دیدار شهدا و خانواده افتاد به قیامت
شهدائي و خانواده هايشان درآرزوی دیدار
كجايند آن شيران روز و زاهدان شب كه در هريورشي عرصه را بر بعثيان كافر تنگ و تنگ تر مي كردند و با خون رنگین خود نوشتند هيهات من ذله تا ببينند كه در كوهدشت بخشی از مسئولين شهرشان شيران پاستوریزه شبند و زالو صفتان روز!! این روزها در کوهدشت خانواده های معظم شهدا كه شاهد پر پر شدن جگر گوشه هايشان در سالهای دفاع مقدس بودند و تن خونين آنها را درآغوش گرفتند در انتظار سنگ مزاري و ديداري با آنها هستند ٬ اما آیا تا کی باید این انتظار ادامه یابد خدا می داند؟ در كنارتلي از خاك مانند زمان بمباران صداميان در گوشه ، گوشه ي بهشت زهرا به دنبال مزارعزيزي مي گردند. تا نجوایی عاشقانه داشته باشند ٬ اما آنچه دیده میشود ديوارهاي نيمه ساخته ، محوطه اي پراز خاك و خاشاك ُ تابلو های افتاد بر زمین ٬ و افسوس که بین شهر داری و بنیاد شهید بازی عمو زنجیر باف در جریان است !! کی بود کی بود من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود !!... اما حکایت مسئولین ما با چهره هاي سفيد و نوراني به مدد صابونهای فرنگی ( ازمحل كارشان تكان نمي خورند كه آفتابي ببينند) و تسبيح هاي شاه مقصود بر دست وپيشاني هاي پينه بسته ( قبل از رياست پينه اي بر پيشاني نبود)!!! حكمتي دارد اين پينه هاي پيشاني دیدنیست !! جانم بفدایش ٬ فقط مولا علي (ع)ميدانست اینان کیانند ؟ كه درجنگ جمل فرمود : نيزه براين پيشاني ها بزنيد...؟ بیاد داریم موقعي عده اي مي گفتند : تقوا يعني چه ؟ و به مزاح جواب چنین بود که مانند دكمه اي كه فلاني بر يقه اش زده است ( هرموقع لازم بود بازش مي كنند با يك تقه و هر وقت خواستند مي بيندنش با يك تقه ) بعد از رسيدن به رياست.. بازهم درد و رنج و ... عکسهای بهتر از هزاران حرف و حدیث ...






براساس اصول 23-24و26 قانون اساسي حق آزادي بيان دارم . پس بايد بنويسم. بایدحرفهایمان را بزنیم - لازم بشه داد هم میزنیم هرچند براي خيلي ها تلخ باشد ٬