفهای را نزنی ؟ آیا تهدیدت کرده اند ؟ ترا چه شده لست که قلم شیوا و رسایت اینگونه کند گشته است و دیگر شاهد آن نیش های شیرینت نیستیم .
من به عنوان یک همشهری دلسوز به شما می گویم ٬ شما باید بیشتر از کوهدشت بنویسی ٬ از مشکلات فراوانش از فرهنگ رو به زوال رفته اش ُ از جوانان معتادش که هر روز بر تعداد آنها افزوده میشود ٬ از راهکارهای برون رفت از مشکلات عدیده ای که این شهر نفرین شده دارد ٬ از مسئولین بی سوادش که بجز قومیت گرایی چیزی نمی دونند ٬ از خود سوزی های دائم و تکراری دختران دم بختش ٬ از بیکاری جوانانش ٬ از ورود روستائیان پولدار بی ... بنویس ٬ از کسانی بنویس که روزگاری در کوهدشت رکنی اساسی برای شهر بودند و برای این شهر زحمات فراوانی کشیدند و اکنون دار فانی را وداع گفته اند
برای ارتقا فرهنگ شهر از فعالیت هنرمندانش بنویس ٬ برای تحریک مسئولین از گند کاری هایشان بنویس ٬
فضول کوهدشتی عزیز ٬ راستش دارم از تو هم نا امید می شوم .
فضول کوهدشتی : وقتی متن این ایمیل را خواندم راستش حالم بد شد ٬ با خود اندیشیدم چه کاری بدی کردم این وبلاگ را راه اندازی کردم که حالا باید توقعات عده ای را ژاسخگو باشم ٬ دوست عزیز نه رشوه گرفته ام و نه کسی مرا تهدید کرده است ٬ اتفاقاْ بسیار هم مصر هستم به کارم ادامه دهم ولی باور بفرمائید منهم کارهای روز مره ای دارم که گاهی کلافه ام می کنی و غافل از همه چیز میشوم ٬ حتی کوهدشت سیتی ٬ اما من به شما حق میدهم ٬ چشم بازهم می نویسم ٬ هرچند می دانم آنچه می نویسم تاثیر چندانی در فرهنگ شهرم ندارد ٬ مسئولین اصلاْ وبلاگ خوان نیستند و به عبارتی نمی دانند اینترنت اصلاْ چه هست ؟ و ... باز هم چشم ٬ همچنان با هم باشیم
براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي حق آزادي بيان دارم . پس بايد بنويسم. بایدحرفهایمان را بزنیم - لازم بشه داد هم میزنیم هرچند براي خيلي ها تلخ باشد ٬