دلم برای قاضی های کوهدشت می سوزد

حرف اول چند روز پیش گذرم به دادگاه کوهدشت افتاد برای گرفتن عدم سو ء پیشینه ، باور کنید هرچه چشم انداختم در بین مراجعه کنندگان آدم آشنایی را بیابم  موفق نشدم  ، چهره همه کسانی که مراجعه کننده بودند  و در گیر با هم نا آشنا بودند  ٬ و و به عبارتی حاشیه نشینانی که نام کوهدشت را بر خود دارند وصد افسوس که هیچ تعصبی هم بر نام کوهدشت ندارند ٬ چرا که اگر داشتند  باعث این همه بی آبرویی های متعدد نمی شدند ٫ هیهات که قاضی های محترمی که از اقصی نقاط کشور به کوهدشت می آیند اینها را به نام کوهدشتی  می شناسند .

حرف دوم ٬ دلم برای قاضی های کوهدشت می سوزد ٬ چون بندگان خدا هر جوری که حکم بدهند متهم هستند ٬ چرا که کسانی که به عنوان شاکی و متشاکی  به دادگاه می روند بدون آگاهی از موارد قانونی تفسیر خود از قانون را دارند و این بدترین نوع نگاه به قضاوت است ٬ هرکدام  خود را محق می دانند و رای قاضی به نفع دیگری را منصفانه نمی دانند ٬ در صورتی که در این میان یکی مقصر است و لی آنها هر کدام چنین بیان میدارند حق با من است

حرف سوم ٬ بیاید کاری کنیم که قاضی ها بیکار شوند ٬ یعنی با تفاهم با هم حرف بزنیم ٬ برای هم ارزش قائل شوم ٬ قبل از اینکه زننده حرف های بیخود و بی جهت باشیم  مقداری هم شنونده باشیم   حرفهای طرف مقابل را گوش دهیم شاید کارمان به دادگاه و محاکم قضایی نکشد .

باور کنیم سخت نیست

نظر یادت نره ثواب داره