عبدالحسين مظاهري پر كشيد
لس آنجلس : به نقل از مطبوعات فارسي زبان امريكا : خانم فائقه آتشين معروف به گوگوش براي عمل جراحي پلاستيك صورت خود مبلغ ۴۰۰ ميليون تومان هزينه كرد ، به گواه كساني كه تازگي ها او را ديده اند اين عمل جراحي باعث شده است دوران طلايي شاه ماهي هنر ايران دوباره شكوفا شود .
كره شمالي : چند سال قبل ٬دوستي تعريف ميكرد براي انجام ماموريتي دولتي گذرمان به موزه جنگ كره شمالي افتاد ٬خيلي چيزهاي جذاب و جالبي را ديدم ٬ اما آنچه باعث تعجبم شد و با خود عهد كردم هرجا ميروم آنرا براي خلق خدا تعريف كنم دو مورد خيلي مهم بود .
۱- وارد سالني شديم كه در بدو ورود توجهم به اتاقي بزرگ كه با شيشه هاي بزرگي محصور شده بود افتاد ٬ درون اتاق چيزي كه جلب توجه ميكرد درختي بود كه با نورپردازي خاصي جلوه اي زيبا به آن داده بودند ٬ وقتي از راهنماي كره اي موزه در مورد آن درخت پرسيديم او چنين پاسخ داد :اين درخت براي ما كره اي ها تقدس فراواني دارد چرا كه در جنگ سربازان ما از آن استفاده كرده و در سايه اش به استراحت پرداخته اند .
۲- بعد از آن وارد سالن ديگري شديم و اينبار هم چيزي را ديدم كه باعث تعجب من و همراهانم شد ٬ اين تعجب با توضيحي كه همان راهنما ي كره اي موزه داد بر طرف شد ٬ و بعد از آن آه و افسوس همراهان من بود كه شايد همگي در دل حسرت مي خورديم كه آرزو مي كرديم ما هم چون اين سگ ارزش داشيتم ٬ اصل ماجرا اين بود كه درون اتاقكي شيشه اي سگي را ديديم كه فاتحانه به ما مي نگريست ٬انگار فاتح جهان است ٫راهنماي كره اي در مورد اين سگ چنين گفت : متخصيصين تاكسي درمي موزه به پاس خدمات اين سگ بزرگوار كه درجنگ وظيفه نامه رساني از جبهه اي به جبهه اي ديگر را به عهده داشته چنين آماده كرده و در موزه قرار داده اند تا با اين كار به مردم و نسل آينده بگوئيم : در دفاع از كيان مملكت حتي حيوانات هم سهم دارند و ما هم براي اين زحمات آنان ارزش قائليم ٬خوش بحال سگ كره اي
۳- كوهدشت ٬چند روز پيش : عبدالحسين مظاهري جانباز دفاع مقدس در بي خبري رسانه اي به همرزمان شهيدش پيوست ٬ او كه بر اثر نا ملايمات شيميايي سالها بود به شيمي درماني روي آورد ه بود در آخرين روزهاي حياتش بسيار رنجور بود و بارها شاهد بوديم كه از خدا ميخواست زودتر راحت شود ٬ وقتي بياد رشادتهاي اين مرد بزرگ مي افتيم بايد غبطه خورد كه چرا براي مرداني چون عبدالحسين مظاهري كه مردانه برا ي احيا ء نهضت زيباي محمدي جانفشاني كردند خدمات بهتري ارائه نميشود تا شاهد پرپر شدن آنها نباشيم ٬خيلي ها را مي شناسيم كه همچون مظاهري روزگار را به سختي مي گذرانند ٬ آنان را در يابيم ٬ آنان برگردن همه ما حق دارند ٬ شب عمليات آنها برا ما بودند حالا ما براي آنها باشيم .
نتيجه اخلاقي : برادر مسئول بدون ترديد نيك ميداني اين مسئوليت امروز تو حاصل خون شهدا ٬ دلاوري جانبازان و اسارت آزادگان است ٬با ندانم كار ٬ اهمال كاري ٬ با ناراضي تراشي خون آنان را پايمال نكن كه زياد ديده ايم كه انجام شده است .
نتيجه غير اخلاقي : باز هم نيك مي داني كه مسئوليت شما نيزبا توجه به فرهنگي كه در كوهدشت هست در پايان اين دوره از مجلس تمام ميشود ٬ كسي ديگر مي آيد و افراد خودش را مي آورد ٬ مي خوام بگويم آنچه برا ي شما باقيات و صالحات مي ماند سر زدن و دلجويي از خانواده شهدا و جانبازان و آزادگان است ٬ البته نه در قالب ماموريت اداري ٬ خودت تنها برو ٬ بخدا ثوابش بيشتر است .
حرف آخر : گوگوش كسي را دارد برايش خرج كند ٬ موزه كره شمالي هم صاحب دارد ٬ اما امثال دلاور مردان جبهه هاي حق عليه باطل كه كم هم نيستند و به درد و رنج مبتلايند .
عبدالحسين مظاهري ... سكوت ... درد ... رنج ... و بازهم سكوت ...
اميد ...
با تشکر از شما که به یاد بچه های جبهه هستید .من اورا می شناختم عبدالحسین را میگویم مردی بی تکلف وبی ادعا مردی به صداقت باران - به صلابت کوها وبه لطافت گلهای بهاری اورفت تا اندوه هایش را برای همیشه باخودببرد یادش گرامی باد
امید ...
پنجشنبه (۱۸/۷/۸۷)چهلمین روز از پرواز پرستوی عاشقی است که در فراق یار پرپر می زد ودیگر صدای بالهای خسته اش نمی آید اوخاموش شد تا مابیدارشویم
آری شهید عبدالحسین مظاهری هم چهل روز است به خیل یارانش پیوست و بدا به حال ما که ماندیم ودر این وادی غریب دست وپا می زنیم
امااین رسم همسفری نبود که تنها پرواز کنی و........یادش گرامی
توضیح ضروری ...
یک توضیح ضروری در باره این بخش ٬ فضول کوهدشتی یک انسان اجتماعیه ٬ اصلاْ هم از سیاست و سیاسی کاری خوشش نمی آید ٬ چرا اینا روگفتم ٬ میخوام بدور از گرایش های سیاسی افراد در حال حاضر ٬ عکسهای خاطره انگیزی رو از بچه های کوهدشت كه در جبهه بوده اند براتون بذارم ٬ حالا کی کجاست و چکاره است اصلاْ بمن ربط نداره کی از کی بدش مياد و میگه اینو من مي شناسم فلان است و بهمان اصلاْ برای من مهم نیست ٬ ربطی هم بمن نداره ٬ مهم اینه که اینها یه زمانی جانفشانی کردند ٬ براي اين مملكت زحمت كشيدند ، به اعتقاد من حتي اگر پشت جبهه هم بودندارزش داره ازشون تجلیل بشه ٬ در ضمن از وبلاگ محترم مردان کوهستان ٬ شیران لرستان برای در اختیار گذاشتن بخشی از عکسها ممنونم .
شادروان محمد تقي امرايي كه مدتها در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل بود و در اثر حادثه اي كه در رودخانه سيمره رخ داد دارفاني را وداع گفت و بحق او را هم بايد يكي از شهداي اين خطه ناميد چرا كه عليرغم سن كمش زحمات فراواني در منطقه كشيد . روحش شاد و يادش تا ابد گرامي باد .

