اوفيش بيمه رئيس
لرد انگلیسی+ پسر عموی ايكس - اوفيش بیمه رئیس اداره په پو
در انگلستان وقتی می خواهند کسی را به مسئولیتی بگمارند ٬ ابتدا به اصالت خانوادگی او توجه میشود ٬ جنتلمن بودن ٬ وجود بزرگی در خون و وجود او و دید وسیع از خصیصه هایی است که باید یک مسئول داشته باشد
در دانمارک وقتی قرار است فردی مسئول شود دو سال باید برای آن مسئولیت آموزش بیبیند حتی اگر مسئولیت فروشندگی در یک فروشگاه پوشاک باشد
اما در کوهدشت این ماجرا به گونه ای دیگر است باید پسر عموی آقای .... باشی تا مسئولیت را دو دستی تقدیمت کنند ٬ تخصص نداشته باشی اشکال ندارد ٬ از اصول مدیریت هیچ نمی دانی مشکلی نیست ٬ کافیست چند تا بله قربان ٬ شما درست می فرمائید بگوئید و حکم مسئولیت را بگیری و بعد از آن خودت هم باور کنی که مسئول شده ای ٬ البته اروای ... ات ٬ و شروع کنی به قلع و قمع افراد متخصص ٬ چون نمی توانی بالاتر و متخصص تر از خودت را تحمل کنی ٬ آخه خطر ناکه و شاید برایت بزنن ٬ آنوقت در اداره متبوعت میشوی همه کاره و آقای رئیس ٬ ... و وقتی کسی در اتاق نیست بقول خودمان لوه خنه ای می کنی و می گویی : اوفیش یه مه بیم ٬ گینم اربچو ای میزه ول نیمکم
نتیجه غیر اخلاقی : ما مردم کم توقعی هستیم به همین راضی هستم و بلافاصله هم دور او را می گیرم و همگی متحد و یکصدا می گوئیم : قربان تو راسه مین قربان تو راسه مین
نتیجه اخلاقی : یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ٬ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ٬ اگر چشمهايمان را باز كنيم
براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي حق آزادي بيان دارم . پس بايد بنويسم. بایدحرفهایمان را بزنیم - لازم بشه داد هم میزنیم هرچند براي خيلي ها تلخ باشد ٬