شهردار كوهدشت يكي رو پيدا كن تا بهت كمك كن 

كوهدشت سيتي

سالهاي نه چندان دور يادم مي آيد دوستي داشتم كه يه دفعه و بنا بر روابطي  كه داشت شد شهر دار يكي از شهر هاي همدان ٬‌ وقتي بمن زنگ زد  خيلي تعجب كردم!! البته خودش هم دست كمي از من نداشت چون بقول خوزستاني ها گتره اي شده بود شهر و حالا  بلانسبت شما عين الاغ توش مانده بود كه چه بكنه ٬‌از اونجايي كه يه كم به خزعبلاتي كه توي ذهم ما بود اعتقاد داشت گفت يه كاري بكن ٬‌ كمكم كن و از اين حرفها ٬‌مي گفت نمي خوام جلوي اين همه مهندس و آرشيتكست و چه مي دونم كارشناس شهرداري كم بيارم ٬‌ دوست من درست بود كه در در امورات شهر داري سر رشته اي نداشت  اما خدايش عقل خوبي داشت و مي دونست تويپ رو توي زمين كي بندازه ٬‌الغرض ما هم عقل ناقص رو كار انداختيم و ازش خواستم به كمك دوست شهردار ناشي ام بياد

مغز بنده در فعل و انفعالاتي كه داشت به اين نتيجه رسيد كه به خودم يه ماموريتي بده و راهي سفر بشم !! بله به اين نتيجه رسيدم كه سوار بر مركبي آهنين دور ايران رو براي دوست شهردارم بگردم و از آنچه به نظرم زيبايي است عكس و فيلم تهيه كنم و تقديم نمايم و ايشان هم بر مبناي آنها شهر را بيارايد ٬‌ وقتي پيشنهادم را به شهردار ناشي دادم نزديك بود از خوشحالي پس بيفتد و شهر هم عزار دار شهردارش شود ٬‌ولي بر خود مسلط شد و فوري زمينه اعزام حقير را فراهم كرد ٬ منهم كه فرصتي بهتر از اين د رتمام عمرم براي ايرانگردي نمي يافتم شال و كلاه كرده و همراه آقاي راننده رفتيم ايرانگردي ٬آنزمان هنوز دوربين ديجيتال مرسوم نشده بود كه نگران پر شدن مموري كارت باشم ٬ من بودم و دوربين كانن اف وان٬ ۲۰ حلقه فيلم ۳۶ تايي و عشقي كه به عكس و عكاسي داشتم ٬ از همه ميدانها ٬ خيابانهاي زيبا ٬ نرده هاي خوشگل ٬ سر درب پاركها ٬‌زباله داني ها ٬‌ پاركينگها و هر آنچه در حوزه مديريت شهر داري ها بود براي شهردار خوش اقبال عكس گرفتم و البته خودم هم به مدد اين فكر هوشمندانه ام كلي حظ بردم و ايران را مفتي مفتي ( البته با پول شهرداري) گشتم .

نتيجه اينكه وقتي برگشتم كلي دستم پر بود ٬ از حاصل تلاشم آلبومي تهيه كردم و تقديم شهردار محترم نمودم ٬‌از اين ماجرا من خبر داشتم ٬ شهردار محترم و راننده محرمش كه كلي هم سفارش كرديم  در اين مورد باكسي حرفي نزند ٬ ‌از اون به بعد شهردار با دست پر در جلسات حضور پيدا مي كرد  نمونه عكس هايي كه برايش جالب بود  را به جلسه مي برد و  مي گفت اين سر درب در فلان پارك اجرا شد ٬ اين زباله داني هاي شهري ساخته شود و ...  او موفق شده بود ٬ چرا كه به مدد دوستش  تجربه همه شهر دارهاي ايران در دستش بود ٬ ‌يه گنج عالي  كه فقط او قدرش را مي دانست

مدتي گذشت و من بي خبر از او  و در گير خودم بود ٬‌ بطور اتفاقي در مطبوعات ديدم كه نوشته بود آقاي ... بعنوان شهر نمونه از استان ... انتخاب شد٬ من بدون درنگ بياد سفر خودم افتادم و در ذيل  همان تيتر نوشتم كه او از اطرافيانش خوب استفاده كرد

بازهم مدتي گذشت ٬‌ حالا هم من موبايل دارم و هم دوربين ديجيتال ٬ موبايلم زنگ مي زند ٬ ابتدا صدا برايم ناآشناست و وقتي خود را معرفي مي كند كلي خوشحال مي شوم ٬ بعد از احوال پرسي مي گويد فلاني پيشنهاد استانداري فلان استان را بمن داده اند كمكم  مي كني و من با كمال ميل مي گويم ٬ چشم حتماً ...

و اينبار قرار من به سفر اروپا بروم ... باي باي ٬ ما رفتيم جهانگردي ...


پیام یک هشهری...

چمر هي چمر مگر شما آقاي شهردار قبلي رو نديدي همين كارو كرد شد شهردار نمونه بعدش هم كلي تهمت وافترا وبعد باي باي ؟ آقاي نصيري روميگم .....
اشتباه گرفتي داشم اينجا كوهدشته شورا ي شر (شهر) ؟؟/تصميم مي گيرن ؟