دو عكس از شهيد محمود رضايي ٬ شهيد كه اخلاق نيكو و رفتار آرامش هر كسي را بسوي او جذب ميكرد .


اينم يه عكس از دلاور كردستان و جبهه هاي جنوب اسماعيل امرايي ٬ بعد از سالها رشادت حق اسماعيل اين نبود كه با تصادف از دنيا برود ٬ولي خداي اسماعيل خوب مي داند او چه زحمت ها براي امنيت در كردستان كشيد و بدون ترديد مزد زحمتش را مي دهد .
رضا عاقل ، از فرماندهان اوليه سپاه كوهدشت ،خيلي وقته ازش بي خبريم ٬ آرام بود و متين و كاردان ٬
يونس آزادبخت ٬حاج محمد آزاد بخت و ... تيموري( بقيه رو نمي شناسم )
اين يه عكس از محسن خالوندي كه فكر كنم الان كرمانشاه زندگي مي كنه ...

حسين علي آزادگان ، آزادبخت ، نمي شناسم
هوشنگ پرواره در حين خنثي سازي مين٬ هوشنگ رو خيلي نمي شناسن در پرونده اش يه چيز مهم هست و اونم اينه كه توسط ايشان يه هواپيماي عراقي ساقط ميشه ٬ حالا خيلي شايد بهش برسن فكر كنن يه آدم جبهه اي نبوده ... ولي بوده خوبش هم بوده ....
با زهم ... شادروان اسماعيل امرايي ٬ شادروان محمد تقي امرايي ...
سعيد قاسمي ، نصرت اله قلندري ٬ شيخ حيدر بازوند ٬اصغر ميرزايي منطقه عملياتي هور الهويزه
حاج حسن باقري ، زماني كه فرمانده سپاه بوكان بود ٬ لبخند مليح يكي از ويژه گي هاي چهره حاج حسن بود ٬ كه البته الان هم هست ٬ نمي دونم كجاست ...

جوان ناكام محمد تقي امرايي .... عزيز علي ذوالفقاري .....
محمد جعفر محمد زاده (هزار ماشالله الان در مجموعه رياست جمهوري مشغوله ٬ لياقتش رو داره ( رزمندگان كوهدشتي)
سعيد قاسمي ٬شهيد صادق يار محمدي ٬ تقوي
بچه هاي گردان محبين ( فكر كنم بيشتر رومشگاني هستند )منطقه عملياتي سايت ۴ ٬قبل از عمليات والفجر مقدماتي٬ اون موقعي كه رضامند فرمانده گردان محبين بود و دولت شاهي فرمانده گردان فتح ٬يادش بخير ...
براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي حق آزادي بيان دارم . پس بايد بنويسم. بایدحرفهایمان را بزنیم - لازم بشه داد هم میزنیم هرچند براي خيلي ها تلخ باشد ٬