حاجی سقط شد
سرمایه داران بی عقل+ماکارانی مرصاد و ده تن آجر قم = حاجی سقط شد
شما هم حتما شنیده اید که فلان تاجر با حمایت فلان تیم فوتبال به اصطلاح امروزی ها اسپانسر شده و داره در قبال این حمایت هم خودش استفاده میبره و هم تیمی که از اون حمایت می کنه ٬ به اعتقاد شما چند تا کارخانه بدرد بخور توی کوهدشت هست ٬ اطلاعات من در این زمینه در حد صفر است ٬ بیان خاطره ای در این زمینه خالی از لطف نیست ٬ ٬ روز ی را یادم می آید که دوستی قدیمی رو دیدم که مستاصل و ناراحت و نالان است ٬ وقتی جویای علت ناراحتی اش شدم گفت وا مصیبتا که ورشکست شدم ٬ بیچاره شدم واز این حرفها ٬ من که پاک گیج شده بودم گفتم فلانی تا جایی که من ترا می شناسم در امورات تجاری نبوده ای تا شکست بخوری و از این حرفها ٬ که باز هم نالید و گفت : نه دوست عزیز ٬ مدتی را که تو از من بیخبری وارد کار تجارت گشته ام و اکنون شکست سختی را متحمل شده ام ٬ از او خواستم که ماجرا را واضح بیان دارد و او چنین گفت: با وامی که از دولت کریمه جمهوری اسلامی ایران گرفتم واحدی تولیدی راه اندازی کردم ٬ در واحد تولید ی ما ماکارانی تولید می شد ٬ اما به هر دری زدیم و هر کار کردیم دریغ از فروش ٬ حالا هم همه تولیدمان باد کرده و باقی ماجرا ٬ تا حدودی فهمیدم دوست قدیمی بی سوادم و حالا تاجرهمچنان بی سواد کجایش لنگ می زند و از چه می نالد ٬ وقتی از او پرسیدم نام ماکارانی تولیدی شما چیست ؟ چیزی گفت که نزدیک بود از تعجب شاخ که چه عرض کنم ٬ پس بیفتم ٬ (مرصاد ) بله او نام ماکارانی تولید شده اش را مرصاد گذشته بود ٬ می دونم شما هم چون من متعجب گشته اید ٬ حالا چرا مرصاد ٬ این را من از او پرسیدم و او جوابی داد که به عمق کج فهمی او ازنوع نگاهش به بازار و شیوه های بازار یابی پی بردم ٬ او می گفت بخاطر نگه داشتن یاد و خاطره رزمندگان اسلام نامش ماکارانی تولید ی اش را مرصاد گذاشته است ٬ نه خدا وکیلی شما بین ماکارانی سمیرا و تک و تبرک ماکارانی مرصاد را انتخاب می کنید ؟ ٬ هر چند هم با کیفیت باشد ٬ کلی با آن دوست مشنگم حرف زدم ٬ در مورد تجارت و اسم تجاری یک محصول که چقدر در فروش تاثیر دارد و الا آخر ٬ تا بلاخره راضی شد ٬ اما تلاش من برای اینکه او را در ادامه راه یاری دهم بیهوده بود و نتیجه اینکه ٬ گفتم کارخانه را بفروشد و فروخت ٬ گور بابا ی وام زود باز ده و بانک و این حرفها ... من مطئنم اگر واحد تولیدی در کوهدشت وجود دارد بنا بر همین شیوه غلط در بازار یابی و رقابت با کسانی که سهم زیادی از بازار را در دست دارن ناکام است ٬ چرا که به اعتقاد من تولید نیمی از تخصص است و نیم دیگر و البته مهمتراز آن بازار یابی است که همانا بوجود آوردن بازار های تقاضا قبل از تولید است ٬ برگردم سر حرف اولم٬ که باید درست بیندیشم ٬ بعضی مواقع میشود با اسپانسر بودن یک تیم ورزشی هم به جوانان کمک کرد و هم کالای خود