بنز ۱۲۰ میلیون تومان فدای سرت ـ چیز ۱۵۰۰ تومانی را بچسب

وهدشت سيتي یه معتاد رو می شناسم که البته الان معتاد نیست و ترک کرده٬ این آدم به اعتقاد من جز استثنایی ترین معتادهایی است که من تا حالا دیدم آخه خودش میگه : معتادی ترک نداره ولی تعطیلی داره ٬ معتاد که می شی هیچی برات ارزش نداره از جمله زن و زندگی و غیرت و ... ٬ معتاد که می شی فقط به یه چیز فکر می کنی ٬ بقول رضا عطاران اون چیز ٬ بگذریم چی میخوام بگم مهمه  در نزد عده ای در کوهدشت مردانگی اینکونه تعریف شده است که اگر کسی نتواند یه لول چیز بکشه مرد نیست ٬ اگه کسی توی عروسی پای بساط کوفت و زهر مار نشینه مرد نیست و بقول اونا بچه ننه است ٬ یادم میاد یکی از اقوام پدرش فوت کرده بود و اون بنده خدا که مدتی از کوهدشت دور بود  در مجلس ختم پدرش  چند نفری بهش گفتند بره چیز بیاره برای مهمانها تا کوفت کنند ٬  تا آبرو داری بشه ٬ اون بنده خدا که داشت از تعجب بقولی  چشاش قیلی ویلی می رفت گفت اگه قراره آبروی اینطوری داشته باشیم نمی خوام و البته گفته های افرادی که  به نیت کشیدن زهر مار به مجلس ختم آمده بودن خیلی خنده دار بود ٬ یکی می گفت : یه دی کیه ٬ دیگری می گفت بوهت بورت ٬ و نفر بعدی که داشت آب دماغش را بالا می کشید میگفت چمر وه ای نهاتی مه نیمه ٬ ... ای قور ای مردیه ٬ و حکایت همچنان ادامه داشت . همگی خمار و... که این خماری هم عالمی داره ٬ همان معتادی که حالا سرحال شده و دارای شخصیت اجتماعیه می گفت: یه روز چند تا معتاد بودیم که همه هم مثل روزهای قبل  خمار٬  آب بینی رو  هر کاری می کردیم جمع نمی شد ٬ به هر بدبختی و فلاکتی بود اندک پولی ( ۱۵۰۰تومان) برای یکبار نئشگی تهیه کردیم  ٬  به محلی رفتیم ٬ اولین نفر که در بین ما از همه سر تر بود و به قولی ما نوچه اش و البته خمارتر از همه ما پشت رل نشست و شروع به کشیدن کوفت کرد ٬ از قضا چشمش به پوستر ماشین بنزی افتاد که روی دیوار بود ٬ در همان حال بین خماری و نزدیک به نئشگی پرسید:  راستی فلانی  قیمت این بنزها چند است؟ و دیگری در عالم خماری گفت فکر کنم ۱۲۰ میلیون تومان ٬ دوست نئشه ما پک دیگری به چیز( کوفت ٬ زهر مار ٬ یرقان ٬ درد ٬ هلاهل ) زد و گفت  :  وه لا  خو ارزونه  ٬

 

نتیجه اخلاقی : برای معتاد زمستان و تابستان ٬ زیبایی بهار معنا ندارد ٬ بهار را به آنان هدیه نمائیم ٬ در هفته نیروی انتظامی همتی بلند و مانوری باید که جارو زده شود جرثومه های فساد٬ دنبال دانه درشت ها باشید که دانه کوچیکا ول معطلند ...برادر چه نشسته ای ٬ که آنان که معتادند  را باید از دست رفته پنداشت بیایید آنان که در مرحله ورود هستند نجات دهیم .