هفت خان  رستم یا هفت خان مدیر عامل

 

چند روز پيش به محل دفتر مدير عامل يكي از ادارات كل استان  ... رفتم تا مشكل اداري كه داشتم حل كنم  متاسفانه محل دفتر و ورود وخروج تمام عوض شده بود٬ قبلا براي ديدن مديرعامل از يك در شيشه اي رد ميشديم وبعد از ديدن مدير دفتر چندساعتي منتظر ميشديم وبالاخره موفق ميشديم يا جواب نامه رابگيريم يا ملاقاتي و ديداري پيش مي آمد٬ اما اين بار نه تنها اينچنين نبود بلكه از در شيشه اي اول كه رد شديم با دفتر نگهباني دفتر مدير دفتر عامل برخورد كرديم ٬ مقداري توضيح داديم وعلت مراجعه را براي ايشان مفصل تعريف كرديم وبعد از عبور ازخان اول يعني  (در شيشه اي ) و خان دوم يعني (نگهبان ) به خان سوم رسيديم يعني دفتر مديردفتر مديرعامل ، بعداز توضيحاتي كه براي ایشان داديم وسئوالاتي جديد به خان چهارم يعني در شيشه اي دوم رسيديم  سپس به خان پنجم يعني دفترمراجعين به دفتر مديرعامل رسيديم آنجا هم توضيحات مفصل تري داديم و ايشان ما را مودبانه به سكوت و نشستن وانتظار  دعوت فرمودند ماهم اطاعت امر كرديم ودر انتظار ساعت موعود نشستيم مدتي طول كشيد .

 تا نامه مارا ازخان ششم به داخل دفترمدير بردند انتظار طولاني شد كمي به خودمان تكاني داديم وعرض كرديم قبله ي عالم سلامت باشد از نامه خبري نيست  مدير دفتر مراجعين مديرعامل بايك نگاه كاملا مودبانه كه موي بربدنمان سيخ شد از جايش بلند شد وبه داخل دفتر مدير عامل رفتند انتظار كمي تامقداري طول كشيد و ما غافل از عبور زمان ، ايشان برگشتند وفرمودند مدير براي اداي فريضه نمازتشريف برده اند ٬ پرسيديم مگر دفتر مدير چند تا در دارد كه ما نه آمدنش را ديديم ونه رفتنش را ؟بالاخره مدير از نماز فارغ شدند و نامه ي ما كماكان بر روي ميز مدير منتظر  براي تيمار كردن ودست مبارك مدير وامضاء
بله قصه هفت خان رستم  تمام نشد و مدير پاراف فرموده بودند ٬ فلان دفتراقدام نماید٬ يعني به خان هفتم مراجعه شود ٬  يعني هرچه رشته بوديم پنبه بود چرا كه اصلا كسي نه حرف هاي مارا شنيده بود ونه متوجه عرايض ما ؟ دوباره همان راه را برگشتيم وبه خان هفتم  كه رسيديم  گفتند ايشان ماموريت رفته اند وتا فردا نمي آيند . بله عزيزان ، ما دست از پا درازتر به شهرستان برگشتيم تا ببينيم آيا فردا عمري باقي خواهدبود  وموفق خواهيم شد؟  .

يك سئوال : اين شعار از مردم فاصله نگيريد چه معني داشت ؟ آيا بستن در ها به روي مردم از صفتهاي كداميك از معصومين ومومنين وخدمتگزاران مردم است ٬  اگر اينها واقعيت دارد چرا رياست جمهوري به استانها مي روند تا از نزديك با مردم تماس داسته باشند  ولي اين متوليان دون پايه وبي مايه دربها را مي بندندكه نكند خداي ناكرده چشمشان به مردم بفتد ( البته از حق نگذريم دكوراسيون داخل دفتر واينترنت مجاني وپر سرعت وبرنامه هاي .... كمي حق را بايد به بعضي مديران  داد كه خستگي در كنند٬ بابا ما چقدر بي انصافيم مردم ميلياردها تومان ميدهند يك متر از برج ميلاد مي خرند كسي هم ككش نمي گزد ، حالا مدير عامل شركتي يا اداره اي چند لحظه اي درخلوت خودش كه سالها درفكر اين طور موقعيت هائي اين چنيني بوده  گناه كرده است كه .... زبونمونو گاز بگيريم آخه مگه كردان بيچاره چكاركرده بود او فقط ديپلم  نداشت بیچاره .....؟كي بكيه بابا؟ تاریکیه تا..........ری         کیه

نظر یادت نره ثواب داره