• امروز در یکی از شبکه های کردی ویژه برنامه ای برای رضا سقایی تهیه شده بود ٬ مجری برنامه رجب زاده بود ٬ در این برنامه که حدود دوساعت بود تماسهایی با هنرمندان لرستانی که همکاری نزدیکی با این هنر مند ارزنده داشتند گرفته شد ٬ در بخش از این برنامه اطلاعیه هنرمندان ٬ مقا مات کشوری و لشکری کردستان عراق   قرائت شد که این ضایعه را به مردم لرستان تسلیت گفته بودند ٬ گله مندیهای هم بود که چرا تا سقایی زنده بود کسی از او سراغ نگرفت و حالا که رفته است چه زود این همه آه و اشک و ناله ...
  • سقایی ترانه های زیادی خوانده است ٬ اما آنچه او رامعروف کرد دایه ئایه وقت جنگه بود ٬ همان ترانه ای که وقتی در رادیو تلویزیون خوانده می شد همه ملت ایران حماسی می شدند و برای رساندن خود به جبهه ها درنگ نمی کردند ٬ سقایی دیگر در میان ما نیست  هرچند او برای هنر سالها پیش مرده بود ولی بدون تردید نام سقایی برای همیشه بر تارک هنر ایران خواهد درخشید
  • ترانه دایه دایه در اعتراض به رضاشاه و ورود بیگانه ها (انگلیسی ها و روسها) به لرستان ساخته و خوانده شد.
زین و برگم بونیت واو مادیونم
زین و برگم را به مادیانم ببندید

خورم بوریتو سی هالوونم
خبر مرا برای دایی‌های من

ببریددایه دایه وقت جنگه
ای مادر ای مادر هنگام جنگ است

قطار که بالا سرم پورش زشنگ
قطار بالای سرم پر از فشنگ

چیو طلا برق می‌زنه لقام اسبش
لگام اسبش مانند طلا برق می‌زند

کرسیول اسپی بکش خینم حرومت
پسر سبیل سفید(رضاشاه) مرا بکش و خونم حرامت باد

تا قیامت می‌مونه‌ای ننگ به نومت
تا قیامت این ننگ به نامت باقی خواهد ماند

برارونم خیلیین هزار هزارن
برادرانم خیلی هستند هزارهزار (هزاران نفر)

سی تقاص خینه مه سرور میارن
برای تقاص خون من شادی می‌کنند


تاریخچه ترانه دایه دایه وقت جنگه

کلمه «دایه» در لری میان کوه و بالاگریوه (بخش وسیعی از میان کوه لرستان که شامل ایل های میر ، پاپی و دریکوند می باشند شامل طوایفی چون : بهاروند، کرد علی وند ، نجف وند ، کریف وند ، زینی وند، شلووند جودکی و ساکی اند) به معنی « مادر » می باشد و چون سر بیت و برگشت و ترجیع این ترانه حماسی با این نام است لذا در لرستان این مقام موسیقی نیز به نام « مقام حماسی دایه دایه » مشهور شده است .
در جنگ اول جهانی (سال های ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ میلادی یا ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ خورشیدی) که روسها بعنوان متحد انگلیس وارد ایران شده بودند ، در منطقه لرستان تا بروجرد و بخش هایی از غرب کشورمان پیش آمدند . گفته می شود روزی یکی از افسران روسی در بروجرد به یکی از زنان رهگذر که از کوچه ای گذر می کرده ، قصد بی حرمتی داشته است که اهالی لر شهر به دفاع از زن همشهری خود برخاسته و مانع از اجرای این عمل شنیع می شوند . پخش این خبر در لرستان در بین سران ایل ها و طوایف پیش کوه و پشت کوه سبب تحریک افکار عمومی الوار جهت هم پیمانی با یکدیگر با هدف بیرون راندن روسها از منطقه لرستان می شود و لرها موفق می شوند در نبرد و درگیری های مختلف قوای روسیه را تا قزوین مجبور به عقب نشینی نمایند. در درگیری مردم لرستان با روسها طوایفی از بیرانوند ، بالا گریوه و سگوند حضور فعال داشته اند
در بخشی از «ترانه اصلی دایه دایه» ، آنجا که می گوید « نازی تو سی بکو جومه ورته » منظور از نازی خانم نازی بیرانوند مادر فاضل اسد خان از زنان متهور لرستان است که هر دو فرزندش از مردان شجاع منطقه بوده اند.


این ترانه را ابتدا محمد میرزا وندی خواند .داستان زندگی وی اینگونه است:

یک جوان لر به تهران آمد، و مقام‌نخستِ بهترین خواننده فلوکلر را به خود اختصاص داد. «محمد میرزاوندی» با صدای گرم و رسائی که داشت خیلی زود محبوب عام و خاص شد و ترانه‌ی‌ «دایه ‌دایه‌ وقت جنگه» را ورد زبان‌ها کرد. میرزاوندی از آن پس علاوه بر این‌که در ایران خوش درخشید، در اقصی‌ نقاط دنیا نیز برنامه‌هایی اجرا کرد و مورد استقبال قرار گرفت. اما دیری نپایید که او در پی یک عارضه از خواندن باز ماند. او چندین سال است که دیگر نمی‌خواند . هرچند که هنوز موقع صحبت کردن کمی لکنت‌زبان دارد اما جالب است که وقتی می‌خواند اثری از لکنت‌زبان در خواندان‌اش احساس نمی‌شود. با این وجود نمی خواند!



__________________