میخواستی کوهدشتی نباشی
هیچ میدانید شرکت تعاونی های مسافربری کوهدشت برای اینکه درآمد بیشتری داشته باشند چه ابتکار عملی بکار برده اند ؟ اونا فقط برای رضایت همشهری ها که از اتوبوسها به جا نمانند ؟ تعداد صندلی های اتوبوس را زیاد کرده اند !! حالا زانوی مسافر شکست به جهنم که میشکنه مهم اینه که مسافر جا نمونه !! مسافر جلو ئی کمی صندلی رو به عقب بکشه!! درسته تو بغل مسافر پشت سری می افته حالا چه زن باشه چه مرد جهنم می خواست سوار نشه !!
همه جا رسمه با احترام وعزت جیره ای که مسافر مفلوک پولشو قبلا داده با احترام به او تعارف می کنند اما مسئولین اتوبوسهای کوهدشت با بی احترامی اونو جلوی مسافر می اندازن ٬ به جهنم می خواستی سوار نشی!!!!! ؟
این جیره یا کیکش کمه ؟ یا ساندیش کمه ؟ یا دستمال نداره ؟ خوب به جهنم !! راننده هرجا دلش خواست وامیسته مسافر خوشش بیاد یا نیاد مهم نیست ؟ مهم قهوه خانه بین راه و طرف قرار داده و اتاق پستو ؟ و .... آخیش !!! راننده راضی باشه مهمه٬ مسافر راضی نیست که نیست به جهنم می خواست سوار نشه ؟
معمولا مسافری که از تهران به کوهدشت بر می گرده میگه خدایا چی میشد من هم تهرانی بودم ؟
وقتی اوضاع واحوال شهری با این مسئولین محترم این چنین قمر در عقربه ٬ اتوبوس ومینی بوس و.... خوب معلومه دیگه آشفته بازاره هرکی واسه خودشه داشم ناراحتی به جهنم می خواست کوهدشتی نباشی ؟ گلم
براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي حق آزادي بيان دارم . پس بايد بنويسم. بایدحرفهایمان را بزنیم - لازم بشه داد هم میزنیم هرچند براي خيلي ها تلخ باشد ٬