را به بهترین وجه معرفی نمود همچنان که خیلی از صاحبان تولیدی ها این کار انجام می دهند ٬ ولی صد افسوس که سرمایه داران کوهدشتی زالوصفتانی هستند که فقط به ماشین ده چرخ می اندیشند و بس ٬ به کاه کشیدن و بندر رفتن ماشینهایشان و بس ٬ و اینکه چرا فلان حاجی دو ماشین داشته باشد و من یک ماشین ٬ اصلا آنها نمی دانند میشود با همین سرمایه ها به شهر هویت داد ٬ کارخانه زد ٬ تولیدی های کوچک و بزرگ راه انداخت ٬ و خیلی کارهای دیگر که این همه جوان بیکار نداشته باشیم ٬ این همه خوش تیپ که دغدغه شلوار و پیراهن و کفشهای ست را دارند ٬ پدر و مادر بیچاره را در فشار می گذارند که من فلان لباس را میخواهم و برایم مهم نیست تو از کجا تهیه می کنی٬ ندارم هم حالیم نیست
نتیجه اخلاقی : آهای سرمایه دار کوهدشتی بدان و هشیار باش تو هم بزودی همچون فلان حاجی زالو صفت که گور به گور شد و ملت بجای رحمت برایش لعنت فرستادند سقط میشوی ٬ هنوز که هیچ غلطی نکرده ای ٬ تا وقت هست بجنب که فردا دیر است . بذار حداقل پشت سرت ملت بگویند خدا رحمتش کنه
من پسرم را می کشم چون من حق دارم + من پدرم را می کشم چون حق با من است + خوب بد زشت ٬كلينت ايستووود = به خاطر يك مشت حماقت
مدتیست پسر کشی و به تبع پدر کشی در کوهدشت آغاز شده است ٬ شنیدن خبرهای چون تبر و تیشه و تفنگ و دشنه انسان را به یاد دوران پارینه سنگی می اندازد ٬ توحش و خشونت نتيجه عدم آموزش است ٬ تربيت غلط ٬ انتظارات بي جا ٬ عدم توجيه طرفين ٬ چرا باید آموزش نسل ما در كوهشت چنان ضعیف باشد که پدر بخون پسر تشنه باشد و به اين نتيجه برسد كه بجز كشتن پسر هيچ راهي باقي نمانده است ٬ مردان مذهبی ما كه سكان هدايت مردم را در دست دارند من فدای همه آنها بشوم چرا بیکار نشسته اند؟ چرا نسبت به این خبر ها بی تفاوت هستند ٬ دادي ٬ فريادي ٬ هواري ٬ همه يادمان مي آيد چند وقت پیش خبر کشتن پسری بدست پدرش آنهم با تبر در کوهدشت همه ما را داغدار کرد و بعد از آن خودکشی پدر ٬به علت عذاب وجدان و حالا هم یکی دیگر ٬ در زمان نوشتن این خبر اطلاعات من از حادثه اي كه رخ داده است در حدیست كه پسر بشدت مجروح است ٬ شاید بماند شاید هم برود ٬ بدون تردید اینها ریشه در بی دینی دارد ٬ آهای دینداران خوش غیرت برسید به داد جوانان دیارمان که همگی در حال پرپر شدن هستند بی تفاوت نباشید٬ همگی در حال معتاد شدن و فناشدن هستند . كمي بهتر بيبينيم
نتیجه غير اخلاقی : وقتی پدر به بن بست بی دینی می رسد پسر کشي راه مي اندازد و عذاب وجدان هم خودش را می کشد .
نتيجه اخلاقي :آيا تا كنون سازمانهاي مسئول در اين خصوص تحقيقاتي كارشناسي انجام داده اند ؟ نگين آره كه دروغ گو دشمن خداست .
براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي حق آزادي بيان دارم . پس بايد بنويسم. بایدحرفهایمان را بزنیم - لازم بشه داد هم میزنیم هرچند براي خيلي ها تلخ باشد ٬